نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


جدای از تولید ۱۰٫۷ میلیون دستگاه خودرو در سال ۲۰۱۷ و تبدیل شدن به بزرگ‌ترین خودروساز سال گذشته، گروه خودروسازی فولکس‌واگن همچنین بزرگ‌ترین سبد محصولات خودرویی در سراسر جهان را داراست.


کمپانی‌هایی که زیر چتر فولکس‌واگن فعالیت می‌کنند شامل کمپانی‌های آئودی، بنتلی، بوگاتی، لامبورگینی، پورشه، سئات، اشکودا، فولکس‌واگن، دوکاتی، مان و اسکانیا هستند.


به منظور مدیریت مؤثر روی تمامی برندها و همچنین کاهش هزینه‌ها، خودروهای بیشتری از این گروه خودروسازی دارای تکنولوژی‌های مشترک هستند که از جمله این تکنولوژی‌ها می‌توان به پلتفرم مدولار MQB اشاره کرد که در حال حاضر زیرساخت بیش از ۲۵ محصول آئودی، سئات، اشکودا و فولکس‌واگن می‌باشد.


اگرچه که این کار در بین خودروسازان امری معمول محسوب می‌شود اما فولکس‌واگن اخیراً نه تنها اقدام به استفاده مشترک از پیشرانه‌ها، بخش‌های فنی و قطعات کابین در محصولات و برندهای گوناگون خود کرده بلکه جزئیات طراحی بین محصولات گوناگون این غول خودروسازی نیز مشترک می‌باشد.

ب ام و در اواخر دهه ۸۰ میلادی سیاست یکسان‌سازی محصولات گوناگون خود را معرفی کرد اما دیگر لوکس سازان همچون آئودی و مرسدس بنز این روش را به مرحله دیگری رسانده و برخی از محصولات این دو خودروساز برای افرادی که آشنایی زیادی با صنعت خودرو ندارند عین هم به چشم می‌آیند. نمونه بارز این کار نسل کنونی C کلاس کوپه، E کلاس کوپه و S کلاس کوپه است که تنها در ابعاد و برخی عناصر طراحی متفاوت بوده و با این وجود بسیار شبیه یکدیگر می‌باشند.

با این وجود محصولات تازه معرفی شده نشان داده‌اند که این نوع از یکسان‌سازی به آرامی در میان برندهای گروه فولکس‌واگن نیز دیده می‌شود.

به منظور اشاره دقیق‌تر به برخی جزئیات طراحی مشترک بین محصولات گوناگون گروه خودروسازی فولکس‌واگن لیستی تهیه کرده‌ایم که آن را تقدیم شما عزیزان می‌کنیم.

شایان ذکر است ما خودروهایی همچون فولکس‌واگن آپ، سئات Mii و اشکودا سیتی گو (۲۰۱۲) یا سئات Exeo (2008) و آئودی A4 (2001) را در این لیست نیاورده‌ایم زیرا این خودروها به منظور کاهش هزینه‌ها از پانل‌های بدنه یکسانی استفاده کرده و تنها نشان‌های متفاوتی داشته‌اند.

  • فولکس‌واگن توارگ (۲۰۱۹) و آئودی Q5 (2017) – پروفایل جانبی و گلگیرهای عقب


جدیدترین نسل توارگ به عنوان پرچم‌دار برند فولکس‌واگن عمل می‌کند و از زیرساخت مشترک با آئودی Q7، پورشه کاین و بنتلی بنتایگا سود می‌برد. موضوع عجیب اینکه طراحان فولکس‌واگن در بخش خطوط شانه پروفایل جانبی و طراحی گلگیر عقب از آئودی Q5 استفاده کرده‌اند.

  • فولکس‌واگن پولو نسل ششم (۲۰۱۸) و آئودی Q2 (2017) – چراغ‌های عقب


شکل مربعی مانند چراغ‌های عقب آئودی Q2 بسیار شبیه چراغ‌های فولکس‌واگن پولوی نسل ششم بوده و این موضوع را به راحتی توانستیم با انتشار اولین تیزر از پولو در سال گذشته تشخیص دهیم.

  • سئات آتکا (۲۰۱۷) و اشکودا کاروک (۲۰۱۸) – پروفایل جانبی و بخش عقب

هر دوی این شاسی بلندهای کامپکت بر پایه پلتفرم MQB ساخته شده‌اند بنابراین از نظر ابعاد شباهت‌های زیادی دارند. این موضوع با مشاهده هر دو خودرو پررنگ‌تر نیز می‌شوند زیرا آتکا و کاروک دارای پانل‌های بدنه مشترک همچون درب‌ها، گلگیرها، سقف و… بوده اما طراحان هر دو شرکت تصمیم گرفته‌اند تا خطوط مشابهی در چراغ‌های عقب و نمای پشتی بکار گیرند و آن را با برادر بزرگ‌تر یعنی اشکودا کودیاک به اشتراک بگذارند.

  • فولکس‌واگن گلف نسل ۷٫۵ R (2017) و پورشه ماکان (۲۰۱۵) – سپر عقب


نهایتاً به تئوری توطئه می‌رسیم! به نظر ما طراحان فولکس‌واگن و پورشه اغلب با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. در این بخش شباهت زیادی نمی‌بینیم اما می‌توان دید که طراحی سپر عقب و دیفیوزر گلف شباهت‌هایی به سپر شاسی‌بلند لوکس و کامپکت پورشه دارد.

می‌دانیم که شاید برخی از شما عزیزان فکر کنید ما خیلی حساس هستیم اما می‌ترسیم که این نشانه‌ها نهایتاً منجر به طراحی‌های یکسان‌تر در آینده شوند و البته به دیگر خودروسازان نیز سرایت کنند. اگر رویه گروه فولکس‌واگن موفقیت‌آمیز باشد شاید دیگر خودروسازان بزرگ همچون فیات-کرایسلر، هیوندای-کیا و رنو-نیسان-میتسوبیشی نیز همین روش را در پیش بگیرند.

مشکل اصلی ما با این استراتژی آن است که درباره معیارهای صرفه‌جویی هزینه‌ی استفاده از پانل‌های بدنه یکسان در محصولات گوناگون صحبت نمی‌کنیم (این موضوعی منطقی بوده و همیشه در همکاری‌های خودروسازان وجود داشته است) بلکه روش یاد شده را شبیه یک ابزار بازاریابی برای یکی کردن برندینگ می‌دانیم. در بدترین سناریو، این روش می‌تواند به آرامی آزادی عمل طراحان برای ساخت خودروهایی منحصربه‌فرد و بی‌همتا را از بین ببرد و در طولانی‌مدت شاید باعث فقدان خودروهای جدید و هیجان‌انگیز شود که این کار نیز زندگی را کلافه کننده تر خواهد کرد…


اکثر فراخوان‌هایی که مشاهده می‌کنیم طبیعتاً برای خودروهای سطح میانی هستند. البته این معنی مصون بودن خودروهای گران‌قیمت و لوکس نیست. در جدیدترین خبر مربوط به فراخوان‌ها قرعه به نام ب‌ام‌و افتاده است.

BMW M5 2018
بنا به گفته NHTSA، این خودروساز آلمانی در حال فراخوان برخی مدل‌های معین M5 2018 و به دلیل مشکل پمپ سوخت می‌باشد. اگر پمپ سوخت این خودروها کار نکند واضح است که پیشرانه روشن نخواهد شد بنابراین ب‌ام‌و در حال فراخوان ۸۴۶ دستگاه از مدل‌های تحت تأثیر این مشکل است.

حل این مشکل شامل به‌روزرسانی نرم‌افزار سیستم کنترل پیشرانه است. فرایند تعمیر خودروهای یاد شده از ششم جولای آغاز می‌شود.


این مشکل تنها خودروهای تولید شده از ۲۱ آگوست ۲۰۱۷ تا ۱۷ آوریل سال جاری را در بر می‌گیرد. باوارایی ها در همین اثنا تحویل نمونه‌های سفارش داده شده را متوقف کرده تا خودروها را پیش از تحویل بازرسی کند.

BMW M5 2018
ب‌ام‌و علاوه بر M5 فراخوانی را نیز برای سدان های دیزلی ۳۳۵d مدل سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ اعلام کرده است. مشکل این خودروها نیز به سیستم فرمان برقی مربوط می‌شود که شاید باعث شود خودرو از حرکت بایستد. حل این مشکل نیز با تعویض کانکتور کابل مثبت باتری صورت می‌گیرد.

2013-bmw-335i-xdrive-front-end
در کل تعداد ۶۵۹۱ خودرو در آمریکا تحت تأثیر این مشکل هستند.


دنیای اقتصاد در مطلبی تحلیلی به جنبه‌های مختلف ماندن یا رفتن کمپانی پژو از بازار ایران پرداخته است.


به گزارش پدال و به نقل از دنیای اقتصاد، پژو سیتروئن در شرایطی اعلام کرده به دلیل خروج آمریکا از برجام، فعالیت‌هایش را در ایران به حالت تعلیق در خواهد آورد که خبر می‌رسد در حال حاضر مشغول مذاکره با مقامات دولت فرانسه و همچنین لابی با آمریکایی‌ها برای ماندن است.

هفته گذشته بود که پژو سیتروئن در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد به دنبال خروج آمریکا از برجام، از ایران خارج خواهد شد. این گروه خودروسازی البته در بخشی از بیانیه خود تأکید کرده بود که به دنبال اخذ معافیت از دولت آمریکا برای ادامه فعالیت‌های خود در ایران است. حالا نیز خبرها حکایت از تلاش‌های این برند فرانسوی برای معاف شدن از تحریم‌های پیش ‌روی آمریکایی‌ها دارد، هرچند خود مقامات پژو سیتروئن نیز به سختی آن (اخذ معافیت برای ماندن در ایران) واقف هستند. پژو و سیتروئن اگرچه یک ائتلاف خودروسازی به شمار می‌روند، اما فعالیت‌هایی جداگانه را در خودروسازی ایران پس از توافق هسته‌ای و اجرایی شدن برجام آغاز کردند. ابتدا این پژو بود که قرارداد همکاری مشترک خود را با ایران‌خودرو به امضا رساند و وعده تولید چند محصول جدید را به ایرانی‌ها داد. طبق این قرارداد، پژو باید اقدام به سرمایه‌گذاری مستقیم در ایران می‌کرد و آن‌طور که منابع داخلی می‌گویند، خودروساز فرانسوی اقدام به تزریق منابع مالی به حساب مشترک خود با ایران‌خودرو نیز کرده است.


این دو حتی شرکتی مشترک به نام «ایکاپ» را نیز به ثبت رساندند تا فعالیت‌های مربوط به قرارداد خود را از طریق آن پیش ببرند. در نهایت نیز تولید پژو ۲۰۰۸ به‌عنوان اولین محصول مشترک ایران‌خودرو و پژو از تابستان سال گذشته آغاز شد تا قرارداد موردنظر رسماً وارد فاز اجرا شود.


از آن‌سو اما سیتروئن نیز تقریباً همزمان با پژو تصمیم به سرمایه‌گذاری در ایران گرفت، منتها با مدلی دیگر. این خودروساز با خرید ۵۰ درصد از سهام سایت تولیدی سایپا در شهرستان کاشان، عملاً به اولین خودروساز خارجی تبدیل شد که اقدام به خرید سهام در صنعت خودروی ایران کرده است. هرچند هنوز رقم دقیق آورده مالی سیتروئن، اعلام رسمی نشده، با این حال چون پای خرید سهام در میان بوده، به نظر می‌رسد این برند پول بیشتری در مقایسه با پژو وارد ایران کرده است. سیتروئن البته دیرتر از پژو وارد فاز تولید شد و قرار است اولین محصول این شرکت در سایت کاشان، تابستان امسال روانه بازار شود. در مجموع مرور اقدامات پژو سیتروئن در پسابرجام نشان می‌دهد این گروه خودروسازی کم و بیش سرمایه وارد کشور کرده و بنابراین طبیعی است که این دو شرکت  انگیزه بیشتری (در مقایسه با دوره قبل) برای ماندن در ایران داشته باشند.

در واقع پژو سیتروئن قصد داشت حضوری گسترده‌تر از قبل در بازار خودروی ایران داشته باشد و حتی طبق قرارداد، ملزم به داخلی سازی و صادرات نیز شده بود.  با این حال اما خروج آمریکا از برجام، برنامه‌ریزی پژو سیتروئن را به هم ریخت و آن‌ها حالا در موقعیت ترک ایران قرار گرفته‌اند. این دو برند خودروسازی اگرچه در بیانیه رسمی خود با آمریکایی‌ها هم‌نوا شده و برای ترک ایران اعلام آمادگی کرده‌اند، با این حال کماکان در حال تلاش و تقلا هستند تا از روزنه امیدی که برایشان باقی مانده، استفاده کرده و بمانند. این روزنه امید اما احتمال موافقت آمریکایی‌ها با معافیت پژو سیتروئن از تحریم‌های این کشور در صورت حضور در ایران است. در واقع پژو سیتروئن به دنبال آن است که مجوز کار در ایران را از آمریکایی‌ها دریافت کند تا هم سرمایه‌گذاری‌اش به هدر نرود و هم یکی از بزرگ‌ترین بازارهای خودروی خاورمیانه را از دست ندهد؛ اما آیا ماندگاری پژو سیتروئن در ایران، عملی خواهد بود؟

پژو 2008 Allure
به نظر می‌رسد برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید پرسشی دیگر را پاسخ داد، اینکه اصلاً چه شد پژو سیتروئن ناگهان تصمیم به ترک ایران گرفت؟ اگر اظهارنظرهای مقامات این گروه خودروسازی را پس از خروج آمریکا از برجام مرور کنیم، متوجه می‌شویم آن‌ها چندان به دنبال رفتن نبوده و با امیدواری صحبت از ادامه فعالیت‌های خود در ایران می‌کردند. در این بین، سیتروئن حتی تولید اولین محصول خود را در سایت کاشان کلید زد و حدود دو هزار دستگاه از آن را نیز پیش‌فروش کرد. نکته دیگر اینجاست که در جلسه چند هفته پیش میان مقامات پژو سیتروئن و ایرانی‌ها، آن‌ها بازهم بر ماندن تأکید کرده و سیگنالی مبنی بر خروج از ایران ارسال نکرده‌اند. با این حال پژو سیتروئن ناگهان در بیانیه‌ای شوک‌آور اعلام کرد که با توجه به خروج آمریکا از برجام، این گروه خودروسازی فعالیت‌هایش را در ایران تا فرصت باقیمانده (اواسط تابستان امسال) تعلیق خواهد کرد. در این شرایط به نظر می‌رسد دلیل اصلی موضع ناگهانی پژو سیتروئن مبنی بر ترک ایران، تهدیدات سفت‌وسخت آمریکا علیه این گروه خودروسازی است. هرچند پژو سیتروئن فعلاً بازاری در آمریکا ندارد که از آن ناحیه مورد تهدید قرار بگیرد، اما از جنبه مسائل بانکی، این شرکت قطعاً ضربه‌پذیر خواهد بود. از همین رو گفته می‌شود آمریکایی‌ها پژو سیتروئن را تهدید کرده‌اند که در صورت ماندن در ایران، سیستم بانکی جهانی را علیه این گروه خودروسازی متحد خواهند کرد. همچنین این گروه خودروسازی با فشار کشورهایی که در آنجا سایت تولیدی دارد، از سوی آمریکا تهدید شده است. طبعاً رخ دادن چنین اتفاقی می‌تواند روند فعالیت‌های جهانی پژو سیتروئن را مختل کند؛ بنابراین طبیعی است که این گروه خودروسازی ناگهان تصمیم به ترک ایران در پی این تهدید آمریکایی‌ها بگیرد.

اما برگردیم به پرسش اول و اینکه پژو سیتروئن تا چه اندازه برای ماندن در ایران شانس دارد و آیا می‌تواند معافیت لازم را از آمریکایی‌ها دریافت کند؟ برای پاسخ به این پرسش البته باید فعلاً صبر کرد، با این حال به نظر می‌رسد پژو سیتروئن کار بسیار سختی برای متقاعد کردن آمریکایی‌ها بابت عدم ترک ایران خواهد داشت.


سختی این ماجرا از آن جهت است که دولت آمریکا با خروج از برجام نشان داده شمشیر را علیه اقتصاد ایران از رو بسته و هر کاری خواهد کرد تا مانع حضور برندهای خارجی در صنایع مختلف کشور به خصوص خودروسازی شود؛ بنابراین اگر آمریکایی‌ها مجوز کار در ایران را به پژو سیتروئن ندهند، این گروه خودروسازی با توجه به تهدید بانکی که با آن مواجه شده، چاره‌ای جز رفتن ندارد، حتی اگر مجبور شود قید سرمایه‌اش را نیز بزند.

معرفی ۲۵ خودرو با گران‌ترین حق بیمه

بدون دیدگاه


لیستی پر از شگفتی‌ها!
خرید خودرویی جدید روز به روز با هزینه‌های بیشتر همراه است و البته این تازه اول راه می‌باشد زیرا حق بیمه نیز خود داستان دیگری است! فاکتورهای گوناگونی برای محاسبه حق بیمه خودروها در نظر گرفته می‌شود اما برخی عوامل وجود دارند که باعث می‌شوند حق بیمه یک خودرو بسیار گران‌تر از حق بیمه خودرویی دیگر باشد.


نشریه وال‌استریت اخیراً دست به ماشین حساب برده و داده‌های ۵۷۵ خودروی مدل سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ را محاسبه کرده است. از آنجایی که بسیاری از این خودروها با تریم های گوناگونی عرضه می‌شوند بنابراین نتایج به دست آمده بر مبنای گران‌ترین حق بیمه آن خودرو بوده است. بدون توضیح اضافه‌ای شما را با لیست خودروهایی که بیشترین حق بیمه در آمریکا دارند آشنا می‌کنیم.


بدون هیچ‌گونه تعجبی، خودروهای لوکس در رتبه‌های بالای این لیست قرار دارند و البته گران‌ترین حق بیمه به تسلا مدل S تعلق می‌گیرد. این خودرو حق بیمه سالانه متوسط ۱۷۸۹٫۴۸ دلاری دارد که بیشتر از حق بیمه مرسدس S کلاس می‌باشد. این سدان لوکس آلمانی با حق بیمه سالانه متوسط ۱۵۴۰٫۶۳ دلاری رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.

۴ خودروی بعدی این لیست کمی سورپرایز کننده هستند! میتسوبیشی لنسر (حق بیمه ۱۴۵۸٫۴۸ دلاری)، سایون FR-S (حق بیمه ۱۴۰۳٫۶۷ دلاری)، داج چارجر (حق بیمه ۱۳۸۵٫۶۱ دلاری) و کیا اپتیما هیبرید (حق بیمه ۱۳۵۵٫۱۳ دلاری) به ترتیب رتبه‌های سوم تا ششم را به خود اختصاص داده‌اند. این خودروها حق بیمه بیشتری در مقایسه با محصولات لوکس و پرفورمنسی همچون داج چلنجر (حق بیمه ۱۳۳۵٫۷۹ دلار)، آئودی A7 اسپورت بک (حق بیمه ۱۳۲۲٫۵۱ دلاری)، ب ام و سری ۴ کوپه (حق بیمه ۱۳۰۶٫۵۱ دلاری) و لکسس GS 350 (حق بیمه ۱۲۹۵٫۴۴ دلاری) دارند.

خب لیست ۱۰ تایی خودروهایی با گران‌ترین حق بیمه تکمیل شد و هم‌اکنون به مدل‌های رده میانی‌تر می‌رسیم به گونه ای که فورد موستانگ با حق بیمه سالانه متوسط ۱۲۹۱٫۵۳ دلاری در رتبه یازدهم قرار دارد و پس از آن نیز خودروهای سایون iA (حق بیمه ۱۲۷۴٫۵۱ دلاری)، کرایسلر ۲۰۰ (حق بیمه ۱۲۶۱٫۸۷ دلاری)، سایون tC (حق بیمه ۱۲۳۷٫۷۴ دلاری) و نیسان ماکسیما (حق بیمه ۱۲۳۷٫۶۸ دلاری) قرار دارند.

دو خودروی بعدی هم کیا ریو با حق بیمه ۱۱۹۱٫۲۶ دلاری و داج دارت با حق بیمه ۱۱۸۷٫۵۵ دلاری هستند. موضوع جالب اینکه حق بیمه این دو خودروی اقتصادی بیشتر از حق بیمه اینفینیتی Q50 AWD (1182.32 دلار)، رنجروور اسپورت (۱۱۷۳٫۰۵ دلار) و آئودی A4 (1169.13 دلار) می‌باشد.


اما تکمیل کننده لیست ۲۵ تایی ما لکسس IS 350 (حق بیمه ۱۱۶۷٫۱۱ دلاری)، نیسان سنترا (حق بیمه ۱۱۶۵٫۰۵ دلاری)، نیسان ورسا (حق بیمه ۱۱۵۷٫۵۹ دلاری)، مرسدس بنز C کلاس سدان (حق بیمه ۱۱۵۷٫۳۴ دلاری) و کیا فورته (حق بیمه ۱۱۵۵٫۸۲ دلاری) هستند.


اگرچه حضور تعدادی از خودروهای ارزان‌قیمت و اقتصادی در این لیست جای تعجب دارد اما وال‌استریت می‌گوید این خودروهای کوچک‌تر در تصادفات مقاومت کمتری در مقایسه با خودروهای بزرگ‌تری همچون پیکاپ ها و شاسی بلندها دارند.

۲۵٫ کیا سراتو/فورته

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۵۵٫۸۲
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۲۵٫۱۰
  • نوع خودرو: چهار درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۶,۸۰۰

۲۴٫ مرسدس بنز کلاس سی

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۵۷٫۳۴
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۰۸٫۴۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۴۰,۲۵۰

۲۳٫ نیسان ورسا

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۵۷٫۵۹
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۴۴٫۶۰
  • نوع خودرو: چهار درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۲,۱۱۰

۲۲٫ نیسان سنترا

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۶۵٫۰۵
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۷۱٫۹۰
  • نوع خودرو: چهار درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۶,۹۹۰

۲۱٫ لکسس IS 350

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۶۷٫۱۱
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۲۷٫۹۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۳۸,۲۱۰

۲۰٫ آئودی A4

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۶۹٫۱۳
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۶۶٫۹۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۳۶,۰۰۰

۱۹٫ لندروور-رنجروور اسپرت

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۷۳٫۰۵
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۳۱٫۸۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس SUV
  • قیمت خرده‌فروشی: $۶۶,۷۵۰

۱۸٫ اینفینیتی Q50

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۸۲٫۳۲
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۱۲٫۳۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۶۶,۷۵۰

۱۷٫ داج دارت

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۸۷٫۵۵
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۶۸٫۰۰
  • نوع خودرو: چهار درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۶,۹۹۵

۱۶٫ کیا ریو

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۱۹۱٫۲۶
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۱۳٫۴۰
  • نوع خودرو: چهاردرب کامپکت
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۳,۹۰۰

۱۵٫ نیسان ماکسیما

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۳۷٫۶۸
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۹۶٫۷۰
  • نوع خودرو: چهار درب میان‌سایز
  • قیمت خرده‌فروشی: $۳۳,۲۷۰

۱۴٫ سایون tC

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۳۷٫۷۴
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۱۸٫۷۰
  • نوع خودرو: دو درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۹,۳۸۵

۱۳٫ کرایسلر ۲۰۰

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۶۱٫۸۷
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۴۷۱٫۹۰
  • نوع خودرو: چهار درب میان‌سایز
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۲,۱۱۵

۱۲٫ سایون iA

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۷۴٫۵۱
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۳۰٫۴۰
  • نوع خودرو: چهاردرب کامپکت
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۵,۷۰۰

۱۱٫ فورد ماستنگ

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۹۱٫۵۳
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۸۶٫۴۰
  • نوع خودرو: اسپرت میان‌سایز
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۵,۶۸۰

۱۰٫ لکسس GS 350

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۲۹۵٫۴۴
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۷۰۵٫۹۰
  • نوع خودرو: بزرگ لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۴۶,۳۱۰

۹٫ ب‌ام‌و سری ۴ دو درب

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۳۰۶٫۵۱
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۵۹٫۱۰
  • نوع خودرو: میان‌سایز لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۴۳,۳۰۰

۸٫ آئودی A7 4WD

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۳۲۲٫۵۱
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۸۳۰٫۷۰
  • نوع خودرو: بزرگ لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۶۹,۷۰۰

۷٫ داج چلنجر

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۳۳۵٫۷۹
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۶۲۷٫۹۰
  • نوع خودرو: دو درب بزرگ
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۷,۲۹۵

۶٫ کیا اپتیما هیبرید

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۳۵۵٫۱۳
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۹۲٫۸۰
  • نوع خودرو: چهار درب میان‌سایز
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۵,۹۹۵

۵٫ داج چلنجر

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۳۸۵٫۶۱
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۶۹٫۴۰
  • نوع خودرو: چهار درب بزرگ
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۸,۹۹۵

۴٫ سایون FR-S

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۴۰۳٫۶۷
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۷۵۲٫۷۰
  • نوع خودرو: دو درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۲۵,۳۰۵

۳٫ میتسوبیشی لنسر

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۴۵۸٫۴۸
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۵۶۱٫۶۰
  • نوع خودرو: چهار درب کوچک
  • قیمت خرده‌فروشی: $۱۷,۷۹۵

۲٫ مرسدس کلاس سی کشیده

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۵۴۰٫۶۳
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۸۰۳٫۴۰
  • نوع خودرو: بزرگ لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۸۹,۹۰۰

۱٫ تسلا مدل S

  • حق بیمه متوسط سالانه: $۱,۷۸۹٫۴۸
  • مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: $۱۳۱۰٫۴۰
  • نوع خودرو: بزرگ لوکس
  • قیمت خرده‌فروشی: $۷۴,۵۰۰


پورشه میشن E را فراموش کنید زیرا این برند آلمانی می‌گوید نسخه تولیدی اولین محصول تمام الکتریکی این شرکت “تایکان” نام خواهد داشت. ظاهراً این نام به معنی “اسب سرزنده و جوان” می‌باشد.


پیش از این تصاویر جاسوسی متعددی از تایکان به عنوان یک سدان صیقلی و روان که به نوعی شبیه یک ۹۱۱ کشیده و چهار درب می‌باشد منتشر شده‌اند. دماغه کم ارتفاع این خودرو شامل چراغ‌های LED بوده و سقف شیب‌دار تایکان نیز ظاهر کوپه مانندی به وجود آورده است. انتظار داریم در کابین این خودرو از تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای بهره گرفته شود.

ظاهراً نسخه پرچم‌دار پورشه تایکان از پیشرانه‌های الکتریکی با قدرت بیش از ۶۰۰ اسب بخار استفاده خواهد کرد و شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر زیر ۳٫۵ ثانیه خواهد داشت. پورشه همچنین قول داده این خودرو با یک‌بار شارژ برد بالای ۵۰۰ کیلومتری را ارائه خواهد کرد. همچنین مدل پایه این خودرو قیمت حدود ۸۵ هزار دلار داشته و قدرتی در حدود ۴۰۰ اسب بخار تولید خواهد کرد.

پورشه میشن ای
پورشه تأسیسات جدیدی به منظور ساخت محصولات الکتریکی در اشتوتگارت تأسیس کرده است. این کارخانه در ابتدا ظرفیت ساخت سالانه ۲۰ هزار دستگاهی داشته اما فضا برای گسترش آن مهیاست. کانسپت کراس توریسموی جدیدی که اخیراً معرفی شده نشان دهنده تغییر شکل یک سدان به فرم استیشن بوده و شایعاتی درباره معرفی نسخه‌های کوپه و کانورتیبل نیز وجود دارد. این کمپانی معتقد است یک‌چهارم فروش جهانی محصولاتش تا سال ۲۰۲۵ از نوع خودروهای الکتریکی خواهد بود.

نقاط قوت و ضعف تسلا مدل ۳

بدون دیدگاه


تسلا مدل ۳ اولین تلاش این خودروساز برای ارائه خودرویی دست‌یافتنی برای توده مردم بوده و البته نتیجه نهایی کاملاً احساس‌برانگیز است، هرچند مدل ۳ خودرویی خالی از اشکال نیست.


در مدت زمانی کاملاً کوتاه تسلا موفقیت بسیار بزرگی در عرصه خودروهای الکتریکی کسب کرد. با عرضه سدان مدل S و شاسی‌بلند مدل X، تسلا طعم موفقیت را چشید و هم‌اکنون تلاش دارد مدل ۳ را به عنوان خودرویی ارزان‌تر و پایه روانه بازار کند.


تسلا مدل ۳ یک سدان کامپکت با قیمت بسیار پایین‌تر از سایر محصولات این شرکت بوده و هدف آن ترکیب قیمت ارزان با تکنولوژی‌های پیشرو در کلاس است.

با ما همراه باشید تا از نقاط قوت و ضعف این خودروی جدید آگاه شوید.

تجهیزات استاندارد قابل‌توجه:

اگرچه مدل پایه این خودرو هنوز عرضه نشده اما با قیمت اعلام شده ۳۵ هزار دلاری شاهد تجهیزاتی همچون چراغ‌های جلو و عقب LED، سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای، صندلی‌های جلوی گرم شونده و برنامه موبایلی خلاقانه تسلا خواهید بود که استارت از راه دور و برخی عملکردهای دیگر را ارائه می‌کند.


موضوع عجیب اینکه سیستم پایش نقاط کور در این خودرو به‌صورت استاندارد وجود نداشته و حتی به‌صورت سفارشی نیز در هیچ‌یک از تریم ها عرضه نمی‌شود.

تکنولوژی‌های پیشرو در کلاس:

کابین مینیمالیستی مدل ۳ شاید در نگاه اول چندان جالب به نظر نرسد اما در مرکز داشبورد یک صفحه لمسی ۱۵ اینچی قرار دارد که بخش اعظم عملکردهای خودرو را کنترل می‌کند. حتی با استفاده از این صفحه لمسی می‌توان ستون فرمان را تنظیم کرد. البته این صفحه‌نمایش بزرگ در کلاس خود بی‌همتا بوده و استانداردهای جدیدی را در این زمینه وضع کرده است.


مدل ۳ همچنین کلیدهای سنتی دیگر خودروها را ندارد. بجای آن گوشی شما از طریق ارتباط بلوتوث به عنوان کلید خودرو عمل خواهد کرد. زمانی که با گوشی خود نزدیک خودرو شوید درب‌ها به‌صورت خودکار باز می‌شوند.

سخت‌افزار اتوپایلوت تسلا نیز در این خودرو موجود بوده و مشتریان می‌توانند با خرید آن از رانندگی خودکار استفاده کنند.

سریع است:
تسلا مدل3
تسلاها همیشه به خاطر سریع بودن شناخته شده‌اند و مدل ۳ نیز از این قاعده مستثنا نیست. تست‌های اولیه این خودرو نشان دادند که در ۱۳٫۸ ثانیه می‌تواند مسافت ۴۰۰ متر را طی کند و در محدوده خودروهای اسپورت قرار گیرد. شتاب گیری آنی و قوی همیشه تحسین‌برانگیز بوده است.

هندلینگ هیجان‌انگیز:

علیرغم اینکه فرایند توسعه تسلا مدل ۳ با در نظر گرفتن توده مردم صورت گرفته اما به وجهه اسپورت و چابک بودن نیز توجه شده است. توزیع وزن این خودرو در جلو/عقب به صورت ۴۸/۵۲ بوده و از این نظر پرفورمنس مدل ۳ در رتبه‌های بالا می‌باشد.

همچنین باتری‌های این خودرو در کف خودرو قرار داشته و بنابراین مرکز ثقل مدل ۳ در پایین‌ترین حد ممکن است.

محدوده حرکتی خوب:
2018 Tesla Model 3
تنها نسخه‌ای که هم‌اکنون در دسترس است می‌تواند با یک‌بار شارژ برد ۵۰۰ کیلومتری داشته باشد. بدین ترتیب محدوده حرکتی این خودرو بیشتر از هر محصول الکتریکی دیگر شرکت‌ها است. نسخه استاندارد این خودرو محدوده حرکتی ۳۵۴ کیلومتری دارد که بیشتر از هیوندای آیونیک الکتریکی و نیسان الکتریکی بوده اما کمتر از شورولت بولت است.

برخی مشکلات کیفیتی واضح:

با توجه به قیمت این خودرو باید انتظارات معقولی از مدل ۳ داشت اما برخی نکات از نظر کیفیتی وجود دارد که به سادگی نمی‌توان از آن‌ها گذشت.


صندلی نیمکتی عقب بیشتر مناسب ردیف سوم شاسی بلندهای بزرگ بوده و به دلیل نبود حمایت از صندلی‌ها نمی‌توان به راحتی روی آن نشست. همچنین نبود پایش نقاط کور و هشدار ترافیک نیز در چنین خودروی پیشرفته‌ای عجیب است. همچنین مشکلاتی در رابطه با کیفیت کابین و ظاهر مدل ۳ نیز گزارش شده است.

زمان تحویل طولانی:

بحث‌های زیادی درباره مشکلات تولید و تحویل این خودرو وجود داشته است. عرضه مدل پایه چندین بار به تأخیر افتاده است.

فلسفه تولید مدل ۳ عرضه خودرویی ارزان‌قیمت، لوکس و الکتریکی بوده اما در نبود نسخه پایه به نظر می‌رسد این یک مأموریت بسیار سخت خواهد بود.


در صنعت خودروسازی، انواع مختلفی از پیشرانه‌ها با تعداد سیلندرهای گوناگون مورداستفاده قرار می‌گیرد. تعداد سیلندرهای موتورهای خودروها از نمونه‌های دو سیلندر کوچک در خودروهای شهری آغاز شده و به نیروگاه‌های شانزده سیلندر در هایپراسپرت‌های میلیون دلاری می‌رسد. دراین‌بین اما شاید یکی از خاص‌ترین نوع موتورها، پیشرانه‌های V10 یا همان دَه سیلندر باشند. هرچند این موتورها مانند نمونه‌های شش سیلندر و هشت سیلندر چندان در صنعت خودروسازی فراگیر نیستند و خیلی مورداستفاده قرار نمی‌گیرند و حتی این روزها تقریباً رو به انقراض هستند اما در طول تاریخ، خودروهای زیاد و قابل‌توجهی با موتورهای V10 ساخته شده‌اند؛ بنابراین قصد داریم در این مطلب بهترین خودروهای ۱۰ سیلندر تاریخ را معرفی کنیم.

لامبورگینی گالاردو مدل ۲۰۰۳

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۵۱۰ نیوتن متر

گالاردو (به ایتالیایی: گایاردو) پس از مورسیه‌لاگو، دومین محصول لامبورگینی بود که پس از مالکیت فولکس‌واگن ساخته شد. این خودرو در بین طرفداران لامبورگینی جایگاه ویژه‌ای دارد چراکه گالاردو پرفروش‌ترین محصول تاریخ این شرکت ایتالیایی است و خودرویی است که لامبورگینی را نجات داد. از سوی دیگر، گالاردو، یک زیبای ایتالیایی با قلبی آلمانی است. چرا آلمانی؟ چون پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 این خودرو توسط آئودی توسعه پیدا کرد و اولین موتوری محسوب می‌شود که زیر چتر گروه فولکس‌واگن برای لامبورگینی توسعه داده شد. این موتور در نمونه‌های اولیهٔ گالاردو ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۵۱۰ نیوتن متر گشتاور داشت اما گالاردو طی ۱۰ سال در دو نسل و در چندین نسخهٔ ویژهٔ مختلف به تولید رسید و پیشرانهٔ آن نیز همواره ارتقاء پیدا کرد به‌گونه‌ای که حجم آن در نسل دوم گالارو به ۵٫۲ لیتر افزایش یافت.

پورشه کاررا GT مدل ۲۰۰۴

پیشرانه ۵٫۷ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۱۰ اسب بخار
گشتاور ۵۹۰ نیوتن متر

پورشه کاررا GT یکی از پرطرفدارترین خودروهای V10 دنیا بوده و شاید بتوان آن‌را پادشاه دنیای دَه سیلندرها دانست. این هایپرکار آلمانی که پیشینهٔ آن به خودروهای مسابقات لمانز و فرمول یک بازمی‌گردد، بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ توسط پورشه به تولید رسید. کاررا GT به یک نیروگاه ۵٫۷ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود که ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۹۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. برای انتقال این نیرو تنها یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی در نظر گرفته شده بود که نیرو را به چرخ‌های عقب منتقل می‌کرد. کاررا GT با تیکه بر پیشرانهٔ توانمند خود می‌توانست ظرف ۳٫۵ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت رسیده و به حداکثر سرعت ۳۳۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. از این ماشین تعداد ۱۲۷۰ دستگاه ساخته شد.

دوج رم SRT10 مدل ۲۰۰۴

پیشرانه ۸٫۳ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۷۱۲ نیوتن متر

دوج در نمایشگاه شیکاگو ۲۰۰۳ نسخهٔ اسپرتی از پیکاپ رم خود را معرفی نمود. هرچند شاید این مدل در ظاهر تفاوت چندانی با نسخه‌های معمولی رم در آن سال‌ها نداشت اما در زیر کاپوت آن خبرهای فوق‌العاده‌ای وجود داشت چراکه دوج نیروگاه عظیم ۸٫۳ لیتری V10 مدل وایپر را در سینهٔ رم قرار داده بود و بدین ترتیب یکی از قدرتمندترین پیکاپ‌های دنیا را روانهٔ بازار کرد. این موتور ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۷۱۲ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که رم SRT10 با تکیه بر آن می‌توانست ظرف تنها ۴٫۹ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت رسیده و نهایتاً به حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. این پیکاپ اسپرت در دو نسخهٔ تک کابین و دو کابین تا سال ۲۰۰۶ به تولید رسید.

ب‌ام‌و M5 مدل ۲۰۰۵

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۵۲۰ نیوتن متر

اواسط دههٔ اول قرن بیست‌ویکم دورانی بود که خودروسازان پیشرانه‌های ۱۰ سیلندر بزرگی را در سینهٔ سدان‌ها قرار می‌دادند و هیچ‌کسی هم به این موضوع اعتراض نمی‌کرد. اولین نتیجهٔ این رویه، نسل چهارم ب‌ام‌و M5 بود که از سال ۲۰۰۵ به بازار آمد. این سوپرسدان آلمانی به یک پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود که ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۵۲۰ نیوتون متر گشتاور تولید می‌کرد؛ بنابراین M5 اولین سدان تولیدی دنیا با پیشرانهٔ دَه سیلندر محسوب می‌شد. چندی بعد از همین موتور در کوپهٔ M6 هم استفاده شد؛ اما دوران استفاده از موتورهای دَه سیلندر در سدان‌ها کوتاه بود و در نسل بعدی، همهٔ آن‌ها به موتورهای هشت سیلندر مجهز شدند.

آئودی S8 مدل ۲۰۰۶

پیشرانه ۵٫۲ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۴۵۰ اسب بخار
گشتاور ۵۴۰ نیوتن متر

آئودی در اواخر سال ۲۰۰۵ نسل دوم سدان عملکردی S8 خود را معرفی نمود که با مدل ۲۰۰۶ به بازار آمد. این خودرو که نسخهٔ عملکردی سدان لوکس A8 محسوب می‌شد، به یک پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود. این موتور اما در اصل همان پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 لامبورگینی گالاردو بود که آئودی برای استفاده در مدل S8 در آن تغییراتی ایجاد کرده و حجم آن‌را افزایش داده بود. به لطف این افزایش حجم، پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری S8 گشتاور بیشتری را در دور موتور پایین‌تر تولید می‌کرد. این موتور ۴۵۰ اسب بخار قدرت و ۵۴۰ نیوتن متر گشتاور داشت و می‌توانست جثهٔ سنگین ۲ تنی S8 را ظرف ۴٫۸ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت برساند. در همان دوران، از این موتور در مدل کوچک‌تر S6 هم استفاده شد.

فولکس‌واگن توآرگ R50 مدل ۲۰۰۷

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس توربودیزل
قدرت ۳۵۰ اسب بخار
گشتاور ۸۵۰ نیوتن متر

فولکس‌واگن در سال ۲۰۰۲ نسل اول مدل توآرگ خود را معرفی نمود که از همان ابتدا در لیست موتورهای دیزلی آن یک گزینهٔ هیجان‌انگیز دیده می‌شد. این یک پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 توربودیزل بود که به‌صورت استاندارد ۳۱۳ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. از این موتور در سدان لوکس فیتون هم استفاده شد؛ اما پس از فیس‌لیفت نسل اول توآرگ در سال ۲۰۰۷، فولکس‌واگن نسخهٔ اسپرت و ارتقاءیافته‌ای از مدل V10 دیزلی آن‌را با نام R50 معرفی نمود. در این مدل خروجی پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 توربودیزل توآرگ به ۳۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور افزایش پیدا کرده بود. توآرگ V10 دیزلی اما به دلیل قوانین آلایندگی، برای فروش در ایالات‌متحده با مشکل مواجه شد و به همین دلیل پس از دو دوره عرضهٔ محدود، از بازار ایالات‌متحده کنار رفت.

آئودی RS6 مدل ۲۰۰۸

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس توئین توربو
قدرت ۵۸۰ اسب بخار
گشتاور ۶۵۰ نیوتن متر

آئودی در سال ۲۰۰۸ نسل دوم سدان اسپرت و عملکردی خود یعنی RS6 را معرفی نمود. ویژگی اصلی این خودرو اما در زیر کاپوت آن قرار داشت یعنی جایی که در آن یک نیروگاه ۵ لیتری V10 توئین توربوی فوق‌العاده پنهان شده بود. البته این موتور هم در اصل بر اساس پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 تنفس طبیعی لامبورگینی گالارو ساخته شده بود اما در RS6 به دو توربوشارژر مجهز شده بود. علاوه بر این، حدود ۴۰۰ قطعه از این پیشرانهٔ V10 نیز در RS6 منحصربه‌فرد و جدید بودند که به‌طور خاص برای RS6 طراحی شده بودند. به لطف این تغییرات و البته وجود دو توربوشارژر، حالا این موتور ۵ لیتری دَه سیلندر، ۵۸۰ اسب بخار قدرت و ۶۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که RS6 را به قوی‌ترین محصول آئودی تا آن زمان تبدیل کرده بود.

لکسس LFA مدل ۲۰۱۱

پیشرانه ۴٫۸ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۶۰ اسب بخار
گشتاور ۴۸۰ نیوتن متر

LFA که برای اولین بار رسماً در نمایشگاه توکیو ۲۰۰۹ رونمایی شد، اولین و تنها سوپراسپرت تاریخ لکسس محسوب می‌شود. لکسس اما در بخش پیشرانه، برای اولین سوپراسپرت خود سنگ تمام گذاشته و آن‌را به یک نیروگاه منحصربه‌فرد ۴٫۸ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز کرد که با همکاری شرکت یاماها توسعه پیدا کرده بود. این موتور ۵۶۰ اسب بخار قدرت و ۴۸۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که این نیرو از طریق یک گیربکس شش سرعتهٔ سکوئنشال به چرخ‌های عقب منتقل می‌شد. طبق آزمایش کار اند درایور، LFA با تکیه بر موتور V10 خود توانست ظرف ۳٫۶ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد. تولید این سوپراسپرت ژاپنی در دسامبر ۲۰۱۲ پس از ساخت تنها ۵۰۰ دستگاه خاتمه یافت.

دوج وایپر مدل ۲۰۱۳

پیشرانه ۸٫۴ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۵۰ اسب بخار
گشتاور ۸۱۳ نیوتن متر

دوج وایپر برای اولین بار از سال ۱۹۹۱ به بازار آمد درحالی‌که ویژگی منحصربه‌فرد و همین‌طور نماد آن از ابتدا تا پایان تولیدش، همواره پیشرانهٔ حجیم و غول‌پیکر V10 بوده است. این سنت در نسل پنجم یا درواقع نسل آخر وایپر که برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۱۲ معرفی گردید هم حفظ شده بود به‌گونه‌ای که در زیر کاپوت این نسل نیز همچنان یک نیروگاه عظیم ۸٫۴ لیتری V10 تنفس طبیعی قرار گرفته بود که حجیم‌ترین موتور دَه سیلندر و به‌طورکلی حجیم‌ترین پیشرانهٔ تولیدی مدرن دنیا محسوب می‌شد (البته در دنیای خودروها). خروجی این موتور در آخرین نسل وایپر به ۶۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۱۳ نیوتن متر گشتاور رسیده است که قوی‌ترین موتور دَه سیلندر دنیا محسوب می‌شود؛ اما متأسفانه سال گذشته تولید این افعی آمریکایی خاتمه یافت و فعلاً خبری از نسل جدید آن نیست.

لامبورگینی اوراکان مدل ۲۰۱۵

پیشرانه ۵٫۲ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۱۰ اسب بخار
گشتاور ۵۶۰ نیوتن متر

لامبورگینی اوراکان که برای اولین بار در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۴ به‌عنوان جایگزین گالاردو معرفی شد، از نسخهٔ ارتقاءیافتهٔ همان پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 تنفس طبیعی نسل دوم گالاردو استفاده می‌کند. بنابراین حالا خروجی این موتور در نسخهٔ استاندارد اوراکان به ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۶۰ نیوتن متر گشتاور رسیده است؛ مانند گذشته، از همین موتور در آئودی R8 هم استفاده می‌شود. همانند گالاردو، در نسخهٔ استاندارد اوراکان هم نیروی موتور به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند اما مدل ضعیف‌تر LP580-2 به‌صورت دیفرانسیل عقب ارائه می‌شود. در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۷ اما لامبورگینی نسخهٔ ارتقاءیافته‌ای از اوراکان را با نام پرفورمانته رونمایی کرد که قدرت پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 در آن به ۶۴۰ اسب بخار افزایش یافته است؛ بنابراین اوراکان پرفورمانته قوی‌ترین لامبورگینی V10 تاریخ محسوب می‌شود.

 

منبع: Road&Track


صرف‌نظر از میزان تفاوت‌های نسل جدید و قدیم ب‌ام‌و X5، خودروسازان همیشه علاقه‌مند هستند تا محصولات جدید خود را با نزدیک‌ترین رقبا مقایسه کنند. X5 نگرانی کمتری درباره گذشته داشته و البته باید به فکر سرشاخ شدن با خودروهایی همچون آئودی Q7، ولوو XC90 و پورشه کاین باشد.


خب می‌پرسید نگرانی از چه نظر؟ از نظر فروش! دو خودرو از سه مدل یاد شده (Q7 و XC90) از نظر فروش با نسل قبلی X5 رقابت شانه به شانه‌ای داشتند و این رقابت در آمریکای شمالی نزدیک‌تر بوده است.


کاین از نظر میزان فروش خیلی برجسته نبوده اما این موضوع تنها به خاطر قیمت بیشتر مخصوصاً در تریم های فول تر است؛ اما وقتی که بحث شاسی‌بلند BMW در میان باشد نمی‌توان چشم را روی پورشه بست.

همانند هر کلاس خودرویی دیگر، یکی از اصلی‌ترین رقبای X5 مرسدس بنز است. دلیل اینکه GLE را در این مقایسه شرکت نداده‌ایم سپری شدن آخرین روزهای عمر این نسل از GLE بوده و بنابراین مقایسه خودروی معرفی شده در سال ۲۰۱۱ با نمونه‌ای کاملاً جدید منصفانه نیست. نسل جدید این خودرو احتمالاً پاییز سال جاری و در نمایشگاه خودروی پاریس معرفی خواهد شد.

نسل جدید ب‌ام‌و X5 برجسته‌تر از نسل قبلی بوده و مدرن‌تر به نظر می‌رسد. این خودرو هنوز هم به عنوان یک ب‌ام‌و قابل شناسایی است.


شاید با خود فکر کنید اگر نشان این ب‌ام‌و را حذف کنید این خودرو را مخصوصاً از نمای پشتی با مدل‌های دیگر هم اشتباه بگیرید. آیا بازار روی خوش به چراغ‌های جدید که جایگزین نمونه‌های L شکل قبلی شده‌اند نشان خواهد داد؟ زمان جواب این سوار خواهد داد.


ما در آئودی Q7 هم یک شاسی‌بلند مدرن را می‌بینیم، خودرویی که تنها ۳ ساله است. بدین ترتیب ارباب حلقه‌ها رقابت فشرده‌تری با نسل جدید X5 خواهد داشت.


اما پورشه کاین نیز با ورود به سومین نسل خود یک طراحی تکاملی را در مقایسه با نسل قبلی نشان داده است. استایل این خودرو ساده‌تر از نسل جدید X5 بوده زیرا فاقد خیزهای تیز در بدنه است. خب انتخاب بین این دو نوع طراحی همیشه به سلیقه افراد بستگی داشته است.


اما ولوو XC90 چگونه است؟ خب طراحی‌های سوئدی‌ها در چند سال اخیر پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته اما باید منتظر ماند و دید که آیا XC90 محبوبیت زیادی خواهد داشت یا خیر. این خودرو طراحی جعبه‌ای، شیک و ظریفی دارد. البته در مقایسه با X5 قطعاً کمتر اسپورت بوده اما خب ابهت آن بیشتر است.

به نظر ما پورشه و ب‌ام‌و دینامیک‌ترین ظاهر را داشته درحالی‌که آئودی و ولوو از نظر پروفایل کلی روش میانه‌تری را برگزیده‌اند.


از نظر تکنولوژی‌های بکار رفته در کابین و همچنین زیبایی کلی باید اذعان کرد ولوو کمی به سال‌های قبل تعلق دارد.


اما اشتباه نکنید، این شاسی‌بلند سوئدی کابین فوق‌العاده‌ای داشته و کیفیت ساخت آن درجه‌یک است اما کابین Q7 مدرن‌تر به نظر می‌رسد. به همین منوال کاین ۲۰۱۸ نیز بهترین کابین ساخت پورشه را به همراه داشته و همین موضوع را می‌توان درباره نسل جدید X5 هم گفت.


بازهم انتخاب کابین برتر به سلیقه شخصی بستگی دارد ولی هر خودرو را که انتخاب کنید با اشرافیت بالایی مواجه خواهید شد.


بنا به گفته ب‌ام‌و، نسل جدید X5 دارای متریال باکیفیت‌تر بیشتری نسبت به نسل قبل بوده و فرمان بکار رفته در آن مشابه نسل جدید سری ۵ است درحالی‌که صفحه‌نمایش بین ورودی‌های هوا نمونه‌ای جدید است.

داشبورد آئودی نیز مدرن و چشم‌نواز بوده درحالی‌که کاین نشان دهنده خصیصه‌های ۹۱۱ نیز می‌باشد. درباره XC90 باید گفت این خودرو مینیمالیستی ترین طراحی داخلی را دارد.


همان‌گونه که پیش از این گفتیم نسل جدید مرسدس بنز GLE امسال معرفی خواهد شد و شاید ظاهر آن مشابه رندری باشد که تماشا می‌فرمایید.

از نظر فنی بخواهیم صحبت کنیم باید گفت ب‌ام‌و X5 2019 برتری فروش خیلی بالایی نسبت به رقیب تازه‌نفس مرسدس نخواهد داشت. خب با تمامی این تفاسیر، شما کدام‌یک از این شاسی بلندهای لوکس را بهترین می‌دانید؟






سوپرکارهای امروزی قدرتمند از همیشه می‌شوند به گونه‌ای که بوگاتی شیرون از پیشرانه ۱۶ سیلندر ۸ لیتری کواد توربو با قدرت ۱۴۷۹ اسب بخار و گشتاور ۱۶۰۰ نیوتون متر استفاده می‌کند. علیرغم وجود چنین قدرت و گشتاور عظیمی، سقف سرعت شیرون به ۴۲۰ کیلومتر در ساعت محدود شده است.

Bugatti Chiron
اگرچه شیرون خودروی فوق‌العاده سریعی است اما ویرون سوپر اسپورت که مدتی هم عنوان سریع‌ترین خودروی جهان را در دست داشت می‌توانست به حداکثر سرعت ۴۳۱ کیلومتر در ساعت دست یابد. این رکورد اخیراً به وسیله کونیگ زگ آگرا RS شکسته شد. این خودرو به سرعت متوسط ۴۴۷٫۱۸ کیلومتر در ساعت دست یافته است.


از آنجایی که سقف سرعت خودروها افزایش می‌یابد بنابراین مسابقه کنونی بر سر دست یافتن به حداکثر سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت است. اگرچه رسیدن به این هدف نمادین است اما هر شرکتی که برای اولین بار به این مرز برسد افتخارات زیادی را نصیب خود خواهد کرد و این موضوع قطعاً روی فروش آن تأثیر مثبتی خواهد داشت.

هنسی ونوم F5
بلومبرگ اخیراً مقاله‌ای درباره سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت منتشر کرده و در آن با جان هنسی مصاحبه کرده است. هنسی ادعا می‌کند جدیدترین محصولش یعنی ونوم F5 خواهد توانست به این سرعت دست یابد. او می‌گوید:

رسیدن به سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت هدف ماست و رکوردهای سرعت نیز برای ما، خانواده و مشتریان مهم هستند.

هنسی به جزئیات ماجرا اشاره نکرده اما تنها ۲۴ دستگاه از این خودرو را تولید خواهد کرد. ونوم F5 از پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربو با قدرت بیش از ۱۶۰۰ اسب بخار استفاده می‌کند. این خودرو وزن کمتری از ۱۳۶۰ کیلوگرم داشته و ضریب درگ آن ۰٫۳۳ است.


البته هنسی تنها یکی از چندین شرکتی است که با چالش‌های جدی در رسیدن به این رکورد مواجه بوده و یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها یافتن لاستیک‌هایی است که بتوانند در سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت دوام بیاورند. میشلین با لاستیک‌های پرفورمنس غریبه نیست اما هنوز هم لاستیک‌هایی را که بتواند در شرایط حاد سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت دوام بیاورند را نساخته است.


این مشکل به زودی حل خواهد شد زیرا مدیر تولید این شرکت گفته است که میشلین به تکنولوژی ساخت چنین لاستیک‌هایی نزدیک شده است.






مک لارن تیزری از نسخه به‌روز شده ۵۷۰LT را منتشر کرده است. این خودرو خشن‌ترین مدل در خانواده سری اسپورت خودروساز بریتانیایی محسوب می‌شود.


در این ویدئوی کوتاه نمایی از بخش عقب به‌روز شده ۵۷۰LT دیده می‌شود. در این تیزر خروجی‌های اگزوزی که از هر گوشه دیفیوزر بیرون زده بودند دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد این خروجی‌های اگزوز در مکانی مشابه با نمونه ۶۷۵LT قرار گرفته‌اند.

همچنین در تیزر می‌توانیم دیفیوزر عقب فیبر کربنی بزرگ‌تر و باله آئرودینامیکی پشت چرخ‌های عقب را نیز ببینیم. شایان ذکر است خریداران مشتاق می‌توانند علاقه خود برای خرید این خودرو را در وب‌سایت مک لارن ثبت کنند. همچنین گفته شده این نسخه تمرکز بیشتری روی پرفورمنس بالا خواهد داشت.

مک لارن می‌گوید:

خود را برای آن لحظه آماده کنید. تمرکز همیشگی، آدرنالین خالص… این یک لحظه خاص برای هل دادن خود به لبه است.

هنوز مشخص نیست که این خودرو چه تغییراتی خواهد داشت اما انتظار می‌رود قدرت پیشرانه به مرز ۶۰۰ اسب بخار برسد. شاید هم از نامی همچون ۵۹۵LT یا ۵۸۵LT استفاده شود.

علاوه بر تغییراتی که در پیشرانه صورت می‌گیرد انتظار داریم این خودرو از قطعات سبک‌وزن جدید به منظور بهینه‌سازی حداکثری داون فورس سود ببرد. همچنین سیستم تعلیق و ترمز این خودرو نیز به منظور اطمینان از بهترین تجربه رانندگی بازنگری خواهند شد.

منتظر اخبار بیشتر از محصول به‌روز شده مک لارن در آینده باشید…

[دانلود ویدئو]

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها