نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی






آئودی برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ مدل کوچک A1 را به بازار عرضه کرد تا بخش رو به رشد خودروهای کوچک پریمیوم در اروپا را اشغال کند. حال اما به‌تازگی نسل دوم این هاچ‌بک کوچک آلمانی معرفی شده که نقاط قوت خود را حفظ نموده و آن‌ها را با استایل بیرونی شیک و کابین با تکنولوژی بالا ترکیب کرده است. حال قصد داریم در این مطلب نگاه دقیق‌تری داشته باشیم به تغییرات نسل جدید A1 تا مطمئن شویم که این نسل همچنان بر پایهٔ موفقیت نسل قبلی شکل گرفته است.

ابعاد

آئودی در ابعاد نسل دوم A1 تغییراتی جزئی را اعمال کرده است به‌گونه‌ای که طول آن با شش سانتیمتر افزایش از ۳٫۹۷ متر به ۴٫۰۳ متر رسیده درحالی‌که عرض نسل دوم تغییری نداشته و مثل گذشته برابر با ۱٫۷۴ متر است. این در حالی است که ارتفاع A1 جدید نیز تنها یک سانتیمتر کاهش داشته است. این تغییرات جزئی ابعاد موجب شده که نسل جدید A1 از لحاظ اندازه با خودروهای فولکس‌واگن پولو و سئات ایبیزا تطابق پیدا کند یعنی هاچ‌بک‌هایی که روی پلت‌فرم MQB A0 مشترک با نسل دوم آئودی A1 ساخته شده‌اند.

نمای جلویی

استایل بیرونی نسل قبلی A1 زاویه‌دار و خوش‌تیپ بود اما در نسل جدید، طراحان آئودی برای ایجاد نمایی تهاجمی‌تر، طراحی مردانه‌ای را ارائه کرده‌اند. ازجملهٔ ویژگی‌های برجستهٔ نمای جلویی A1 جدید می‌توان به چراغ‌های LED، نماد همیشگی آئودی یعنی جلوپنجرهٔ شش‌گوشه و ورودی‌های هوای بزرگ‌تر در قسمت پایینی اشاره کرد. در نسخه‌های S-Line نیز دریچه‌هایی به لبهٔ کاپوت اضافه می‌شود که از مدل اسپرت کواترو سال ۱۹۸۴ الهام گرفته و ظاهر خشن‌تری را به خودرو می‌بخشند.

نمای جانبی

تغییرات طراحی نسل جدید A1 در پروفیل جانبی آن بیشتر نمایان می‌شوند. در اینجا طراحان آئودی با استفاده از ستون C ضخیم‌تر، سنگینی بصری بیشتری را به قسمت عقبی بخشیده‌اند. این ویژگی هم یکی دیگر از عناصری است که به‌منظور ادای احترام به مدل اسپرت کواترو در A1 اعمال شده است. در نسل جدید این ماشین همچنین خط شانه نیز به سه قسمت تقسیم شده که دو قسمت آن روی گلگیرها بوده و سومی روی درها کار شده است. این ویژگی، نمای پویایی به پروفیل جانبی A1 بخشیده است.

نمای عقبی

در قسمت عقبی A1 جدید نیز طراحان آئودی همانند دیگر قسمت‌ها، از همان عناصر منحصربه‌فرد نسل قبلی استفاده کرده‌اند اما درعین‌حال به‌آرامی لبه‌های نرم را تیزتر کرده‌اند. این تغییر بیشتر در فرم شارپ چراغ‌های عقب و قسمت پایینی سپر دیده می‌شود. با باز شدن درب صندوق بار نیز شگفتی دیگری پدیدار می‌شود چراکه در A1 جدید حجم صندوق بار با ۶۵ لیتر افزایش به ۳۳۵ لیتر رسیده است. همچنین با خواباندن صندلی‌های عقب این عدد به ۱۰۹۰ لیتر افزایش پیدا می‌کند که رشد قابل‌توجهی را نسبت به فضای ۹۲۰ لیتری نسل قبلی نشان می‌دهد.

نمای داخلی

هرچند A1 خودروی کوچکی است اما حتی برخی تجهیزاتی که در سدان پرچم‌دار A8 وجود دارند، در این هاچ‌بک کوچک هم دیده می‌شوند. یکی از این تجهیزات، سیستم مجازی آئودی یا همان صفحه آمپر دیجیتالی کابین است. علاوه بر این نمایشگر، یک صفحه‌نمایش ۸٫۸ اینچی هم به‌صورت استاندارد برای ارائهٔ سیستم اطلاعاتی-سرگرمی در نظر گرفته شده که البته امکان ارتقاء آن به نمونهٔ ۱۰٫۱ اینچی نیز وجود دارد. همچنین تریم‌های رنگی مختلفی هم برای کابین A1 جدید قابل سفارش است و بنابراین خریداران می‌توانند رنگی را انتخاب کنند که متناسب با سلیقهٔ شخصی آن‌ها است.

زیر کاپوت

با توجه به روند اخیر پیشرانه‌های خودروها در اروپا، آئودی هم فعلاً در ابتدا برخلاف نسل قبلی صرفاً پیشرانه‌های بنزینی را برای A1 ارائه کرده و خبری از نمونه‌های دیزلی نیست. این پیشرانه‌ها شامل نمونه‌های ۱ لیتری سه سیلندر و ۱٫۵ لیتری یا ۲ لیتری چهار سیلندر می‌شود که قدرتی بین ۹۰ تا ۲۰۰ اسب بخار دارند. این در حالی است که قوی‌ترین موتور نسل قبلی (غیر از مدل اسپرت S1) یک نمونهٔ ۱٫۸ لیتری چهار سیلندر توربو با ۱۹۰ اسب بخار قدرت بود.

 

منبع: Motor1

۱۰ نکته مهم درباره جگوار XE S AWD جدید

بدون دیدگاه


جگوار در حال تجربه یک رنسانس است. اف تایپ کوپه باورنکردنی، شاسی‌بلند اف پیس شگفت‌انگیز، مدل ساب کامپکت جدید ای پیس و شاسی‌بلند تمام الکتریکی آی پیس همگی مثال‌هایی از تپش قوی قلب این برند بریتانیایی هستند. البته XE را فراموش نکنید! سدان لوکس و اسپورتی که در کلاس خود توجهات زیادی را جلب کرده است.


اخیراً چند ساعتی را با XE S AWD 2018 همراه بودیم تا ببینیم این موشک جمع‌وجور چه چیزهایی با خود به همراه دارد. با قدرت ۳۸۰ اسب بخاری و هدایت آن به چهار گوشه خودرو، XE S همیشه آماده شلیک است؛ اما این خودرو تنها به قدرت و پرفورمنس محدود نمی‌شود. در ادامه ۱۰ نکته مهمی را که باید درباره XE S AWD بدانید با شما در میان می‌گذاریم. با ما همراه باشید.

  1. ظاهر فوق‌العاده جذاب


بدون هیچ‌گونه تعجبی، اولین چیزی که نظر شما را به خود جلب می‌کند زیبایی این خودرو است. جگوار از نظر بصری و طراحی‌های بدنه چند سالی است که خود را از دیگران جدا کرده و حاصل کار آن را نیز تماشا می‌کنید. XE S AWD خودرویی فوق‌العاده جذاب و گیرا بوده و با رنگ بدنه قرمز جذاب‌تر نیز می‌شود.

  1. پیشرانه‌ای هیولا!


جگوار XE S از قلب تپنده ۶ سیلندر ۳ لیتری سوپرشارژردار با حداقل قدرت ۳۸۰ اسب بخاری و گشتاور ۴۵۰ نیوتون متری استفاده می‌کند. به لطف وجود سوپرشارژر، قدرت این خودرو سریعاً در دسترس است. به یاد داشته باشید که XE از نظر فنی خودرویی کامپکت همچون شورولت کروز یا نیسان سنترا است؛ بنابراین وجود این پیشرانه در ابعادی کوچک واقعاً باعث آتش‌بازی می‌شود!

  1. این خودرو قلب تپنده دارد


پیش از بیدار کردن خودرو باید گفت دکمه استارت/استاپ تمامی جگوارهای مدرن در هر دقیقه ۷۲ بار می‌زند که به اندازه ضربان قلب یک جگوار زنده است. فوق‌العاده جذاب!

  1. اووه! پوشش داخلی کابین


شما می‌توانید این خودرو را با پوشش چرم دو رنگ قرمز و عناصر مشکی سفارش دهید. این رنگ‌بندی فوق‌العاده هماهنگ بوده و زمانی که پشت فرمان نشسته و خودرو را شلیک کنید به همخوانی آن با ذات خودرو بیشتر پی خواهید برد. چنین خودرویی باید هم کابین هماهنگی داشته باشد.

  1. رینگ‌های مناسب

جگوار XE S
این رینگ‌های ۱۹ اینچی به خوبی با کابین قرمز و مشکی XE S AWD همخوانی دارند زیرا آن‌ها هم دو رنگ هستند. شاید در نگاه اول این موضوع را متوجه نشوید اما رینگ‌های ۱۵ پره دارای ۵ پره با رنگ نقره‌ای روشن و ۱۰ پره مشکی هستند.

  1. پشت آمپرهای عصر دیجیتال


دیدن اینکه چنین برند کلاسیکی چگونه وارد عصر دیجیتال می‌شود کاملاً جالب بوده و البته مثال بارز آن نیز عدم وجود پشت آمپرهای آنالوگ در هیچ‌یک از مدل‌های XE S است. بجای پشت آمپرهای سنتی شاهد صفحه‌نمایش دیجیتال ۱۲ اینچی هستیم که اطلاعات کاملی را نشان می‌دهد. این پشت آمپرها در پکیج تکنولوژی ۳۲۶۵ دلاری قرار دارند.

  1. حالت اقتصادی


شوخی نمی‌کنیم. یکی از حالت‌های رانندگی این خودرو اقتصادی یا اکو است که واقعاً هم کار می‌کند. علیرغم اینکه تمرکز پیشرانه کاملاً روی پرفورمنس است اما هنوز هم مصرف سوخت مناسبی در بزرگراه دارد. نتایج به دست آمده شاید متفاوت باشند زیرا در برابر وسوسه سریع رفتن به سختی می‌توان ایستادگی کرد.

  1. چهار چرخ محرک، چهار چرخ محرک و چهار چرخ محرک


هیچ سیستمی همچون چهار چرخ محرک نمی‌تواند نیروی پیشرانه را به خوبی به سطح زمین برساند. جگوار این را می‌داند و برای عبور بهتر از پیچ‌ها سیستم هدایت گشتاوری را نیز به میان آورده است. این سیستم در پیچ‌های تند سرعت چرخ‌های داخلی را کم می‌کند تا از بیش فرمانی پیشگیری شود و همچنین گشتاور پیشرانه را به چرخی که بیشترین چسبندگی را دارد هدایت می‌کند.

  1. خروجی‌های اگزوز واقعی


نخندید! خودروهای بسیاری وجود دارند که با خروجی‌های اگزوز غیرواقعی تولید می‌شوند و جای خالی روی سپر کاملاً توی ذوق می‌زند اما XE S این‌گونه نیست. این خودرو دارای یک جفت خروجی اگزوز کرومی است که به بهترین وجه ممکن غرش‌های پیشرانه را به گوش می‌رسانند.

  1. اهرم تعویض دنده دیدنی


زمانی که خودرو را روشن می‌کنید وضعیت XE S دیدنی است. اهرم تعویض دنده از کنسول مرکزی بالا آمده و کاملاً جلب‌توجه می‌کند. شاید برخی‌ها آن را بپسندند و شاید هم برخی دیگر همان اهرم تعویض دنده سنتی را ترجیح دهند.

نکته قابل‌ذکر: نسخه‌ای با سرعت ۳۲۲ کیلومتر در ساعت
جگوار XE S
جگوار از XE به عنوان یک پروژه پرفورمنس بسیار جاه‌طلبانه استفاده کرده است: XE SV پروجکت ۸ که دارای پیشرانه ۸ سیلندر ۵ لیتری سوپرشارژردار با قدرت ۵۹۲ اسب بخار بوده و می‌تواند در خط مستقیم به سرعت ۳۲۲ کیلومتر در ساعت دست یابد. این خودروی سریع یک دور پیست نوربرگ رینگ را در ۷ دقیقه و ۲۱٫۲۳ ثانیه طی کرده که ۱۱ ثانیه سریع‌تر از رکورددار قبلی جهنم سبز یعنی آلفارومئو جیولیا کوادروفولیو می‌باشد.

منبع: motor1






ب‌ام‌و جزئیات مربوط به قیمت‌گذاری نسل جدید سری ۸ را در بازار آلمان منتشر کرد.


این خودرو با دو تریم ۸۴۰d دیزلی و M850i بنزینی در دسترس بوده و هر دو نسخه به‌صورت استاندارد با سیستم چهار چرخ محرک xDrive عرضه می‌شود. قیمت مدل دیزلی از ۱۰۰ هزار یورو و قیمت مدل بنزینی نیز از ۱۲۵۷۰۰ یورو آغاز می‌شود.


اولین مدل از پیشرانه ۶ سیلندر ۳ لیتری توئین توربوی دیزلی با قدرت ۳۲۰ اسب بخار و گشتاور ۶۸۰ نیوتون متری استفاده کرده و به این خودرو اجازه می‌دهد تنها در ۴٫۹ ثانیه از سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسد.


مدل بنزینی M850i xDrive گیراتر بوده و پیشرانه ۸ سیلندر ۴٫۴ لیتری توئین توربوی آن خروجی ۵۳۰ اسبی و گشتاور ۷۵۲۰ نیوتون متری دارد. این نسخه تنها در ۳٫۷ ثانیه از سکون به تندی ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. هر دو خودرو به گیربکس ۸ سرعته دوکلاچه مجهز هستند.


انتخاب برخی آپشن ها باعث می شود پرچم‌دار جدید باواریایی ها گران‌تر از مرسدس بنز S کلاس کوپه شود. قیمت مرسدس S560 کوپه در آلمان از ۱۲۸۱۲۱ یورو آغاز می شود. این خودرو از پیشرانه ۸ سیلندر بنزینی ۴۶۹ اسب بخاری استفاده می‌کند.


مدل M850i با پکیج M اسپورت هم در دسترس بوده و قیمت ۵۵۵۰ یورویی دارد. همچنین می‌توان پکیج M تکنیک اسپورت با قیمت ۴۱۰۰ یورویی را نیز سفارش داد. دیگر پکیج این خودرو کربن نام داشته و بازهم ۴۱۰۰ یورو قیمت دارد؛ و البته همه‌ی این‌ها بدون سقف فیبر کربنی با قیمت ۳ هزار یورویی هستند.

ب‌ام‌و سری ۸ جدید در ماه‌های آینده وارد بازارهای جهانی خواهد شد و در آن موقع اطلاعات بیشتری از این خودروی جذاب را خدمت شما عزیزان تقدیم خواهیم کرد.






ولوو می‌گوید تا سال ۲۰۲۵ حدود ۲۵ درصد پلاستیک‌های مورد استفاده از خودروهای خود را از متریال بازیافتی تهیه خواهد کرد.


این خودروساز سوئدی در خلال این بیانیه از یک مدل تک و تنهای XC60 T8 پلاگین هیبرید هم رونمایی کرد.


داخل کابین این خودروی ویژه شاهد تونل گیربکس ساخته شده از فیبرها و پلاستیک‌های تجدید پذیر برگرفته از تورهای ماهیگیری دورانداختنی و طناب‌های دریایی هستیم. همچنین کف‌پوش‌ها نیز دارای فیبرهایی هستند که از بطری‌های پلاستیکی و کتان بازیافتی کارخانه‌های نساجی گرفته شده‌اند. فیبرهای PET همچنین در صندلی‌ها بکار رفته‌اند و باید به این نکته هم اشاره کرد که از صندلی‌های محصولات قدیمی ولوو در زیر کاپوت به عنوان متریال جاذب صدای ویژه سود برده است.


هاکان ساموئلسن مدیر اجرایی خودروهای مسافری ولوو می‌گوید:

بخش خودروهای مسافری ولوو به پایین آوردن هرچه ممکن تأثیر روی محیط‌زیست کاملاً متعهد است.

یکی دیگر از مدیران این برند نیز از دیگر خودروسازان خواسته تا روش ولوو را ادامه دهند:

ما پیش از این با برخی تأمین‌کنندگان خوش‌فکر و فوق‌العاده کار کرده‌ایم تا محیط‌زیست را ارتقا دهیم. البته اگر بخواهیم رویای خود را به حقیقت تبدیل کنیم باید از پلاستیک‌های بازیافتی بیشتری استفاده کنیم. به همین دلیل است که از تأمین‌کنندگان و همکاران بیشتری می‌خواهیم تا به ما ملحق شده و روی پلاستیک‌های بازیافتی سرمایه‌گذاری کنیم.

ورای تعهد به استفاده از پلاستیک‌های بازیافتی، ولوو تلاش دارد تا سال ۲۰۲۵ کارخانه‌هایی بسازد که هیچ تأثیری روی آب‌وهوا و محیط‌زیست نداشته باشند.


هاچبک های اسپورتی همچون هوندا سیویک تایپ R و فورد فوکوس RS ترکیب بسیار خوبی از پرفورمنس و فضای خوب کابین و محفظه بار را ارائه می‌کنند؛ اما اگر شما خودرویی بزرگ‌تر با قدرت بیشتر بخواهید چه؟! در گذشته شاید این یک مشکل بود اما این روزها خوش‌شانس هستید! در ادامه شما را ۱۵ شاسی‌بلند پرفورمنسی آشنا می‌کنیم که حتی قوی‌تر از فورد موستانگ GT با قدرت ۴۶۰ اسب بخار هستند.

  • داج دورانگو SRT


پس از سال‌ها شایعه‌سازی و گمانه‌زنی سرانجام داج اقدام به معرفی دورانگو SRT کرد. بدین ترتیب شما هم‌اکنون می‌توانید این شاسی‌بلند سه ردیفه آمریکایی را با پیشرانه ۸ سیلندر ۴۷۵ اسب بخاری سفارش دهید. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت این خودرو تقریباً ۲ ثانیه سریع‌تر از دورانگو R/T با قدرت ۳۶۰ اسب است.

  • مرسدس-ای ام جی GLC 63 S


اگر خواهان یک شاسی‌بلند ۴۶۹ اسبی هستید مرسدس مفتخر به ارائه GLC 63 است؛ اما اگر بخواهید حداکثر ظرفیت این کراس اوور لوکس را ببینید باید نسخه S را بخرید که تنها در فرم کوپه عرضه می‌شود. این خودرو قدرت ۵۰۳ اسبی دارد.

  • آلفارومئو استلویو کوادروفولیو


بسیاری از طرفداران با شنیدن اینکه آلفارومئو تصمیم گرفته نسل بعدی هاچبک جیولیا را نسازد سرخورده شدند؛ اما پس از نشستن پشت فرمان استلویو کوادروفولیو دیگر این ناامیدی نمایان نخواهد شد. پیشرانه ۶ سیلندر توئین توربوی این شاسی‌بلند قدرت ۵۰۵ اسبی دارد که برای ایجاد شتاب ۳٫۳ ثانیه‌ای کافی است.

  • پورشه کاین توربو


به خاطر اینکه پورشه اخیراً کاین جدید را معرفی کرده بنابراین هنوز نسخه توربو S آن در دسترس نیست. البته کابین توربو با پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی ۵۴۱ اسبی کاملاً خودنمایی کرده و پورشه می‌گوید شتاب آن ۳٫۹ ثانیه است.

  • لندروور رنجروور SVAutobiography


همانند رنجروور اسپورت کوچک‌تر، دوقلوهایی از رنجروور با قدرت بیشتر از ۴۶۰ اسب بخار وجود دارند. البته پیشرانه ۸ سیلندر سوپرشارژردار ۵۵۷ اسبی مدل SVAutobiography قوی‌ترین نسخه لقب می‌گیرد. این خودرو اگرچه به اندازه مدل SVR توانا نیست اما برای اعطای شتاب ۵٫۲ ثانیه‌ای به این شاسی‌بلند لوکس فول سایز کافی است.


ب ام و اساساً نیازی به ساخت نسخه‌های M از شاسی بلندهای X5 و X6 نداشت اما نتیجه به دست آمده کاملاً خوب است. هر دو خودرو از پیشرانه ۸ سیلندر ۵۶۷ اسبی سود برده و نیرو را به چهار گوشه می‌فرستند. این دو خودرو کاملاً سریع بوده و در عرض ۳٫۷ ثانیه از سکون به تندی ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رسند.

  • لندروور رنجروور اسپورت SVR


در واقع نسخه‌های معدودی از رنجروور اسپورت با قدرت بیشتر از ۴۶۰ اسب بخاری وجود دارند و البته پادشاه همه آن‌ها مدل SVR است. این خودرو که توسط بخش محصولات ویژه جگوار لندروور توسعه یافته دارای پیشرانه ۸ سیلندر سوپرشارژردار ۵۷۵ اسبی است. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت SVR در ۴٫۳ ثانیه ثبت می‌شود.

  • مرسدس-ای ام جی G 63


خبر بد اینکه با ورود G کلاس به نسل جدید نسخه پرچم‌دار G 65 دیگر وجود ندارد. بدین ترتیب دیگر پیشرانه ۱۲ سیلندر ۶۳۰ اسبی هم در دسترس نیست؛ اما خبر خوب هم اینکه شما هنوز می‌توانید پشت فرمان یک هیولا با پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی ۵۷۷ اسبی بنشینید.

  • مرسدس-ای ام جی GLE 63 S


با قدرت ۵۵۰ اسب بخاری، مرسدس GLE 63 قطعاً قدرتمندتر از موستانگ GT ظاهر می‌شود؛ اما قبل از اینکه مدیران AMG به همین نقطه بسنده کنند آن را با X5 M و X6 M مقایسه کرده و مدل GLE 63 S با خروجی ۵۷۷ اسبی را ارائه کرده‌اند.

  • مرسدس-ای ام جی GLS 63


برخلاف دیگر محصولات AMG در این لیست، GLS 63 فاقد نسخه اسپورت تر S است. مرسدس باید هم ‌چنین تصمیمی بگیرد زیرا مدل عادی قدرت ۵۷۷ اسبی دارد. آخرین باری که GLS 63 را تست کردیم به شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت ۴٫۳ ثانیه‌ای دست یافتیم.

  • مزراتی لوانته تروفئو


اولین کراس اوور مزراتی خودرویی شیک و هیجان‌انگیز است و پیشرانه ۴۲۴ اسب بخاری آن نیز راضی‌کننده نشان می‌دهد؛ اما مدل تروفئو یک قدم جلوتر گذاشته و پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی آن خروجی ۵۹۰ اسبی دارد.

  • بنتلی بنتایگا ۱۲ سیلندر


اگر می‌خواهید بیش از ۱۵۰ هزار دلار برای یک شاسی‌بلند خرج کنید بهتر است قدرت بیشتری هم به دست آورید. خوشبختانه بنتلی بنتایگا اکثر انتظارات را برآورده می‌کند. پیشرانه ۸ سیلندر ۵۴۲ اسبی و نسخه ۱۲ سیلندر ۶۰۰ اسب بخاری پیش روی شما هستند و قلب تپنده دوم باعث ایجاد شتاب ۳٫۵ ثانیه‌ای می‌شود.

  • لامبورگینی اوروس


پس از ۲۵ سال وقفه لامبورگینی سرانجام با شاسی‌بلند اوروس وارد بازار قدبلندها شد. این خودرو همانند لامبو رامبو از پیشرانه ۱۲ سیلندر استفاده نمی‌کند اما پیشرانه ۸ سیلندر ۴ لیتری توئین توربوی آن هنوز هم قدرت ۶۴۱ اسبی را دارد که باعث ایجاد شتاب ۳٫۵ ثانیه‌ای می‌شود.


ما هنوز این خودرو را تست نکرده‌ایم اما مدل P90D قبلی قدرت ۵۳۲ اسبی و شتاب ۳٫۲ ثانیه‌ای داشت. حدس می‌زنیم مدل قوی‌تر P100D با قدرت ۶۸۰ اسبی خود سرعت و شتاب بیشتری را به ارمغان بیاورد.

  • جیپ گرند چروکی تراک هاوک


تمامی شاسی بلندهای حاضر در این لیست قدرت زیادی دارند اما هیچ‌کدام از قدبلندان بازار کنونی قوی‌تر از گرند چروکی تراک هاوک نیستند. با پیشرانه ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار قرض گرفته شده از دوقلوهای هلکتی، تراک هاوک خروجی ۷۰۷ اسبی دارد. همچنین به لطف سیستم چهار چرخ محرک، این خودرو نیم ثانیه سریع‌تر از آخرین هلکتی بوده که تست کرده‌ایم.

منبع: motortrend






نسل سوم ب‌ام‌و سری ۶ برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ معرفی شد درحالی‌که یک سال قبل، نسخهٔ کانسپت آن در نمایشگاه پاریس رونمایی شده بود. سری ۶ جدید با وجود استایل محافظه‌کارانه، خودروی خوش‌تیپی به نظر می‌رسید. این نسل از سری ۶ متأسفانه یا خوشبختانه توسط گریس بنگل طراحی نشده و طراحی آن توسط «Adrian van Hooydonk» صورت گرفته بود. حال همین اتفاق برای کوپهٔ کاملاً جدید ب‌ام‌و یعنی سری ۸ رخ داده است اما تقریباً بلافاصله بعد از معرفی سری ۸ جدید، طرفداران عصبانی ب‌ام‌و در اینترنت ناامیدی خود را از طراحی این خودرو اعلام کردند. البته هرچند بسیاری از سایت‌های خودرویی دنیا، سری ۸ را خودروی زیبایی دانسته‌اند اما بسیاری از طرفداران نیز معتقدند که سری ۸ در طراحی پیشرفت چندانی نسبت به سری ۶ که در اصل جایگزین معنوی آن محسوب می‌شود نداشته است تا جایی که با وجود تغییر نام، سری ۸ بیشتر یک بازطراحی تکاملی از سری ۶ محسوب می‌شود. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب طراحی این دو کوپهٔ لوکس ب‌ام‌و را باهم مقایسه کنیم تا ببینیم آیا سری ۸ توانسته راه موفق سری ۶ را ادامه دهد یا نه؟

در ابتدا قبل از آنکه به بحث طراحی بپردازیم، باید بگوییم سری ۸ از لحاظ ابعاد با سری ۶ متفاوت است به‌گونه‌ای که از برادر قدیمی خود کوتاه‌تر، عریض‌تر و کم‌ارتفاع‌تر است. به همین دلیل است که سری ۸ باوجوداینکه خودرویی لوکس‌تر و گران‌تر است اما اسپرت‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد؛ اما پیش از مقایسهٔ این دو خودرو، بهتر است به‌طور خلاصه اشاره کنیم که سری ۸ به‌طورکلی چه خودرویی است. بسیاری فکر می‌کنند که این کوپهٔ جدید صرفاً جایگزینی برای سری ۶ است اما این‌گونه نیست زیرا سری ۶ از نظر شاسی، فناوری، پیشرانه‌ها و قیمت، اساساً نسخهٔ کوپهٔ سری ۵ بود اما سری ۸ پرچم‌دار ب‌ام‌و است و به همین دلیل سازندهٔ آلمانی بهترین شاسی، قوای محرکه، عملکرد و تکنولوژی کابین را برای آن در نظر گرفته است؛ بنابراین سری ۸ صرفاً جایگزینی برای سری ۶ با تغییر نام نیست؛ و حالا بپردازیم به مقایسه.

از جلو کاملاً مشخص است که سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر از سری ۶ است. همچنین هرچند جلوپنجرهٔ سری ۸ به بزرگی و زاویه‌داری نسخهٔ کانسپت نیست و چراغ‌های جلوی آن نیز به‌اندازهٔ نسخهٔ کانسپت تهاجمی نیستند اما نمای جلویی آن خشن‌تر و وحشی‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد. در این قسمت، سری ۸ از چراغ‌های زاویه‌دارتر، تهاجمی‌تر و زیباتر، جلوپنجرهٔ عریض‌تر و کاپوت تهاجمی‌تر و عضلانی‌تری برخوردار است؛ بنابراین هرچند سری ۶ هنوز هم خودروی زیبایی است اما از لحاظ جذابیت و هیجان حرفی برای گفتن در برابر کوپهٔ کاملاً جدید سری ۸ ندارد.

در پروفیل جانبی، خصوصاً در قسمت عقبی، سری ۸ عضلانی‌تر و اسپرت‌تر به نظر می‌رسد که این بیشتر به خاطر گلگیرهای عقب برجسته است. این برجستگی از زیر ستون C آغاز شده و به درب صندوق بار ختم می‌شود. این ویژگی، نمای قدرتمندی به خودرو بخشیده است. همچنین در سری ۸ خبری از خط شانهٔ سری ۶ که از گلگیر جلو آغاز شده و به چراغ‌های عقب می‌رسد هم نیست. علاوه بر این، شیب سقف نیز در سری ۸ تندتر و تهاجمی‌تر از سری ۶ است؛ بنابراین کاملاً واضح است که ب‌ام‌و قصد داشته در سری ۸ تعادلی بین یک خودروی اسپرت و یک گرند تورر لوکس ایجاد کند یعنی چیزی که سری ۶ هرگز قادر به ارائهٔ آن نبود. به همین دلیل در این بخش نیز قطعاً سری ۸ خودروی زیباتری است.

استایل زیباتر سری ۸ نسبت به سری ۶ در نمای عقبی هم دیده می‌شود. البته در اینجا چراغ‌های عقب هردو خودرو L شکل بوده و فرم تقریباً مشابهی دارند اما شباهت‌ها در همین‌جا به پایان می‌رسد زیرا علیرغم شباهت فرم کلی، چراغ‌های عقب سری ۸ خیره‌کننده و بسیار زیباتر از چراغ‌های سری ۶ هستند. علاوه بر این، در اینجا هم سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر است که نمای بسیار اسپرت‌تری به آن بخشیده و موجب شده بسیار شبیه به یک GT اسپرت به نظر برسد. البته نمای عقبی سری ۶ هم به‌اندازهٔ کافی تهاجمی هست و نمای خوبی دارد اما درحالی‌که سری ۸ همانند یک گرند تورر پرچم‌دارِ شایسته به نظر می‌رسد، سری ۶ صرفاً مانند یک ب‌ام‌و کوپه احساس می‌شود.

کابین خودروها جایی است که در آن برتری‌های سری ۸ کاهش میابد زیرا کابین سری ۶ با طرح آبشاری یک‌طرفهٔ کنسول میانی، تریم مشکی‌رنگ داشبورد و آمپرهای سنتی، هنوز هم بسیار زیبا به نظر می‌رسد؛ اما بااین‌حال بازهم سری ۸ در کابین کمی بهتر ظاهر شده است چراکه صفحه آمپر دیجیتالی آن نمایی عالی دارد، دکمه‌ها و سوئیچ‌های آلومینیومی آن پریمیوم‌تر به نظر می‌رسند و طراحی کلی کابین خودرو از انسجام بیشتری برخوردار است. البته کابین سری ۶ هم به خاطر طرح منحنی داشبورد، راننده محورتر به نظر می‌رسد؛ بنابراین در این قسمت به‌طور قطعی نمی‌توان خودروی برتر را انتخاب کرد و باید قضاوت را به سلیقهٔ افراد واگذار کرد.

در پایان به‌عنوان نتیجهٔ این مقایسه می‌توان گفت که ب‌ام‌و سری ۸ تقریباً از همه لحاظ خودروی برتری است. البته این به معنای زشت بودن سری ۶ نیست زیرا درواقع سری ۶ زیباترین محصول ب‌ام‌و بود اما تا پیش از معرفی سری ۸٫ همچنین قطعاً بین این دو کوپهٔ لوکس شباهت‌هایی هم وجود دارد زیرا ب‌ام‌و همواره نشانه‌های سنتی خود را در کوپه‌های بزرگش حفظ می‌کند؛ اما بااین‌حال سری ۸ پیشرفت بسیار زیادی را نسبت به سری ۶ تجربه کرده و پیشرفت فوق‌العادهٔ مونیخی‌ها از سال ۲۰۱۱ تاکنون را نشان می‌دهد.

 

مقایسهٔ مشخصات فنی

 

ب‌ام‌و M650i

ب‌ام‌و M850i

پیشرانه ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۴۵۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۶۵۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۴٫۴ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۴٫۸۹ متر ۴٫۸۴ متر
عرض ۱٫۸۹ متر ۱٫۹۰ متر
ارتفاع ۱٫۳۷ متر ۱٫۳۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۸۵ متر ۲٫۸۲ متر

 

 

منبع: BMWBlog

دوئل هیوندای i20 و کیا ریو

بدون دیدگاه


مرحلهٔ یک‌هشتم نهایی، دور دوم، قسمت سوم، دومین دوئل از گروه هاچ‌بک‌های ساب‌کامپکت

نتیجهٔ دوئل قبلی بین سیتروئن C3 و پژو ۲۰۸

مجموع آرا: ۸۴۵

آراء پژو ۲۰۸: ۳۱۹

آراء سیتروئن C3: 526

پیروز دوئل: سیتروئن C3 با کسب ۶۲ درصد از کل آراء

 

هیوندای i20

کیا ریو

؟

سیتروئن C3

پژو ۲۰۸

سیتروئن C3

آئودی A1

مینی کوپر

؟

فولکس‌واگن پولو

تویوتا یاریس

؟

مزدا ۲

نیسان میکرا

؟

فورد فی‌یستا

رنو کلیو

؟

 

هیوندای i20

تاریخ معرفی: نمایشگاه پاریس ۲۰۱۴

نسل کنونی: دوم

پلت‌فرم: GB هیوندای-کیا

امتیاز از کاربایر: ۳٫۵ از ۵

فروش سال ۲۰۱۷ در اروپا: ۱۰۰,۵۷۱ دستگاه

فروش چهارماههٔ نخست ۲۰۱۸ در اروپا: ۳۳,۲۵۳ دستگاه

رتبهٔ ایمنی از یوروانکپ

حفاظت از بزرگسالان: ۸۵ درصد

حفاظت از کودکان: ۷۳ درصد

حفاظت از عابر پیاده: ۷۹ درصد

سیستم‌های ایمنی: ۶۴ درصد

امتیاز کلی: چهار ستاره

 

کیا ریو

تاریخ معرفی: نمایشگاه پاریس ۲۰۱۶

نسل کنونی: چهارم

پلت‌فرم: GB هیوندای-کیا

امتیاز از کاربایر: ۳٫۹ از ۵

فروش سال ۲۰۱۷ در اروپا: ۷۰,۳۰۹ دستگاه

فروش چهارماههٔ نخست ۲۰۱۸ در اروپا: ۱۷,۲۵۹ دستگاه

رتبهٔ ایمنی از یوروانکپ

حفاظت از بزرگسالان: ۸۵ درصد

حفاظت از کودکان: ۸۴ درصد

حفاظت از عابر پیاده: ۶۲ درصد

سیستم‌های ایمنی: ۲۵ درصد

امتیاز کلی: سه ستاره

 

مقایسهٔ مشخصات فنی

کیا ریو

هیوندای i20

پیشرانه ۱٫۴ لیتری ۴ سیلندر ۱٫۴ لیتری ۴ سیلندر
تنفس طبیعی طبیعی
قدرت ۱۰۰ اسب بخار ۱۰۰ اسب بخار
گشتاور ۱۳۵ نیوتن متر ۱۳۵ نیوتن متر
گیربکس ۶ سرعته دستی ۶ سرعته دستی
محور محرک جلو جلو
شتاب صفرتاصد ۱۲٫۲ ثانیه ۱۱٫۶ ثانیه
حداکثر سرعت ۱۷۵ کیلومتر/ساعت ۱۸۵ کیلومتر/ساعت
مصرف سوخت ۵٫۰ لیتر (ترکیبی) ۵٫۴ لیتر (ترکیبی)
تولید آلایندگی ۱۱۴ گرم/کیلومتر ۱۲۴ گرم/کیلومتر
ظرفیت باک ۴۵ لیتر ۵۰ لیتر
وزن ۱۱۳۰ کیلوگرم ۱۰۶۰ کیلوگرم
طول ۴٫۰۶ متر ۴٫۰۳ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۵۸ متر ۲٫۵۷ متر
حجم صندوق بار ۳۲۵ لیتر ۳۲۶ لیتر
ظرفیت سرنشین ۵ نفر ۵ نفر
قیمت پایه بریتانیا ۱۱,۹۹۵ پوند ۱۱,۷۵۵ پوند

 

این دوئل‌ها، مقایسه‌هایی برای دریافت و شناخت خودروهای برتر نیستند بلکه نظرسنجی برای شناخت خودروهای محبوب‌تر بین شما کاربران ایرانی می‌باشند؛ بنابراین با توجه به جمیع جهات، جذابیت، طراحی بدنه و کابین، برند، ویژگی‌های فنی، قیمت و مقرون‌به‌صرفه بودن و حتی تجربه کاربری، کدام خودرو را ترجیح می‌دهید؟ دلایل و معیارهای انتخاب خود را نیز لطفاً در بخش نظرات بیان فرمایید.

بررسی تویوتا لندکروزر پرادو VX-L

بدون دیدگاه


فیس لیفت یکی از محبوب‌ترین محصولات تویوتا یعنی لندکروزر پرادو تغییراتی در بخش فنی نداشته است اما این موضوع خوبی است…

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
اگر بخواهیم مثالی بسیار واضح برای عبارت “اگر خراب نشده تعمیرش نکن” پیدا کنیم باید تویوتا لندکروزر پرادو را نام ببریم. این خودرو که به خاطر سرسختی و قابلیت اطمینان بالا شناخته شده حدود ۹ سال است که با نسل J150 خود پذیرای مشتریان وفادار بوده و هم‌اکنون دومین فیس لیفت خود را تجربه کرده است.

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
بله برخی افراد انتقاداتی را درباره استفاده از تکنولوژی قدیمی‌تر در برخی محصولات تویوتا دارند اما غالباً دلیل خوبی برای این کار وجود دارد. اگر بخواهیم کلی صحبت کنیم باید بگوییم خودروسازان ژاپنی در مقایسه با خودروسازان اروپایی بیشتر نگران بحث‌های فنی بوده و ترجیح می‌دهند سخت‌افزارهای خودرویی را پیش از تولید چندین و چند بار تست کنند. اگر کار به خوبی پیش برود که موضوع حل شده است و آن‌ها به فرمول برنده دست پیدا کرده‌اند.

به عنوان خریداری که به دنبال خودرویی بی‌آزار و مناسب سفرهای طولانی و گاها آفرود هستیم همیشه این سؤال وجود داشته است: آیا شما خودرویی می‌خواهید که کاراتر، قوی‌تر و راحت‌تر و آرام‌تر باشد اما ریسک خراب شدن نیز داشته باشد؟ یا اینکه خواهان خودرویی ایمن هستید که امتحان خود را به خوبی پس داده و البته فاقد جدیدترین زرق‌وبرق‌های دنیای مدرن است؟

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
با توجه به محبوبیت بالای پرادو واضح است که مردم گزینه دوم را انتخاب می‌کنند و به همین دلیل است که تویوتا همچنین از پیشرانه D-4D و همچنین گیربکس ۵ سرعته اتوماتیک سنتی برای پرادو استفاده می‌کند. درحالی‌که این روزها شاهد عرضه گیربکس‌های ۶، ۷، ۸، ۹ و حتی ۱۰ سرعته هستیم اما گیربکس‌های ۵ سرعته درصورتی‌که تنظیمات صحیحی داشته باشند کاربرد مناسبی خواهند داشت؛ و البته این گیربکس با در نظر گرفتن دنده‌های سنگین به نوعی ۱۰ سرعته محسوب می‌شود.

شاید پرادو از نظر تکنولوژی‌های بکار رفته حرف اول را نزند اما ترکیب قوای محرکه آن به خوبی خود را ثابت کرده است. کافی است از مالکان این خودرو درباره ظرفیت یدک کشی و آفرود پرادو بپرسید و آن موقع خواهید فهمید که هایلوکس ها، فورچونرها و پرادوهای D-4D به ندرت در لیست خراب شده‌ها قرار دارند. دلیل دیگر محبوبیت بالای پیشرانه D-4D توانایی آن در همخوانی با سوخت‌هایی است که گوگرد بالایی دارند و بنابراین پرادو را به یک خودروی مخصوص سفر تبدیل می‌کند.


خب پس اگر جزئیات فنی این نسخه پرچم‌دار VX-L تغییری نداشته پس چه چیزی بازنگری شده است؟ خب واضح‌ترین تغییر پرادو دماغه و چراغ‌های جلوی جدید است. هم‌اکنون با اصلاحاتی که در بخش جلو و کاپوت صورت گرفته جذابیت ظاهری این خودرو بهبود یافته است. همچنین اصلاحاتی در سپر عقب و چراغ‌ها صورت گرفته است.

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
داخل کابین شاهد صندلی‌های جلوی گرم و سرد شونده به همراه صندلی‌های ردیف دوم گرم شونده خواهید بود. همچنین صندلی‌های ردیف سوم به‌صورت برقی باز و بسته می‌شوند. موضوع جالب اینکه صندلی‌های ردیف سوم فضای سر و پای کافی برای سرنشینان بالغ را داشته و این در صورتی است که فضای پای سرنشینان ردیف دوم کاهش نمی‌یابد. همچنین لاستیک زاپاس نیز به منظور دسترسی راحت‌تر روی درب پشتی نصب شده است.

این نسخه از پرادو صورت استاندارد دارای سانروف بوده و حتی در سرعت‌های بالاتر نیز نسبتاً ساکت است. از دیگر تجهیزات استاندارد مدل VX-L می‌توان به سیستم ناوبری ماهواره‌ای، دوربین، هشدار نقاط کور، سیستم تهویه مطبوع سه ناحیه‌ای، چراغ‌های جلوی LED و… اشاره کرد.

زمانی که در کشوری همچون آفریقا رانندگی کنید شتاب گیری سریع یک فاکتور اساسی نخواهد بود اما پیشرانه D-4D که قدرت ۱۶۱ اسب بخاری و گشتاور ۴۰۰ نیوتون متری دارد ظرفیت یدک کشی بالایی را برای پرادو به ارمغان می‌آورد.

با توجه به ابعاد و وزن چنین شاسی‌بلند بزرگی، مصرف سوخت پرادو قابل‌قبول است. این خودرو در صد کیلومتر بین ۱۰ تا ۱۱ لیتر سوخت مصرف می‌کند و اگر در بزرگراه رانندگی آرامی داشته باشید به مصرف ۸ تا ۹ لیتر هم خواهید رسید. در کل ما به مصرف متوسط بسیار قابل‌احترام ۱۰ لیتر رسیدیم.


البته تست‌های پرفورمنس ما نشان دادند که پرادو در بحث عملکرد ترمز چندان قوی نبوده و ما در زمان ترمزهای شدید کمی نافرمانی و ناهنجاری را مشاهده کردیم. زمان ترمز این خودرو از سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت تا حالت سکون ۳٫۱۸ ثانیه بود.

احساس فرمان پرادو خوب است اما به دلیل ابعاد بزرگ خودرو، این خودرو تحت تأثیر باد قرار می‌گیرد. سیستم تنظیم هیدرومکانیکی KDSS و میله‌های ضد لغزش اجازه می‌دهند ارتفاع خودرو در آفرود افزایش یافته و همچنین بر سفتی سواری خودرو افزوده شود. این کار با دکمه‌هایی که روی کنسول تعبیه شده صورت می‌گیرد.

شما برای آفرود سنگین‌تر باید قفل دیفرانسیل‌های مرکزی و عقب را از طریق دکمه‌های کنار اهرم دنده‌سنگین انتخاب کنید. کمک حال شما در آفرود رینگ‌های ۱۸ اینچی پوشیده شده با لاستیک‌های بریجستون خواهند بود. اگرچه این لاستیک‌ها برای آفرودهای سنگین بهترین گزینه ممکن نیستند اما حالت پایدار مناسبی داشته و پروفایل ۶۰/۲۶۵ آن‌ها برای آفرود مناسب است.


بررسی نسخه فیس لیفت شده پرادو VX-L تنها مهر تأیید دیگری بود بر قابلیت اطمینان و سرسختی یکی از خودروهایی که به بهترین وجه ممکن آن را می‌شناسیم. البته شاید شما به دنبال خرید مدل مدرن‌تری باشید اما این پرادوی سنتی و تواناست که حس اطمینان را در هر جایی به راننده منتقل می‌کند. پرادو خودرویی برای سفرهای طولانی و سنگین است، منظور ما سفرهای طولانی هم از نظر زمانی و هم از نظر مسافتی است.

امتیاز کلی از ۱۰۰: ۷۶

مشخصات تویوتا لندکروزر پرادو ۳٫۰D VX-L

  • قیمت پایه: ۷۳۹۰۰دلار
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۱۱٫۷ ثانیه
  • قدرت/گشتاور: ۱۶۱ اسب بخار/۴۰۰ نیوتون متر
  • حداکثر سرعت: ۱۷۵ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت ادعایی: ۸٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر
  • آلایندگی: ۲۲۶ گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر







پیدا کردن رقیب مستقیم در بین محصولات مرسدس-آام‌گ برای ب‌ام‌و M850i کمی دشوار است زیرا از یک سو ب‌ام‌و این ساختهٔ جدید خود را خودرویی اسپرت می‌داند که بنابراین می‌توان آن‌را رقیبی برای مرسدس-آام‌گ GT دانست اما از سوی دیگر M850i یک کوپهٔ ۲+۲ یا همان گرند تورر محسوب می‌شود که آن‌را در برابر مرسدس-آام‌گ S63 کوپه قرار می‌دهد. بااین‌حال نهایتاً ما مورد دوم را انتخاب کردیم زیرا M850i و S63 کوپه هردو گرند توررهای اسپرتی هستند که قیمت و اندازهٔ یکسانی باهم دارند درحالی‌که AMG GT یک خودروی اسپرت دونفره است و در کلاس این دو کوپهٔ لوکس قرار نمی‌گیرد؛ اما پیش از آغاز مقایسه بین ب‌ام‌و M850i و مرسدس-آام‌گ S63 باید گفت که فعلاً نمی‌دانیم کدام‌یک از این خودروها سریع‌تر بوده، سرگرم‌کننده‌تر است و رانندگی بهتری دارد زیرا ب‌ام‌و به‌تازگی معرفی شده و حتی با نمونهٔ پروتوتایپ آن‌هم تجربهٔ رانندگی نداشته‌ایم؛ بنابراین در رابطه با این کوپهٔ باواریایی هیچ اطلاعاتی نداریم. به همین دلیل در این مطلب این دو کوپهٔ آلمانی را صرفاً از لحاظ طراحی بیرونی، داخلی و مشخصات فنی روی کاغذ مقایسه می‌کنیم.

این مقایسه را می‌توان یکی از سخت‌ترین مقایسه‌هایی دانست که تاکنون انجام داده‌ایم زیرا هردو خودرو استایل بسیار زیبایی دارند و همچنین استایل آن‌ها بسیار باهم متفاوت است که این موضوع، انتخاب خودروی برتر را واقعاً دشوار می‌کند. بااین‌حال نهایتاً تصمیم گرفتیم دست بکار شده و انتخاب را آغاز کنیم. در نمای جلویی، هردو خودرو واقعاً زیبا هستند اما اگر مجبور به انتخاب یکی از آن‌ها باشیم، آن خودرو M850i خواهد بود زیرا این کوپهٔ باواریایی کمی هیجان‌انگیزتر است درحالی‌که S63 نمای آرامی دارد. جلوپنجرهٔ سری ۸ نیز کمی بزرگ‌تر است اما خوب به نظر می‌رسد درحالی‌که چراغ‌های آن جلوهٔ بیشتری داشته و کاپوت آن نیز عضلانی‌تر به نظر می‌رسد که نمای اسپرت‌تر و تهاجمی‌تری به خودرو بخشیده‌اند؛ بنابراین در نمای جلویی ب‌ام‌و با اختلافی جزئی پیروز می‌شود.

در پروفیل جانبی اما انتخاب بسیار سخت‌تر می‌شود زیرا ما همیشه طرفدار طراحی S کلاس کوپه بوده‌ایم. این ماشین در نمای جانبی همانند تیری احساس می‌شود که در کمانی کشیده شده قرار داشته و آمادهٔ پرتاب است. این در حالی است که نمای جانبی سری ۸ زرق‌وبرق بیشتری دارد. S63 AMG در این نما کلاسیک‌تر به نظر می‌رسد و بیشتر به یک گرند تورر سنتی شباهت دارد درحالی‌که M850i نمایی ورزشکاری، اسپرت‌تر و عضلانی‌تر دارد؛ بنابراین در این قسمت نمی‌تواند خودروی برتر را انتخاب نمود.

در نمای عقبی اما انتخاب آسان‌تر است زیرا هرچند طراحی کلی قسمت عقبی S63 زیبا است اما در برابر M850i حرف چندانی برای گفتن ندارد. این موضوع در مورد زبان طراحی مرسدس بنز در همهٔ محصولاتش وجود دارد به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد طراحی خودرو در قسمت عقبی افت داشته است. این در حالی است که سری ۸ از عقب خودروی خیره‌کننده‌ای است. این ماشین از یکی از برترین چراغ‌های عقب در صنعت خودروسازی برخوردار بوده و نمای کلی عقب آن نیز عضلانی و فوق‌العاده است؛ بنابراین در این قسمت هم ب‌ام‌و برتر است.

در داخل کار دوباره سخت می‌شود. M850i با کنسول میانی آبشاری، انتخاب‌کنندهٔ دندهٔ روی کنسول مرکزی و طراحی ساده، اسپرت‌تر و هیجان‌انگیزتر به نظر می‌رسد درحالی‌که S63 AMG با لیور دوار دنده، نمایشگرهای ادغام‌شده و دریچه‌های تهویهٔ دایره‌ای، کمی کلاسیک‌تر و لوکس‌تر به نظر می‌رسد؛ بنابراین نهایتاً می‌توان گفت از دید یک بینندهٔ صرف، در این قسمت S63 خودروی بهتری است اما در شرایطی که ما رانندگی می‌کنیم، M850i برنده است. برای این انتخاب دو دلیل داریم. اول اینکه صفحه‌نمایش‌های دوگانهٔ ادغام‌شدهٔ مرسدس کمی ارزان‌قیمت به نظر می‌رسند و گویی دو تبلت بزرگ به هم چسبانده شده و روی داشبورد قرار داده شده است. دلیل دوم هم لیور انتخاب‌کنندهٔ دنده است که همانند بیوک‌های قدیمی به نظر می‌رسد نه محصولات اسپرت و مدرن AMG.

در بخش قوای محرکه اما فعلاً اطلاعات چندان زیادی از سری ۸ منتشر نشده است. بااین‌حال ب‌ام‌و این کوپهٔ جدید خود را در ابتدا تنها در دو مدل مختلف بنام‌های ۸۴۰d XDtive و M850i XDrive عرضه می‌کند که اولی دیزلی و دومی بنزینی است و همان‌طور که گفته شده برای این مقایسه مدل بنزینی را انتخاب کرده‌ایم. این مدل به یک پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو مجهز است که ۵۳۰ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. از سوی دیگر، مرسدس S کلاس کوپه در چهار مدل مختلف ارائه می‌شود که دو مدل آن‌ها از انواع اسپرت AMG هستند. از بین این چهار مدل، نزدیک‌ترین مدل به M850i مدل S63 AMG است که از یک پیشرانهٔ ۴ لیتری V8 توئین توربو با ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۹۰۰ نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند که کاملاً قدرتمندتر از موتور ب‌ام‌و است. همچنین انتقال نیرو در S63 نیز توسط یک گیربکس ۹ سرعتهٔ اتوماتیک صورت می‌گیرد درحالی‌که این کار در M850i بر عهدهٔ یک گیربکس ۸ سرعتهٔ اتوماتیک است؛ اما درحالی‌که S63 به‌صورت استاندارد به سامانهٔ چهارچرخ محرک ۴Matic مجهز است، M850i هم از سیستم XDrive استفاده می‌کند.

درنهایت به‌طورکلی ب‌ام‌و M850i به‌عنوان پیروز این مقایسهٔ انتخاب می‌شود (صرفاً از لحاظ طراحی ظاهری و داخلی) اما اختلاف و حاشیهٔ پیروزی آن زیاد نیست. مرسدس-آام‌گ S63 کوپه، خودرویی جلوه‌گر است که برای رانندگی روزانه مناسب است اما ب‌ام‌و M850i کوپه‌ای هیجان‌انگیزتر و جذاب‌تر است که به رانندگی با آن بیشتر علاقه داریم پس برندهٔ این رقابت لقب می‌گیرد.

 

مقایسه مشخصات فنی

 

مرسدس-آام‌گ S63

ب‌ام‌و M850i

پیشرانه ۴ لیتری V8 توئین توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۶۱۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۹۰۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۹ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۳٫۵ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۵٫۰۵ متر ۴٫۸۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۹۴ متر ۲٫۸۲ متر

 

 

منبع: BMWBlog

تکنولوژی ساخت پیشرفته‌ی پولستار ۱

بدون دیدگاه






خریداران مشتاق پیش از این می‌توانستند اولین مدل تولیدی تاریخ پولستار یعنی کوپه هیبریدی پولستار ۱ را با سپرده ۲۵۰۰ دلاری خریداری کنند. البته این خودرو تا سال آینده وارد بازار نخواهد شد بنابراین این برند تا زمان عرضه خودرو درصدد است برخی اطلاعات جالب را با ما در میان بگذارد.


این کمپانی سوئدی مفتخر است اعلام کند در ساختار پولستار ۱ استفاده وسیعی از پلیمر تقویت شده با فیبر کربن CFRP داشته و البته این کار مزیت‌هایی با خود به همراه داشته است. اول اینکه وزن خودرو در مقایسه با ساختاری که از شاسی فولادی استفاده کند ۲۲۶ کیلوگرم کاهش یافته است. مهم‌تر اینکه پولستار می‌گوید چند پانل اصلی بدنه از این متریال سبک وزن تشکیل یافته و باعث شده هندلینگ خودرو بهتر باشد.

Polestar 1
پولستار ۱ در واقع اولین محصول تاریخ ولوو است که از عناصر فیبر کربنی شامل کاپوت، صندوق‌عقب، پانل‌های جانبی، درب‌ها و کل ساختار سقف سود می‌برد. این برند همچنین با افتخار اعلام کرده این تکنولوژی در محصولات آینده نیز بکار خواهد رفت.


کریستین سامسون مدیر تولید پولستار می‌گوید: “پولستار ۱ ساختار سنجاقکی دارد که از CFRP ساخته شده است.” بنا به گفته این شرکت، این مواد به‌طور چشمگیری استحکام پیچشی این کوپه جدید را در کف و بخش عقبی بالا برده است. این بخش‌ها یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های ساختار خودرو محسوب می‌شوند.


از طرف دیگر استفاده از فیبر کربن در سقف باعث می‌شود به لطف ساختار ضخیم‌تر و قوی‌تر در مقایسه با فولاد از پروفایل نرم‌تری سود برده است. یک پانل شیشه‌ای کل پهنای سقف را شامل می‌شود و کمترین پیش‌آمدگی روی سقف را ایجاد می‌کند تا بدین ترتیب یک دید پانورامیک واقعی ایجاد شود.


این کمپانی به منظور ساخت پولستار ۱ با تمامی قطعات فیبر کربنی از مرکز ساخت ویژه‌ای را می‌سازد که تا اوایل سال ۲۰۱۹ به‌صورت کامل عملیاتی خواهد شد.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها