نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

به‌روزرسانی داج دورانگو پلیس ۲۰۱۹

بدون دیدگاه






داج از نسخه به‌روز شده شاسی‌بلند پلیس دورانگو ۲۰۱۹ رونمایی کرد. این خودرو که دارای تغییرات قابل‌توجهی است برای اولین بار در نمایشگاه انجمن پلیس‌های ملی آمریکا معرفی شده است.


دورانگو پورسوئیت ۲۰۱۹ دارای نمای جلوی جدیدی است که از مجاری هوای خنک‌کننده ترمز یکپارچه برای عملکرد بهتر این سیستم بهره می‌برد. همچنین شاسی نیز با سیستم تعلیق پرفورمنس و اسپورت ارتقا یافته تا بدین ترتیب توانایی رانندگی خودرو در زمان تعقیب و گریزها بهبود یافته باشد.

رئیس برندهای سواری گروه فیات-کرایسلر می‌گوید:

داج قبلاً در کلاس سدان های پلیس حکمرانی کرده و با چارجر پورسوئیت توانایی‌های خود را نشان داده است. ما معتقدیم دورانگو پلیس ۲۰۱۹ نیز جذابیت این برند را بیش از پیش افزایش خواهد داد و از نظر پرفورمنس ما را وارد مرحله دیگری می‌کند.

شاسی این خودرو دارای جذب کننده‌های شوک نیوومات، پکیج ترمز ۱۳٫۸ اینچی در جلو و ۱۳ اینچی در عقب، میله‌های پایدارکننده‌ی جلو و عقب و لاستیک‌های ۱۸ اینچی‌ای می‌باشد که روی رینگ‌های آلومینیومی قرار گرفته‌اند.

از دیگر ویژگی‌های دورانگوی ۲۰۱۹ می‌توان به دوربین دنده‌عقب، پکیج چراغ‌های گردان، آلترناتور ۲۲۰ آمپر، خنک‌کننده روغن و واترپمپ هوی دیوتی و کنترل کابین سه ناحیه‌ای اشاره کرد.

۰
داج دورانگو پورسوئیت ۲۰۱۹ به‌صورت استاندارد با پیشرانه ۶ سیلندر ۳٫۶ لیتری پنتاسنتار ارائه می‌شود اما قلب آهنین ۸ سیلندر ۵٫۷ لیتری همی نیز در دسترس است. مدل‌های ۶ سیلندر قدرت ۲۹۳ اسبی دارند درحالی‌که نسخه‌های ۸ سیلندر خروجی ۳۶۰ اسبی را که بهترین خروجی کلاس می‌باشد را ارائه می‌کنند. هر دو نسخه به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک و سیستم چهار چرخ محرک متصل هستند. مدل‌های ۸ سیلندر دورانگو همچنین از جعبه انتقال فعال نیز سود می‌برند.

اداره‌های پلیس می‌توانند از اواخر تابستان سال جاری این خودرو را سفارش دهند.

[دانلود ویدئو]


خودروهای پیشرانه وسط و سفارشی فراری تاریخچه‌ی بسیار غنی‌ای دارند. از ۳۶۰ چلنج استرادله گرفته تا ۴۳۰ اسکودریا و ۴۵۸ اسپچیاله، همه‌ی این خودروها پرفورمنس فوق‌العاده‌ای در زمان خود داشته‌اند اما حتی با استانداردهای خود فراری هم ۴۸۸ پیستا چیز دیگری است!


بیایید با نام خودرو کار را شروع کنیم. پیستا در زبان ایتالیایی به معنی پیست بوده بنابراین می‌توانید حدس بزنید که این خودروی سبک‌تر و قدرتمندتر از ۴۸۸ استاندارد چه چیزهایی در چنته دارد.


بله درست است، فراری ادعا می‌کند پیستا تمام تجاربی را که در ساخت ۴۸۸ چلنج و ۴۸۸ GTE به دست آمده به همراه دارد و بسیاری از قطعات آن‌ها را نیز به عاریت گرفته است.


هم‌اکنون خروجی پیشرانه ۸ سیلندر ۳٫۹ لیتری توئین توربو به ۷۱۰ اسب بخار و گشتاور آن نیز به ۷۷۰ نیوتون متر رسیده است. با شنیدن این اعداد ضربان قلب به سرعت بالا می‌رود و ما هم بی‌صبرانه منتظر حضور در پیست تست فیورانوی فراری هستیم تا این خودرو را برای اولین بار بررسی کنیم. افزایش قدرت و گشتاور باعث شده شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت به ۲٫۸۵ ثانیه برسد و سقف سرعت آن نیز هم‌اکنون به بیش از ۳۴۰ کیلومتر در ساعت رسیده است.


این عملکرد بسیار بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم و کار مهندسان فراری در تولید پیستا بسیار برجسته بوده است. در این پیشرانه از پیچ‌های اتصالی تیتانیومی سبک‌وزن برای پیستون‌ها، سوپاپ‌های ورودی، فلایویل و میل‌لنگ سبک‌تر، ورودی‌های هوای فیبر کربنی، توربوهای توئین اسکرول به‌روز شده با توربین‌های ساخته شده از آلیاژ تیتانیوم/آلومینیوم و طراحی بهتر رادیاتور برای بهبود خنک‌کنندگی مجموعه استفاده شده است. در حقیقت ۵۰ درصد قطعات پیشرانه در مقایسه با خودروی ۴۸۸ GTB جدید هستند.


پیستا به لطف اگزوز جدید و استفاده وسیع از فیبر کربن (از جمله رینگ‌های ۲۰ اینچی سفارشی) ۹۰ کیلوگرم سبک‌تر است و تنها ۱۳۸۵ کیلوگرم وزن دارد.


همچنین داون فورس تولیدی پیستا نیز بیشتر است. این خودرو از مجرای ورودی برگرفته از فرمول ۱ استفاده کرده و همچنین وجود اسپویلر و دیفیوزر بهبود یافته منجر به افزایش ۲۰ درصدی داون فورس و همچنین ضریب درگ بسیار پایین شده است.


با استفاده از لاستیک‌های بسیار چسبان میشلین پایلوت اسپورت کاپ ۲، پیستا چسبندگی باورنکردنی‌ای دارد و شما را مجبور خواهد کرد درک خود از خودرو را دوباره تغییر دهید و همچنین شما را به چالش خواهد کشید.


بخشی از این بهبودها نتیجه آن چیزی است که افزایش دهنده دینامیک فراری نامیده می‌شود. این سیستم با کنترل لغزش جانبی این برند همراه شده و با ترمزها و حسگرهای لازم یکپارچه شده تا بدین ترتیب فراری ۴۸۸ پیستا در حرکت‌های جانبی بسیار لذت‌بخش‌تر باشد. با خاموش بودن سیستم کنترل کشش و همچنین استفاده از تنظیمات مانتینوی روی فرمان شاهد کارکرد فوق‌العاده‌ی این جانور ایتالیایی هستیم.


خواه در پیست باشید یا در جاده، شما می‌توانید از گشتاور عظیم خودرو در پیچ‌ها استفاده کنید و خودرو هم دقیقاً آنچه را می‌خواهید انجام خواهد داد.


اگرچه گفته می‌شود تمرکز روی سوپرکارهای پیشرانه وسط به سختی صورت می‌گیرد اما کنترل پیستا به خوبی انجام می‌شود. این خودرو حس دوست‌داشتنی تنظیم‌پذیر بودن را داشته اما همیشه موارد ایمنی در نظر گرفته شده است. شما می‌توانید از ظرفیت‌های فوق‌العاده‌ی پیستا در هر لحظه لذت ببرید. رافائل ده سیمونه، راننده تست ارشد فراری و مردی که مسئول توسعه پیستا بوده می‌گوید تمامی کارهای صورت گرفته باعث شده‌اند آسان‌تر بتوان به محدودیت‌های پیستا دست یافت و هیجان بیشتری داشت. او اشتباه نمی‌کند…


این محدودیت‌ها دیوانه کننده هستند. فرمان خودرو از ۴۸۸ GTB گرفته شده بنابراین هنوز هم فوق‌سریع بوده اما با به‌روزرسانی‌های خوب سیستم تعلیق و استفاده از لاستیک‌های چسبنده‌تر شاهد سنگین‌تر شدن فرمان هستیم. گاهی اوقات محصولات فراری به خاطر این فرمان سریع می‌توانند حس روی هوا بودن را القا کنند اما این موضوع درباره پیستا صدق نمی‌کند. فرمان ارتباط فوق‌العاده‌ای با بخش جلویی ایجاد کرده و چسبندگی باورنکردنی‌ای را نشان می‌دهد.


شما می‌توانید با اعتماد به نفس مثال‌زدنی وارد پیچ‌ها شوید و هرگز احساس کم فرمانی را نداشته باشید. بخش عقب نیز به خوبی حرکت کرده و حتی با وجود گشتاور فوق‌العاده زیاد که می‌تواند لاستیک‌ها را سبک‌تر کند کشش پیستا احساس‌برانگیز بوده و البته باید اذعان کرد باید با احتیاط این میزان قدرت را به کار گرفت.


قوای محرکه پیستا نقش مهمی در برجسته بودن این خودرو بازی می‌کنند. سیستم مدیریت گشتاور متغیر به این معنی است که در هر دنده شاهد عملکرد وحشیانه خواهید بود و البته حداکثر گشتاور ۷۷۰ نیوتون متری تنها در دنده هفتم به دست می‌آید. به این ترتیب پیشرانه همان بوست مورد انتظار شما از یک پیشرانه توربو را در دورهای پایین ارائه کرده و در دورهای میانه نیز همانند یک بوکسور سنگین‌وزن نشان می‌دهد. البته این پیشرانه توربو برخی مشخصات پیشرانه‌های تنفس طبیعی را نیز شبیه‌سازی کرده و تا ردلاین ۸ هزار پیشرانه لذت فراوانی نصیب راننده می‌کند.


سیستم اگزوز پیستا نیز سر و صدای بیشتری داشته و راننده و عابران را به تحسین وا می دارد. البته پیشرانه هنوز هم صدای یک قلب آهنین توربو را داشته و هرگز صدای یک اسپچیاله را با خود به همراه نخواهد داشت اما لذت کافی را دارد.


گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه نیز بازنگری شده بنابراین تعویض‌های آن در حالت مسابقه‌ای و در مقایسه با GTB حدود ۳۰ میلی‌ثانیه سریع‌تر است. تعویض دنده گیربکس در یک چشم بر هم زدن انجام می‌شود که آن‌هم به لطف یک سیستم جدید با نام استراتژی کنترل شاتگان پیشرانه است. این سیستم کنترل سریع‌تری روی خروجی پیشرانه ۸ سیلندر در زمان تعویض دنده داشته و بنابراین تعویض‌های سریع‌تری انجام می‌شود.


البته تعویض دنده پیستا برای راننده همانند یک هاچبک خانوادگی است. با انتخاب حالت جاده‌ای سیستم تعلیق نرم‌تر شده و در این حالت پایداری بیشتری نسبت به حالت استاندارد وجود دارد.


در تنظیمات نرم‌تر سیستم تعلیق، با افزایش سرعت خودرو شاسی احساس شناورتری داشته و در این حالت لاستیک‌ها یک فاکتور کلیدی برای ایجاد راحتی هستند. موقعیت‌های بسیار معدودی وجود دارند که باعث می‌شوند کنترل کمتری روی خودرو وجود داشته باشد.


حتی آرامش و رفاه این خودرو نیز با توجه به تمرکز روی پرفورمنس خیلی بد نبوده است. اگر در یک سوپرکار پیشرانه وسط ۲۵۲۷۶۵ پوندی نگران فضای محفظه بار هستید باید بدانید ۴۸۸ پیستا محفظه بار ۱۷۰ لیتری و باک سوخت ۷۸ لیتری داشته و با مصرف سوخت ادعایی ۱۱٫۵ لیتری محدوده حرکتی این خودرو در بزرگراه بسیار خوب خواهد بود.


فراری ۴۸۸ پیستا یک خودروی اسطوره‌ای است. علیرغم قدرت و خشونت بیشتر، پیستا تکامل زیادی در مقایسه با ۴۸۸ GTB داشته و هیجان رانندگی فوق‌العاده زیادی دارد. این خودرو سبک‌تر بوده و تمرکز زیادتری روی پرفورمنس باعث نشده که سواری خودرو بد شود. تکنولوژی و مهندسی بکار رفته در پیستا کاملاً جواب داده است. از سیستم‌های بهینه شده شاسی گرفته تا پیشرانه‌ای قوی‌تر، پیستا فصل جدیدی در تاریخ سوپرکارهای پیشرانه وسط فراری باز کرده است.

مشخصات فراری ۴۸۸ پیستا

  • قیمت: ۲۵۲۷۶۵ پوند
  • پیشرانه: ۸ سیلندر ۳٫۹ لیتری توئین توربوی بنزینی
  • قدرت/گشتاور: ۷۱۰ اسب بخار/۷۷۰ نیوتون متر
  • گیربکس: ۷ سرعته دوکلاچه اتوماتیک، دیفرانسیل عقب
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۲٫۸۵ ثانیه
  • حداکثر سرعت: بیش از ۳۴۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۱۱٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر






برند لوکس سیتروئن یعنی DS در حال گرامیداشت فرهنگ موتورسیکلت دهه ۶۰ لندن با معرفی یک نسخه سفارشی از DS3 است.


این خودرو که DS3 کافه ریسر نامیده می‌شود تنها به تعداد ۱۵۰ دستگاه تولید می‌شود و می‌توان آن را با سه تریم سفارش داد. اولین نسخه از پیشرانه ۱۱۰ اسب بخاری و گیربکس دستی استفاده کرده و بهای ۲۱۳۰۵ پوندی دارد. دومین مدل دارای پیشرانه ۶ سرعته اتوماتیک بوده و قیمت ۲۲۸۲۵ پوندی دارد. نهایتاً به نسخه سومی می‌رسیم که از قلب آهنین ۱۳۰ اسبی و گیربکس دستی استفاده کرده و قیمت ۲۱۸۲۵ پوندی دارد.


از جمله ویژگی‌های متمایز DS3 کافه ریسر می‌توان به ۴ ترکیب رنگی، آبی، مشکی، خاکستری و قرمز به همراه رنگ کرمی سقف اشاره کرد.

این خودرو دارای نشان‌های کافه ریسر روی کاپوت و درب‌ها بوده و همچنین از آنتن بال کوسه‌ای، رینگ‌های ۱۷ اینچی مشکی و جای پلاک کرومی سود می‌برد. دستگیره درب‌ها و پوشش آینه‌های جانبی نیز ظاهر مشکی براق داشته و همچنین شیشه‌های جانبی نیز تیره هستند.


داخل کابین DS3 کافه ریسر صندلی‌هایی با چرم ناپا، غربیلک فرمان چرمی، پدال‌های آلومینیومی و دیگر ویژگی‌های سفارشی به چشم می‌خورد.

لیست تجهیزات استاندارد این خودرو عبارت‌اند از چراغ‌های جلوی زنون، دوربین دنده‌عقب، صفحه لمسی ۷ اینچی، سیستم ناوبری، ارتباط گوشی هوشمند با اپل کارپلی و میرور لینک و جعبه ارتباطی DS با سیستم‌های کمک راننده.






طرفداران سراسر دنیا حتماً از دیدن برنامه‌های تلویزیونی مرتبط با حوزه خودرو خوشحال هستند. تاپ گیر هنوز هم زنده بوده و پخش می‌شود اما خب به تازگی مت لبلانک از آن جدا شده است. از طرف دیگر گرند تور نیز در حال سپری کردن مراحل فیلم‌برداری فصل سوم بوده و مجری اسبق برنامه Wheeler Dealers اد چاینا سری فیلم‌های جدیدی را برای خودروهای کلاسیک تدارک دیده است. امروز خبر خوب دیگری برای شما داریم و آن بازگشت برنامه تلویزیونی دنده‌پنج است که از ماه سپتامبر پخش خواهد شد.


تیف نیدل مجری این برنامه در توییتر تأیید کرده که این برنامه مشهور پس از سه سال توقف موقت بازمی‌گردد. آخرین باری که دنده‌پنج پخش شد توسط کانال ITV4 روی آنتن رفت و همچنین کانال‌های بی‌بی‌سی دیسکاوری و هیستوری نیز آن را پخش کردند. در فصل جدید نیز کوئست تی وی آن را پخش خواهد کرد.


هنوز چیز زیادی درباره فصل جدید این برنامه نمی‌دانیم و البته نمی‌توانیم تأیید کنیم که آیا جان اسمیت و ویکی باتلر نیز همراه نیدل خواهند بود یا خیر. البته بحث‌هایی بین این سه مجری در توییتر وجود داشته و تیف گفته که احتمالاً جیسون پلاتو نیز همراه تیم دنده‌پنج خواهد بود.


دنده‌پنج اولین بار در سال ۲۰۰۲ با اجرای تیف نیدل و ویکی باتلر روی آنتن رفت و در آن اقدام به تست خودروهای جدید کردند و البته روش ارائه اطلاعات گوناگون را در پیش گرفتند. این برنامه در سال ۲۰۰۹ توسط کانال ۵ لغو شد اما یک سال بعد دوباره به صحنه بازگشت و برخی کانال‌های بریتانیایی آن را پخش کردند.

البته باید گفت دنده‌پنج همیشه زیر سایه تاپ گیر قرار داشت که هم‌اکنون آماده آخرین فصل حضور مت لبلانک به عنوان مجری می‌شود. لبلانک گفته بود که تعهد زمانی و سفرهای زیاد باعث شده‌اند من از خانواده و دوستانم دور باشم.







چند سالی است که شاسی‌بلندها به شکل خارق‌العاده‌ای محبوب شده‌اند. به همین دلیل می‌توان گفت تقریباً همهٔ خودروسازان جهانی، اقدام به ساخت و عرضهٔ کراس‌اوورها و اس‌یووی‌های جدیدی نموده‌اند. این رویه به بخش خودروهای لوکس هم کشیده شده تا جایی که خودروسازانی که حتی در تاریخ خود هیچ‌گاه شاسی‌بلندی نساخته بودند هم روی به ساخت این خودروهای بلندقامت آورده‌اند. اولین لوکس‌سازی که برای نخستین بار در تاریخش شاسی‌بلندی را روانهٔ بازار کرد، پورشه با مدل کاین بود و سپس طی سال‌های بعد، جگوار، آلفارومئو و مازراتی هم به پورشه پیوستند؛ اما در صدر بخش اس‌یووی‌های لوکس هم‌اکنون بنتلی بنتایگا و لامبورگینی اوروس ایستاده‌اند. خودروهایی که هردو ساخت گروه فولکس‌واگن هستند و هردو روی پلت‌فرم یکسانی ساخته شده‌اند؛ اما از بین این دو سوپراس‌یووی، کدام‌یک انتخاب بهتری محسوب می‌شود؟

معرفی خودروها

اگر مدل سفارشی و تولید محدود دومیناتور را حساب نکنیم، بنتایگا اولین اس‌یووی ساخت بنتلی محسوب می‌شود. پس از رونمایی از کانسپت بنتلی EXP 9 F در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۲، نهایتاً نسخهٔ تولیدی بنتایگا در نمایشگاه فرانکفورت ۲۰۱۵ رونمایی شد. این اس‌یووی فوق لوکس بریتانیایی روی پلت‌فرم MLB گروه فولکس‌واگن ساخته شده، ساختاری یکپارچه دارد و از پیشرانهٔ W12 بای‌توربوی ساخت گروه فولکس‌واگن استفاده می‌کند. البته بعداً یک موتور ۴ لیتری V8 سه توربوی دیزل، یک نمونهٔ ۴ لیتری V8 توئین توربوی بنزینی و یک نسخهٔ هیبریدی هم برای بنتایگا ارائه شد که ما در این رویارویی، دو موتور W12 و V8 بنزینی آن‌را با اوروس مقایسه کرده‌ایم.

برخلاف شرکت‌هایی چون مازراتی، آلفارومئو و رولزرویس که برای اولین بار به ساخت خودروهای شاسی‌بلند روی آورده‌اند، لامبورگینی با دنیای بلندقامتان بیگانه نیست چراکه این شرکت ایتالیایی برای اولین بار با ساخت مدلی بنام LM002 به این بخش وارد شد؛ بنابراین اوروس دومین اس‌یووی ساخت لامبورگینی محسوب می‌شود. نسخهٔ کانسپت این خودرو برای اولین بار در نمایشگاه پکن ۲۰۱۲ رونمایی شد و سپس نهایتاً در دسامبر سال ۲۰۱۷ نسخهٔ تولیدی اوروس به جهانیان نشان داده شد. همان‌طور که در ابتدا اشاره شد، اوروس پلت‌فرم مشترکی با بنتایگا دارد و روی همان پلت‌فرم MLB گروه فولکس‌واگن ساخته شده است.

اما علیرغم این اشتراک، این دو سوپراس‌یووی گروه فولکس‌واگن تفاوت‌های قابل‌توجهی باهم دارند زیرا درحالی‌که بنتایگا بر لوکس بودن تمرکز دارد، اوروس یک اس‌یووی اسپرت محسوب می‌شود؛ بنابراین می‌توان گفت اوروس درواقع یک سوپراسپرت قدبلند است درحالی‌که بنتایگا یک سدان فوق لوکس بلندقامت محسوب می‌شود؛ به همین دلیل، هرچند بنتایگا و اوروس، از لحاظ قیمت تقریباً در یک سطح قرار دارند و ممکن است رقیب یکدیگر تلقی شوند اما بازار و هدف آن‌ها کاملاً باهم متفاوت است. این در حالی است که فولکس‌واگن توآرگ، آئودی Q7، آئودی Q8 و پورشه کاین هم روی همین پلت‌فرم MLB ساخته شده‌اند اما هرکدام از این خودروها نیز بخش‌های خاصی از بازار را پوشش می‌دهند.

مقایسهٔ مشخصات فنی

 

بنتلی بنتایگا W12

بنتلی بنتایگا V8

لامبورگینی اوروس

پیشرانه ۶ لیتری W12 ۴ لیتری V8 ۴ لیتری V8
تنفس توئین توربو توئین توربو توئین توربو
قدرت ۶۰۰ اسب بخار ۵۵۰ اسب بخار ۶۵۰ اسب بخار
گشتاور ۹۰۰ نیوتن متر ۷۷۰ نیوتن متر ۸۵۰ نیوتن متر
شتاب صفرتاصد ۴٫۱ ثانیه ۳٫۹ ثانیه ۳٫۶ ثانیه
حداکثر سرعت ۳۰۰ کیلومتر/ساعت ۲۹۰ کیلومتر/ساعت ۳۰۵ کیلومتر/ساعت
طول

۵٫۱۴ متر

۵٫۱۱ متر
عرض

۲٫۰۰ متر

۲٫۰۱ متر
ارتفاع

۱٫۷۴ متر

۱٫۶۴ متر
فاصلهٔ محوری

۲٫۹۹ متر

۳٫۰۰ متر
وزن ۲۴۴۰ کیلوگرم ۲۳۹۰ کیلوگرم ۲۲۰۰ کیلوگرم
قیمت پایه ۲۳۰ هزار دلار ۱۶۸ هزار دلار ۲۰۰ هزار دلار

پیروز کیست؟

تعیین برندهٔ این مقایسه بسیار سخت است چراکه هردوی این شاسی‌بلندها در نوع خود فوق‌العاده هستند و هردو در زیر پوستهٔ خود، مهندسی بی‌نقص فولکس‌واگن را پنهان کرده‌اند. از یک سو لامبورگینی با استایل بسیار زیبا و عملکردی عالی قرار دارد و از سمت دیگر بنتایگا با سطح لاکچری فوق‌العاده و ویژگی‌های سفارشی بی‌شمار خودنمایی می‌کند؛ اما بااین‌حال به‌طورکلی می‌توان بنتلی بنتایگا را برندهٔ این مقایسه دانست زیرا همان‌طور که در ابتدا گفته شد، برای این خودرو غیر از پیشرانهٔ استاندارد W12، نمونه‌های V8 و هیبریدی هم ارائه می‌گردد که قیمت پایهٔ آن‌ها کمتر از اوروس است؛ بنابراین با پرداخت مبلغی کمتر می‌توان مالک یک اس‌یووی فوق لوکس با عملکردی نزدیک به اوروس شد. البته این قیمت پایهٔ بنتایگا بوده و مطمئناً با سفارش آپشن‌ها تا حد زیادی افزایش پیدا می‌کند. همچنین از سوی دیگر اوروس هم ارزان‌ترین و قابل‌دسترس‌ترین محصول لامبورگینی است؛ اما با همهٔ این اوصاف، نهایتاً بنتلی بنتایگا V8 به‌عنوان پیروز این رقابت انتخاب می‌شود.

 

منبع: Motor1






با عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر خدمت تمامی مخاطبین و همراهان عزیز پدال، در این آدینهٔ خجسته که با این عید مبارک مصادف شده است، قسمت دیگری از سری مطالب مهم‌ترین اعداد خودرویی هفته را تقدیم حضور شما عزیزان می‌کنیم.

۳۴۰

این میزان قدرت اولین کراس‌اوور کوپهٔ آئودی یعنی مدل جدید Q8 است که توسط یک پیشرانهٔ ۳ لیتری V6 بنزینی توربوشارژ تولید می‌شود؛ اما غیر از این موتور، برای Q8 یک موتور ۳ لیتری V6 توربودیزل هم به‌عنوان موتور پایه ارائه شده است که ۲۸۶ اسب بخار قدرت دارد. Q8 امسال در آلمان و سایر بازارهای اروپایی عرضه می‌شود اما آمریکایی‌ها برای خرید آن باید تا سال ۲۰۱۹ صبر کنند.

۴۸۰

این حداکثر سرعتی به کیلومتر در ساعت است که شرکت‌هایی چون بوگاتی، هنسی و کوئنیگ‌زگ امیدوارند بتوانند به آن دست پیدا کنند و شرکت میشلن هم قصد دارد لاستیک‌های موردنیاز برای این کار را فراهم کند. این شرکت لاستیک‌سازی فرانسوی گزارش داده است که در حال آماده‌سازی لاستیک‌هایی است که توانایی رسیدن به سرعت ۴۸۰ کیلومتر در ساعت را دارند.

۶۳,۵۰۰

این قیمت احتمالی تویوتا سوپرای جدید به دلار است زمانی که در ایالات‌متحده عرضه گردد. این شایعات نشان می‌دهند که این اسپرت جدید تویوتا خودروی ارزان‌قیمتی نخواهد بود اما پرداخت چنین مبلغی برای خریداری سوپرا باید ارزشش را داشته باشد زیرا این ماشین می‌تواند ظرف ۴٫۵ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند.

۲

این تعداد کمپر ون‌های نیسان (ون‌های کاروان) است که هم‌اکنون در اروپا ارائه می‌شود. این مدل‌ها که e-NV200 و NV300 نام دارند، در نمایشگاه خودروی مادرید به نمایش درآمدند. ون اولی همان‌طور که از نامش مشخص است، نمونه‌ای الکتریکی بوده که به باطری‌های ۴۰ کیلووات ساعتی مجهز است و می‌تواند با یک‌بار شارژ تا ۳۰۰ کیلومتر را طی کند درحالی‌که دومی از یک موتور ۱٫۶ لیتری دیزلی استفاده می‌کند.

۵۵

این تعداد سال‌هایی است که از ورود اولین شلبی کبرا به جاده‌ها می‌گذرد؛ اما در حال حاضر هم می‌توان یک شلبی کبرا را با همان ظاهر کلاسیک خریداری کرد. این مدل توسط «پیتر براک» طراحی شده یعنی همان کسی که شلبی کبرای اولیه را ساخته است. البته نباید انتظار داشت که این نمونهٔ جدید خودروی ارزان‌قیمتی باشد.

 

منبع: Motor1


اکثر خریداران خودروهای صفر روی قیمت محصولی که می‌خواهند خریداری کنند تمرکز می‌کنند اما یکی از بزرگ‌ترین فاکتورهایی که باید در نظر گرفت هزینه‌های مالکیت خودرو در درازمدت است. این هزینه‌ها شامل موارد متعددی همچون افت قیمت خودرو، مصرف سوخت، حق بیمه، مالیات و عوارض و هزینه تعمیرات خارج از پوشش گارانتی می‌باشد.


هزینه‌های مالکیت به خصوص در زمان خرید خودرویی لوکس فاکتور مهمی بوده زیرا خودروی گران‌تر تفاوت‌های مهمی در هزینه‌های مالکیت خواهد داشت که این مورد در بحث افت قیمت و حق بیمه چشمگیرتر است؛ و از آنجایی که قیمت سوخت نیز در چند سال اخیر افت‌وخیز زیادی داشته بنابراین این فاکتور نیز بار دیگر به موردی مهم در تخمین هزینه‌های مالکیت بلندمدت تبدیل شده است.

به منظور کمک به مشتریان در یافتن بهترین گزینه‌ها، KBB جوایز سالانه خود به خودروهایی که کمترین هزینه مالکیت ۵ ساله دارند را در ۱۵ کلاس متفاوت اعطا کرده است. این وب‌سایت فاکتورهای افت قیمت، هزینه سوخت، بیمه، اقساط، تعمیرات، نگهداری و مالیات و شماره‌گذاری را در دوره‌ای ۵ ساله محاسبه کرده است. در این نوشتار شما را با کم‌هزینه‌ترین خودروی هر کلاس در سال ۲۰۱۸ آشنا خواهیم کرد. باید دانست این خودروها در نسخه‌های پایه و با قوای محرکه و تجهیزات استاندارد ذکر شده‌اند.

  1. خودروی الکتریکی: نیسان لیف

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۳۲۲۰۴ دلار

با محدوده حرکتی حدود ۲۴۰ کیلومتری، جدیدترین نسل نیسان لیف الکتریکی حدود ۱٫۵ برابر نسل قبلی برد دارد هرچند هنوز هم از نظر محدوده حرکتی پشت سر شرکت‌های تسلا و شورولت قرار می گیرد. لیف جدید با تخفیف مالیاتی ۷۵۰۰ دلاری فدرال و همچنین مشوق‌های گوناگون دولتی عرضه می‌شود.

  1. خودروی کامپکت: کیا سول

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۲۹۳۱۲ دلار

اگرچه کیا سول جعبه‌ای از نظر فنی خودرویی استیشن است و یک کراس اوور نمی‌باشد اما ارزش بهتری نشان می‌دهد. این خودرو با توجه به ابعاد بزرگ و فضای کابین جادار سواری خوبی داشته و می‌توان آن را با جدیدترین تکنولوژی‌ها سفارش داد.

  1. خودروی هیبریدی/انرژی جایگزین: تویوتا پریوس پرایم

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۳۰۶۲۵ دلار

تویوتا پریوس پرایم یک هاچبک هیبریدی است که اساساً باتری بزرگ‌تری در مقایسه با پریوس استاندارد دارد. این خودرو با خالی شدن باتری‌ها همانند یک محصول هیبریدی عادی عمل کرده و تنها عامل محدودکننده برد آن میزان بنزین داخل باک خواهد بود. این خودرو در حالت الکتریکی محدوده حدود ۵۰ کیلومتری داشته و با ۴۵۰۲ دلار تخفیف مالیاتی فدرال عرضه می‌شود.

  1. خودروی اسپورت: مزدا MX-5 میاتا

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۳۷۶۲۸ دلار

یکی از ارزان‌ترین خودروهای اسپورت بازار به‌طور همزمان کمترین فضای بار و کابین را نیز دارد اما برای راندن در روزهای گرم تابستان یکی از بهترین‌ها محسوب می‌شود. فیات ۱۲۴ اسپایدر که از پلتفرم و قطعات مشترک زیادی با مزدا سود می‌برد نیز فاصله کمی با میاتا در بحث هزینه‌های ۵ ساله داشته و هزینه‌های آن ۳۷۷۶۲ دلار تخمین زده شده است.

  1. خودروی لوکس: ولوو S90

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۵۷۴۴۵ دلار

سدان پرچم‌دار ولوو S90 و نسخه استیشن V90 دارای پلتفرم و قوای محرکه مشترک با کراس اوور XC90 هستند. ما با یک سدان ظریف، بزرگ و کاملاً لوکس طرف هستیم که لیست کاملاً بلند بالایی از تجهیزات ایمنی را عرضه می‌کند.

  1. خودروی لوکس پایه: آکورا ILX

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۳۸۷۹۲ دلار

آکورا ILX کامپکت خودرویی شیک و راحت است و از پیشرانه‌ای کم‌مصرف نیز سود می‌برد اما فضای صندلی عقب آن همچون اکثر خودروهای دیگر این کلاس محدود است. نسخه‌های A-Spec این خودرو ظاهر گیراتری دارند اما هنوز هم فاصله قابل‌توجهی با یک سدان اسپورت نشان می‌دهند.

  1. خودروی فول سایز: شورولت ایمپالا

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۴۲۱۲۰ دلار

با افت سریع فروش خودروهای فول سایز، شورولت ایمپالا شاید دیگر روی نسل دیگر را نبیند؛ اما ایمپالا هنوز هم خودرویی خوش‌تیپ با کابینی راحت و پرفورمنس قابل‌توجه است. این خودرو هزینه‌های مالکیت کمی داشته اما خب باید افت قیمت آن را در نظر بگیرید. KBB می‌گوید ایمپالا پس از ۵ سال حدود ۷۷ درصد ارزش اولیه خود را از دست می‌دهد.

  1. خودروی میان سایز: هوندا آکورد

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۳۲۵۲۸ دلار

سدان میان سایز هوندا آکورد از نظر پرفورمنس کلی، راحتی کابین و قابلیت اطمینان بالا کاملاً شناخته شده است. این خودرو با گذشت زمان ارزش خود را حفظ کرده و انتظار می‌رود پس از ۵ سال تنها ۴۰ درصد ارزش خود را از دست دهد. این خودرو در سال جاری وارد نسل جدید خود شده و اگرچه فروش آن به خاطر اقبال بیشتر شاسی بلندها کمتر شده اما هنوز هم انتخاب مناسبی برای دوستداران سدان ها محسوب می‌شود.

  1. خودروی ساب کامپکت: نیسان ورسا

هزینه مالکیت ۵ ساله: ۲۷۴۵۲ دلار

همانند تمامی خودروهای حاضر در این لیست، KBB می‌گوید نیسان ورسا ۲۰۱۸ کمترین هزینه‌های ۵ ساله را در کلاس خود دارد. این خودرو به بهترین شکل ممکن حمل‌ونقل پایه را فراهم می‌کند و اگرچه شتاب کند و تجهیزات کمی دارد اما هنوز هم ارزان‌ترین خودرو در بین خودروهای این لیست لقب می‌گیرد.







بحران خودروهای دیزلی آلمان هیچ نشانی از فروکش کردن نشان نمی‌دهد و البته یکی از اصلی‌ترین بازیگران این بحران نیز کمپانی فولکس‌واگن می‌باشد.


دیروز دادستان برانشویگ فولکس‌واگن را به خاطر رسوایی دیزل گیت با جریمه ۱ میلیارد یورویی (۱٫۱۷ میلیارد دلار) نقره‌داغ کرد. این جریمه سنگین شامل ۵ میلیون یورو جریمه رسوایی دیزل گیت (حداکثر جریمه ممکن) و ۹۹۵ میلیون یورو هزینه زیان‌هایی است که به اقتصاد وارد شده است.


بنا به گفته دادستانی، بخش توسعه قوای محرکه فولکس‌واگن از انجام وظایف خود تخطی کرده و این امر منجر به تبلیغ و فروش ۱۰٫۷ میلیون دستگاه خودرویی شده است که پیشرانه‌های دیزلی آن‌ها دارای عملکرد نرم‌افزاری غیرمجاز بوده‌اند. دادستانی می‌گوید این تقلب در پیشرانه‌های ۲۸۸ EA فروخته شده در کانادا و آمریکا و همچنین پیشرانه‌های ۱۸۹ EA سراسر جهان رخ داده است. همچنین گفته شده این فعالیت‌های غیرقانونی بین اواسط سال ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۱۵ انجام شده است.


فولکس‌واگن در بیانیه‌ای کوتاه گفته که این جریمه را می‌پذیرد. این خودروساز همچنین قول عدم درخواست استیناف را داده است.

فولکس‌واگن می‌گوید با پذیرش این جریمه سنگین به مسئولیت بحران خودروهای دیزلی اذعان کرده است. این خودروساز آلمانی می‌گوید نهایتاً این مشکلات نیز تمام خواهد شد. فولکس خاطرنشان ساخته خاتمه‌ی ماجرای دیزل گیت تأثیر مثبت زیادی روی خود شرکت و زیرمجموعه‌های آن خواهد داشت.


اگرچه این موضوع ویژه تقریباً حل شده اما بلومبرگ می‌گوید فولکس‌واگن هنوز هم با شکایات قانونی در ۵۵ کشور دنیا روبرو بوده و البته از شر مقامات آلمانی نیز خلاص نشده است. مقامات این کشور به دنبال فهمیدن این موضوع هستند که آیا سرمایه‌گذاران نیز از رسوایی دیزل گیت خبر داشتند یا خیر. زیرمجموعه‌های فولکس یعنی آئودی و پورشه نیز بازرسی شده‌اند و مدیرعامل آئودی راپرت استادلر نیز اخیراً بازجویی شده است.


همان‌قدر که به زمان عرضه سدان کامپکت جنسیس G70 نزدیک می‌شویم اطلاعات بیشتری از این رقیب ب‌ام‌و سری ۳ منتشر می‌شود.

جنسیس G70
سدان اسپورت و لوکس جنسیس G70 2019 که مدت‌های زیادی است منتظرش هستیم با ارائه پرفورمنس متمرکز روی راننده، اشرافیت بالا و همچنین استایل جذاب و جوان‌پسند سنگ محک کلاس خود خواهد بود.

جنسیس G70
جنسیس می‌گوید این خودرو در کلاس خود یکی از محکم‌ترین ساختارهای بدنه را داشته و در معماری آن از آلومینیوم، فولاد با گرید بالا و چسب‌هایی که در صنایع هوایی بکار می‌رود سود برده شده است.

جنسیس G70
جنسیس G70 جدید همچنین پایین‌ترین ارتفاع و پهنای کلی در کلاس خود را داشته و به همین دلیل پرفورمنس دینامیکی استثنایی را ارائه می‌کند. خب صحبت از آئرودینامیک شد و باید گفت این سدان لوکس کره‌ای ضریب درگ ۰٫۲۸ را دارد.


مدل‌های پایه این سدان از پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری توربو که قدرت ۲۵۲ اسبی و گشتاور ۳۵۲ نیوتون متری دارد استفاده خواهند کرد. پیشرانه یاد شده به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل می‌شود اما رانندگان مشتاق می‌توانند گیربکس ۶ سرعته دستی را نیز به‌صورت سفارشی انتخاب کنند.

مدل‌های دستی G70 دارای پکیج پرفورمنسی خواهند بود که بجای قدرت ۲۵۲ اسبی باعث استخراج ۲۵۵ اسب بخار از پیشرانه می‌شود. این نسخه‌ها همچنین از سیستم اگزوز اسپورت، ترمزهای کارای برمبو و کمی کاهش وزن سود خواهند برد.


اما نسخه پرچم‌دار جنسیس G70 دارای پیشرانه ۶ سیلندر ۳٫۳ لیتری توئین توربوی ۳۶۵ اسب بخاری خواهند بود و تنها با گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک همراه خواهند شد. این سیستم با دیفرانسیل لغزش محدود استاندارد و لانچ کنترل ترکیب شده و باعث می‌شود شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعتی ۴٫۵ ثانیه‌ای ایجاد شود.

هر دو پیشرانه‌ی ارائه شده به‌صورت سفارشی با سیستم چهار چرخ محرک نیز همراه می‌شوند. جنسیس گفته ترکیب دیفرانسیل لغزش محدود عقب با سیستم چهار چرخ محرک در این کلاس برای اولین بار است که ارائه می‌شود و باعث هندلینگ تیزتر در مقایسه با رقبای اصلی خواهد شد.

جنسیس G70

انتظار داریم جزئیات بیشتر و قیمت این خودرو در زمان نزدیک شدن به معرفی رسمی منتشر شود.


این روزها سدان‌های عملکردی به قلمروی سوپرکارها گام نهاده‌اند. یکی از جدیدترین خودروهای این بخش، مرسدس-آام‌گ E63 S با پیشرانهٔ V8 توئین توربو است که قدرتی هم‌اندازهٔ لامبورگینی اوراکان دارد. برای استفاده از تمامی این نیروی عظیم، E63 S جدید به سامانهٔ چهارچرخ محرک مجهز شده است که هرچند برای بسیاری از طرفداران، حرکت بحث‌برانگیزی محسوب می‌شود اما با به حداکثر رساندن شتاب و امنیت، به راننده امکان دسترسی به قدرت بیشتری را می‌دهد. نتیجهٔ این اقدام این است که حالا E63 S به یکی از بهترین سدان‌های عملکرد بالای چهارچرخ محرک بازار تبدیل شده است. از سوی دیگر، آئودی RS7 پرفورمنس نیز با پیشرانهٔ V8 با بیش از ۶۰۰ اسب بخار قدرت و سیستم چهارچرخ محرک قرار گرفته است که راحتی، فضا و تکنولوژی کافی برای سفرهای لذت‌بخش را فراهم می‌کند؛ اما کدام‌یک از این دو سوپرسدان آلمانی در نبرد خودروهای خانوادگی فوق‌سریع پیروز خواهد شد؟

شروع نبرد

مرسدس-آام‌گ E63 S

بخش تیونینگ داخلی مرسدس بنز یعنی آام‌گ همواره با ارائهٔ سطحی باورنکردنی از قدرت در خودروها شناخته می‌شود اما جدیدترین سدان این بخش یعنی E63، مرزهای AMG را جابجا کرده است. حال در این رقابت ما نسخهٔ گران‌تر E63 S را مورد آزمایش قرار داده‌ایم که ۸۸,۴۹۰ پوند قیمت دارد. جاده جایی است که این خودرو واقعاً اقتدار خود را نشان می‌دهد. نیروگاه V8 توئین توربوی ۶۱۰ اسب بخاری آن بسیار وحشی است که به لطف لانچ کنترل و سامانهٔ چهارچرخ محرک، E63 S را ظرف تنها ۳٫۳ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رساند که برای یک سدان تقریباً دو تنی مناسب است.

علاوه بر این، با ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور که ۱۰۰ نیوتن متر بیشتر از گشتاور آئودی است و از دور ۲۵۰۰ rpm در اختیار راننده قرار می‌گیرد، عملکرد E63 در دنده‌های بالایی نیز فوق‌العاده است به‌گونه‌ای که در دندهٔ هشتم، ۳٫۱ ثانیه سریع‌تر از آئودی از سرعت ۸۰ کیلومتر به ۱۱۰ کیلومتر در ساعت رسید. عملکرد گیربکس ۹ سرعتهٔ دوکلاچهٔ E63 در دنده‌های دیگر هم دقیق بوده و همراه سریع‌تر از RS7 عمل می‌کند. این گیربکس در حالت دستی نیز پاسخگویی خوبی دارد و نسبت به آئودی با تأخیر و تردید کمتری دنده‌ها را تعویض می‌کند. از سوی دیگر، با استفاده از پکیج هزار پوندی عملکرد اگزوز، E63 صدای بیشتری نسبت به RS7 دارد.

اما مرسدس در جاده خودروی خشنی است و حتی هنگام انتخاب نرم‌ترین حالت از بین سه حالت مختلف تعلیق، همچنان خشکی خودرو احساس می‌شود. همچنین هرچند تعلیق بادی این سدان اسپرت توسط AMG به‌منظور کنترل بهتر بدنه تنظیم شده است اما رینگ‌های بزرگ ۲۰ اینچی آن، دست‌اندازهای جاده را به کابین منتقل می‌کنند. ولی هرچند RS7 نرم‌تر و راحت‌تر است اما به همین دلیل در پیچ‌ها توانایی E63 را ندارد. همچنین فرمان E63 نیز سبک‌تر بوده و جزئیات بیشتری را از چرخ‌های جلو ارائه می‌کند؛ اما ویژگی برجستهٔ این سدان اشتوتگارتی برخورداری از حالتی بنام حالت درگ است که E63 را به ماشینی دیفرانسیل عقب تبدیل می‌کند که این یعنی در این حالت می‌توان از رفتارهای سنتی AMG لذت برد.

آئودی RS7 پرفورمنس

آئودی در نیمهٔ عمر مدل RS7، نسخهٔ قدرتمندتری از آن‌را با نام پرفورمنس ارائه نمود که قیمت آن به ۹۴,۱۸۵ پوند رسیده است. در این نسخه، قدرت خودرو به ۶۰۵ اسب بخار افزایش پیدا کرده که این یعنی RS7 در روی کاغذ می‌تواند با E63 رقابت کند اما آیا افزایش قدرت برای مبارزه با سوپرسدان AMG در جاده و مغلوب کردن آن کافی است؟ با ۱۰۰ نیوتن متر گشتاور کمتر، نبود حالت استارت مسابقه‌ای و گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک معمولی، RS7 ظرف ۳٫۹ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کرد که هرچند هنوز هم سریع است اما در پس E63 S قرار می‌گیرد.

عملکرد ضعیف‌تر گیربکس RS7 خود را در دنده‌های بالاتر هم نشان داد به‌گونه‌ای که آئودی در رسیدن از سرعت ۵۰ کیلومتر به ۱۱۰ کیلومتر در ساعت، ۱٫۹ ثانیه کُندتر از E63 عمل کرد. بااین‌حال گیربکس RS7 در حالت اتوماتیک کاملاً روان عمل می‌کند درحالی‌که تنظیم شاسی خودرو نیز نرم‌تر است و حتی با وجود رینگ‌های بزرگ ۲۱ اینچی، عبور با RS7 از روی دست‌اندازها مانند E63 ناراحت احساس نمی‌شود. البته این سدان اینگولشتاتی در حالت کروز خودروی فوق‌العاده روان و نرمی نیست اما بااین‌حال هنوز هم در مسیرهای طولانی از E63 S راحت‌تر است.

اما عملکرد فرمان RS7 به‌ خوبی E63 نیست و گویی برای اجرای دستورات راننده از خود مقاومت نشان می‌دهد. همچنین هرچند کشش زیادی در این خودرو وجود دارد اما شاسی RS7 در مقایسه با سدان چابک AMG، سنگین و بی‌حال احساس می‌شود. تعلیق ماشین نیز حتی در سفت‌ترین حالت، کنترل مناسبی از بدنه به عمل نمی‌آورد و همانند E63 قابل تنظیم نیست. این موضوع در هنگام شتاب گیری یا ترمز گیری سنگین، شدیدتر شده و به همین دلیل RS7 کنترل و آرامش E63 را ندارد. البته آئودی RS7 هنوز هم خودرویی سرگرم‌کننده و سریع است اما چون به پایان عمر خود رسیده، در برابر E63 خودرویی سالخورده به نظر می‌رسد که این موضوع سرعت پیشرفت AMG را نشان می‌دهد.

نتیجه

مقام اول: مرسدس-آام‌گ E63 S

مرسدس E63 S سوپرسدان خیره‌کننده‌ای است. تجهیز این خودرو به سامانهٔ چهارچرخ محرک چندان شخصیت E63 را خدشه‌دار نکرده درحالی‌که حالت دریفت حال و هوای سنتی AMG را به آن اضافه نموده است. همچنین حالا با وجود این سیستم، E63 در اکثر مواقع به خودروی مؤثر و کارایی تبدیل شده که سرعت فوق‌العاده بالا را با قابلیت استفاده ترکیب کرده است. البته E63 S خودروی گران‌قیمتی است و هزینه‌های نگهداری آن‌هم پایین نخواهد بود اما درحالی‌که از تکنولوژی‌های فوق‌العاده برجسته‌ای برخوردار است، از RS7 قیمت کمتری دارد.

مقام دوم: آئودی RS7 پرفورمنس

هرگز قابل‌انکار نیست که آئودی RS7 هم‌اکنون حداقل یک نسل قدیمی‌تر از مرسدس احساس می‌شود. این خودرو نه سرعت E63 را دارد و نه مثل آن سرگرم‌کننده است درحالی‌که از لحاظ کارایی و تکنولوژی‌های پیشرو نیز به رقیب اشتوتگارتی نمی‌رسد. البته RS7 هنوز هم به لطف کیفیت، راحتی و سرعت چهارفصل، شایستگی‌های خود را دارد اما قیمت بالا و هزینه‌های نگهداری چشمگیر، آن‌را در پس مرسدس E63 S قرار می‌دهد.

 

مقایسه مشخصات فنی

مرسدس-آام‌گ E63 S

آئودی RS7 پرفورمنس

قیمت پایه ۸۸,۴۹۰ پوند ۹۴,۱۸۵ پوند
قیمت تست‌شده ۱۰۱,۳۲۰ پوند ۱۱۵,۳۶۰ پوند
پیشرانه ۴ لیتری V8 توئین توربو ۴ لیتری V8 توئین توربو
قدت ۶۱۰ اسب بخار ۶۰۵ اسب بخار
گشتاور ۸۵۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۹ سرعته دوکلاچه ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
طول ۴٫۹۹ متر ۵٫۰۱ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۹۴ متر ۲٫۹۱ متر
وزن ۱۹۹۵ کیلوگرم ۱۹۳۰ کیلوگرم
حجم صندوق بار ۵۴۰ لیتر ۵۳۵ لیتر
ظرفیت باک ۶۶ لیتر ۷۵ لیتر
شتاب صفر تا ۹۶ ۳٫۳ ثانیه ۳٫۹ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
ترمز از ۹۶ کیلومتر ۳۳٫۲ متر ۳۲٫۲ متر
مصرف سوخت اعلامی ۹٫۱ لیتر (ترکیبی) ۹٫۵ لیتر (ترکیبی)
مصرف سوخت آزمون ۱۳٫۶ لیتر ۱۵٫۳ لیتر

 

منبع: AutoExpress

 

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها