نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی







بحران خودروهای دیزلی آلمان هیچ نشانی از فروکش کردن نشان نمی‌دهد و البته یکی از اصلی‌ترین بازیگران این بحران نیز کمپانی فولکس‌واگن می‌باشد.


دیروز دادستان برانشویگ فولکس‌واگن را به خاطر رسوایی دیزل گیت با جریمه ۱ میلیارد یورویی (۱٫۱۷ میلیارد دلار) نقره‌داغ کرد. این جریمه سنگین شامل ۵ میلیون یورو جریمه رسوایی دیزل گیت (حداکثر جریمه ممکن) و ۹۹۵ میلیون یورو هزینه زیان‌هایی است که به اقتصاد وارد شده است.


بنا به گفته دادستانی، بخش توسعه قوای محرکه فولکس‌واگن از انجام وظایف خود تخطی کرده و این امر منجر به تبلیغ و فروش ۱۰٫۷ میلیون دستگاه خودرویی شده است که پیشرانه‌های دیزلی آن‌ها دارای عملکرد نرم‌افزاری غیرمجاز بوده‌اند. دادستانی می‌گوید این تقلب در پیشرانه‌های ۲۸۸ EA فروخته شده در کانادا و آمریکا و همچنین پیشرانه‌های ۱۸۹ EA سراسر جهان رخ داده است. همچنین گفته شده این فعالیت‌های غیرقانونی بین اواسط سال ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۱۵ انجام شده است.


فولکس‌واگن در بیانیه‌ای کوتاه گفته که این جریمه را می‌پذیرد. این خودروساز همچنین قول عدم درخواست استیناف را داده است.

فولکس‌واگن می‌گوید با پذیرش این جریمه سنگین به مسئولیت بحران خودروهای دیزلی اذعان کرده است. این خودروساز آلمانی می‌گوید نهایتاً این مشکلات نیز تمام خواهد شد. فولکس خاطرنشان ساخته خاتمه‌ی ماجرای دیزل گیت تأثیر مثبت زیادی روی خود شرکت و زیرمجموعه‌های آن خواهد داشت.


اگرچه این موضوع ویژه تقریباً حل شده اما بلومبرگ می‌گوید فولکس‌واگن هنوز هم با شکایات قانونی در ۵۵ کشور دنیا روبرو بوده و البته از شر مقامات آلمانی نیز خلاص نشده است. مقامات این کشور به دنبال فهمیدن این موضوع هستند که آیا سرمایه‌گذاران نیز از رسوایی دیزل گیت خبر داشتند یا خیر. زیرمجموعه‌های فولکس یعنی آئودی و پورشه نیز بازرسی شده‌اند و مدیرعامل آئودی راپرت استادلر نیز اخیراً بازجویی شده است.


همان‌قدر که به زمان عرضه سدان کامپکت جنسیس G70 نزدیک می‌شویم اطلاعات بیشتری از این رقیب ب‌ام‌و سری ۳ منتشر می‌شود.

جنسیس G70
سدان اسپورت و لوکس جنسیس G70 2019 که مدت‌های زیادی است منتظرش هستیم با ارائه پرفورمنس متمرکز روی راننده، اشرافیت بالا و همچنین استایل جذاب و جوان‌پسند سنگ محک کلاس خود خواهد بود.

جنسیس G70
جنسیس می‌گوید این خودرو در کلاس خود یکی از محکم‌ترین ساختارهای بدنه را داشته و در معماری آن از آلومینیوم، فولاد با گرید بالا و چسب‌هایی که در صنایع هوایی بکار می‌رود سود برده شده است.

جنسیس G70
جنسیس G70 جدید همچنین پایین‌ترین ارتفاع و پهنای کلی در کلاس خود را داشته و به همین دلیل پرفورمنس دینامیکی استثنایی را ارائه می‌کند. خب صحبت از آئرودینامیک شد و باید گفت این سدان لوکس کره‌ای ضریب درگ ۰٫۲۸ را دارد.


مدل‌های پایه این سدان از پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری توربو که قدرت ۲۵۲ اسبی و گشتاور ۳۵۲ نیوتون متری دارد استفاده خواهند کرد. پیشرانه یاد شده به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل می‌شود اما رانندگان مشتاق می‌توانند گیربکس ۶ سرعته دستی را نیز به‌صورت سفارشی انتخاب کنند.

مدل‌های دستی G70 دارای پکیج پرفورمنسی خواهند بود که بجای قدرت ۲۵۲ اسبی باعث استخراج ۲۵۵ اسب بخار از پیشرانه می‌شود. این نسخه‌ها همچنین از سیستم اگزوز اسپورت، ترمزهای کارای برمبو و کمی کاهش وزن سود خواهند برد.


اما نسخه پرچم‌دار جنسیس G70 دارای پیشرانه ۶ سیلندر ۳٫۳ لیتری توئین توربوی ۳۶۵ اسب بخاری خواهند بود و تنها با گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک همراه خواهند شد. این سیستم با دیفرانسیل لغزش محدود استاندارد و لانچ کنترل ترکیب شده و باعث می‌شود شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعتی ۴٫۵ ثانیه‌ای ایجاد شود.

هر دو پیشرانه‌ی ارائه شده به‌صورت سفارشی با سیستم چهار چرخ محرک نیز همراه می‌شوند. جنسیس گفته ترکیب دیفرانسیل لغزش محدود عقب با سیستم چهار چرخ محرک در این کلاس برای اولین بار است که ارائه می‌شود و باعث هندلینگ تیزتر در مقایسه با رقبای اصلی خواهد شد.

جنسیس G70

انتظار داریم جزئیات بیشتر و قیمت این خودرو در زمان نزدیک شدن به معرفی رسمی منتشر شود.


این روزها سدان‌های عملکردی به قلمروی سوپرکارها گام نهاده‌اند. یکی از جدیدترین خودروهای این بخش، مرسدس-آام‌گ E63 S با پیشرانهٔ V8 توئین توربو است که قدرتی هم‌اندازهٔ لامبورگینی اوراکان دارد. برای استفاده از تمامی این نیروی عظیم، E63 S جدید به سامانهٔ چهارچرخ محرک مجهز شده است که هرچند برای بسیاری از طرفداران، حرکت بحث‌برانگیزی محسوب می‌شود اما با به حداکثر رساندن شتاب و امنیت، به راننده امکان دسترسی به قدرت بیشتری را می‌دهد. نتیجهٔ این اقدام این است که حالا E63 S به یکی از بهترین سدان‌های عملکرد بالای چهارچرخ محرک بازار تبدیل شده است. از سوی دیگر، آئودی RS7 پرفورمنس نیز با پیشرانهٔ V8 با بیش از ۶۰۰ اسب بخار قدرت و سیستم چهارچرخ محرک قرار گرفته است که راحتی، فضا و تکنولوژی کافی برای سفرهای لذت‌بخش را فراهم می‌کند؛ اما کدام‌یک از این دو سوپرسدان آلمانی در نبرد خودروهای خانوادگی فوق‌سریع پیروز خواهد شد؟

شروع نبرد

مرسدس-آام‌گ E63 S

بخش تیونینگ داخلی مرسدس بنز یعنی آام‌گ همواره با ارائهٔ سطحی باورنکردنی از قدرت در خودروها شناخته می‌شود اما جدیدترین سدان این بخش یعنی E63، مرزهای AMG را جابجا کرده است. حال در این رقابت ما نسخهٔ گران‌تر E63 S را مورد آزمایش قرار داده‌ایم که ۸۸,۴۹۰ پوند قیمت دارد. جاده جایی است که این خودرو واقعاً اقتدار خود را نشان می‌دهد. نیروگاه V8 توئین توربوی ۶۱۰ اسب بخاری آن بسیار وحشی است که به لطف لانچ کنترل و سامانهٔ چهارچرخ محرک، E63 S را ظرف تنها ۳٫۳ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رساند که برای یک سدان تقریباً دو تنی مناسب است.

علاوه بر این، با ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور که ۱۰۰ نیوتن متر بیشتر از گشتاور آئودی است و از دور ۲۵۰۰ rpm در اختیار راننده قرار می‌گیرد، عملکرد E63 در دنده‌های بالایی نیز فوق‌العاده است به‌گونه‌ای که در دندهٔ هشتم، ۳٫۱ ثانیه سریع‌تر از آئودی از سرعت ۸۰ کیلومتر به ۱۱۰ کیلومتر در ساعت رسید. عملکرد گیربکس ۹ سرعتهٔ دوکلاچهٔ E63 در دنده‌های دیگر هم دقیق بوده و همراه سریع‌تر از RS7 عمل می‌کند. این گیربکس در حالت دستی نیز پاسخگویی خوبی دارد و نسبت به آئودی با تأخیر و تردید کمتری دنده‌ها را تعویض می‌کند. از سوی دیگر، با استفاده از پکیج هزار پوندی عملکرد اگزوز، E63 صدای بیشتری نسبت به RS7 دارد.

اما مرسدس در جاده خودروی خشنی است و حتی هنگام انتخاب نرم‌ترین حالت از بین سه حالت مختلف تعلیق، همچنان خشکی خودرو احساس می‌شود. همچنین هرچند تعلیق بادی این سدان اسپرت توسط AMG به‌منظور کنترل بهتر بدنه تنظیم شده است اما رینگ‌های بزرگ ۲۰ اینچی آن، دست‌اندازهای جاده را به کابین منتقل می‌کنند. ولی هرچند RS7 نرم‌تر و راحت‌تر است اما به همین دلیل در پیچ‌ها توانایی E63 را ندارد. همچنین فرمان E63 نیز سبک‌تر بوده و جزئیات بیشتری را از چرخ‌های جلو ارائه می‌کند؛ اما ویژگی برجستهٔ این سدان اشتوتگارتی برخورداری از حالتی بنام حالت درگ است که E63 را به ماشینی دیفرانسیل عقب تبدیل می‌کند که این یعنی در این حالت می‌توان از رفتارهای سنتی AMG لذت برد.

آئودی RS7 پرفورمنس

آئودی در نیمهٔ عمر مدل RS7، نسخهٔ قدرتمندتری از آن‌را با نام پرفورمنس ارائه نمود که قیمت آن به ۹۴,۱۸۵ پوند رسیده است. در این نسخه، قدرت خودرو به ۶۰۵ اسب بخار افزایش پیدا کرده که این یعنی RS7 در روی کاغذ می‌تواند با E63 رقابت کند اما آیا افزایش قدرت برای مبارزه با سوپرسدان AMG در جاده و مغلوب کردن آن کافی است؟ با ۱۰۰ نیوتن متر گشتاور کمتر، نبود حالت استارت مسابقه‌ای و گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک معمولی، RS7 ظرف ۳٫۹ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کرد که هرچند هنوز هم سریع است اما در پس E63 S قرار می‌گیرد.

عملکرد ضعیف‌تر گیربکس RS7 خود را در دنده‌های بالاتر هم نشان داد به‌گونه‌ای که آئودی در رسیدن از سرعت ۵۰ کیلومتر به ۱۱۰ کیلومتر در ساعت، ۱٫۹ ثانیه کُندتر از E63 عمل کرد. بااین‌حال گیربکس RS7 در حالت اتوماتیک کاملاً روان عمل می‌کند درحالی‌که تنظیم شاسی خودرو نیز نرم‌تر است و حتی با وجود رینگ‌های بزرگ ۲۱ اینچی، عبور با RS7 از روی دست‌اندازها مانند E63 ناراحت احساس نمی‌شود. البته این سدان اینگولشتاتی در حالت کروز خودروی فوق‌العاده روان و نرمی نیست اما بااین‌حال هنوز هم در مسیرهای طولانی از E63 S راحت‌تر است.

اما عملکرد فرمان RS7 به‌ خوبی E63 نیست و گویی برای اجرای دستورات راننده از خود مقاومت نشان می‌دهد. همچنین هرچند کشش زیادی در این خودرو وجود دارد اما شاسی RS7 در مقایسه با سدان چابک AMG، سنگین و بی‌حال احساس می‌شود. تعلیق ماشین نیز حتی در سفت‌ترین حالت، کنترل مناسبی از بدنه به عمل نمی‌آورد و همانند E63 قابل تنظیم نیست. این موضوع در هنگام شتاب گیری یا ترمز گیری سنگین، شدیدتر شده و به همین دلیل RS7 کنترل و آرامش E63 را ندارد. البته آئودی RS7 هنوز هم خودرویی سرگرم‌کننده و سریع است اما چون به پایان عمر خود رسیده، در برابر E63 خودرویی سالخورده به نظر می‌رسد که این موضوع سرعت پیشرفت AMG را نشان می‌دهد.

نتیجه

مقام اول: مرسدس-آام‌گ E63 S

مرسدس E63 S سوپرسدان خیره‌کننده‌ای است. تجهیز این خودرو به سامانهٔ چهارچرخ محرک چندان شخصیت E63 را خدشه‌دار نکرده درحالی‌که حالت دریفت حال و هوای سنتی AMG را به آن اضافه نموده است. همچنین حالا با وجود این سیستم، E63 در اکثر مواقع به خودروی مؤثر و کارایی تبدیل شده که سرعت فوق‌العاده بالا را با قابلیت استفاده ترکیب کرده است. البته E63 S خودروی گران‌قیمتی است و هزینه‌های نگهداری آن‌هم پایین نخواهد بود اما درحالی‌که از تکنولوژی‌های فوق‌العاده برجسته‌ای برخوردار است، از RS7 قیمت کمتری دارد.

مقام دوم: آئودی RS7 پرفورمنس

هرگز قابل‌انکار نیست که آئودی RS7 هم‌اکنون حداقل یک نسل قدیمی‌تر از مرسدس احساس می‌شود. این خودرو نه سرعت E63 را دارد و نه مثل آن سرگرم‌کننده است درحالی‌که از لحاظ کارایی و تکنولوژی‌های پیشرو نیز به رقیب اشتوتگارتی نمی‌رسد. البته RS7 هنوز هم به لطف کیفیت، راحتی و سرعت چهارفصل، شایستگی‌های خود را دارد اما قیمت بالا و هزینه‌های نگهداری چشمگیر، آن‌را در پس مرسدس E63 S قرار می‌دهد.

 

مقایسه مشخصات فنی

مرسدس-آام‌گ E63 S

آئودی RS7 پرفورمنس

قیمت پایه ۸۸,۴۹۰ پوند ۹۴,۱۸۵ پوند
قیمت تست‌شده ۱۰۱,۳۲۰ پوند ۱۱۵,۳۶۰ پوند
پیشرانه ۴ لیتری V8 توئین توربو ۴ لیتری V8 توئین توربو
قدت ۶۱۰ اسب بخار ۶۰۵ اسب بخار
گشتاور ۸۵۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۹ سرعته دوکلاچه ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
طول ۴٫۹۹ متر ۵٫۰۱ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۹۴ متر ۲٫۹۱ متر
وزن ۱۹۹۵ کیلوگرم ۱۹۳۰ کیلوگرم
حجم صندوق بار ۵۴۰ لیتر ۵۳۵ لیتر
ظرفیت باک ۶۶ لیتر ۷۵ لیتر
شتاب صفر تا ۹۶ ۳٫۳ ثانیه ۳٫۹ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
ترمز از ۹۶ کیلومتر ۳۳٫۲ متر ۳۲٫۲ متر
مصرف سوخت اعلامی ۹٫۱ لیتر (ترکیبی) ۹٫۵ لیتر (ترکیبی)
مصرف سوخت آزمون ۱۳٫۶ لیتر ۱۵٫۳ لیتر

 

منبع: AutoExpress

 

اینفینیتی QX30 2018.5، مجهزتر و گران‌تر!

بدون دیدگاه


پس از به‌روزرسانی اینفینیتی QX30 بازار اروپا در اوایل سال جاری هم‌اکنون زمان اعمال برخی تغییرات روی نسخه آمریکایی این خودرو نیز فرا رسیده است.


این خودرو که هم‌اکنون اینفینیتی QX30 2018.5 نامیده می‌شود به‌صورت استاندارد از ترمز اضطراری خودکار سود می‌برد. علیرغم اضافه شدن این سیستم کمک راننده، قیمت‌گذاری مدل پایه تغییری نکرده و با قیمت ۳۰۹۴۵ دلاری عرضه می‌شود.


پس از مدل پایه Pure به نسخه لوکس می‌رسیم که ۲۰۰ دلار گران‌تر از قبل شده و هم‌اکنون بهای ۳۳۷۵۹ دلاری دارد. این قیمت بیشتر به خاطر اضافه شدن سقف پانورامیک استاندارد بوده ولی یک نقطه‌ضعف هم وجود دارد که آن حذف پوشش چرمی کابین می‌باشد. طرفداران این خودروساز می‌دانند که مدل بزرگ‌تر Q50 هم برای سال ۲۰۱۸ همین اصلاحات را تجربه کرده است.


در پله بعدی نسخه لوکس‌تر Essential با قیمت ۳۷۶۹۵ دلار قرار دارد که افزایش قیمت ۱۴۰۰ دلاری را تجربه کرده است. این خودرو هم‌اکنون به‌صورت استاندارد از سیستم ناوبری ماهواره‌ای سود می‌برد که دارای پایش محیطی با تشخیص اشیای متحرک می‌باشد. مشتریان برای خرید QX30 2018.5 نیز باید حداقل ۴۰۸۹۵ دلار بپردازند که ۱۴۰۰ دلار بیشتر از قبل است.


موضوع سورپرایز کننده اینکه مدل اسپورت به عنوان پرچم‌دار مطرح نبوده زیرا این عنوان به نسخه Essential چهار چرخ محرک می‌رسد که قیمت ۴۱۱۹۵ دلاری دارد. این نسخه نیز ۱۴۵۰ دلار گران‌تر شده و در آن شاهد پکیج مشکی هستیم که شامل رینگ‌های ۱۹ اینچی، پوشش نقره‌ای آینه‌های جانبی، پارچه مشکی با دوخت‌های متضاد و… می‌باشد.

طرفداران اینفینیتی شاید متوجه شده باشند که تریم های این خودرو نام متفاوتی به خود گرفته و باید گفت نسخه‌های بیس، لاکچری و پریمیوم قبلی هم‌اکنون Pure، Luxe و Essential نام داشته و نسخه اسپورت بدون تغییر باقی مانده است.

توضیح: تصاویر به اینفینیتی QX30 2018 تعلق دارند.



آیا واقعاً به هایپرکارها نیاز داریم؟ پاسخ این سؤال البته که “نه” است. ما دیگر به اندازه سیستم‌های پخش عجیب‌وغریب پخش صوتی، ساعت‌های مچی و کشتی‌های فضایی به هایپرکارها نیاز نداریم. همه‌ی آن چیزی که به‌طور واقعی نیاز داریم لباسی برای پوشیدن، غذایی برای خوردن، آبی برای نوشیدن و سقفی بالای سر برای ماندن است.


خب پس با هایپرکارها چه کنیم؟! به نظر می‌رسد Carfection در جدیدترین ویدئوی خود به این سؤال پاسخ داده است؛ و پس از مشاهده این کلیپ ۶ دقیقه‌ای و شنیدن آنچه آن‌ها می‌گویند، ما هم به فکر فرو می‌رویم…


هایپرکارها تجارتی کمیاب و گران‌بها هستند. حتی گران‌تر از خودروهای اسپورت و سوپر اسپورت ۵ و ۶ رقمی، هایپرکارهای ۷ رقمی هم وجود دارد که نشان داده‌اند هر عملی شدنی است. اشاره ما به خودروهایی همچون پورشه ۹۱۱، فراری ۴۸۸ یا مک لارن ۷۲۰S نیست بلکه امثال پورشه ۹۱۸ اسپایدر، فراری لافراری و مک لارن P1 را در نظر داریم. در سطح بالای این لیگ ستاره‌های مهندسی‌ای همچون مرسدس و استون مارتین قرار دارند؛ و البته باید به فوق ستاره‌هایی همچون بوگاتی و کونیگ زگ اشاره کرد.


خب پس مشکل چیست؟ چرا مردم درباره چرایی غیرضروری بودن هایپرکارها نظرات گوناگونی دارند؟ خب Carfection دلیل عدم ضروری بودن این دسته از خودروها را به ۴ دسته اصلی تقسیم می‌کند: هزینه، پرفورمنس، کاربردی بودن و میزان استفاده کم از آن‌ها؛ و این لیست را می‌توانیم همین‌طور ادامه دهیم اما ویدئو خودش به خوبی همه‌چیز را توضیح می‌دهد. بهتر است خود شما نظرات مردم درباره هایپرکارها را بدانید و البته بگویید که چرا آن‌ها درباره هایپرکارها اشتباه کرده و چرا ما واقعاً این خودروها را دوست داریم…

[دانلود ویدئو]


دنیای خودروهای الکتریکی و هیبریدی شلوغ و در حال گسترش است و هرروز مدعیان جدیدی به آن اضافه می‌شود اما این موضوع در رابطه با بخش خودروهای لوکس صدق نمی‌کند و هنوز نمونه‌های هیبریدی یا الکتریکی زیادی در این بخش وجود ندارد. این موضوع، یعنی کمیابی سدان‌های لوکس هیبریدی در بازار، ما را مجبور کرد که نسخه‌های پلاگین‌هیبریدی از دو سدانی که از نظر قیمت، اندازه و توانایی‌های کلی باهم متفاوت هستند را رودرروی یکدیگر قرار دهیم. این دو خودرو ب‌ام‌و ۵۳۰e و کادیلاک CT6 پلاگین هستند که هرچند ب‌ام‌و قیمت پایهٔ بسیار کمتری داشته و کادیلاک بزرگ‌تر و قدرتمندتر است اما هنوز هم می‌توان گفت کسانی که خواهان یک سدان لوکس سبز هستند، هردوی این خودروها را به‌عنوان گزینه‌های خرید بررسی خواهند کرد.

قوای محرکه

ب‌ام‌و: قوای محرکهٔ ۵۳۰e متشکل است از یک پیشرانهٔ ۲ لیتری چهار سیلندر به همراه یک موتور الکتریکی و پکیج باطری ۹٫۲ کیلووات ساعتی که مجموع خروجی آن برای ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۴۲۰ نیوتن متر گشتاور است. این نیرو که به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند، طبق اعلام ب‌ام‌و، خودرو را ظرف ۵٫۸ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رساند. وظیفهٔ انتقال این نیرو هم بر عهدهٔ یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک است که سرعت بالایی در تعویض دنده‌ها داشته و در حالت دستی هم احساس یکنواختی دارد.

کادیلاک: هرچند قوای محرکهٔ CT6 در اصول اولیهٔ سیستم‌های بنزینی-الکتریکی با ۵۳۰e مشترک است، اما قوای محرکهٔ بزرگ‌تر این سدان آمریکایی در هر زمینه‌ای برتر است. هرچند پیشرانهٔ بنزینی این قوای محرکه همانند ب‌ام‌و از نوع ۲ لیتری چهار سیلندر توربو است اما به لطف دو موتور الکتریکی در عقب و یک پکیج باطری ۱۸٫۴ کیلووات ساعتی، قوی‌تر است به‌گونه‌ای که مجموعاً ۳۳۵ اسب بخار قدرت و ۵۸۵ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند؛ بنابراین طبیعتاً CT6 سریع‌تر از ۵۳۰e بوده و ظرف ۵٫۲ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رسد.

خودروی برتر: کادیلاک CT6 پلاگین

سواری و هندلینگ

ب‌ام‌و: هرچند ۵۳۰e به‌عنوان یک سدان هیبریدی پاک ساخته شده است اما این بدان معنا نیست که این ماشین از هندلینگ عالی سری ۵ که موجب شهرت سری ۵ شده فاصله گرفته است؛ بنابراین با اینکه بازخورد و احساس فرمان کاملاً ناامیدکننده است و وزنی اضافی در خودرو وجود دارد که در نسخه‌های غیرهیبریدی نیست اما ۵۳۰e هنوز هم در پیچ‌ها خودروی سرگرم‌کننده‌ای است. همچنین این سدان هیبریدی آلمانی در جاده‌های خراب هم سواری بسیار آرام و راحتی را ارائه می‌کند؛ بنابراین اگر به ۵۳۰e بیشتر به‌عنوان خودرویی لوکس با قوای محرکهٔ نوآورانه علاقه دارید، شما را ناامید نخواهد کرد.

کادیلاک: تفکر اولیه در مورد سواری و هندلینگ CT6 به‌عنوان خودرویی بزرگ‌تر و راحت‌تر نسبت به ب‌ام‌و، خودرویی پالایش‌شده است که این امر در عمل هم ثابت می‌شود زیرا در کادیلاک همان جاده‌های خراب مذکور، همانند آسفالت تازهٔ بزرگراه‌ها احساس می‌شود. از سوی دیگر درحالی‌که هیچ‌کدام از این دو خودرو چندان چابک نیستند اما احساس می‌شود که ب‌ام‌و نسبت به کادیلاک کشیده‌تر و نرم‌تر، بیشتر به تغییر خط‌های سریع تمایل دارد. البته قوای محرکهٔ قدرتمندتر CT6 احساس اسپرتی بیشتری را ارائه می‌کند اما پاسخ تعلیق و فرمان این احساس را کمرنگ می‌کند.

خودروی برتر: ب‌ام‌و ۵۳۰e

بُرد و مصرف سوخت

ب‌ام‌و: ترکیبی از رانندگی تمام الکتریکی و پیشرانهٔ بنزینی کارآمد، موجب دستیابی به مصرف سوخت عالی ۳٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر در ب‌ام‌و ۵۳۰e XDrive شده است (نسخهٔ دیفرانسیل عقب این خودرو نیز قابل خریداری است که کمی کم‌مصرف‌تر است)؛ اما اگر خواهان خودرویی پلاگین‌هیبریدی با بُرد تمام الکتریکی زیاد هستید، ۵۳۰e با پکیج باطری کوچک خود چندان امیدوارکننده نیست زیرا درحالی‌که ب‌ام‌و بُرد تمام الکتریکی آن‌را در حدود ۵۰ کیلومتر تخمین زده است، EPA نیمی از این عدد یعنی تنها ۲۵ کیلومتر را اعلام کرده است؛ بنابراین شاید بُرد تمام الکتریکی واقعی ۵۳۰e چیزی بین این دو عدد باشد اما بازهم به کادیلاک CT6 با پکیج باطری‌های بسیار بزرگ‌تر نمی‌رسد. بااین‌حال نباید فراموش کرد که ۵۳۰e کوچک‌تر و سبک‌تر از CT6 است.

کادیلاک: اگر به اطلاعاتی که در بالا ذکر شد توجه کرده باشید، متوجه شده‌اید که ظرفیت باطری‌های کادیلاک دقیقاً دو برابر ب‌ام‌و است که به همین دلیل بُرد تمام الکتریکی آن‌هم بسیار بیشتر از رقیب آلمانی است. به گفتهٔ EPA، بُرد تمام الکتریکی کادیلاک CT6 پلاگین برابر با ۵۰ کیلومتر است که این یعنی این سدان پلاگین‌هیبریدی می‌تواند برای بسیاری از افراد و در اکثر اوقات به‌عنوان خودرویی صرفاً الکتریکی مورداستفاده قرار گیرد؛ اما حتی اگر روزانه بیش از ۵۰ کیلومتر هم رانندگی کنید و به موتور بنزینی خودرو نیاز داشته باشید، مصرف سوخت CT6 تنها ۳٫۸ لیتر در هر صد کیلومتر خواهد بود که هزینهٔ سالانهٔ سوخت را بسیار کاهش می‌دهد.

خودروی برتر: کادیلاک CT6 پلاگین

کابین و کارایی

ب‌ام‌و: ب‌ام‌و سری ۵ یک سدانمان سایز محسوب می‌شود درحالی‌که CT6 فول سایز است؛ بنابراین ازآنجایی‌که ب‌ام‌و حدود ۲۵ سانتیمتر طول کمتری دارد، مطمئناً در داخل هم فضای کمتری خواهد داشت؛ اما بااین‌حال خبر خوب این است که اگر اغلب از صندلی‌های عقب استفاده نشود، برای راننده و سرنشین جلو فضای زیادی وجود خواهد داشت به‌گونه‌ای که من با قد ۱۹۵ سانتیمتر، به‌راحتی در صندلی راننده جای گرفته و از راحتی و دید خوبی برخوردار بودم. مزیت دیگر ۵۳۰e نیز صندوق بار بزرگ‌تر آن است که با ۴۱۰ لیتر در برابر صندوق ۳۰۰ لیتری کادیلاک قرار می‌گیرد. البته مطمئناً این فضای بیشتر به خاطر پکیج باطری‌های کوچک‌تر ب‌ام‌و پدید آمده است. ۵۳۰e از لحاظ تجهیزات نیز مناسب عمل کرده و به‌عنوان‌مثال جدیدترین نسخه از سیستم اطلاعاتی-سرگرمی iDrive 6 در آن واقعاً عالی و روان کار می‌کند.

کادیلاک: فضای داخلی CT6 برای من هم خوب و هم بد بود زیرا از یک سو واقعاً نما و احساس صندلی‌های چرمی آن‌را دوست داشتم زیرا راحتی بیشتری نسبت به صندلی‌های ب‌ام‌و داشتند. از سوی دیگر اما کنسول مرکزی، صفحه‌نمایش سیستم اطلاعاتی-سرگرمی و به‌طورکلی طراحی داشبورد کادیلاک در مقایسه با سری ۵ قدیمی به نظر می‌رسد. البته در جلو و عقب کابین این سدان آمریکایی فضای زیادی وجود دارد درحالی‌که با وجود فضای پای زیاد در عقب و نمایشگرهای داخل پشتی صندلی‌های جلو، روشن است که کادیلاک قصد داشته بخش عقبی CT6 را به سالن اجرایی تبدیل کند.

خودروی برتر: ب‌ام‌و ۵۳۰e

قیمت

 ب‌ام‌و: مقایسهٔ قیمتی این دو سدان کمی دشوار است زیرا ۵۳۰e در یک کلاس پایین‌تر از CT6 پلاگین قرار دارد و به همین دلیل به میزان قابل‌توجهی ارزان‌تر است به‌گونه‌ای که قیمت پایهٔ آن پیش از کسر مشوق‌های مالیاتی، از ۵۴,۷۰۰ دلار آغاز می‌شود؛ بنابراین اگر صرفاً خواهان یک سدان لوکس با قولی محرکهٔ پلاگین‌هیبریدی بدون هیچ‌چیز دیگری هستید، قیمت کمتر ۵۳۰e در مقایسه با CT6 پلاگین بسیار قابل‌توجه خواهد بود؛ اما خودروی مورد آزمایش ما به چند پکیج گران‌قیمت همچون پکیج پریمیوم، پکیج کمک‌راننده پلاس، آپشن نورپردازی و… مجهز است که قیمت آن‌را به ۶۸,۷۶۰ دلار رسانده که اختلاف کمی با قیمت پایهٔ CT6 پلاگین دارد.

کادیلاک: قیمت پایهٔ کادیلاک CT6 پلاگین اما که حتی در نسخهٔ پایه هم تقریباً فول آپشن است، قبل از کسر مشوق‌های مالیاتی از ۷۵,۰۹۵ دلار آغاز می‌شود. نمونهٔ مورد آزمایش ما اما تنها به یک آپشن مجهز شده بود درحالی‌که کادیلاک ۵۰۰ دلار را هم برای رنگ سفید کریستالی آن مطالبه می‌کند.

خودروی برتر: ب‌ام‌و ۵۳۰e

نتیجه‌گیری

مشخص کردن نتیجهٔ آزمایش‌های مقایسه‌ای همواره دشوار است و در این مورد که خودروها در دو کلاس مختلف هستند، اوضاع سخت‌تر هم می‌شود. ولی کمبود خودروهای لوکس پلاگین‌هیبریدی دلیل معقولی برای انجام این مقایسه بود؛ بنابراین نتیجهٔ این رقابت را بر اساس معیارهای مهم برای خودروهای پلاگین‌هیبریدی تعیین می‌کنیم. بدین ترتیب در پایان باید گفت درحالی‌که ب‌ام‌و ۵۳۰e مزایای غیرقابل‌انکاری همچون قیمت کمتر دارد، اما در این رقابت سبز، کادیلاک CT6 پلاگین به‌سادگی به پیروزی دست پیدا کرد. چرا؟ چون کادیلاک خودرویی است که می‌توانید در بیشتر مواقع از آن به‌عنوان یک خودروی الکتریکی استفاده کنید. به این نقطهٔ مثبت، قدرت بیشتر، عملکرد بهتر در جاده‌ها و اندازهٔ عالی هم که اضافه می‌شود، کادیلاک CT6 پلاگین را به یکی از جلوداران بخش سدان‌های لوکس سبز تبدیل می‌کند.

خودروی برنده: کادیلاک CT6 پلاگین

مشخصات فنی

ب‌ام‌و ۵۳۰e

کادیلاک CT6 پلاگین

پیشرانهٔ بنزینی ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو
موتور الکتریکی ۱ عدد ۲ عدد
باطری ۹٫۲ کیلووات ساعت ۱۸٫۴ کیلووات ساعت
قدرت ۲۵۰ اسب بخار ۳۳۵ اسب بخار
گشتاور ۴۲۰ نیوتن متر ۵۸۵ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک CVT
محور محرک چهارچرخ عقب
شتاب صفر تا ۹۶ ۵٫۸ ثانیه ۵٫۲ ثانیه
مصرف سوخت ۳٫۵ لیتر ۳٫۸ لیتر
بُرد تمام الکتریکی ۲۵ کیلومتر ۵۰ کیلومتر
ظرفیت سرنشین ۵ نفر ۵ نفر
حجم صندوق بار ۴۱۰ لیتر ۳۰۰ لیتر
قیمت پایه ۵۴,۷۰۰ دلار ۷۵,۰۹۵ دلار
قیمت تست‌شده ۶۸,۷۶۰ دلار ۷۶,۵۹۰ دلار

 

منبع: Motor1







درحالی‌که بازار خودروی کشور وضعیت عجیبی را پشت سر می‌گذارد و آگهی‌های خریدوفروش بسیار عجیب و ناامیدکننده‌ای را می‌بینیم تصویری در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن شاهد صف شبانه خریداران فولکس‌واگن گلف ۴۰۰ میلیونی هستیم!


نبود نظارت و برخورد از یک طرف و همچنین جولان دلالان و فرصت‌طلبان از سوی دیگر شرایطی را به وجود آورده‌اند که در طی چند روز شاهد افزایش قیمت چند ده میلیونی خودروهای وارداتی و حتی داخلی هستیم. مشخص نیست که آیا تمامی افرادی که شبانه برای خرید چنین خودرویی صف می‌بندند مصرف‌کننده واقعی هستند و یا اینکه به امید سود زیاد اقدام به خرید می‌کنند.

امیدواریم مسئولان محترم در اسرع وقت فکر عاجلی برای وضعیت بازار خودروی کشور بکنند و با تشدید برخورد با واسطه و سودجویان زمینه آرامش فکری و روانی بازار را فراهم کرده و خریداران واقعی با آسودگی خیال اقدام به خرید کنند.

  • ترکش‌های خروج پژو-سیتروئن به قطعه سازان می‌خورد

پژو سیتروئن در شرایطی در موقعیت ترک ایران قرار گرفته که ترکش‌های این ماجرا به پیکره قطعه سازان نیز اصابت خواهد کرد.


به گزارش دنیای اقتصاد و به نقل از دنیای اقتصاد، طبق بیانیه رسمی پژو سیتروئن، این گروه خودروسازی به تبعیت از سیاست‌های آمریکا و خروج این کشور از برجام، فعالیت‌های خود را در ایران به حالت تعلیق در خواهد آورد. شرایط به شکلی است که پژو سیتروئن اگر نتواند مجوز ماندن دریافت کند، در فرصت باقیمانده تا ضرب‌الاجل آمریکایی‌ها (ششم آگوست برابر با نیمه مرداد امسال)، از ایران خارج خواهد شد. رفتن پژو سیتروئن اگرچه بیشترین ضربه را به ایران خودرو و سایپا به‌عنوان شرکای داخلی آن‌ها وارد می‌کند، با این حال صنعت قطعه کشور نیز از خطرات آن در امان نخواهد بود.

آن‌طور که خبر می‌رسد، تمامی قطعه سازان مرتبط با پژو سیتروئن، از سوی آمریکایی‌ها و بابت همکاری با ایران مورد تهدید قرار گرفته‌اند. بر این اساس، قطعه‌سازان موردنظر حق هیچ‌گونه همکاری با ایران را ندارند و اگر مرتکب تخلف در این ماجرا شوند، با جریمه‌های سنگین مادی و معنوی مواجه خواهند شد. با این حساب، قراردادهایی که در پسابرجام میان قطعه سازان ایرانی و فرانسوی منعقد شده، عملاً تاریخ مصرفشان تا نیمه مرداد امسال به پایان خواهد رسید. نکته دیگر اینجاست که با بازگشت تحریم‌های آمریکا از اواسط تابستان، روند تأمین مواد اولیه نیز برای قطعه سازان داخلی به مشکل خواهد خورد. در واقع با توجه به تهدیدهای آمریکا، به احتمال فراوان بسیاری از منابع خارجی، تأمین مواد اولیه موردنیاز صنعت قطعه ایران را متوقف می‌کنند زیرا نمی‌خواهند با عتاب و جریمه آمریکایی‌ها مواجه شوند؛ بنابراین با بازگشت تحریم‌ها، احتمال مختل شدن روند تأمین قطعات خودروهای داخلی (حتی آن‌ها که داخلی سازی بالایی دارند) وجود خواهد داشت و این موضوع می‌تواند به کاهش تیراژ در صنعت خودرو کشور بینجامد.

  • آشفته‌بازار خودرو در سایه نبود نظارت

ساندرو استپ وی
واحد مرکزی خبر: رئیس اتحادیه فروشندگان خودرو انحصار در توزیع خودروهای داخلی و نبود نظارت بر فعالیت‌های این بخش را سبب آشفتگی بازار خودرو اعلام کرد. خلأ نظارت، بازار خودرو را آشفته کرده است. سعید موتمنی با اشاره به اختلاف ۱۴ میلیونی خودروهای داخلی در بازار نسبت به کارخانه افزود: از دو هفته گذشته با اعلام شورای رقابت برای افزایش ۱۰ درصدی خودرو در پایان خرداد، بازار خودرو دچار التهاب و خودروهای داخلی با افزایش قیمت مواجه شده است. وی با بیان اینکه پس از اعلام افزایش قیمت خودرو، شرکت‌های توزیع‌کننده اقدام به محدودیت در تحویل خودرو کرده‌اند، گفت: خودرو به اندازه نیاز بازار در پارکینگ‌ها وجود دارد، اما انحصار در توزیع خودرو از جانب ۵ شرکت سبب به هم ریختن بازار خودرو شده است. رئیس اتحادیه فروشندگان خودرو با اشاره به محدودیت ارائه خودروهای بالای ۳۰ میلیون تا ۴۵ میلیون تومان و افزایش قیمت این خودروها ادامه داد: این افزایش قیمت سبب بالا رفتن قیمت خودروهای مونتاژی و اختلاف قیمت ۵۰ میلیونی این خودروها در بازار نسبت به کارخانه شده است. موتمنی دونرخی بودن خودرو را وضعیتی نامناسب دانست و گفت: ما متقاضی راه‌اندازی طرح ساماندهی بازار خودرو هستیم زیرا نبود نظارت بر شبکه توزیع عامل آشفتگی بازار خودرو است.


در ادامه قیمت برخی از خودروهای وارداتی پرطرفدار را خدمت شما عزیزان تقدیم می‌کنیم. البته فکر می‌کنیم این قیمت‌ها در ساعات آینده بازهم افزایش خواهند یافت. وضعیت به گونه‌ای است که هر فروشنده‌ای قیمت‌های تخیلی و غیرقابل‌تصور را برای کالای خود تعیین می‌کند و هیچ نظارت و برخوردی نیز با این‌گونه اقدامات صورت نمی‌گیرد.

نام خودرو

قیمت (میلیون تومان)
هیوندای سوناتا هیبریدی

۳۰۰

هیوندای توسان

۳۵۴
هیوندای الانترا

۲۰۵

کیا سورنتو

۴۳۵
کیا سراتو

۲۳۸

کیا اپتیما

۴۰۵
تویوتا راو ۴

۴۱۰

هیوندای سانتافه

۴۳۸
تویوتا کمری هیبریدی

۲۹۰

نیسان جوک

۲۲۵
کیا اسپورتیج

۳۷۵

 

به‌روزرسانی فنی مزدا میاتای ژاپنی

بدون دیدگاه






شایعات مربوط به توسعه نسخه قوی‌تر MX-5 میاتا درست از آب درآمد. نشریه کار واچ ژاپن این فرصت را داشته تا نسخه پیش‌تولیدی این رودستر بازنگری شده را براند و جزئیات مربوط به آن را نیز منتشر کند. پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری میاتا هم‌اکنون قدرت ۱۸۲ اسب بخاری دارد که افزایش قابل‌توجهی نسبت به قدرت ۱۵۵ اسبی مدل کنونی نشان می‌دهد. گشتاور قلب آهنین این خودرو نیز از ۲۰۱ به ۲۰۵ نیوتون متر رسیده است.


مزدا به منظور دستیابی به این خروجی بیشتر کل قوای محرکه را اورهال کرده است. پیستون‌های جدید هم‌اکنون ۲۷ گرم سبک‌تر بوده و وزن میله‌های اتصال نیز ۴۱ گرم کمتر شده است. به منظور تنفس بهتر، پیشرانه‌ی میاتا سوپاپ‌های خروج بزرگ‌تر و پهن‌تری دارد. همین بهبودها باعث شده‌اند ردلاین پیشرانه از ۶۸۰۰ به ۷۵۰۰ برسد. علاوه بر قدرت بیشتر، تغییراتی نیز صورت گرفته که باعث افزایش راندمان گرمایی و کاهش آلایندگی‌ها شده است. از دیگر قطعات جدید پیشرانه می‌توان به فلایویل دو جرمی اشاره کرد.


اگرچه پیشرانه قلب هر خودروی اسپورتی است اما همه موضوعات به آن ختم نمی‌شود. مهندسان مزدا بوش‌های نرمی در سیستم تعلیق نصب کرده‌اند که ظاهراً احساس فرمان‌پذیری را بهبود بخشیده است. داخل کابین نیز برای اولین بار فرمان تلسکوپی به کار گرفته شده است.


تصاویر منتشر شده توسط کار واچ تغییرات بدنه قابل‌توجهی را در میاتا نشان نمی‌دهند. البته باید گفت اصلاحات کوچکی همچون کابین چرمی و رینگ‌های روشن‌تر اعمال شده‌اند.


خب حالا باید به برخی اخبار بد هم اشاره کنیم. از مدیران مزدا درباره اعمال این تغییرات روی میاتاهای بازار آمریکا هم سؤال شده و آن‌ها گفته‌اند: “به عنوان سیاست استاندارد شرکت ما درباره گمانه‌زنی‌های صورت گرفته اظهارنظر نمی‌کنیم.”

به نظر نمی‌رسد که مزدا میاتای بازار آمریکا به‌روزرسانی شود. البته ژاپنی‌ها درباره زمان عرضه نسخه فیس لیفت میاتای ژاپن اظهارنظری نداشته‌اند.


اگرچه اکثر شاسی بلندها و کراس اوورها برای حمل راحت و بی‌دغدغه خانواده‌ها طراحی می‌شوند اما برخی نمونه‌های پرفورمنس و سریع هم وجود دارند که لذت سرعت در ارتفاع بالا را به مالک اهدا می‌کنند.


شاید باور نکنید اما هم‌اکنون حداقل ۱۰ شاسی‌بلند و کراس اوور با قدرت ۵۵۰ اسب بخار یا بیشتر در بازار حضور دارند. خب اگر به دنبال خرید یک شاسی‌بلند یا کراس اوور بوده و می‌خواهید پشت فرمان هم لذت زیادی را تجربه کنید بهتر است این لیست را از نظر بگذرانید.

در ادامه شما را با ۱۰ نمونه از قوی‌ترین کراس اوورها و شاسی بلندهای بازار آشنا می‌کنیم. با ما همراه باشید!

  1. ب ام و X5 M/X6 M


ب ام و یکی از اولین خودروسازان آلمانی است که اقدام به تولید کراس اوورهای پرفورمنس کرده و البته در این میان یک خودروی ویژه که از استایل کوپه مانند نیز سود می‌برد وجود دارد. X5 M و X6 M از پیشرانه ۸ سیلندر ۴٫۴ لیتری توئین پاور توربویی استفاده می‌کنند که قدرت ۵۶۷ اسب بخاری و گشتاور ۷۵۰ نیوتون متری دارد.

  1. رولزرویس کولینان


رولزرویس کولینان جدیدترین محصول این کمپانی و همچنین جدیدترین خودرو در کلاس شاسی بلندهای فوق لوکس است. این الماس بریتانیایی از پیشرانه ۱۲ سیلندر ۶٫۷۵ لیتری توئین توربو با خروجی ۵۷۰ اسب بخار و گشتاور ۸۵۰ نیوتون متری استفاده می‌کند. البته کولینان برخلاف دیگر محصولات حاضر در این لیست تمرکز بیشتری روی راحتی و اشرافیت کابین دارد.

  1. رنجروور اسپورت SVR


بخش خودروهای ویژه جگوار لندروور کار سختی برای ارتقای محصولات این خودروساز بریتانیایی داشته است. رنجروور اسپورت SVR از قلب آهنین ۸ سیلندر ۵ لیتری سوپرشارژردار با قدرت ۵۷۵ اسب بخار و گشتاور ۷۰۰ نیوتون متر سود می‌برد.

  1. مرسدس-ای ام جی GLE 63 S/GLS 63


مرسدس-ای ام جی نیز استفاده از پیشرانه ۸ سیلندر ۵٫۵ لیتری در برخی محصولات خود را دوست دارد. این پیشرانه هم در GLE 63 S و هم در GLS 63 قدرت ۵۷۷ اسبی و گشتاور ۷۶۱ نیوتون متری دارد. کراس اوور GLE 63 S همچنین مشابه ب ام و X6 M با طرح ظاهری کوپه مانند نیز در دسترس است.

  1. مزراتی لوانته تروفئو


حتی کمپانی مادر مزراتی یعنی فیات-کرایسلر نیز اذعان داشته عرضه لوانته جالب نبوده است. این خودروساز ایتالیایی اخیراً مدل تروفئو را عرضه کرده که نیروبخش آن پیشرانه ۸ سیلندر ۳٫۸ لیتری توئین توربو با قدرت ۵۹۰ اسب بخار و گشتاور ۷۲۹ نیوتون متر می‌باشد. اینکه مدل تروفئو باعث افزایش فروش لوانته خواهد شد یا خیر را زمان نشان خواهد داد.

  1. بنتلی بنتایگا


زمانی که بنتلی بنتایگا در سال ۲۰۱۵ معرفی شد مانور زیادی روی قدرت آن انجام داد. بنتایگا در آن زمان قوی‌ترین، سریع‌ترین و گران‌ترین شاسی‌بلند دنیا بود اما در کمتر از سه سال همه‌چیز تغییر کرده است. بنتایگا هم‌اکنون از نظر قدرت در جایگاه پنجم قوی‌ترین شاسی بلندها قرار داشته و از پیشرانه ۱۲ سیلندر ۶ لیتری با خروجی ۶۰۰ اسب بخار و گشتاور ۹۰۰ نیوتون متر سود می‌برد.

  1. تسلا مدل X P100D


یک شاسی‌بلند تمام الکتریکی با این میزان قدرت؟ احتمالاً در صورت عدم علاقه به اخبار دنیای خودرو چیز زیادی درباره تسلا مدل X نشنیده‌اید. نسخه X P100D این خودرو یکی از قوی‌ترین شاسی بلندهای دنیاست. پیشرانه‌های الکتریکی این شاسی‌بلند به همراه مجموعه باتری ۱۰۰ کیلووات ساعتی خود قدرت ۶۰۳ اسب بخاری و گشتاور ۹۶۷ نیوتون متری تولید می‌کنند.

  1. مرسدس-ای ام جی G65


گل سر سبد خانواده شاسی‌بلند G کلاس مرسدس بنز نسخه G65 است که از پیشرانه ۱۲ سیلندر ۶ لیتری بای توربو با خروجی ۶۲۱ اسبی و گشتاور ۱۰۰۰ نیوتون متری برخوردار است. واضح است که این میزان قدرت و گشتاور به همراه قابلیت‌های آفرود مثال‌زدنی باعث ایجاد خودرویی شده‌اند که در بازار کنونی به عنوان یکی از بهترین گزینه‌ها مطرح می‌باشد.

  1. لامبورگینی اوروس


چند سال پیش به ذهن هیچ کس خطور نمی‌کرد که لامبورگینی یک شاسی‌بلند خواهد ساخت اما هم‌اکنون شما را با اوروس آشنا می‌کنیم. شاسی‌بلندی که ادعا می‌کند به لطف پیشرانه ۸ سیلندر ۴ لیتری بای توربوی ۶۵۰ اسب بخاری ذات اسپورت یک لامبورگینی را در ارتفاعی بالاتر به نمایش می‌گذارد؛ و فکر می‌کنیم در آینده نیز باید با یک شاسی‌بلند از طرف فراری روبرو باشیم.

  1. جیپ گرند چروکی تریل هاوک


قدرتمندترین شاسی‌بلند بازار نه ساخت آلمان است و نه ساخت ایتالیا بلکه این آمریکایی‌ها هستند که این شاسی‌بلند را عرضه کرده‌اند. با استفاده از قلب تپنده محصولات هلکت، جیپ گرند چروکی دارای پیشرانه ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار همی بوده و قدرت ۷۰۷ اسبی و گشتاور ۸۷۵ نیوتون متری دارد. البته احساس می‌کنیم این عنوان به زودی دست‌به‌دست خواهد شد…

بررسی تویوتا یاریس ۱٫۵ اسپرت

بدون دیدگاه


کوچولوی دوست‌داشتنی ژاپنی!
آیا بزرگ‌تر واقعاً بهتر است؟ در ادامه این موضوع را خواهیم فهمید…


تویوتا برخلاف رویه کوچک‌سازی کنونی حرکت کرده و یاریس را با ابعادی بزرگ‌تر روانه میدان کرده است. این خودرو همچنین ظاهری تیزتر به خود گرفته تا بدین ترتیب بتواند خریداران جوان را نیز به خود جذب کند؛ اما افزایش ابعاد با افزایش قیمت همراه شده بنابراین این سؤال پیش می‌آید که آیا این خودروی جدید می‌تواند با رقبای هم قیمت و توانا رقابت کند یا خیر؟

Toyota Yaris
طراحان تویوتا شکل X مانند نمای جلوی یاریس را کنار گذاشته و از ظاهر هدفمندتری سود برده‌اند. شاخصه‌های طراحی مشابهی بین این خودرو و مدل آوریس وجود داشته که از جمله آن‌ها می‌توان به خیزهای مشهود روی کاپوت، چراغ‌های جلوی نازک و جلوپنجره‌ای اشاره کرد که نسبت به نسل قبلی تغییرات چشمگیری داشته است.


یاریس اسپرت نسبت به سایر نسخه‌ها تفاوت‌هایی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به چراغ‌های عقب LED، اسپویلر جلو و عقب و رکاب‌های جانبی اشاره کرد.


این خودرو کاملاً بزرگ‌تر از نسل قبلی است به گونه‌ای که ۲۰۰ میلی‌متر طویل‌تر و ۳۵ میلی‌متر پهن‌تر بوده و فاصله بین محوری آن نیز ۴۰ میلی‌متر رشد کرده است. این افزایش فاصله بین محوری با نشستن روی صندلی‌های عقب فوراً خود را نشان می‌دهد، جایی که فضای زانوی ۶۹۰ میلی‌متری در یاریس جدید بیشتر از هر خودروی دیگر این کلاس است. فضای محفظه بار نیز به لطف رشد ابعاد افزایش یافته و با افزایش ۷۲ لیتری به ۲۲۴ لیتر رسیده است.


اما کابین یاریس نظرات گوناگونی را به همراه خواهد داشت. از نظر ارگونومی، علیرغم اینکه ستون فرمان فاقد تنظیمات لازم است اما یافتن موقعیت رانندگی مناسب سخت نبوده و صندلی‌های چرمی نیز حمایت کافی از بدن به عمل آورده و در کل طراحی معقول و اسپورتی دارند. سیستم تهویه مطبوع با دکمه‌های بزرگ و مشخص خود عملکرد برجسته‌ای در خنک کردن کابین انجام می‌دهد.


اما باید به یک نکته اشاره کنیم و آن عملکرد نه چندان مناسب اینترفیس سیستم اطلاعات سرگرمی است به گونه‌ای که دسترسی به بسیاری از زیرمنوها به راحتی امکان‌پذیر نبوده و شاهد آیکن های کوچکی هستیم. البته این سیستم دارای اندروید اتو و اپل کارپلی بوده و همچنین سیستم ناوبری و بلوتوث نیز در آن به چشم می‌خورند.


چیزی که باعث ناامیدی می‌شود کیفیت متریال بکار رفته است. پلاستیک‌های سخت در کابین کاملاً به چشم می‌آیند اما خوشبختانه تویوتا با استفاده از چرم نرم و استراحتگاه‌های مناسب در اطراف راننده محیط مناسبی را به وجود آورده است؛ اما موضوعی که جلب‌توجه می‌کند وجود کف‌پوش‌های سطح پایین است که به چشم می‌آید.


پیشرانه NZ قبلی که در بسیاری از خودروهای کامپکت تویوتا در آسیا اقیانوسیه بکار رفته بود جای خود را به پیشرانه جدید با همان حجم داده است. این پیشرانه جدید که از نوع ۱٫۵ لیتری است با کد NR7-FE شناخته می‌شود و در خانواده اتیوس نیز دیده شده است. این پیشرانه در سومین نسل یاریس چین معرفی شده و اگرچه حجم یکسانی با پیشرانه نسل قبلی دارد اما قدرت آن ۱۰۶ اسب بخار و گشتاور آن ۱۴۰ نیوتون متر است که نسبت به پیشرانه قبلی در هر دو مورد افزایش را نشان می‌دهد.


اگرچه پیشرانه جدید قوی‌تر است اما باید ۳۲ کیلوگرم وزن بیشتری را حمل کند. گیربکس این خودرو نیز نسبت‌های نزدیکی داشته و بسیار مشابه گیربکس نسل قبلی یاریس است. این‌گونه گیربکس‌ها معمولاً به خاطر کسب حداکثر قدرت از پیشرانه‌های کم‌توان و در سرعت‌های کم و میانی بکار گرفته می‌شوند؛ اما درحالی‌که یاریس قبلی از گیربکس ۶ سرعته دستی استفاده می‌کرد اما نسل جدید از نسخه‌ای ۵ سرعته استفاده کرده است. این گیربکس تعویض‌های نرم و روان و کلاچی خوب دارد که یاریس را در سرعت‌های بالا یاری می‌کند.


یاریس اسپورت در شهر به حد کافی سریع و قوی احساس می‌شود اما با افزایش سرعت بر سر و صدای پیشرانه هم افزوده می‌شود. در سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت پیشرانه روی دور ۳۵۰۰ قرار داشته و بدین ترتیب خیلی نمی‌توانید مصرف سوخت خوبی را تصور کند. قطعاً اگر دنده ششم طولانی وجود داشت مصرف خودرو کمتر می‌شد. با این تفاسیر یاریس هنوز هم مصرف سوخت ۷٫۴ لیتری در هر صد کیلومتر دارد.

اگرچه تعویض دنده‌های گیربکس یاریس خیلی عالی نیست اما همین موضوع را نمی‌توان درباره راحتی سواری گفت. لاستیک‌های دیواره بلند به همراه سیستم تعلیق مک فرسون باعث شده‌اند شما اکثراً رفتار خوبی را در عبور از دست‌اندازها و چاله‌ها شاهد باشید.

با این وجود یاریس پایداری فوق‌العاده‌ای ندارد. فرمان خودرو مبهم بوده و چرخش سریع فرمان معمولاً با تأخیر پاسخ داده می‌شود. در کل باید گفت اگرچه یاریس پسوند اسپورت را به همراه دارد اما بهتر است استایل رانندگی عادی‌تری داشته باشید.

این نسخه ویژه از یاریس جدید به نوعی عجیب‌وغریب است زیرا در حد متوسط بوده اما توسط خودروسازی عرضه شده که از استانداردهای سطح بالا و سبد محصولاتی قابل‌اعتماد برخوردار است و ما انتظار داریم این خودرو موفقیت بالایی را نصیب سازنده بکند.

یاریس جدید در بسیاری از جنبه‌ها بهبود یافته است. این خودرو جادارتر بوده و سواری بهتری در مقایسه با نسل قبلی دارد. فرمان سست و بی حال و گیربکسی با تعویض‌های نه چندان جالب باعث ناامیدی راننده در سرعت‌های بالا خواهند شد.

شاید بزرگ‌ترین چالش یاریس اسپورت بهای آن باشد که در قلمروی برخی خودروهای محبوب همچون کیا ریو و فولکس‌واگن پولو قرار می‌گیرد. شما حتی می‌توانید با این پول برخی نسخه‌های فورد فوکوس و رنو مگان را نیز بخرید. صادقانه باید گفت نسخه Xs یاریس که فاقد برخی تجهیزات نسخه اسپورت می‌باشد انتخاب بهتری بوده و در عین حال از همان نقاط قوت همیشگی یاریس بهره می‌برد.

امتیاز از ۱۰۰: ۷۱

مشخصات تویوتا یاریس ۱٫۵ اسپورت

  • قیمت: ۲۸۶۰۰۰ راند
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: اعلام نشده
  • قدرت/گشتاور: ۱۰۶ اسب بخار/۱۴۰ نیوتون متر
  • حداکثر سرعت: ۱۸۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت ادعایی: ۵٫۹ لیتر در هر صد کیلومتر
  • آلایندگی: ۱۳۶ گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها