iranzamin22.ir

نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

بررسی نیسان ۳۷۰Z مدل ۲۰۱۹

بدون دیدگاه


در جهان خودروهای کلاسیک مدل‌های Z نیسان جایگاه ویژه‌ای دارند. نیسان ۳۷۰z در ده سال گذشته، از جهت تمامی ارزش‌ها، رو به جلو حرکت کرده و از کیفیت بالایی برخوردار شده است. اولین نسل از داتسون ۲۴۰z از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ به فروش می‌رسید. مدل ۳۰۰zx نیسان نیز از سال ۱۹۹۰ میلادی تاکنون در بازار جولان می‌دهد.

نیسان 370Z
۳۷۰z هم اینک در یازدهمین سال تولید خود قرار دارد و تغییرات چندانی را نسبت به سال ۲۰۰۹ که جایگزین ۳۵۰z شد، به خود ندیده است. فروش نیسان ۳۷۰z در ایالات متحده با کاهش مواجه شده و به ۴۶۱۴ دستگاه در سال ۲۰۱۷ رسیده است و در سال جاری نیز با ۲۵ درصد کاهش نسبت به زمان مشابه سال پیش مواجه بوده است.

نیسان 370Z
مدل ۳۷۰z اینک به دومین محصول کم فروش شرکت نیسان پس از GT-R بدل شده و با این وجود، همچنان پس از حدود یک دهه تغییر خاصی در آن ایجاد نشده است. بهای نسخه پایه ۳۷۰z در حدود ۳۰ هزار دلار است و با ۳۳۲ اسب بخار قدرت نهفته در زیر کاپوت، این کوپه دیفرانسیل عقب چندان هم خودروی دمده ای محسوب نمی‌شود. سال گذشته نیز نیسان تلاش نمود تا با ارائه نسخه heritage که برخی آپشن ها نظیر: آینه‌های جانبی مشکی، گرافیک بیرونی مشکی براق، دوخت زرد رنگ پوشش های چرمی کابین و تزیینات چرمی زردرنگ غربیلک فرمان بر آن مضاف شده بود، کمی بر جذابیت مدل پایه این خودرو بیافزاید. لازم به ذکر است نسخه heritage در رنگ‌های زرد، آبی و مشکی به فروش می‌رسد. بهای نمونه مورد بررسی به همراه کفپوش ۱۴۰ دلاری به ۳۱,۸۰۵ دلار رسیده است. این قیمت در حدود ۱۵۹۵ دلار کمتر از مزدا میاتا MX-5 با قدرت ۱۵۵ اسب بخار و پیشرانه ۲ لیتری است.

نیسان 370Z
خودروی ۳۷۰z با پیشرانه V-6، بسیار سریع‌تر از مزدا میاتا است. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتربرساعت این خودرو برابر ۵ ثانیه بوده و نتایج حاصل از آزمون یک‌چهارم مایل آن هم برابر ۱۳.۶ ثانیه در سرعت ۱۷۰٫۶ کیلومتربرساعت بوده است. میزان شتاب ۳۷۰z تقریبا معادل مدل ۳۰۰zx توربو ۱۹۹۱ است.

نیسان 370Z
پیشرانه‌های سری VQ نیسان  از سال ۲۰۰۲ تا کنون نیروبخش انواع و اقسام خودروهای سدان، پیکاپ و شاسی بلند نیسان بوده‌اند. ۳۷۰z به نمونه ۳.۷ لیتری با ضریب تراکم ۱:۱۱ مجهز شده که حداکثر توان خروجی آن در دور موتور ۷۰۰۰rpm قدرت خود را به نمایش می‌گذارد. همچنین حداکثر گشتاور این پیشرانه برابر ۳۶۶ نیوتن‌متر است که در دور موتور ۵۲۰۰rpm نمایان می‌شود.

نیسان 370Z
همچنین میزان زیادی گشتاور در دورهای پایین موجود است که رانندگی با ۳۷۰z را در سطح شهر تسهیل می‌کند. گیربکس شش سرعته این خودرو دارای ضرایب دنده نسبتا کوتاه است و به همین دلیل خودرو در سرعت‌های بالاتر نیز شتاب‌گیری خوبی دارد و کمتر احتیاج به معکوس کشیدن در این خودرو احساس خواهد شد.

نیسان 370Z
متاسفانه لرزش‌های زیادی در اهرم تعویض دنده حس می‌شود، تا حدی سنگین و سفت به نظر رسیده و همانند پدال کلاچ عملکرد دلنشینی ندارد.

نیسان 370Z
برخلاف سنگینی و سفتی بیش از حد اهرم تعویض دنده، غربیلک فرمان ۳۷۰z بسیار نرم بوده و به راحتی با یک انگشت چرخانده می‌شود.

نیسان 370Z
پنل کیلومترشمار پشت غربیلک فرمان جانمایی دقیق و بسیار مناسبی داشته و درست در همان جایی است که باید برای یک خودروی اسپرت در نظر گرفت.همچنین یک نشانگر دمای روغن هم وجود دارد که این روزها دیگر غیر معمول به نظر می‌رسد. چراغ نشانگر قرمز رنگ دنده‌ها هم در دور موتور ۷۰۰۰rpm شروع به چنگ زدن می‌کند.

نیسان 370Z
ادوات داخلی کابین به خوبی در کنار هم گردآوری شده است. فقدان امکانات مدرنی نظیر صفحه نمایشگر لمسی، سامانه‌های کمکی راننده همچون مانیتورینگ نقاط کور کاملا احساس می‌شود.

شاسی ۳۷۰z با ساختار استرات-تاور سه نقطه‌ای در جلو و وجود یک میله استحکام بخش در عرض فضای زیرین صندوق عقب، قرص و محکم جلوه می‌کند. با وجود توزیع ۵۵٫۲ درصدی وزن ۱۵۰۹ کیلوگرمی این خودرو در بخش جلو اما ۳۷۰z از تعادل خوبی حتی در حین عبور سریع از روی ناهمواری های سطح جاده برخوردار است. لکن در سرعت‌های بالاتر ناگهان عملکرد سامانه تعلیق به صورت ناامیدکننده‌ای، غیرمطمئن به نظر می‌رسد. همچنین مقدار زیادی کم‌فرمانی در دماغه ۳۷۰z پدیدار خواهد شد.

نیسان 370Z
نتایج حاصل از تست شتاب جانبی این خودرو ما را به ثبت رکورد ۰٫۸۹g رساند که با مزدا میاتا برابری می‌کند. همچنین در سرعت‌های بالا، عملکرد پدال ترمز چندان باب میل ما نبود و کمی طولانی و بیش از حد تقویت شده جلوه می‌کند. پس از فشردن ترمز، ۳۷۰z از سرعت ۱۱۲ کیلومتربرساعت در فاصله ۵۴٫۸۶ متری به طور کامل متوقف شد که حدود ۱٫۵ متر طولانی‌تر از رکورد ترمز میاتا است.

نیسان 370Z
همچنین عملکرد دیفرانسیل خودرو هم کمی با مشکل مواجه است. اگر شما سامانه کنترل پایداری را خاموش کنید، در عبور از پیچ‌های باریک کمی با مشکل و محدودیت مواجه خواهید شد. البته با سفارش دیفرانسیل لغزش محدود و پرداخت بهای ۳,۷۳۰ دلاری آن، این مشکل تا حد زیادی برطرف خواهد شد. همچنین با پرداخت این مبلغ، یک مجموعه ترمز بزرگتر و رینگ‌های ۱۹ اینچی هم به خودروی شما اضافه خواهد شد.

نیسان 370Z

آنگونه که ما اطلاع داریم، هنوز خبری از کار بر روی تولید نسل هفتم مدلهای Z نیسان آغاز نشده و معلوم هم نیست که چه زمانی این پروژه اجرا خواهد شد. امیدواریم هر چه زودتر شاهد شروع این امر باشیم، چراکه با توجه به معرفی نسل جدید تویوتا سوپرا اصلا جایز نیست که ۳۷۰z با همان تکنولوژی و شمایل قدیمی به کار خود ادامه دهد.

منبع: caranddriver






مایک فلوویت مدیرعامل مک لارن که در مراسم SMMT حضور داشت خواستار جایگزین شدن مسابقه وزن با مسابقه سنتی اسب بخار شد زیرا در آینده به‌سوی محصولات کاراتری حرکت می‌کنیم.


در دنیایی که سدان ها و شاسی بلندهایی با قدرت بیشتر از ۶۰۰ اسب بخار وجود دارند سوپرکارهای جدید باید قدرتی در حد ۷۰۰ اسب بخار و بالاتر داشته باشند. این امر نگرانی‌هایی درباره یک جنگ اسب بخار تمام‌عیار را ایجاد کرده و البته هیچ نشانه‌ای از فروکش کردن این روند به چشم نمی‌خورد.


قطعاً مشاهده خودروهایی با قدرت ۶۵۰، ۸۰۰ و حتی ۱۵۰۰ اسب بخار فوق‌العاده است اما موضوعاتی همچون قوانین آلایندگی سخت‌گیرانه‌تر نهایتاً خودروسازان را مجبور خواهند کرد تا رویه خود را تغییر داده و به منظور استخراج پرفورمنس بیشتر روی دیگر جنبه‌ها نیز تمرکز کنند.


رئیس مک لارن می‌گوید صنعت خودروسازی به منظور توسعه همکاری‌ها در بخش قوای محرکه آینده و همچنین استفاده هوشمندانه از متریال سبک‌تر باید با دولت‌ها همکاری کند. این موضوع باعث کاهش وزن خودروها و بنابراین کاهش نیاز به قدرت بیشتر می‌شود.

مکلارن 720S
فلوویت می‌گوید تکنولوژی توسعه یافته توسط کمپانی‌های تولید محدودی همچون مک لارن در نهایت باعث کمک به کل صنعت خودرو خواهد شد. این برند مرکز تکنولوژی کامپوزیت جدیدی را در شفیلد به زودی افتتاح می‌کند و برنامه‌هایی برای یافتن روش‌های جدید برای ساخت قطعات فیبر کربنی سبک‌تر و قوی‌تر دارد.


فلوویت گفته است:

هم‌اکنون ما فرصتی فوق‌العاده برای پیشرو بودن در مسابقه جدید وزن داریم و با این کار می‌توانیم به اهداف زیست‌محیطی که روز به روز سخت‌گیرانه‌تر می‌شوند دست یابیم.

او ادامه می‌دهد:

واضح است که موفق بودن در کاهش وزن محصولات نیازمند همکاری نزدیک صنعت خودرو و دولت می‌باشد تا بدین ترتیب مزیت‌های آن هم برای دولت و هم برای مشتریانی که به دنبال خودروهایی کم‌مصرف‌تر هستند آشکار شود.


آیا این اولین نشانه از کاهش سرعت مسابقه اسب بخار است؟ باید منتظر ماند و دید.


اگرچه خودروسازان بیشتر از هر زمان دیگری به فکر تولید کراس اوورها و شاسی بلندها هستند اما داج چارجر در مدل سال ۲۰۱۹ خود برخی بهبودها را به منظور جلب‌توجه خریداران داشته است. از سال ۲۰۰۸ تاکنون فروش چارجر و چلنجر ۷۰ درصد افزایش یافته و از سال ۲۰۱۴ تاکنون نیز فروش مدل‌های پرفورمنس از ۴ به بیش از ۲۵ درصد رسیده است.


بازنگری در تعداد تریم ها باعث شده چارجر با شش نسخه عرضه شود که از مدل پایه SXT تا نسخه ۷۰۷ اسبی هلکت را شامل می‌شود. این خانواده همچنین شامل ‌تریم های GT، SXT AWD، R/T و R/T اسکات پک است.


اگرچه چارجر هلکت همان قدرت ۷۰۷ اسب بخاری و گشتاور ۸۸۱ نیوتون متری را از پیشرانه ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار به دست می‌آورد اما دارای برخی خوبی‌های چلنجر دیمن می‌باشد. مدل سال ۲۰۱۹ چارجر هلکت هم‌اکنون از دستیار لانچ، چیلر ویژه و رزرو گشتاور سود می‌برد. سیستم چیلر یاد شده پس از خاموش شدن پیشرانه اقدام به خنک کردن سوپرشارژر می‌کند درحالی‌که رزرو گشتاور نیز سوپاپ میانبر به سوپرشارژر را می‌بندد. این سیستم جریان سوخت و جرقه را به منظور توازن دور پیشرانه و گشتاور مدیریت می‌کند و این کار بنا به گفته داج گشتاور رزروی را تولید می‌کند که شتاب گیری بهینه‌ای را در پی دارد.


از دیگر تغییرات این خودرو می‌توان به پشت آمپرهای جدید، آپشن کاپوت مشکی، رینگ‌های ۲۰ اینچی جدید و پکیج کابین آلکانترا اشاره کرد. مدل هلکت همچنین دارای جلوپنجره جدید با دو ورودی هوا می‌باشد.


چارجر R/T اسکات پک نیز از همان جلوپنجره پرفورمنس جدید و دو ورودی هوا سود برده و قدرت ۴۸۵ اسب بخاری و گشتاور ۶۴۴ نیوتون متری دارد. این خودرو نیز به‌صورت استاندارد دارای دستیار لانچ بوده و دکمه‌های جدید روی داشبورد اجازه دسترسی سریع به سیستم لانچ کنترل را می‌دهند. همچنین نشان اسکات پک جایگزین نشان R/T شده است. از جمله آپشن های این خودرو می‌توان به کاپوت مشکی، نوارهای کربنی دوگانه و سیستم تعلیق با دامپرهای تطبیقی بیلشتین اشاره کرد. داج می‌گوید قیمت پایه این نسخه کمتر از ۴۰ هزار دلار است.


به مدل R/T می‌رسیم که دارای کاپوت، اسپویلر، ورودی‌های هوای جانبی و صندلی‌های جدید است. این نسخه از سیستم تعلیق پرفورمنس جدید، پدال شیفترهای روی غربیلک فرمان، صفحه‌نمایش ۸٫۴ اینچی و رینگ‌های ۲۱ اینچی کربنی و مشکی سود می‌برد. پیشرانه ۸ سیلندر ۵٫۷ لیتری چارجر R/T خروجی ۳۷۰ اسبی و گشتاور ۵۳۵ نیوتون متری دارد.


اما تریم جدیدی که برای مدل سال ۲۰۱۹ در نظر گرفته شده SXT AWD است. این چارجر چهار چرخ محرک دارای جعبه انتقال فعال و سیستم قطع ارتباط اکسل جلو به منظور کاهش تلفات قدرت پیشرانه است. پیشرانه ۶ سیلندر پنتاستار این نسخه خروجی ۳۰۰ اسبی و گشتاور ۳۵۸ نیوتون متری دارد. آپشن های SXT AWD عبارت‌اند از چرم ناپا، صندلی‌های اسپورت و رینگ‌های ۱۹ اینچی. همچنین پکیج آب‌وهوای سرد هم عرضه شده که شامل غربیلک فرمان گرم شونده و صندلی‌های راننده و سرنشین گرم شونده می‌باشد.


دومین تریم جدید چارجر GT است که نباید آن را با چلنجر GT AWD اشتباه گرفت. این نسخه از همان پیشرانه ۶ سیلندر SXT AWD استفاده می‌کند و دارای سیستم تعلیق پرفورمنس، صفحه‌نمایش ۸٫۴ اینچی و پدال شیفترهای روی فرمان می‌باشد. رینگ‌های ۲۰ اینچی را نیز می‌توان به‌صورت سفارشی خریداری کرد. این نسخه نیز از پکیج آب‌وهوای سرد سود می‌برد.


چارجر SXT هم نسخه پایه است که دارای قدرت ۲۹۲ اسبی و گشتاور ۳۵۲ نیوتون متری می‌باشد. این نیرو از طریق یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک به چرخ‌ها منتقل می‌شود. از جمله آپشن های این خودرو نیز می‌توان به کابین چرم ناپا، پکیج مشکی شامل رینگ‌های ۲۰ اینچی تیره و پکیج آب‌وهوای سرد اشاره کرد.


داج رنگ‌های بدنه گوناگونی را با نام‌های منحصربه‌فرد عرضه می‌کند. این خودرو در مدل سال ۲۰۱۹ خود دارای رنگ‌های آبی، خاکستری، سبز، مانگو، کریستال گرانیت، آبی ایندیگو، فولادی ماکزیمم، قرمز اکتان، مشکی، پلام کریزی، نیکل و سفید می‌باشد.


پیش‌فروش این خودرو از ماه جاری آغاز شده و اولین نسخه‌ها در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۱۸ به دست مشتریان خواهد رسید.


درحالی‌که نسل قبلی هیوندای سانتافه در کشورمان غوغایی به پا کرده و قیمت آن با قیمت خودروهای سطح بالا در سراسر دنیا برابری می‌کند، قیمت و مشخصات کامل نسل جدید آن در بازارهای جهانی اعلام شده است.


پیرو رونمایی در نمایشگاه خودروی نیویورک، هیوندای جزئیات مربوط به قیمت‌گذاری سانتافه ۲۰۱۹ را اعلام کرد. قیمت پایه این خودرو در آمریکا برابر با ۲۵۵۰۰ دلار است. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که حتی اگر قیمت دلار را ۱۰ هزار تومان نیز در نظر بگیریم، قیمت نسل جدید به حدود ۲۵۰ میلیون تومان می‌رسد!


اگرچه قیمت نسل جدید سانتافه نسبت به قبل ۵۵۰ دلار افزایش یافته اما این کراس اوور کاملاً جدید دارای طراحی لوکس‌تر، مصرف سوخت کمتر و سیستم‌های کمک‌راننده بیشتر می‌باشد.

هیوندای سانتافه 2019
نسخه پایه سانتافه SE 2.4 به‌صورت استاندارد با چراغ‌های جلوی خودکار و رینگ‌های آلیاژی ۱۷ اینچی عرضه می‌شود. این خودرو همچنین دارای سیستم تهویه مطبوع، شیشه‌ها و قفل مرکزی برقی، دوربین دنده‌عقب و صفحه‌نمایش ۷ اینچی به همراه اندروید اتو و اپل کارپلی می‌باشد.

هیوندای سانتافه 2019
از نظر ایمنی این خودرو از بسته اسمارت سنس هیوندای سود می‌برد که دربردارنده سیستم پایش نقاط کور، دستیار حفظ خودرو بین خطوط، دستیار نوربالا و پیشگیری از برخورد از جلو می‌باشد. از دیگر ویژگی‌های سانتافه می‌توان به هشدار ترافیک پشتی و کروز کنترل هوشمند با حالت توقف و حرکت اشاره کرد.


نیروبخش این نسخه پیشرانه ۴ سیلندر ۲٫۴ لیتری است که قدرت ۱۸۵ اسب بخاری و گشتاور ۲۴۱ نیوتون متری دارد. پیشرانه یاد شده به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل شده و البته با پرداخت ۱۷۰۰ دلار می‌توان سیستم چهار چرخ محرک را نیز سفارش داد.


مدل بعدی سانتافه SEL 2.4 است که قیمت پایه ۲۷۶۰۰ دلاری داشته و از ظاهر لوکس‌تر شامل مه شکن‌ها، آنتن بال کوسه‌ای و آینه‌های جانبی با چراغ‌های راهنما سود می‌برد. کابین نیز تغییراتی داشته و شامل صندلی‌های جلوی گرم شونده، صندلی برقی راننده با تنظیم در ۸ جهت و صفحه‌نمایش ۷ اینچی رنگ در پشت آمپرها می‌باشد. دیگر ویژگی‌های این نسخه عبارت‌اند از سیستم ارتباط بلولینک و ورود و استارت بدون کلید.

هیوندای سانتافه 2019 جدید
نسخه سطح میانی SEL Plus 2.4 قیمت آغازین ۲۹۸۰۰ دلاری دارد. این نسخه در ظاهر خود از ریل‌های سقف، درب پشتی هندزفری و رینگ‌های ۱۸ اینچی سود می‌برد. از جمله تجهیزات استاندارد این نسخه می‌توان به سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای، فرمان پوشیده از چرم و آینه وسط با قابلیت تیره شوندگی خودکار اشاره کرد. خریداران همچنین به صندلی‌های ردیف دوم کشویی و سیستم صوتی اینفینیتی با ۱۲ بلندگو و یک ساب ووفر دسترسی خواهند داشت.

هیوندای سانتافه 2019 جدید
خریدارانی که به دنبال سانتافه لوکس‌تر هستند می‌توانند مدل لیمیتد ۲٫۴ را انتخاب کنند که قیمت ۳۲۶۰۰ دلاری داشته و به چراغ‌های LED، سانروف پانورامیک و عناصر کرومی بدنه مجهز است. صندلی برقی سرنشین با تنظیم در ۸ جهت و پوشش چرمی کابین نیز از دیگر موارد برجسته این نسخه می‌باشند.

هیوندای سانتافه 2019 جدید
مدل‌های لیمیتد را می‌توان به‌صورت سفارشی با پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری توربو که قدرت ۲۳۵ اسبی و گشتاور ۳۵۳ نیوتون متری دارند هم خریداری کرد. این یک آپشن ۱۶۰۰ دلاری است اما هیوندای رینگ‌های ۱۹ اینچی و پکیج تریلر را نیز برای آن در نظر گرفته است.

هیوندای سانتافه 2019 جدید
نهایتاً به نسخه پرچم‌دار سانتافه اولتیمیت ۲٫۴ می‌رسیم که قیمت ۳۵۴۵۰ دلاری دارد. این نسخه دارای غربیلک فرمان گرم شونده، صندلی‌های جلوی گرم/سرد شونده، صندلی‌های عقب گرم شونده و سیستم اطلاعات سرگرمی با صفحه‌نمایش ۸ اینچی و جی‌پی‌اس می‌باشد. برف‌پاک‌کن‌های حساس به باران، شارژر بی‌سیم گوشی و هدآپ دیسپلی رنگی نیز در لیست تجهیزات استاندارد به چشم می‌خورند.

سانتافه اولتیمیت هم با پیشرانه ۲ لیتری توربو در دسترس است اما موضوع جالب اینکه برای آن باید ۱۶۵۰ دلار بپردازید. این مبلغ ۵۰ دلار بیشتر از آپشن سانتافه لیمیتد می‌باشد.


نشریه اتواکسپرس زمانی که دی اس ۷ کراس‌بک برای اولین بار معرفی شد آن را بهترین خودروی این برند دانست. این خودرو بهتر از دیگر محصولات دی اس بوده اما هنوز هم نتوانسته در مقایسه قبلی از پس ولوو XC40 برآید.


البته آن تست زمانی انجام شد که مدل‌های بنزینی در دسترس نبودند بنابراین یک‌بار دیگر این دو خودرو را در برابر یکدیگر قرار داده‌ایم تا ببینیم کدام‌یک پیروز از میدان خارج می‌شوند. بسیار از خریداران مصرف سوخت را یک فاکتور مهم می‌دانند. این روزها خریداران خودروهای دیزلی کمتر شده و بیشتر به مدل‌های بنزینی روی آورده‌اند.

خب اگر به دنبال خودرویی بنزینی باشید، دی اس ۷ کراس‌بک را باید انتخاب کنید یا ولوو XC40 را؟ برای یافتن پاسخ با ما همراه باشید.

ولوو XC40 T5 AWD اینسکریپشن پرو

دی اس ۷ کراس‌بک پیورتک ۲۲۵ پرستیژ

مدل

۳۷۶۲۰

۳۸۹۹۰ قیمت (پوند)
۴ سیلندر ۲ لیتری توربوی بنزینی ۴ سیلندر ۱٫۶ لیتری توربوی بنزینی

پیشرانه

۲۴۴/۳۵۰

۲۲۲/۳۰۰ قدرت/گشتاور (اسب بخار/نیوتون متر)
۸ سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک ۸ سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل جلو

گیربکس

۶٫۸

۸٫۳ شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت (ثانیه)
۲۲۵ ۲۲۷

حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت)

۸

۹٫۳ مصرف سوخت (لیتر در هر صد کیلومتر)
رنگ بدنه (۷۵۰ پوند)، پکیج نایت ویژن دی اس (۱۴۰۰ پوند)، پکیج ایمنی پریمیوم (۵۰۰ پوند)

آپشن ها

 

  • دی اس ۷ کراس بک

نقاط قوت: کابین جادار، طراحی نامعمول کابین، تجهیزات استاندارد زیاد

نقاط ضعف: کیفیت سواری نه چندان خوب، هیجان رانندگی پایین، قیمت بالا


این خودرو اولین محصولی نیست که از پلتفرم EMP2 استفاده می‌کند اما اولین محصول سفارشی برند دی اس است که بر پایه یک سیتروئن قدیمی بنا نشده است.


این خودرو نیز همانند رقیب سوئدی از تنظیمات مک فرسون در جلو و چند اتصالی در عقب استفاده می‌کند اما تکنولوژی سیستم تعلیق فعال و هوشمند باعث تفاوت آن با ولوو می‌شود.


این سیستم جاده پیش رو را اسکن کرده و می‌تواند سیستم دامپینگ خودرو را به‌صورت خودکار تنظیم کند تا دی اس ۷ کراس‌بک خود را با شرایط جاده وفق دهد. این سیستم از دوربین پشت شیشه جلو و همچنین چهار حسگر و سه شتاب‌سنج استفاده می‌کند تا درباره میزان نیروی دامپینگ تصمیم‌گیری نماید.


همه‌ی این‌ها امیدبخش به نظر می‌رسند اما در عمل می‌بینیم که نتیجه به دست آمده یک سواری متناقض و ناپایدار است. گاهی اوقات خودرو به خوبی از دست‌اندازها عبور می‌کند اما در برخی جاده‌ها نمی‌تواند ناهمواری را مخفی کند و با لرزش و تکان از روی چاله‌ها و دست‌اندازها عبور می‌کند. همچنین سیستم تعلیق بخش عقبی نیز نمی‌تواند با دامپینگ بخش جلویی برابری کند.


سیستم تعلیق نرم هم باعث شده خودرو در زمان‌های ترمز و شتاب به پایین و بالا برود بنابراین در صندلی‌هایی که حمایت چندانی از بدن به عمل نمی‌آورند این ور آن ور خواهید رفت. در کل تجربه رانندگی با دی اس ۷ کراس‌بک نه چندان خوب بوده و لذت‌بخش نیست.


گیربکس این خودروی فرانسوی نیز تعویض‌های کندی داشته و در تست‌های شتاب بین دنده‌ای آن را عقب می‌اندازد. همچنین تعویض‌های این گیربکس نیز به نرمی حریف نیست.


نسخه دیزلی قبلی که تست شده بود در زمان حرکت آرامش خوبی داشته و این مدل بنزینی اندکی بهتر است اما ولوو XC40 نیز همین عملکرد را داشته و در جاده ساکت‌تر می‌باشد.


دی اس ۷ کراس بک از تجهیزات استاندارد زیادی سود می‌برد که در بسیاری از جنبه‌ها با ولوو برابری کرده و در برخی موارد نیز از آن‌ها پیش می‌افتد. رینگ‌های ۱۹ اینچی، صندلی‌های چرمی گرم شونده، چراغ‌های LED، درب پشتی برقی، شارژ بی‌سیم و ارتباط گوشی هوشمند در تریم پرستیژ به چشم می‌خورند.


این خودرو همچنین دارای پشت آمپرهای دیجیتالی ۱۲٫۳ اینچی است که می‌تواند جهت‌های ناوبری و اطلاعات رانندگی زیاد را نشان دهد. دی اس از این نظر با ولوو برابری می‌کند اما صفحه‌نمایش ۱۲ اینچی کراس‌بک به اندازه صفحه‌نمایش ۹ اینچی XC90 پاسخگو و خلاقانه نیست.

البته کابین دی اس ۷ پذیرفتنی بوده و طراحی بصری جالبی دارد. البته فضای آن در مقایسه با رقیب کمی تنگ به نظر آمده اما این به دلیل استفاده از متریال تیره‌تر و شیشه‌های کوچک‌تر است. در عمل کراس‌بک خودروی بزرگ‌تری است و فضای محفظه کاملاً جادارتری نیز دارد.

نظرات آزمایش‌کنندگان

ارتباطات: این خودرو به‌صورت استاندارد دارای اپل کارپلی و اندروید اتو بوده و صفحه‌نمایش بزرگ آن با سیستم‌های مبتنی بر گوشی‌های هوشمند هماهنگی بسیار خوبی دارد.

طراحی: طراحی کابین منحصربه‌فرد بوده و البته باب میل همه نیست. حداقل اینکه این بخش کلافه کننده نبوده و بسیاری از خریداران آن را دوست دارند.

متریال: کیفیت کابین خوب بوده اما اکثر تریم ها کیفیت بالایی در مقایسه با ولوو ندارند و کیفیت ساخت آن کمی پایین‌تر از XC40 می‌باشد.

نقاط قوت: تجهیزات استاندارد زیاد، کابین عالی، پیشرانه قوی و ساکت، گیربکس و سواری خوب

نقاط ضعف: کابین تنگ‌تر از دی اس ۷ کراس بک، برخی مشکلات سیستم اطلاعات سرگرمی

پلتفرم جدید این خودرو به معنی استفاده از زیرساخت متفاوت در مقایسه با برادران بزرگ‌تر XC60 و XC90 می‌باشد. این دو خودرو از معماری SPA استفاده می‌کنند اما XC40 بر پایه پلتفرم CMA ساخته شده است.


این خودرو از پیشرانه بنزینی T5 با قدرت ۲۴۴ اسب بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتون متر سود برده و کاملاً در مقایسه با دی اس دست برتر را دارد. پیشرانه ۲ لیتری ولوو کاملاً توانا نشان می‌دهد.


این خودرو به‌طور قابل‌توجهی سنگین‌تر از دی اس بوده به گونه‌ای که وزن ۱۶۴۶ کیلویی آن در مقایسه با وزن ۱۴۲۵ کیلویی دی اس به چشم می‌آید. علیرغم این موضوع، گیربکس سریع و پیشرانه قوی باعث می‌شود ولوو در تست‌های پرفورمنس سریع‌تر باشد.


در شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت XC40 برتری خود را دیکته کرده است. اگرچه پیشرانه‌های بنزینی این خودروها پرفورمنس مناسبی دارند اما جذابیت آن‌ها بیشتر حول رفاه و ساکتی می‌چرخد. ولوو سروصدای کمتری داشته و در سرعت‌های بالا آرام می‌باشد. قلب آهنین بنزینی T5 نرم‌تر بوده و صدای جذاب‌تری نیز دارد.


سواری راحت یکی از مهم‌ترین فاکتورها بوده و ولوو در آن پیروز است. حتی با وجود رینگ‌های ۱۹ اینچی، عبور از دست‌اندازها در سرعت‌های پایین ناراحتی زیادی در پی ندارد اما رقیب راحتی کمتری داشته و XC40 نیز در سرعت‌های بالاتر خیلی پایدارتر است.


ولوو همچنین در پیچ‌ها آرامش و پایداری بیشتری داشته و فرمان سبک و میدان دید خوب در جلو باعث شده‌اند سواری آن در مقایسه با دی اس ۷ کراس‌بک بهتر و آسان‌تر باشد. صندلی‌ها و موقعیت رانندگی ولوو نیز راحت‌تر هستند.


فاکتور دیگری که باعث تمایز این دو شاسی‌بلند می‌شود کابین‌های لوکس است. XC40 طراحی تر و تمیز و ساده‌تری داشته و از متریال باکیفیتی سود برده است. کابین کراس‌بک طراحی خوبی داشته اما خیلی با کاربر رابطه دوستانه‌ای ندارد.

از جمله تجهیزات استاندارد ولوو XC40 می‌توان به صفحه لمسی ۹ اینچی، سیستم ناوبری، رادیوی DAB و اتصال بلوتوث، سیستم تهویه مطبوع و کروز کنترل، چراغ‌های جلوی LED و صندلی‌های گرم شونده اشاره کرد.

نظرات آزمایش‌کنندگان

داشبورد: متریال باکیفیت و طراحی جالب به این معنی هستند که ولوو در بحث کیفیت کابین از دی اس ۷ کراس‌بک پیشی بگیرد.

سیستم اطلاعات سرگرمی: صفحه‌نمایش تبلت مانند همانند یک گوشی هوشمند کار می‌کند. البته صفحه‌نمایش گاها کند می‌شود.

فضای ذخیره‌ای: ولوو دارای کابینی منعطف بوده و فضای زیادی بین درب‌ها و کنسول مرکزی وجود دارد.

رتبه اول: ولوو XC40

این خودرو چه در فرم بنزینی و چه در فرم دیزلی بهتر از دی اس ۷ کراس بک است. ولوو اگرچه فضای کابین کمتری از حریف دارد اما به خاطر سواری نرم، کابین باکیفیت‌تر و تجهیزات استاندارد بیشتر پیروز میدان لقب می‌گیرد. سواری XC40 هم بهتر بوده و هزینه‌های مالکیت کمتری دارد.

رتبه دوم: دی اس ۷ کراس بک

این خودرو انتخاب اول نیست. کراس بک فضای کابین زیادی داشته و چیزی متفاوت در مقایسه با رقبا ارائه می‌کند اما سواری ناپایدار و هزینه‌های سواری زیاد آن را در مرتبه‌ای پایین قرار می‌دهند. کنترل ضعیف حرکات بدنه روی راحتی تأثیر منفی داشته و باعث کاهش لذت سواری می‌شوند.

منبع: autoexpress






کشور مکزیک از نظر جرم و جنایت حال‌وروز خوشی ندارد و همین امر باعث شده تجارت خودروهای ضدگلوله در این کشور بسیار داغ باشد به گونه‌ای که تولید این‌گونه خودروها در سال جاری افزایش چشمگیری داشته است.


در سال ۲۰۱۷ بیش از ۲۵ هزار قتل در مکزیک رخ داده و این امر باعث شده این کشور بالاترین نرخ جنایت سالانه را داشته باشد. متأسفانه اوضاع در سال جاری بدتر هم شده است.


به همین دلیل است که تأسیسات تولید خودروهای ضدگلوله با افزایش تولید ۱۰ درصدی مواجه شده‌اند و نرخ تولید آن‌ها در سال جاری به ۳۲۸۴ دستگاه رسیده که رکورد بیشترین میزان تولید در سال ۲۰۱۲ را شکسته است.

bullet-proof-car
در واقع تقاضا برای خودروهای ضدگلوله به حدی افزایش یافته که خودروسازان شروع به تولید این‌گونه خودروها در کارخانه‌های خود در مکزیک کرده‌اند. برای مثال آئودی اقدام به تولید نسخه ضدگلوله Q5 کرده است. این خودرو قیمت ۸۷ هزار دلاری در مکزیک داشته و هنوز هم ارزان‌تر از قیمت نسخه افترمارکتی ضدگلوله می‌باشد. یکی از کارشناسان این صنعت تخمین می‌زند یک Q5 ضدگلوله افترمارکتی قیمت بیش از ۹۵ هزار دلاری خواهد داشت و البته گارانتی کارخانه را نیز لغو خواهد کرد.


مالک یکی از کمپانی‌های امنیتی که چندین بار تجربه سرقت و تهدید را داشته می‌گوید هم‌اکنون در مکزیکوسیتی فقط با خودرویی ضدگلوله تردد می‌کند. او می‌گوید: “یکی از جرم‌هایی که ما را تهدید می‌کند آدم‌ربایی است. به همین دلیل است که می‌ترسیم.” او می‌گوید هر دو سال یک‌بار خودروی خود را تعویض می‌کند.


از طرف دیگر کمپانی‌های امنیتی مکزیکی اقدام به گسترش پیشنهادهای اجاره‌ای و لیزینگی خودروهای ضدگلوله خود کرده‌اند زیرا محبوبیت این‌گونه خودروها افزایش یافته است.

انستیتوی بین‌المللی مطالعات استراتژیک در سال پیش مکزیک را دومین شهر خطرناک دنیا نامیده است.

بررسی بیوک لاکراس Avenir مدل ۲۰۱۸

بدون دیدگاه


بیوک برندی است که خودروهای نسبتا لوکس در امریکای شمالی تولید می‌نماید و تصمیم گرفته تا جایگاه خود را در بازار ارتقا دهد. سال گذشته این شرکت خط تولید محصولات لوکس خود موسوم به Avenir را راه اندازی نمود. در سری تولیدات avenir مدلهایی با تزئینات لوکس، کابین بسیار با کیفیت و طراحی خارجی ویژه تولید می‌شوند.

بیوک لاکراس Avenir
انکلیو نخستین مدلی بود که به نسخه Avenir مجهز شد و برای سال ۲۰۱۸، بیوک مدل لاکراس را نیز به آن اضافه نموده است. آیا بیوک لاکراس اونیر نسبت به کیا کادنزا، تویوتا آوالون و یا حتی لکسوس es برتری دارد؟ با ما همراه باشید تا به پاسخ این سوال آگاه شوید.

بیوک لاکراس Avenir
در پیست مخصوص، شتاب صفر تا صد لاکراس اونیر معادل ۵٫۶ ثانیه بوده و نتایج حاصل از آزمون یک چهارم مایل برابر ۱۴.۲ ثانیه و با سرعت ۱۶۰٫۵ کیلومتربرساعت همراه بوده است. یک چنین شتابی ما را واقعا هیجان زده نموده است. همچنین گیربکس اتوماتیک ۹ سرعته نیز بسیار سریع واکنش نشان داده و از ضریب دنده‌های مناسبی برخوردار است.

بیوک لاکراس Avenir
ضمنا مسافت مورد نیاز برای توقف این خودرو از سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت معادل ۳۷٫۵ متر است و کمی لرزش نیز در پدال ترمز احساس می شود. همچنین لاکراس مسیر ۸شکل را در مدت زمان ۲۶.۴ ثانیه و با متوسط چسبندگی ۰٫۶۸g به پایان رسانده است. میزان شتاب جانبی آن نیز برابر با ۰٫۸۴جی است.

بیوک لاکراس Avenir
سیستم تعلیق نسبتا نرم بوده و مقداری کم فرمانی در حین پیچیدن مشاهده می‌شود. آن گونه که ما در آزمایشات خود پی بردیم، لاکراس یک سدان اسپرت نیست و بیشتر مناسب گشت و گذار در بزرگراه است، سواری بسیار دلنشینی دارد و سیستم تعلیق به خوبی ضربات جاده را جذب می‌کند. سرنشینان نیز نسبت به محیط بیرون کاملا ایزوله هستند.

بیوک لاکراس Avenir
از سوی دیگر در جاده‌های پر پیچ و خم، به طرز غیر عادی لاکراس با کم فرمانی مواجه می‌شود که اصلا از خودرویی در این سطح انتظار نمی‌رود. غربیلک فرمان نیز نسبتا نرم است اما خیلی درگیر کننده نیست. سیستم تعلیق بسیار نرم و آسایش بخش است و بر روی ناهمواریها حالتی شناور به کابین دست می‌دهد البته نه آن طور که خیال کنید از روی یک تکه ابر به روی دیگری جهش می کنید.

بیوک لاکراس Avenir
دامپرهای فعال از طریق سفارش پکیج «رانندگی دینامیک» قابل سفارش هستند. همچنین رینگ‌های ۲۰ اینچی و حالت رانندگی اسپرت نیز در بسته مذکور گنجانده شده‌اند. پیشرانه ۳٫۶ لیتری V-6 جنرال موتورز در این خودرو به کار گرفته شده که توانی معادل ۳۱۰ اسب بخار تولید می‌نماید. همچنین گشتاور حاصل از آن نیز معادل ۳۶۳ نیوتن متر است. گیربکس ۹ سرعته بسیار نرم عمل می‌کند و در صورت لزوم، به اندازه یک تا سه دنده معکوس می‌کشد تا عملکرد خودرو در مواقع نیاز دچار ضعف نگردد.

بیوک لاکراس Avenir
قابلیت تعویض دستی دنده‌ها نیز وجود دارد اما بهتر است تا اجازه دهید خود گیربکس وظیفه‌اش را به صورت اتوماتیک انجام دهد. میزان مصرف سوخت لاکراس در سطح شهر و جاده به ترتیب معادل ۱۱٫۲ و ۷٫۸ لیتربر ۱۰۰ کیلومتر است.

بیوک لاکراس Avenir
در مقام مقایسه، کیفیت سواری کیا کادنزا تقریبا به همین نرمی است، آسایش کابین نسخه‌های XLE و لیمیتد تویوتا آوالون ۲۰۱۹ هم در شرایطی مشابه با بیوک لاکراس اونیر قرار دارد.

بیوک لاکراس Avenir
کیفیت ساخت لاکراس اونیر در سطح مناسبی بوده اما جای پیشرفت همچنان باقیست. در برخی نقاط کابین از پلاستیک با کیفیت و مقاوم استفاده شده و هر چیزی که قابل لمس است، حس خوبی را به انسان منتقل می‌کند. تریم چوبی به کار رفته در کابین درجه لوکس بودن آن را افزایش می‌دهد. البته برخی از اجزای داشبورد خوب به هم متصل نشده‌اند. صندلی‌های ردیف عقب بسیار جادار هستند و فضای کافی برای سه سرنشین را حتی در مسافرت‌های طولانی فراهم می‌کنند. گنجایش صندوق عقب معادل ۴۲۵ لیتر است که در صورت خواباندن صندلی‌ها افزایش خواهد یافت. لاکراس اونیر به طور استاندارد به گرمکن، ماساژور و تهویه صندلی‌های جلو مجهز شده است.


دید به بیرون کابین به ویژه از سمت شیشه عقب در حد مطلوبی قرار دارد؛ صفحه نمایش ۸ اینچی سیستم اطلاعات سرگرمی وضوح مناسبی داشته و کار با آن آسان است. اندرویداتو، اپل کارپلی و سیستم صوتی Bose با ۱۱ اسپیکر، جزء امکانات لاکراس اونیر محسوب می‌شوند. همچنین سری اونیر از نظر ظاهری توسط تزیینات کرومی بیرونی، جلوپنجره خاص با الگوی مشبک و نوارهای کرومی در دوطرف لوگوی بیوک، متمایز می شوند.

در نسخه پریمیوم امکاناتی نظیر سانروف بزرگ، هشدار ترافیک پشت سر، سیستم هشدار نقاط کور نیز موجود خواهد بود. همچنین نمونه مورد بررسی به پکیج موسوم به «اطمینان رانندگی» مجهز بوده که امکاناتی مانند: ترمز خودکار در مواقع اضطراری، تشخیص عابر پیاده، کروز کنترل تطبیق‌پذیر و سامانه کمکی پارک را به خودرو ضمیمه می نماید. بهای نمونه مورد بررسی معادل ۴۷,۴۸۰ دلار است.

در پایان باید گفت که شاخصه هایی نظیر سیستم مالتی مدیای کاربر پسند، کابین ساکت، صندلی‌های فراخ و یک پیشرانه V-6 قدرتمند، بیوک لاکراس اونیر را نسبت به سایرین متمایز نموده است. هر چند که متاسفانه عدم توجه به برخی جزئیات در کابین مانع از قرارگیری این خودرو در رده سدان‌های کاملا لوکس می‌شود.


منبع: motortrend


پس از انتشار یک تیزر، دوج نهایتاً به‌طور رسمی نسخهٔ بروز شدهٔ خانوادهٔ مدل چلنجر خود را معرفی کرده است. طی این به‌روزرسانی، در کل اعضای خانوادهٔ چلنجر تغییراتی ایجاد شده و همین‌طور مدل جدیدی هم به خانوادهٔ این ماسل کار اصیل آمریکایی اضافه شده است؛ بنابراین در ادامهٔ این مطلب تغییرات هریک از مدل‌های چلنجر را به‌طور مجزا بررسی خواهیم کرد.

چلنجر RT و GT AWD

مدل‌های RT و GT AWD (مدل GT AWD نسخهٔ چهارچرخ محرک چلنجر است) به‌صورت استاندارد به پکیج Super Track مجهز شده‌اند که شامل تعلیق عملکردی، کاپوت اسپرت، اسپلیتر جلو و رینگ‌های ۲۱ اینچی کریستالی می‌شود درحالی‌که در داخل هم صندلی‌های پارچه‌ای تقویت‌شده و پدال‌های تعویض دندهٔ پشت غربیلک فرمان (در مدل‌های اتوماتیک) را به خودرو اضافه می‌کند. علاوه بر این، برای هردو مدل امکان سفارش پکیج Performance Handling هم وجود دارد.

این پکیج به مدل GT AWD ترمزهای برمبو، میلهٔ آنتی رول بزرگ‌تر و رینگ‌های ۲۰ اینچی عریض‌تر را اضافه می‌کند. ویژگی‌های این پکیج در مدل RT اما متفاوت بود و شامل تنظیم مجدد تعلیق با فنرهای ارتقاءیافته، میلهٔ آنتی رول تجدیدنظر شده و کمک‌های Bilstein می‌شود. برای RT جدید همچنین پکیج پرفورمنس پلاس هم قابل سفارش است که دیفرانسیل لغزش محدود و رینگ‌های ۲۰ اینچی آلیاژی فورج‌کاری شده با لاستیک‌های پیرلی P-Zero را ارائه می‌کند.

چلنجر RT Scat Pack

هرچند پرچم‌دار خانوادهٔ چلنجر مدل هلکت است اما دوج مدل RT Scat Pack را ارائه کرده تا خریداران بتوانند برخی از ویژگی‌های هلکت را با قیمتی پایین‌تر به دست آورند. قیمت این مدل از کمتر از ۴۰ هزار دلار آغاز شده و به یک پیشرانهٔ ۶٫۴ لیتری V8 همی با ۴۸۵ اسب بخار قدرت و ۶۴۳ نیوتن متر گشتاور مجهز است. این مدل در جلو از یک کاپوت آلومینیومی با دریچه‌های دوگانهٔ اختصاصی سود می‌برد. دیگر ویژگی‌های مدل RT Scat Pack نیز شامل نشان‌های Scat Pack و کابین تجدیدنظر شده با تریم تیتانیومی می‌شود.

علاوه بر این، همانند هلکت، برای این مدل هم پکیج Widebody قابل سفارش است که شامل اسپلیتر جلو و اسپویلر عقب متعلق به هلکت به همراه بچه گلگیرهای عریض‌تر می‌شود که نمای عضلانی‌تری به خودرو می‌بخشد؛ اما این پکیج علاوه بر گلگیرهای عریض‌تر، کمک‌فنرهای تطبیقی با فنرهای سفت‌تر جلو، تنظیم مجدد کمک‌ها و میلهٔ آنتی رول بزرگ‌تری را هم به چلنجر اضافه می‌کند.

چلنجر هلکت

چلنجر هلکت استاندارد هم‌اکنون به نسخهٔ ارتقاءیافته‌ای از همان پیشرانهٔ ۶٫۲ لیتری V8 سوپرشارژ مجهز شده که خروجی آن با افزایشی جزئی به ۷۱۷ اسب بخار قدرت و ۸۸۸ نیوتن متر گشتاور رسیده و افزایشی ۱۰ اسب بخاری و ۸ نیوتن متری را نسبت به قبل تجربه کرده است؛ اما علاوه بر پیشرانهٔ ارتقاءیافته، نسخهٔ جدیدی از پکیج Widebody هم برای هلکت ارائه شده است که همان‌طور که در بالا گفته شد، بچه گلگیرهایی را به خودرو اضافه می‌کند که عرض کلی آن‌را نزدیک به ۹ سانتیمتر افزایش می‌دهد. این پکیج همچنین شامل یک اسپویلر مشکی‌رنگ جدید هم می‌شود.

هلکت روی رینگ‌های سبک‌وزن مشکی‌رنگ ۲۰ اینچی قرار گرفته درحالی‌که نمونه‌های ۲۰ اینچی پنج پره هم برای آن قابل سفارش است. در نمونه‌های مجهز به پکیج Widebody اما این رینگ‌های آلومینیومی فورج‌کاری شده با لاستیک‌های پیرلی P-Zero پوشیده می‌شوند تا عملکرد ماشین را بهبود بخشند. تمامی مدل‌های هلکت جدید همچنین به کمک‌فنرهای تطبیقی، ترمزهای برمبو و سیستم کمکی لانچ هم مجهز شده‌اند.

این سیستم که برای اولین بار در مدل دیمن معرفی شد، از سنسورهای سرعت درون چرخ‌ها استفاده می‌کند تا از چسبندگی لاستیک‌ها اطمینان حاصل کند. اگر سیستم لغزش یا هرزگردی را تشخیص دهد، ماجول کنترل پیشرانه به‌طور موقت گشتاور را کاهش می‌دهد تا حداکثر کشش بدون نیاز به اینکه راننده پای خود را از روی پدال گاز بردارد ارائه گردد.

هلکت جدید در داخل هم به غربیلک فرمان D شکل با پوشش چرمی، دوخت متضاد نقره‌ای‌رنگ و صندلی‌های پارچه‌ای عملکردی مجهز شده است. البته خریداران می‌توانند صندلی‌های چرمی ناپا، آلکانترا یا لاگونا را هم سفارش دهند.

چلنجر هلکت Redeye

و نهایتاً به برترین و جذاب‌ترین مدل چلنجر جدید رسیدیم که نسخهٔ جدیدی بنام هلکت Redeye است. این مدل به همان پیشرانهٔ ۶٫۲ لیتری V8 سوپرشارژ هلکت استاندارد مجهز است اما خروجی این موتور با افزایشی چشمگیر به ۷۹۷ اسب بخار قدرت و ۹۵۷ نیوتن متر گشتاور رسیده است. برای رسیدن به این خروجی قابل‌توجه، پیشرانهٔ Redeye همانند دیمن به ۲۵ قطعهٔ ارتقاءیافته مجهز شده است. این قطعات جدید شامل سوپرشارژر بزرگ‌تر ۲٫۷ لیتری، پیستون‌ها و شاتون‌های تقویت‌شده، سوپاپ‌های سرعت‌بالا، سیستم روغن‌کاری ارتقاءیافته و سیستم انژکتور ویژه می‌شود.

به لطف این افزایش قدرت، حالا چلنجر هلکت Redeye به قدرتمندترین و سریع‌ترین ماسل کار دنیا تبدیل شده است به‌گونه‌ای که می‌تواند ظرف تنها ۳٫۴ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت رسیده و نهایتاً به حداکثر سرعت ۳۲۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. دوج این ماشین را همچنین سریع‌ترین گرند تورر تولیدی دنیا هم می‌دارند زیرا می‌تواند در عرض ۱۰٫۸ ثانیه مسافت ۴۰۰ متر یا همان یک‌چهارم مایل را طی کند؛ بنابراین هرچند مدل دیمن نمونه‌ای تولید محدود بود که چندی است تولید آن به پایان رسیده اما حالا هلکت Redeye کاملاً می‌تواند جای خالی دیمن را خانوادهٔ چلنجر پُر کند.

تولید دوج چلنجر جدید مدل ۲۰۱۹ از پاییز امسال آغاز شده و اولین نمونه‌های آن از سه‌ماههٔ پایانی سال جاری به خریداران تحویل داده خواهد شد.


این موضوع که میتسوبیشی اوت لندر PHEV هنوز هم به عنوان یک شاسی‌بلند پلاگین هیبریدی با قیمت مناسب در بازار حضور دارند باعث سورپرایز و شگفتی ما شده است.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
این خودرو از سال ۲۰۱۳ تاکنون در بازار حضور داشته و هیچ خودروساز دیگر نتوانسته یا نخواسته رقیب مستقیمی برای کلاس قیمتی زیر ۴۰ هزار پوند تولید کند. با توجه به اینکه اوت لندر پلاگین هیبریدی در اروپا فروش بالایی دارد بنابراین خودروسازان دیگر یک فرصت بسیار بزرگ را از دست داده‌اند.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
اما این موضوع به زودی تغییر می‌یابد. گزینه‌های گران‌تری همچون ولوو XC60 T8 وجود داشته‌اند و کیا نیروی پلاگین نیز استایل یک شاسی‌بلند را در مقیاسی کوچک‌تر ارائه می‌کند؛ اما به نظر نمی‌رسد اوت لندر PHEV در این کلاس نگرانی زیادی داشته باشد.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
این خودرو از نظر قوای محرکه هیبریدی برخی تغییرات بزرگ را تجربه کرده و تنها پیشرانه الکتریکی جلو است که از مدل قبلی به نسخه فیس لیفت راه یافته است. یک پیشرانه الکتریکی جدید در عقب، ژنراتور نوین، باتری با ظرفیت بیشتر و پیشرانه بنزینی جدید همه و همه برای اولین بار در اوت لندر ۲۰۱۸ دیده می‌شوند. این پیشرانه بنزینی ۲٫۴ لیتری جای نسخه ۲ لیتری قبلی را گرفته و قدرت ۱۳۳ اسبی آن کاملاً به خروجی ۱۱۹ اسبی مدل قبلی برتری دارد. همچنین گشتاور نیز از ۱۹۰ به ۲۱۱ نیوتون متر افزایش یافته است. بعلاوه قدرت پیشرانه الکتریکی عقبی نیز از ۸۱ به ۹۴ اسب بخار رسیده است.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
اوت لندر همچون قبل به‌صورت چهار چرخ محرک الکتریکی عمل می‌کند و پیشرانه بنزینی تنها چرخ‌های جلو را در شتاب‌گیری‌های سنگین به حرکت درمی‌آورد. در اکثر زمان‌ها این پیشرانه احتراق داخلی به عنوان یک ژنراتور و کمک‌حال باتری کار می‌کند.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
گفته می‌شود این بهینه‌سازی‌ها باعث افزایش راندمان مجموعه شده و پرفورمنس خودرو را نیز بهبود بخشیده است. بر پایه تست‌های NEDC انجام شده، میزان آلایندگی خودرو کاهش یافته و مصرف سوخت آن نیز کمتر از ۱٫۹ لیتر در هر صد کیلومتر است. البته در تست‌های واقعی‌تر WLTP شاهد آلایندگی ۴۶ گرمی دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر و مصرف سوخت ۲ لیتری هستیم. میتسوبیشی ادعا می‌کند اوت لندر PHEV در حالت الکتریکی بُرد ۴۵ کیلومتری دارد.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
در تست‌های مقایسه‌ای با نسخه پیش از فیس لیفت واضح است که قوای محرکه جدید بهتر عمل می‌کند. خودرو در حالت تمام الکتریکی چابک‌تر بوده و گشتاور بیشتر پیشرانه‌ای بزرگ‌تر باعث شده اوت لندر در شتاب‌گیری سنگین کم نیاورد.

فرایند جدید جوشکاری، شاسی این خودرو را محکم‌تر کرده و سیستم تعلیق نیز برای بهبود سواری و راحتی بازنگری شده است. فرمان اصلاح شده اوت لندر هم‌اکنون سبک‌تر، دقیق‌تر و سریع‌تر از قبل است.


صرف‌نظر از به‌روزرسانی‌های صورت گرفته، اوت لندر PHEV هنوز هم خودروی پرسرعتی نیست. این خودرو در پیچ‌ها بسیار سنگین حس شده و تکان‌های بدنه بیشتری در مقایسه با اکثر شاسی بلندهای دیگر دیده می‌شود. سواری خودرو در سرعت‌های بالا کاملاً شناور بوده و در سطوح ناهموار نیز ناهنجاری از خود بروز می‌دهد.


برخلاف بازنگری‌های فنی، اوت لندر از نظر طراحی خارجی خیلی تغییر نکرده است. مه شکن‌ها هم‌اکنون گوشه‌دار بوده و جلوپنجره نیز کمی تغییر کرده است. همچنین رینگ‌ها طراحی جدیدی داشته و بال عقب نیز بزرگ‌تر است؛ اما میتسوبیشی می‌گوید نتایج نظرسنجی از مشتریان کنونی نشان می‌دهد که آن‌ها خواهان تغییرات بزرگ در طراحی نبوده‌اند و شرکت هم همین کار را انجام داده است.


اما تغییرات صورت گرفته در کابین واضح‌تر به چشم می‌آیند. یک صفحه‌نمایش دیجیتال متفاوت بین پشت آمپرها وجود داشته و تریم جدیدی نیز بکار رفته است. همچنین جای دکمه‌های کابین تغییر یافته است. مدل‌های فول اوت لندر PHEV دارای صندلی‌های بسیار راحتی هستند. طراحی این خودرو در مقایسه با دیگر شاسی بلندها کاملاً از مد افتاده به نظر می‌رسد. کیفیت ساخت کابین به اندازه کافی خوب بوده اما هنوز هم پلاستیک‌های ارزان‌قیمت در جعبه‌داشبورد و کنسول مرکزی به چشم می‌خورند.


میتسوبیشی اوت لندر پلاگین هیبریدی برای بسیاری از خریداران گزینه خوبی است و این به‌روزرسانی‌ها جذابیت آن را حفظ کرده‌اند. اگر خواهان شاسی‌بلندی کم‌مصرف و بی‌دردسر هستید کمتر خودرویی می‌تواند به میتسوبیشی نزدیک شود اما اگر خودرویی هیبریدی می‌خواهید که شاسی‌بلند نیست و یا هم کلاً شاسی‌بلندی پلاگین هیبریدی نمی‌خواهید جایگزین‌های زیادی وجود دارند که سواری بهتری در مقایسه با این خودرو ارائه می‌کنند.

مشخصات میتسوبیشی اوت لندر PHEV 4h

  • قیمت: ۳۹۵۰۰ پوند (تخمینی)
  • پیشرانه: ۴ سیلندر ۲٫۴ لیتری بنزینی به همراه دو پیشرانه الکتریکی
  • قدرت: ۱۳۳ اسب بخار پیشرانه بنزینی، ۸۱ اسب بخار پیشرانه الکتریکی جلویی، ۹۴ اسب بخار پیشرانه الکتریکی عقبی
  • گیربکس: CVT اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۱۰٫۵ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۱۷۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۲ لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress






در برخی خودروها می‌بینیم که طراحی بر عملکرد پیشی می‌گیرد و در برخی دیگر نیز این امر به‌صورت معکوس دیده می‌شود. پیکاپ ها معمولاً در دسته دوم قرار می‌گیرند اما خودرویی شبیه تویوتا C-HR بیشتر محصولی مربوط به دنیای مد است. هم‌اکنون نسخه جدیدی از این کراس اوور با نام دیزاین ادیشن معرفی شده است.


تویوتا C-HR دیزاین ادیشن که در بریتانیا عرضه شده دارای رینگ‌های ۱۸ اینچی آلیاژی، شیشه‌های عقب تیره، آینه‌های تاشونده برقی و گرم شونده، ورود و استارت بدون کلید، سیستم اطلاعات سرگرمی با صفحه لمسی، نورپردازی کابین، حسگرهای پارک، سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای و… می‌باشد.


تویوتا علاوه بر معرفی مدل سفارشی دیزاین ادیشن اقدام به ارتقای نسخه اکسل نیز کرده به گونه‌ای که این خودرو هم‌اکنون دارای پوشش چرم مشکی و چراغ‌های عقب LED می‌باشد. نسخه دینامیک نیز دارای رینگ‌های آلیاژی مشکی و کابین پارچه‌ای مشکی با تریم نقره‌ای بوده و در طرف دیگر نیز نسخه آیکن دارای پکیج سفارشی تکنولوژی است که سطح وسیعی از تجهیزات ایمنی و رفاهی را دربرمی گیرد. همچنین رنگ بدنه جدید آبی به همراه آپشن های بیشتر همچون تریم متضاد رکاب‌های جانبی، عناصر سپر جلو، درب پشتی، اطراف مه شکن‌ها و پوشش آینه‌های جانبی نیز در نظر گرفته شده است.

این خودروساز ژاپنی می‌گوید C-HR به سرعت به یکی از موفق‌ترین خودروهای شرکت تبدیل شده است.
این خودرو ماه پیش در آمریکا فروش ۴۳۶۶ دستگاهی را داشته که در مقایسه با فروش ۳۸۲۰۲ دستگاهی راو ۴ و فروش ۲۱۳۱۲ دستگاهی هایلندر خیلی به چشم نمی‌آید.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها