iranzamin22.ir


در صنعت خودروسازی، انواع مختلفی از پیشرانه‌ها با تعداد سیلندرهای گوناگون مورداستفاده قرار می‌گیرد. تعداد سیلندرهای موتورهای خودروها از نمونه‌های دو سیلندر کوچک در خودروهای شهری آغاز شده و به نیروگاه‌های شانزده سیلندر در هایپراسپرت‌های میلیون دلاری می‌رسد. دراین‌بین اما شاید یکی از خاص‌ترین نوع موتورها، پیشرانه‌های V10 یا همان دَه سیلندر باشند. هرچند این موتورها مانند نمونه‌های شش سیلندر و هشت سیلندر چندان در صنعت خودروسازی فراگیر نیستند و خیلی مورداستفاده قرار نمی‌گیرند و حتی این روزها تقریباً رو به انقراض هستند اما در طول تاریخ، خودروهای زیاد و قابل‌توجهی با موتورهای V10 ساخته شده‌اند؛ بنابراین قصد داریم در این مطلب بهترین خودروهای ۱۰ سیلندر تاریخ را معرفی کنیم.

لامبورگینی گالاردو مدل ۲۰۰۳

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۵۱۰ نیوتن متر

گالاردو (به ایتالیایی: گایاردو) پس از مورسیه‌لاگو، دومین محصول لامبورگینی بود که پس از مالکیت فولکس‌واگن ساخته شد. این خودرو در بین طرفداران لامبورگینی جایگاه ویژه‌ای دارد چراکه گالاردو پرفروش‌ترین محصول تاریخ این شرکت ایتالیایی است و خودرویی است که لامبورگینی را نجات داد. از سوی دیگر، گالاردو، یک زیبای ایتالیایی با قلبی آلمانی است. چرا آلمانی؟ چون پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 این خودرو توسط آئودی توسعه پیدا کرد و اولین موتوری محسوب می‌شود که زیر چتر گروه فولکس‌واگن برای لامبورگینی توسعه داده شد. این موتور در نمونه‌های اولیهٔ گالاردو ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۵۱۰ نیوتن متر گشتاور داشت اما گالاردو طی ۱۰ سال در دو نسل و در چندین نسخهٔ ویژهٔ مختلف به تولید رسید و پیشرانهٔ آن نیز همواره ارتقاء پیدا کرد به‌گونه‌ای که حجم آن در نسل دوم گالارو به ۵٫۲ لیتر افزایش یافت.

پورشه کاررا GT مدل ۲۰۰۴

پیشرانه ۵٫۷ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۱۰ اسب بخار
گشتاور ۵۹۰ نیوتن متر

پورشه کاررا GT یکی از پرطرفدارترین خودروهای V10 دنیا بوده و شاید بتوان آن‌را پادشاه دنیای دَه سیلندرها دانست. این هایپرکار آلمانی که پیشینهٔ آن به خودروهای مسابقات لمانز و فرمول یک بازمی‌گردد، بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ توسط پورشه به تولید رسید. کاررا GT به یک نیروگاه ۵٫۷ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود که ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۹۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. برای انتقال این نیرو تنها یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی در نظر گرفته شده بود که نیرو را به چرخ‌های عقب منتقل می‌کرد. کاررا GT با تیکه بر پیشرانهٔ توانمند خود می‌توانست ظرف ۳٫۵ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت رسیده و به حداکثر سرعت ۳۳۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. از این ماشین تعداد ۱۲۷۰ دستگاه ساخته شد.

دوج رم SRT10 مدل ۲۰۰۴

پیشرانه ۸٫۳ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۷۱۲ نیوتن متر

دوج در نمایشگاه شیکاگو ۲۰۰۳ نسخهٔ اسپرتی از پیکاپ رم خود را معرفی نمود. هرچند شاید این مدل در ظاهر تفاوت چندانی با نسخه‌های معمولی رم در آن سال‌ها نداشت اما در زیر کاپوت آن خبرهای فوق‌العاده‌ای وجود داشت چراکه دوج نیروگاه عظیم ۸٫۳ لیتری V10 مدل وایپر را در سینهٔ رم قرار داده بود و بدین ترتیب یکی از قدرتمندترین پیکاپ‌های دنیا را روانهٔ بازار کرد. این موتور ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۷۱۲ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که رم SRT10 با تکیه بر آن می‌توانست ظرف تنها ۴٫۹ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت رسیده و نهایتاً به حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. این پیکاپ اسپرت در دو نسخهٔ تک کابین و دو کابین تا سال ۲۰۰۶ به تولید رسید.

ب‌ام‌و M5 مدل ۲۰۰۵

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۰۰ اسب بخار
گشتاور ۵۲۰ نیوتن متر

اواسط دههٔ اول قرن بیست‌ویکم دورانی بود که خودروسازان پیشرانه‌های ۱۰ سیلندر بزرگی را در سینهٔ سدان‌ها قرار می‌دادند و هیچ‌کسی هم به این موضوع اعتراض نمی‌کرد. اولین نتیجهٔ این رویه، نسل چهارم ب‌ام‌و M5 بود که از سال ۲۰۰۵ به بازار آمد. این سوپرسدان آلمانی به یک پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود که ۵۰۰ اسب بخار قدرت و ۵۲۰ نیوتون متر گشتاور تولید می‌کرد؛ بنابراین M5 اولین سدان تولیدی دنیا با پیشرانهٔ دَه سیلندر محسوب می‌شد. چندی بعد از همین موتور در کوپهٔ M6 هم استفاده شد؛ اما دوران استفاده از موتورهای دَه سیلندر در سدان‌ها کوتاه بود و در نسل بعدی، همهٔ آن‌ها به موتورهای هشت سیلندر مجهز شدند.

آئودی S8 مدل ۲۰۰۶

پیشرانه ۵٫۲ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۴۵۰ اسب بخار
گشتاور ۵۴۰ نیوتن متر

آئودی در اواخر سال ۲۰۰۵ نسل دوم سدان عملکردی S8 خود را معرفی نمود که با مدل ۲۰۰۶ به بازار آمد. این خودرو که نسخهٔ عملکردی سدان لوکس A8 محسوب می‌شد، به یک پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز شده بود. این موتور اما در اصل همان پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 لامبورگینی گالاردو بود که آئودی برای استفاده در مدل S8 در آن تغییراتی ایجاد کرده و حجم آن‌را افزایش داده بود. به لطف این افزایش حجم، پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری S8 گشتاور بیشتری را در دور موتور پایین‌تر تولید می‌کرد. این موتور ۴۵۰ اسب بخار قدرت و ۵۴۰ نیوتن متر گشتاور داشت و می‌توانست جثهٔ سنگین ۲ تنی S8 را ظرف ۴٫۸ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت برساند. در همان دوران، از این موتور در مدل کوچک‌تر S6 هم استفاده شد.

فولکس‌واگن توآرگ R50 مدل ۲۰۰۷

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس توربودیزل
قدرت ۳۵۰ اسب بخار
گشتاور ۸۵۰ نیوتن متر

فولکس‌واگن در سال ۲۰۰۲ نسل اول مدل توآرگ خود را معرفی نمود که از همان ابتدا در لیست موتورهای دیزلی آن یک گزینهٔ هیجان‌انگیز دیده می‌شد. این یک پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 توربودیزل بود که به‌صورت استاندارد ۳۱۳ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. از این موتور در سدان لوکس فیتون هم استفاده شد؛ اما پس از فیس‌لیفت نسل اول توآرگ در سال ۲۰۰۷، فولکس‌واگن نسخهٔ اسپرت و ارتقاءیافته‌ای از مدل V10 دیزلی آن‌را با نام R50 معرفی نمود. در این مدل خروجی پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 توربودیزل توآرگ به ۳۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور افزایش پیدا کرده بود. توآرگ V10 دیزلی اما به دلیل قوانین آلایندگی، برای فروش در ایالات‌متحده با مشکل مواجه شد و به همین دلیل پس از دو دوره عرضهٔ محدود، از بازار ایالات‌متحده کنار رفت.

آئودی RS6 مدل ۲۰۰۸

پیشرانه ۵ لیتری V10
تنفس توئین توربو
قدرت ۵۸۰ اسب بخار
گشتاور ۶۵۰ نیوتن متر

آئودی در سال ۲۰۰۸ نسل دوم سدان اسپرت و عملکردی خود یعنی RS6 را معرفی نمود. ویژگی اصلی این خودرو اما در زیر کاپوت آن قرار داشت یعنی جایی که در آن یک نیروگاه ۵ لیتری V10 توئین توربوی فوق‌العاده پنهان شده بود. البته این موتور هم در اصل بر اساس پیشرانهٔ ۵ لیتری V10 تنفس طبیعی لامبورگینی گالارو ساخته شده بود اما در RS6 به دو توربوشارژر مجهز شده بود. علاوه بر این، حدود ۴۰۰ قطعه از این پیشرانهٔ V10 نیز در RS6 منحصربه‌فرد و جدید بودند که به‌طور خاص برای RS6 طراحی شده بودند. به لطف این تغییرات و البته وجود دو توربوشارژر، حالا این موتور ۵ لیتری دَه سیلندر، ۵۸۰ اسب بخار قدرت و ۶۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که RS6 را به قوی‌ترین محصول آئودی تا آن زمان تبدیل کرده بود.

لکسس LFA مدل ۲۰۱۱

پیشرانه ۴٫۸ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۵۶۰ اسب بخار
گشتاور ۴۸۰ نیوتن متر

LFA که برای اولین بار رسماً در نمایشگاه توکیو ۲۰۰۹ رونمایی شد، اولین و تنها سوپراسپرت تاریخ لکسس محسوب می‌شود. لکسس اما در بخش پیشرانه، برای اولین سوپراسپرت خود سنگ تمام گذاشته و آن‌را به یک نیروگاه منحصربه‌فرد ۴٫۸ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز کرد که با همکاری شرکت یاماها توسعه پیدا کرده بود. این موتور ۵۶۰ اسب بخار قدرت و ۴۸۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که این نیرو از طریق یک گیربکس شش سرعتهٔ سکوئنشال به چرخ‌های عقب منتقل می‌شد. طبق آزمایش کار اند درایور، LFA با تکیه بر موتور V10 خود توانست ظرف ۳٫۶ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد. تولید این سوپراسپرت ژاپنی در دسامبر ۲۰۱۲ پس از ساخت تنها ۵۰۰ دستگاه خاتمه یافت.

دوج وایپر مدل ۲۰۱۳

پیشرانه ۸٫۴ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۵۰ اسب بخار
گشتاور ۸۱۳ نیوتن متر

دوج وایپر برای اولین بار از سال ۱۹۹۱ به بازار آمد درحالی‌که ویژگی منحصربه‌فرد و همین‌طور نماد آن از ابتدا تا پایان تولیدش، همواره پیشرانهٔ حجیم و غول‌پیکر V10 بوده است. این سنت در نسل پنجم یا درواقع نسل آخر وایپر که برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۱۲ معرفی گردید هم حفظ شده بود به‌گونه‌ای که در زیر کاپوت این نسل نیز همچنان یک نیروگاه عظیم ۸٫۴ لیتری V10 تنفس طبیعی قرار گرفته بود که حجیم‌ترین موتور دَه سیلندر و به‌طورکلی حجیم‌ترین پیشرانهٔ تولیدی مدرن دنیا محسوب می‌شد (البته در دنیای خودروها). خروجی این موتور در آخرین نسل وایپر به ۶۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۱۳ نیوتن متر گشتاور رسیده است که قوی‌ترین موتور دَه سیلندر دنیا محسوب می‌شود؛ اما متأسفانه سال گذشته تولید این افعی آمریکایی خاتمه یافت و فعلاً خبری از نسل جدید آن نیست.

لامبورگینی اوراکان مدل ۲۰۱۵

پیشرانه ۵٫۲ لیتری V10
تنفس طبیعی
قدرت ۶۱۰ اسب بخار
گشتاور ۵۶۰ نیوتن متر

لامبورگینی اوراکان که برای اولین بار در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۴ به‌عنوان جایگزین گالاردو معرفی شد، از نسخهٔ ارتقاءیافتهٔ همان پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 تنفس طبیعی نسل دوم گالاردو استفاده می‌کند. بنابراین حالا خروجی این موتور در نسخهٔ استاندارد اوراکان به ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۶۰ نیوتن متر گشتاور رسیده است؛ مانند گذشته، از همین موتور در آئودی R8 هم استفاده می‌شود. همانند گالاردو، در نسخهٔ استاندارد اوراکان هم نیروی موتور به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند اما مدل ضعیف‌تر LP580-2 به‌صورت دیفرانسیل عقب ارائه می‌شود. در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۷ اما لامبورگینی نسخهٔ ارتقاءیافته‌ای از اوراکان را با نام پرفورمانته رونمایی کرد که قدرت پیشرانهٔ ۵٫۲ لیتری V10 در آن به ۶۴۰ اسب بخار افزایش یافته است؛ بنابراین اوراکان پرفورمانته قوی‌ترین لامبورگینی V10 تاریخ محسوب می‌شود.

 

منبع: Road&Track


صرف‌نظر از میزان تفاوت‌های نسل جدید و قدیم ب‌ام‌و X5، خودروسازان همیشه علاقه‌مند هستند تا محصولات جدید خود را با نزدیک‌ترین رقبا مقایسه کنند. X5 نگرانی کمتری درباره گذشته داشته و البته باید به فکر سرشاخ شدن با خودروهایی همچون آئودی Q7، ولوو XC90 و پورشه کاین باشد.


خب می‌پرسید نگرانی از چه نظر؟ از نظر فروش! دو خودرو از سه مدل یاد شده (Q7 و XC90) از نظر فروش با نسل قبلی X5 رقابت شانه به شانه‌ای داشتند و این رقابت در آمریکای شمالی نزدیک‌تر بوده است.


کاین از نظر میزان فروش خیلی برجسته نبوده اما این موضوع تنها به خاطر قیمت بیشتر مخصوصاً در تریم های فول تر است؛ اما وقتی که بحث شاسی‌بلند BMW در میان باشد نمی‌توان چشم را روی پورشه بست.

همانند هر کلاس خودرویی دیگر، یکی از اصلی‌ترین رقبای X5 مرسدس بنز است. دلیل اینکه GLE را در این مقایسه شرکت نداده‌ایم سپری شدن آخرین روزهای عمر این نسل از GLE بوده و بنابراین مقایسه خودروی معرفی شده در سال ۲۰۱۱ با نمونه‌ای کاملاً جدید منصفانه نیست. نسل جدید این خودرو احتمالاً پاییز سال جاری و در نمایشگاه خودروی پاریس معرفی خواهد شد.

نسل جدید ب‌ام‌و X5 برجسته‌تر از نسل قبلی بوده و مدرن‌تر به نظر می‌رسد. این خودرو هنوز هم به عنوان یک ب‌ام‌و قابل شناسایی است.


شاید با خود فکر کنید اگر نشان این ب‌ام‌و را حذف کنید این خودرو را مخصوصاً از نمای پشتی با مدل‌های دیگر هم اشتباه بگیرید. آیا بازار روی خوش به چراغ‌های جدید که جایگزین نمونه‌های L شکل قبلی شده‌اند نشان خواهد داد؟ زمان جواب این سوار خواهد داد.


ما در آئودی Q7 هم یک شاسی‌بلند مدرن را می‌بینیم، خودرویی که تنها ۳ ساله است. بدین ترتیب ارباب حلقه‌ها رقابت فشرده‌تری با نسل جدید X5 خواهد داشت.


اما پورشه کاین نیز با ورود به سومین نسل خود یک طراحی تکاملی را در مقایسه با نسل قبلی نشان داده است. استایل این خودرو ساده‌تر از نسل جدید X5 بوده زیرا فاقد خیزهای تیز در بدنه است. خب انتخاب بین این دو نوع طراحی همیشه به سلیقه افراد بستگی داشته است.


اما ولوو XC90 چگونه است؟ خب طراحی‌های سوئدی‌ها در چند سال اخیر پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته اما باید منتظر ماند و دید که آیا XC90 محبوبیت زیادی خواهد داشت یا خیر. این خودرو طراحی جعبه‌ای، شیک و ظریفی دارد. البته در مقایسه با X5 قطعاً کمتر اسپورت بوده اما خب ابهت آن بیشتر است.

به نظر ما پورشه و ب‌ام‌و دینامیک‌ترین ظاهر را داشته درحالی‌که آئودی و ولوو از نظر پروفایل کلی روش میانه‌تری را برگزیده‌اند.


از نظر تکنولوژی‌های بکار رفته در کابین و همچنین زیبایی کلی باید اذعان کرد ولوو کمی به سال‌های قبل تعلق دارد.


اما اشتباه نکنید، این شاسی‌بلند سوئدی کابین فوق‌العاده‌ای داشته و کیفیت ساخت آن درجه‌یک است اما کابین Q7 مدرن‌تر به نظر می‌رسد. به همین منوال کاین ۲۰۱۸ نیز بهترین کابین ساخت پورشه را به همراه داشته و همین موضوع را می‌توان درباره نسل جدید X5 هم گفت.


بازهم انتخاب کابین برتر به سلیقه شخصی بستگی دارد ولی هر خودرو را که انتخاب کنید با اشرافیت بالایی مواجه خواهید شد.


بنا به گفته ب‌ام‌و، نسل جدید X5 دارای متریال باکیفیت‌تر بیشتری نسبت به نسل قبل بوده و فرمان بکار رفته در آن مشابه نسل جدید سری ۵ است درحالی‌که صفحه‌نمایش بین ورودی‌های هوا نمونه‌ای جدید است.

داشبورد آئودی نیز مدرن و چشم‌نواز بوده درحالی‌که کاین نشان دهنده خصیصه‌های ۹۱۱ نیز می‌باشد. درباره XC90 باید گفت این خودرو مینیمالیستی ترین طراحی داخلی را دارد.


همان‌گونه که پیش از این گفتیم نسل جدید مرسدس بنز GLE امسال معرفی خواهد شد و شاید ظاهر آن مشابه رندری باشد که تماشا می‌فرمایید.

از نظر فنی بخواهیم صحبت کنیم باید گفت ب‌ام‌و X5 2019 برتری فروش خیلی بالایی نسبت به رقیب تازه‌نفس مرسدس نخواهد داشت. خب با تمامی این تفاسیر، شما کدام‌یک از این شاسی بلندهای لوکس را بهترین می‌دانید؟






سوپرکارهای امروزی قدرتمند از همیشه می‌شوند به گونه‌ای که بوگاتی شیرون از پیشرانه ۱۶ سیلندر ۸ لیتری کواد توربو با قدرت ۱۴۷۹ اسب بخار و گشتاور ۱۶۰۰ نیوتون متر استفاده می‌کند. علیرغم وجود چنین قدرت و گشتاور عظیمی، سقف سرعت شیرون به ۴۲۰ کیلومتر در ساعت محدود شده است.

Bugatti Chiron
اگرچه شیرون خودروی فوق‌العاده سریعی است اما ویرون سوپر اسپورت که مدتی هم عنوان سریع‌ترین خودروی جهان را در دست داشت می‌توانست به حداکثر سرعت ۴۳۱ کیلومتر در ساعت دست یابد. این رکورد اخیراً به وسیله کونیگ زگ آگرا RS شکسته شد. این خودرو به سرعت متوسط ۴۴۷٫۱۸ کیلومتر در ساعت دست یافته است.


از آنجایی که سقف سرعت خودروها افزایش می‌یابد بنابراین مسابقه کنونی بر سر دست یافتن به حداکثر سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت است. اگرچه رسیدن به این هدف نمادین است اما هر شرکتی که برای اولین بار به این مرز برسد افتخارات زیادی را نصیب خود خواهد کرد و این موضوع قطعاً روی فروش آن تأثیر مثبتی خواهد داشت.

هنسی ونوم F5
بلومبرگ اخیراً مقاله‌ای درباره سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت منتشر کرده و در آن با جان هنسی مصاحبه کرده است. هنسی ادعا می‌کند جدیدترین محصولش یعنی ونوم F5 خواهد توانست به این سرعت دست یابد. او می‌گوید:

رسیدن به سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت هدف ماست و رکوردهای سرعت نیز برای ما، خانواده و مشتریان مهم هستند.

هنسی به جزئیات ماجرا اشاره نکرده اما تنها ۲۴ دستگاه از این خودرو را تولید خواهد کرد. ونوم F5 از پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربو با قدرت بیش از ۱۶۰۰ اسب بخار استفاده می‌کند. این خودرو وزن کمتری از ۱۳۶۰ کیلوگرم داشته و ضریب درگ آن ۰٫۳۳ است.


البته هنسی تنها یکی از چندین شرکتی است که با چالش‌های جدی در رسیدن به این رکورد مواجه بوده و یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها یافتن لاستیک‌هایی است که بتوانند در سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت دوام بیاورند. میشلین با لاستیک‌های پرفورمنس غریبه نیست اما هنوز هم لاستیک‌هایی را که بتواند در شرایط حاد سرعت ۴۸۲٫۸ کیلومتر در ساعت دوام بیاورند را نساخته است.


این مشکل به زودی حل خواهد شد زیرا مدیر تولید این شرکت گفته است که میشلین به تکنولوژی ساخت چنین لاستیک‌هایی نزدیک شده است.






مک لارن تیزری از نسخه به‌روز شده ۵۷۰LT را منتشر کرده است. این خودرو خشن‌ترین مدل در خانواده سری اسپورت خودروساز بریتانیایی محسوب می‌شود.


در این ویدئوی کوتاه نمایی از بخش عقب به‌روز شده ۵۷۰LT دیده می‌شود. در این تیزر خروجی‌های اگزوزی که از هر گوشه دیفیوزر بیرون زده بودند دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد این خروجی‌های اگزوز در مکانی مشابه با نمونه ۶۷۵LT قرار گرفته‌اند.

همچنین در تیزر می‌توانیم دیفیوزر عقب فیبر کربنی بزرگ‌تر و باله آئرودینامیکی پشت چرخ‌های عقب را نیز ببینیم. شایان ذکر است خریداران مشتاق می‌توانند علاقه خود برای خرید این خودرو را در وب‌سایت مک لارن ثبت کنند. همچنین گفته شده این نسخه تمرکز بیشتری روی پرفورمنس بالا خواهد داشت.

مک لارن می‌گوید:

خود را برای آن لحظه آماده کنید. تمرکز همیشگی، آدرنالین خالص… این یک لحظه خاص برای هل دادن خود به لبه است.

هنوز مشخص نیست که این خودرو چه تغییراتی خواهد داشت اما انتظار می‌رود قدرت پیشرانه به مرز ۶۰۰ اسب بخار برسد. شاید هم از نامی همچون ۵۹۵LT یا ۵۸۵LT استفاده شود.

علاوه بر تغییراتی که در پیشرانه صورت می‌گیرد انتظار داریم این خودرو از قطعات سبک‌وزن جدید به منظور بهینه‌سازی حداکثری داون فورس سود ببرد. همچنین سیستم تعلیق و ترمز این خودرو نیز به منظور اطمینان از بهترین تجربه رانندگی بازنگری خواهند شد.

منتظر اخبار بیشتر از محصول به‌روز شده مک لارن در آینده باشید…

[دانلود ویدئو]


پیکاپ‌هایی که در ادامه مرور می‌شوند، شاید غیرکاربردی و یا به نوبه خود، بسیار سریع باشند، امّا «خشونت و سرسختی» ویژگی همه آنهاست.

فورد F-150 SVT لایتنینگ

فورد در میانه‌های دهه ۱۹۹۰ میلادی تشخیص داد که قرار دادن یک V8 مجهز به سوپرشارژر  در دل F-150 ایده خوبی است و بر این اساس، نسخه SVT لایتنینگ را ارائه کرد. نتیجه یک پیکاپ با قدرت ۳۸۰ اسب‌بخار و گشتاور حداکثر ۶۱۰ نیوتن‌متر بود که از تایرهایش دود بلند می‌شد و سرعت ۹۶٫۶ کیلومتر بر ساعت را در مدت ۵٫۲ ثانیه ثبت می‌کرد.

هامر H1

موضوعی که کمتر کسی از آن خبر دارد، این است که مشتریان می‌توانستند یک نسخه پیکاپ ۲ درب نیز از هامر H1 انتخاب کنند. البته تعداد اندکی از این پیکاپ‌ها خریداری شد؛ مدلی که همانند نسخه «نرمال» هامر H1، حضور قاطع و خشنی در جاده داشت.

هولدن HSV مالو

البته همه می‌دانند که هولدن HSV مالو، در واقع یک «پیکاپ» محسوب نمی‌شود، امّا باید گفت که این مدل حتماً استحقاق قرار گرفتن را در این لیست را دارد؛ چرا که یک خودروی اسپورت پیکاپ با پیشرانه V8 مجهز به سوپرشارژر و به صورت دیفرانسیل عقب، با گیربکس دستی و توانایی بالا در یدک‌کشی است. به این معنا که با این وسیله نقلیه، می‌توان به همه جا سفر کرد.

داج لیل رِد اکسپرس

داج در سال ۱۹۷۸ با ارائه «لیل رِد اکسپرس» رسماً به بازار پیکاپ تراک‌های سریع وارد شد. پیشرانه استاندارد در این مدل، یک V8 با گنجایش ۵٫۹ لیتر بود که البته قدرتش به ۲۲۱ اسب‌بخار می‌رسید و سرعت مناسبی برای زمانه‌ی خودش داشت. ضمن اینکه به این نکته نیز باید اشاره کرد که اگزوز‌های قائم، واقعاً کاربردی بوده‌اند.

مرسدس‌بنز G63 اِی‌ام‌جی ۶×۶

مدل ۵۷۷ اسب‌بخاری مرسدس G63 در حال حاضر یکی از دیوانه‌وارترین شاسی‌بلندهای موجود در بازار است، امّا اگر یک سری دوم از چرخ‌های عقب به آن اضافه کنید و ارتفاع را در در محورهای پورتابل بالاتر ببرید، یک تراک فوق‌العاده در اختیار خواهید داشت که هیچ‌چیز نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.

فورد F-150 رپتور

در حالی که مرسدس یک نسخه محدود مانند G63 6×۶ را به خریداران خاص ارائه می‌کند، امَا فورد خودروسازی است که از دل خط تولید کارخانه‌اش، یک وسیله نقلیه آفرود دیوانه‌وار در اختیار مشتریان قرار داده است.  اولین نسل از F-150 رپتور توجه نسبتاً زیادی را در بازار به سمت خود جلب کرد و احتمالاً نسل دومی که در آینده از راه می‌رسد نیز همین شرایط را داشته باشد.

سوبارو BRAT

پیکاپ‌های کوچک در سال‌های دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی، به مانند امروز نادر و کمیاب نبودند و در این میان، سوبارو BRAT دارای موقعیتی خاص بود؛ شاید به دلیل عنوانش و یا صندلی‌هایی که بر روی کف بارگیرش نسب شده بودند تا مانع از تعلّق گرفتن مالیات به تراک‌های وارداتی در امریکا شوند.

شورولت SSR

از میان تمام خودروهای «گذشته‌نگر» که در سال‌های بعد از ۲۰۰۰ میلادی عرضه شد، شورولت SSR را به راحتی می‌توان عجیب‌ترین آنها دانست. ترکیب یک شاسی دیفرانسیل عقب مجهز به V8 با یک سقف سخت جمع‌شونده، استایل‌هایی با اشاره به مدل‌های قدیمی‌تر و یک بارگیر کوچک، نیازهایی را پاسخ می‌داد که هیچ‌کس انتظارشان را نداشت. امّا با این وجود، SSR یک وسیله نقلیه کارآمد و قانع‌کننده بود؛ چیزی که در هر صورت، تنها می‌توانست در اوایل قرن ییست‌ویکم موجودیت داشته باشد.

داج رام SRT10

قرار دادن یک V10 با قدرت ۵۰۰ اسب‌بخار متعلق به «وایپر» در یک پیکاپ تراک، کاری بود که مهندسان داج در RAM SRT10 انجام دادند و آن را تبدیل به مدلی رمزآلود برای علاقه‌مندان کردند. شاید این روزها نیز خیلی‌ها منتظرند که داج دوباره دست به چنین کاری بزند.

جمس سایکلون

جمس سایکلون با بارگیر کوچک و ظرفیت پایین یدک‌کشی‌اش، مطمئناً نمی‌توانست به عنوان «یک پیکاپ سطح بالا» مطرح باشد، امّا به لطف یک V6 توربو میتوانست به اندازه یک «کوروت» سریع باشد. این خودرو که تعداد کمی از آن تولید شد، هنوز هم به عنوان یک خودروی نمادین و کلاسیک شناخته می‌شود.

داج داکوتا کانورتیبل

تراک پیکاپ‌های کانورتیبل هیچ‌وقت نتوانست جای خود را در بازار باز کنند، امّا این دلیل نمی‌شد که خودروسازان دست از تلاش در این زمینه بردارند. در سال ۱۹۸۹، داج مدل داکوتا کانورتیبل را ساخت که به صورت تولید «شبه-محدود» برای مدت ۲ سال بود. «پیکاپ‌های کانورتیبل» از جمله موارد نادر در دنیای اتومبیل هستند که کمتر کسی آنها را به چشم دیده است، امّا شاید جیپ با قرار دادن یک سقف جمع‌شونده در مدل‌ آینده پیکاپ رنگلر به این مفهوم نزدیک شده باشد.

مزدا روتاری پیکاپ

مزدا به نوآوری خود در موتورهای روتاری افتخارِ زیادی می‌کرد؛ در این حد که آن را در یک پیکاپ تراک مورد استفاده قرار داد و همان عنوان «روتاری» را برای آن برگزید. روتاری‌ها دور موتور بالایی داشتند، امّا گشتاور خروجی آنها پایین بود؛ موضوعی که نمی‌توانست چندان برای یک تراک کارآیی داشته باشد. بنابراین تردیدی نیز وجود نداشت که مزدا بعد از چند سال، این کانسپت را برای همیشه کنار بگذارد.

لامبورگینی LM002

LM002 شاید کمترین کاربرد قسمت بارگیر را در میان تمام تراک‌ها داشته، امّا در عین حال، ویژگی‌های دیگرش باعث می‌شوند که کمتر کسی بتواند به‌سادگی آن را نادیده بگیرد. یک موتور V-12 با قدرت ۴۵۰ اسب‌بخار و سیستم تعلیق آماده برای شرایط صحرای ناهموار، یک پیکاپ بسیار سطح بالا را به‌وجود آورده‌اند. کدام تراک دیگر را سراغ دارید که پیشرانه‌اش با سوپرماشین‌ها مشترک باشد؟

هنسی ولوسی‌رپتور ۶X6

اگر خشونت نسخه معمولی F-150 برای شما کافی نیست، شاید بهتر است نسخه ۶ چرخ از این تراک را که به صورت جدّی توسط «هنسی» تغییر یافته است، امتحان کنید؛ یعنی ولوسی‌رپتور ۶X6. این مدل شباهت زیادی به یک جی-واگن ۶×۶ دارد، امّا تفاوتش در استفاده از یک «رپتور» به عنوان خودروی پایه است. در تمام شش چرخ از شوک‌های «فوکس ریسینگ» استفاده شده و یک V6 مجهز به توربوشارژرهای دوقلو با قدرت ۶۰۰ اسب‌بخار در اختیار دارد.






تشخیص رادیویی و مسافت یابی که بر اساس عبارت آن در انگلیسی (Radio detection and ranging)، رادار خوانده می‌شود، یکی از فاکتورهای کلیدی در برگرداندن شرایط به نفع متفقین در نبرد «بریتانیا» در جنگ جهانی دوم بوده است. بدون کمک از رادار، نیروی هوایی «لوفت‌وافه» آلمان می‌توانست آن‌چنان این جزیره را تخریب کند که برنامه‌های هیتلر برای حمله زمینی به آن به سرانجام می‌رسید.


امّا رادار تنها طرفین جنگ را تحت‌تأثیر قرار نداد؛‌ بلکه  به سرعت زندگی مردم عادی را دچار تغییر کرد. در دوران پس ‌از‌ جنگ، کنترل‌های ترافیک هوایی مبتنی بر رادار شروع به کار کردند و در نتیجه، مسافرت‌های هوایی با گذشته تفاوت زیادی پیدا کردند. همچنین استفاده از رادارهای هواشناسی توسط کاربران رادار جنگ جهانی دوم ، موجب شد تا در نوع برنامه‌ریزی و آماده‌سازی برای شاریط جوی در روزها و هفته‌های آینده تغییر ایجاد شود. دستگاه‌های رادار پلیس که از رادارهای داپلر برای اندازه‌گیری سرعت اجسام در حال حرکت استفاده می‌کردند، در دهه ۱۹۴۰ میلادی توسعه داده شدند و باعث شدند تا نحوه رانندگی شهروندان و درآمدهای شهری دستخوش تغییر گردد. همین موارد باعث شد تا صنعت تشخیص‌دهنده‌های راداری در دهه ۱۹۶۰ میلادی رشد زیادی پیدا کند و نام‌هایی چون بِر فایندر، سوپر اسنوپر، اسموکی پاترول و فاز بوستر جای خود را در بازار باز کنند.

Adaptive cruise control radar illlustration
امّا رادار تنها تکنولوژی نظامی‌ای نبود که راه خود را به دنیای اتومبیل پیدا کرد. در ادامه به سه نمونه از تکنولوژی‌هایی می‌پردازیم که قبلاً کاربرد نظامی داشته‌اند.

رادار:

ارسال امواج رادیویی الکترومغناطیسی با فرکانس به بالا به محیط اطراف و سپس بازتاب این امواج از اجسام. سپس از یک گیرنده رادیویی برای جمع‌آوری امواج استفاده می‌شود و در نتیجه، فاصله و سرعت جسم متحرک قابل‌محاسبه خواهد بود. خودروهای امروزی از رادار برای سیستم‌هایی چون کروز کنترل هوشمند، هشدار برخورد، مانیتورینگ نقطه کور و برخی عملکردهای جزئی به صورت اتوماتیک استفاده می‌کنند. حسگرهای اولتراسونیک، مشابه آنچه در سپرهای برخی خودروها تعبیه شده، می‌توانند اجسام کوچک نزدیک به اتومبیل را تشخیص دهند و برای این منظور، از اصولی مشابه عملکرد رادار استفاده می‌کنند، امّا تفاوت آنها در استفاده از امواج صوتی به جای امواج رادیویی است.

نمایشگر سربالا:

یکی از عوامل موفقیت جت‌های جنگنده نظامی، توانایی خلبان در اتخاذ تصمیم‌های سریع است. نمایشگر‌های سربالا با توجه به نیاز خلبانان برای دسترسی همیشگی به اطلاعات حساس در جلوی چشمانشان، به وجود آمدند. چشم‌های خلبان می‌بایست بر روی اجسام با فواصل متفاوت تمرکز کند و حتی یک نگاه کوتاه به مجموعه‌ای از دکمه‌ها و عقربه، می‌توانست برابر با مرگ یا زندگی وی باشد.


عملکرد نمایشگرهای HUD در اتومبیل‌ها به این گونه است که تصویر به قسمتی خاص از شیشه جلوی خودرو (یا یک پنل کولیماتور در هواپیمای جنگنده یا مزدا ۳) انتقال داده می‌شود. برای راننده، اطلاعات نمایش داده شده عاری از «شکست نور» هستند و در نتیجه، چشم کمتر خسته می‌شود. جنرال‌موتورز اولین خودروسازی بود که از یک نمایشگر HUD در محصولاتش استفاده کرد؛ موضوعی که به سال ۱۹۸۸ باز می‌گردد.

سیستم موقعیت‌یابی جهانی (GPS):

سیستم موقعیت‌یابی جهانی ایالات متحده بر شبکه‌ای مبتنی بر حداقل ۲۴ ماهواره که با فاصله‌ای ۱۲۵۵۰ مایلی (۲۰۱۹۷ کیلومتری) از سطح زمین در حال گردش هستند، استوار است. این ماهواره‌ها اطلاعات موقعیت خود را به صورت امواج رادیویی به یک گیرنده زمینی منتقل می‌کنند. این گیرنده سپس موقعیت نسبی را با استفاده از روش سه‌پهلوبندی (Trilateration) محاسبه می‌کند.

gps
پس از اینکه یک هواپیمای کره‌ای ۷۴۷ از مسیر خود خارج شد و سپس توسط شوروی در سال ۱۹۸۳ ساقط گردید، «ریگان»، رئیس‌جمهور وقت امریکا مجوّز استفاده شخصی شهروندان از GPS را صادر کرد. امّا حدود ۱۷ سال دیگر طول کشید که «کلینتون»، رئیس‌جمهور دموکرات بعدی ایالات متحده، دقت سیگنال‌های GPS شهروندان را در سال ۲۰۰۰ بالا برد و موجب شد تا سیستم GPS با دقتی مشابه کارکردهای نظامی، در سیستم‌های ناوبری درون‌خودرویی نیز مورد استقاده قرار گیرد. اگر فکر می‌کنید که GPS تأثیر چندانی در دنیای اتومبیل نداشته است، به این فکر کنید که آخرین باری که به سراغ یک نقشه کاغذی از داخل داشبورد رفته‌اید، چه زمانی بوده است.

منبع: caranddriver


در قسمت قبلی سری مطالب ماسل کارها که همچنان به تاریخچهٔ فورد موستانگ اختصاص دارد، به نسل پنجم این خودرو رسیدیم و گفتیم که فورد در این نسل، موستانگ را در حد زیادی به ریشه‌ها و اصالت خود بازگرداند. این موضوع خصوصاً در طراحی و استایل بیرونی موستانگ دیده می‌شد که به‌صورت رترو و با نگاه کاملی به طراحی‌های باشکوه نسل اول، به‌ویژه مدل ۱۹۶۹ شکل گرفته بود. از سوی دیگر، قدرت پیشرانه‌ها نیز در نسل پنجم موستانگ افزایش یافت به‌گونه‌ای که حالا نسخهٔ V6 یا همان پایه ۲۱۰ اسب بخار قدرت داشت و مدل GT هم با موتور V8 به ۳۰۰ اسب بخار رسیده بود.

اما مهم‌ترین خبر در نسل پنجم موستانگ بازگشت مدل محبوب شلبی پس از بیش از سه دهه بود. شلبی GT500 که برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۵ به‌عنوان جایگزین مدل SVT کبرا رونمایی شد، به یک پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ با ۵۰۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود. همچنین گفتیم که در سال ۲۰۰۶ به مناسبت چهل‌سالگی موستانگ شلبی GT350، به سفارش شرکت اجارهٔ خودروی هِرتز، نسخهٔ ویژه‌ای از نسل پنجم موستانگ با نام شلبی GT-H معرفی شد. این مدل که بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود و از همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 استفاده می‌کرد، در دو نسخهٔ کوپه و کابریولت، تنها در تعداد محدود هزار دستگاه تولید شد. حال امروز ادامه تاریخچهٔ نسل پنجم موستانگ را دنبال می‌کنیم.

در سال ۲۰۰۷ اما مدل شلبی دیگری بنام موستانگ شلبی GT معرفی شد. این مدل اساساً نسخه‌ای فروشی از همان موستانگ شلبی GT-H بود. یعنی درحالی‌که شلبی GT-H صرفاً به‌صورت اجاره‌ای عرضه شد، شلبی GT به‌عنوان نمونه‌ای فروشی و برای پُر کردن فاصلهٔ بین موستانگ GT معمولی و شلبی GT500 در نظر گرفته شده بود؛ بنابراین این مدل به همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 با ۳۲۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود اما در کنار گیربکس پنج سرعتهٔ اتوماتیک قبلی، یک گیربکس پنج سرعتهٔ دستی هم برای آن ارائه می‌شد.

Mustang Shelby GT 2007

شلبی GT در ظاهر تقریباً به‌طور کامل با شلبی GT-H یکسان بود و تنها اسپویلر عقب آن حذف شده و کاپوت آن‌هم متفاوت بود و به‌صورت رترو طراحی شده بود. همچنین برخلاف شلبی GT-H که صرفاً با یک ترکیب رنگ بیرونی مشکی-طلایی ارائه می‌شد، شلبی GT در سال ۲۰۰۷ با رنگ‌های مشکی با خطوط سفید یا سفید با خطوط مشکی ارائه شده درحالی‌که در سال‌های بعد رنگ‌های دیگری هم برای آن ارائه شد. این مدل در ابتدا صرفاً به‌صورت کوپه ارائه شد اما در سال ۲۰۰۸ نسخهٔ کابریولت آن‌هم تولید شد.

Mustang Shelby GT Cabriolet 2007

تولید موستانگ شلبی GT نیز به شیوهٔ منحصربه‌فردی صورت می‌گرفت به‌گونه‌ای که همانند موستانگ‌های شلبی دههٔ ۶۰، موستانگ معمولی توسط فورد ساخته شده و به شرکت شلبی در لاس‌وگاس ارسال می‌شد تا تغییرات موردنظر روی آن انجام گیرد. این در حالی بود که شلبی GT500 به‌طور کامل توسط خود فورد در میشیگان تولید می‌شد. تولید شلبی GT در دسامبر ۲۰۰۶ آغاز شد و از ژانویهٔ ۲۰۰۷ به بازار عرضه گردید. برنامه‌ریزی شده بود که از این مدل تعداد محدودی تا ۶ هزار دستگاه ساخته شود.

Mustang Shelby GT 2007

اما در سال ۲۰۰۷ به مناسبت چهل‌سالگی موستانگ شلبی GT500KR مدل ۱۹۶۸ و به‌منظور بزرگداشت این مدل جاودانه، فورد مدلی با همین نام را برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۷ رونمایی کرد. نمونهٔ اولیهٔ شلبی GT500KR در تعداد محدودی در سال ۱۹۶۸ ساخته شد و یکی از نسخه‌های فوق‌العادهٔ نسل اول موستانگ محسوب می‌شد. این مدل به پیشرانهٔ ۷ لیتری V8 کبرا جت مجهز بود که قدرت آن به ۴۰۰ اسب بخار افزایش یافته بود و بنابراین قوی‌ترین نسخهٔ نسل اول موستانگ محسوب می‌شد. حروف KR در انتهای نام این مدل نیز مخفف عبارت «King of the Road» یا سلطان جاده بود.

Mustang Shelby GT500KR 2008

موستانگ شلبی GT500KR جدید اما از همان پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ GT500 استاندارد استفاده می‌کرد ولی با کالیبراسیون منحصربه‌فرد، خروجی آن به ۵۴۰ اسب بخار قدرت و ۶۹۰ نیوتن متر گشتاور افزایش پیدا کرده بود که ۴۰ اسب بخار و ۴۰ نیوتن متر بیشتر از GT500 استاندارد بود. علاوه بر این، به‌منظور بهبود هندلینگ و جبران توزیع وزن نامناسب ناشی از قسمت جلویی سنگین، تعلیق GT500KR توسط SVT با استفاده از کمک‌فنرهای ویژه تنظیم شده و همچنین خودرو به استرس بار مسابقه‌ای فورد و میله‌های تثبیت‌کننده هم مجهز شده بود درحالی‌که لاستیک‌های آن نیز از نوع گودیر ایگل F1 سوپرکار بودند که به‌طور خاص برای شلبی GT500KR توسعه پیدا کرده بودند.

Mustang Shelby GT500KR 2008

فورد در نظر داشت تعدادی از ویژگی‌های ظاهری موستانگ شلبی GT500KR مدل ۱۹۶۸ را هم روی این مدل جدید هم اعمال کند. به همین دلیل شلبی GT500KR جدید به کاپوت فیبر کربنی با ورودی‌های هوای دوگانهٔ منحصربه‌فردی مجهز شده بود که مشابه GT500KR مدل ۱۹۶۸ طراحی شده بودند. همچنین روی خطوط جانبی بدنه هم مثل نمونهٔ قدیمی، نام GT500KR نوشته شده بود. علاوه بر این، این موستانگ ویژه به یک اسپلیتر فیبر کربنی منحصربه‌فرد، قاب فیبر کربنی آینه‌های جانبی و دو مجرای خنک‌کننده برای ترمزهای جلو هم مجهز شده بود. این موارد، شلبی GT500KR را از GT500 معمولی متمایز می‌کردند. این در حالی بود که به لطف کاپوت فیبر کربنی و همین‌طور سیستم اگزوز تجدیدنظر شده، وزن GT500KR هم حدود ۱۰ کیلومتر از موستانگ شلبی GT500 استاندارد سبک‌تر شده بود.

Mustang Shelby GT500KR 2008

همان‌طور که گفته شد، موستانگ شلبی GT500KR برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۷ رونمایی شده و از بهار ۲۰۰۸ با مدل ۲۰۰۸ به بازار عرضه شد. البته این GT500KR جدید هم مانند مدل قدیمی، نمونه‌ای تولید محدود بود به‌گونه‌ای که شلبی و SVT اعلام کردند در سال ۲۰۰۸ تنها هزار دستگاه از آن‌را تولید خواهند کرد (البته در همین سال ۱۱ دستگاه هم به‌عنوان پروتوتایپ ساخته شده بود). سپس در سال ۲۰۰۹ هم تعداد ۷۱۲ دستگاه دیگر ساخته شده و بدین ترتیب تولید کل این مدل به ۱۷۱۲ دستگاه رسید. از این تعداد، ۱۵۷۱ دستگاه در ایالات‌متحده عرضه شد که دقیقاً با تعداد ساخته شده از GT500KR مدل ۱۹۶۸ یکسان بود. شلبی GT500KR جدید در ابتدا روی خط تولید معمولی موستانگ توسط فورد ساخته می‌شد و سپس به شرکت شلبی ارسال می‌شد تا ساخت و مونتاژ نهایی آن تکمیل گردد. قیمت این مدل از ۱۲۰ هزار دلار شروع می‌شد.

در همین سال اما شلبی قصد داشت یکی دیگر از مدل‌های مشهور در تاریخ موستانگ شلبی یعنی مدل سوپر اسنیک را احیا کند. از این نام برای اولین بار در سال ۱۹۶۷ استفاده شده بود. در آن سال، شلبی یک موستانگ شلبی ویژه را برای شرکت گودیر ساخت. این ماشین یک موستانگ شلبی GT500 بود که به پیشرانهٔ مسابقه‌ای GT40 427 با ۶۵۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود. این ماشین طی آزمایشی که توسط شلبی با لاستیک‌های گودیر انجام گرفت توانست به سرعت ۲۷۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند؛ اما GT500 سوپر اسنیک مدل ۱۹۶۷ هیچ‌گاه به تولید نرسید و در حد همان یک پروتوتایپ باقی ماند. این یک دستگاه در سال ۲۰۱۳ در یک حراجی در ایندیاناپلیس به قیمت ۱٫۳ میلیون دلار به فروش رسید.

Mustang Shelby GT500 Super Snake 1967

برای احیای سوپر اسنیک اما موستانگ شلبی GT500 استاندارد به کارخانهٔ ویژهٔ کارول شلبی در لاس‌وگاس فرستاده می‌شد تا تغییراتی روی آن انجام گیرد. طی این فرایند، قدرت پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ GT500 استاندارد به ۶۰۵ اسب بخار افزایش پیدا می‌کرد. علاوه بر این، شلبی GT500 سوپر اسنیک تغییراتی عملکردی و ظاهری را هم تجربه می‌کرد که شامل نشان ویژه، رینگ‌های ۲۰ اینچی، دریچهٔ روی کاپوت فایبرگلاس، اسپلیتر فیبر کربنی، ترمزهای بزرگ‌تر با کالیپرهای شش پیستونه و میل‌لنگ آلومینیومی می‌شد.

Mustang Shelby GT500 Super Snake 2008

از مدل‌های شلبی که بگذریم، به نسخهٔ ویژهٔ دیگری از نسل پنجم موستانگ می‌رسیم. پس‌ازاینکه فورد در سال ۲۰۰۱ مدل مشهور بولیت را بر اساس نسل چهارم موستانگ احیا نمود، تصمیم گرفت در سال ۲۰۰۸، این مدل را بار دیگر بر اساس نسل پنجم موستانگ بازگرداند. این مدل که بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود، همچنان با همان رنگ سبز تیرهٔ معروفی ارائه شد که مشابه همان رنگ موستانگ مورداستفاده توسط استیو مک‌کوئین در فیلم بولیت سال ۱۹۶۸ بود؛ اما برای اولین بار علاوه بر این رنگ سبز نمادین، رنگ مشکی هم برای موستانگ بولیت ۲۰۰۸ ارائه شد؛ اما موستانگ بولیت غیرازاین، در ظاهر با ویژگی‌های دیگری ماند حذف مه شکن‌های درون جلوپنجره، رینگ‌های ویژهٔ ۱۸ اینچی آلومینیومی به رنگ خاکستری تیره و سر اگزوزهای بزرگ‌تر، از موستانگ GT معمولی متمایز شده بود. همچنین هرچند پوشش کرکره‌ای روی پنجره‌های عقب به‌صورت استاندارد توسط فورد ارائه نشده بود اما مالکین خود اقدام به نصب آن می‌کردند تا خودرو مشابه موستانگ بولیت اصلی سال ۱۹۶۸ گردد.

Mustang Bullitt 2008

همان‌طور که گفته شد موستانگ بولیت ۲۰۰۸ بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود و بنابراین از همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 استفاده می‌کرد اما کالیبراسیون این موتور بهبود پیدا کرده بود و همچنین به‌منظور تقلید صدای موستانگ مورداستفاده در فیلم بولیت، در سیستم اگزوز آن‌هم تجدیدنظر شده بود؛ بنابراین حالا این موتور ۳۱۵ اسب بخار قدرت و ۴۴۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد درحالی‌که ردلاین آن‌هم از ۶۲۵۰ rpm در موستانگ GT به ۶۵۰۰ rpm افزایش پیدا کرده بود. برای انتقال نیروی موتور نیز از همان گیربکس پنج سرعتهٔ دستی موستانگ GT استفاده شده بود اما ضریب اکسل عقب آن سنگین‌تر شده بود. علاوه بر این، تعلیق در موستانگ بولیت با استفاده از فنرهای سفت‌تر، بهبود یافته و ارتفاع خودرو هم شش میلی‌متر کاهش پیدا کرد. از موستانگ بولیت مدل ۲۰۰۸ مجموعاً تعداد ۷ هزار دستگاه ساخته شد.

Mustang Bullitt 2008

در سال ۲۰۰۹ اما نسل پنجم موستانگ آخرین به‌روزرسانی‌های خود را پیش از فیس‌لیفت کلی مدل ۲۰۱۰ تجربه نمود. مهم‌ترین تغییر در این سال، ارائهٔ آپشن سقف شیشه‌ای بود درحالی‌که رادیو ماهواره‌ای هم به‌صورت استاندارد برای آن ارائه شد. همچنین در همین سال به مناسبت سالگرد چهل‌وپنج‌سالگی موستانگ، فورد نسخهٔ ویژه‌ای را برای این ماشین تدارک دیده بود. این نسخهٔ ویژهٔ ۴۵ سالگی به نشان مخصوص، دریچهٔ روی کاپوت سفارشی، سر اگزوزهای فولاد ضدزنگ براق، اسپویلر عقب و رینگ‌های ۱۷ اینچی آلومینیومی براق مجهز شده بود. درمجموع از این مدل تعداد ۴۶ هزار دستگاه ساخته شد. در اینجا اما این قسمت از سری مطالب تاریخچهٔ موستانگ هم به پایان رسید. در قسمتی بعدی، تاریخچهٔ این ماشین را با پرداختن به فیس‌لیفت کلی مدل ۲۰۱۰ پی خواهیم گرفت. با ما همراه باشید.

Mustang GT 2009


حق بیمه خودروها در آمریکا از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ به میزان ۳۳ درصد افزایش یافته است و این موضوع فشار مضاعفی به مالکان خودروها مخصوصاً آن‌هایی که اقدام به خرید لیزینگی کرده‌اند وارد کرده است.


حق بیمه بسته به فاکتورهای گوناگونی تعیین می‌شود که از جمله آن‌ها می‌توان به سن راننده، سابقه رانندگی و محل زندگی مالک اشاره کرد. البته یکی دیگر از فاکتورهای مهم نوع خودرو است.


موسسه بیمه ایمنی بزرگراه‌های آمریکا میزان تصادفات و استفاده از بیمه را دسته‌بندی کرده و حق بیمه هر خودرو را تعیین می‌کند. کمپانی‌های بیمه به‌طور متوسط حدود ۹۰۰ دلار را برای خودروهای تصادفی پرداخت می‌کنند ولی گاهی اوقات این میزان پرداختی به بیش از دو برابر مبلغ یاد شده نیز می‌رسد.

در ادامه شما را با ۲۵ خودروی سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ که کمترین حق بیمه سالانه را داشته‌اند آشنا می‌کنیم. این لیست به ترتیب شماره منتشر شده است.

  1. تویوتا سکویا چهار درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۹٫۶۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۹٫۸۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۴۸۴۰۰ دلار
تویوتا سکویا 2018

  1. شورولت تراورس ۴ درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۶٫۶۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۴۷۵۰۰ دلار

  1. جی ام سی آکادیا ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۲٫۸۳ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۰۴٫۲۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۹۰۰۰ دلار

  1. فورد اِج ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۹۳٫۷۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۰۴٫۲۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۹۳۱۵ دلار

  1. فورد F-150 سوپر کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۹۰٫۹۱ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۷۳٫۰۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۷۷۰۵ دلار

  1. تویوتا ۴ رانر ۴ درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۸٫۱۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۲٫۵۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۴۶۱۰ دلار

  1. فورد F-250 سوپر کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۴٫۵۱ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۹٫۶۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۳۳۱۵۰ دلار

  1. سوبارو XV کراس ترک ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۹۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۸٫۶۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۱۵۹۵ دلار

  1. مینی کانتری من ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۹۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۲٫۰۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۶۶۰۰ دلار
Countryman

  1. هوندا اودیسه

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۴۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۶٫۴۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۹۹۹۰ دلار

  1. هوندا CR-V چهار درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۸٫۴۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۶۹٫۱۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۴۲۵۰ دلار

  1. هوندا پایلوت ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۷٫۳۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۰۹۰۰ دلار
Honda Pilot Elite

  1. نیسان لیف

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۵٫۰۳ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۹٫۸۰ دلار
نوع خودرو: ۴ درب کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۹۹۹۰ دلار
نیسان لیف 2018

  1. شورولت کوروت کانورتیبل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۱٫۵۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۴۱۷٫۳۰ دلار
نوع خودرو: خودروی اسپورت میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۵۵۴۹۵ دلار
2016 Chevrolet Corvette Z06 convertible

  1. سوبارو لگاسی ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۷٫۷۹ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۶٫۴۰ دلار
نوع خودرو: ۴ درب میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۲۱۹۵ دلار

  1. ولوو XC60 چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۵٫۲۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۵٫۹۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۴۱۵۰۰ دلار

  1. فورد اکسپدیشن ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۰٫۱۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۵۱۷۹۰ دلار
فورد اکسپدیشن 2018

  1. آکورا MDX چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۰٫۰۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۰٫۸۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۴۴۲۰۰ دلار
آکورا MDX اسپورت هیبرید

  1. مزدا CX-5 چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۹٫۷۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۵٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۴۱۵۰ دلار
مزدا سی ایکس 5

  1. جیپ رانگلر دو درب SWB چهار چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۷٫۸۵ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۰۶٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۳۹۹۵ دلار

  1. سوبارو فارستر چهار درب ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۵٫۸۵ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۷۳٫۰۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۲۷۹۵ دلار

  1. جی ام سی کانیون کرو کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۳۳٫۷۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۵۷٫۴۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۱۱۰۰ دلار

  1. شورولت سیلورادو ۱۵۰۰ ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۲۰٫۴۷ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۵۳٫۵۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۸۳۰۰ دلار

  1. آکورا RDX چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۵۹۰٫۹۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۹٫۶۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۶۰۰۰ دلار
آکورا RDX

  1. سوبارو اوت بک ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۵۳۹٫۳۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۲۲٫۳۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۵۸۹۵ دلار

تصاویر ارسالی کاربران (هفته چهارم)

بدون دیدگاه


چهارمین هفته از انتشار مجموعه عکس‌های ارسالی شما کاربران عزیز به پدال را با شما به تماشا می‌نشینیم. باز هم شاهد تصاویر متنوعی از خودروها در داخل و خارج از کشور از خودروهای محبوب هستیم. لازم به ذکر است که در ترتیب تصاویر منتشر شده، اولویت خاصی لحاظ نشده و برای تنوع، بدون ترتیب می‌باشد.

با سپاس از دوستانی که ما را در تجربه خود شریک نموده‌اند، این شما و این سری چهارم تصاویر برگزیده ارسالی کاربران عزیز پدال:

امیرحسین مرشدی از شهریار: سیمرغ با چراغ های کامارو
امیرحسین مرشدی: پارکینگ deals and wheels
امیرحسین مرشدی: برابوس راکت ۹۰۰ گلد را بیابید

امیرحسین مرشدی از دبی
امیرحسین مرشدی از دبی

سایر تصاویر ارسالی امیرحسین مرشدی از دبی:

سامان آذری از استانبول: آلفارومئو
سامان آذری از استانبول: نیسان GTR
سامان آذری از استانبول: فراری
سامان آذری از استانبول: مازراتی
سامان آذری از استانبول: رولز رویس

سایر تصاویر ارسالی سامان آذری از استانبول:

مرتضی باقری: نمایشگاه ایران کلاسیکا ۲۰۱۷
مرتضی باقری: نمایشگاه ایران کلاسیکا ۲۰۱۷
مهران عسکری: دانشگاه شمال‎

لطفاً تصاویری که خود گرفته‌اید را با ذکر نام خود، مکان و زمان تصویربرداری به ایمیل رسمی پدال (pedal.ir@gmail.com) یا کانال تلگرامی پدال pedalir@ و آی دی مدیر کانال (Pedal_ir@) ارسال فرمایید. همچنین خوشحال می‌شویم اگر تجارب رانندگی، مطالب تست و بررسی خود را با ما و سایر کاربران در میان بگذارید.






قهرمان چهار دوره مسابقات موتو جی پی مارک مارکز که در بحث مسابقات موتورسیکلت رانی یکی از حرفه‌ای‌ها می‌باشد اخیراً وارد یک چالش کاملاً متفاوت شده است.


مارکز دست از موتورسیکلت رپسول هوندای خود کشیده و پشت فرمان خودروی فرمول ۱ تیم اسکودریا تورو روسو نشسته و البته چند دوری را نیز در پیست ردبول ریسینگ اتریش طی کرده است و البته فوراً استعداد بالای خود را نیز نشان داده است. این در حالی است که مارکز برای اولین بار پشت فرمان یک خودروی فرمول ۱ نشسته است.


مارکز درباره این تجربه منحصربه‌فرد می‌گوید:

نشستن پشت فرمان سریع‌ترین خودروهای مسابقه‌ای جهان همیشه رویای من بوده است. من احترام فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها قائل هستم و در نهایت هم تجربه‌ای باورنکردنی به دست آوردم. حضور در فرمول ۱ یکی از برجسته‌ترین موارد کارنامه کاری من بوده است.


این موتورسوار باتجربه در ادامه می‌افزاید:

فرمول ۱ تفاوت بزرگی با موتو جی پی دارد. دید محدود یک چالش قابل‌توجه است. شما احساس می‌کنید در کاکپیت حبس شده‌اید. فاصله‌های ترمزگیری و زمان‌بندی عبور از پیچ‌ها کاملاً متفاوت است. یک خودروی فرمول ۱ داون فورس بیشتری داشته و این موضوع به ویژه در پیچ‌ها هیجان زیادی ایجاد می‌کند.


زمانی که از مارکز درباره احتمال حضور در فرمول ۱ پرسیده شده او گفته که در سال‌های آینده کاملاً روی موتو جی پی تمرکز داشته اما خب این احتمال را به طور کامل رد نکرده است.

اما به همراه مارکز نیکی لائودای افسانه‌ای که ۳ بار قهرمان فرمول ۱ شده و هم‌چنین مارک وبر نیز در این پیست حضور داشته‌اند.

راننده اسبق تیم ردبول ریسینگ یعنی مارک وبر می‌گوید:

مارکز در زمان صبحانه کاملاً ساکت بود. به محض اینکه در کاکپیت قرار گرفت تمرکزی ۱۰۰ درصدی روی کار خود داشت و حداکثر عملکردش را به نمایش گذاشت. فرمول ۱ و موتو جی پی کاملاً متفاوت هستند. مارک باعث شد کار من به عنوان یک مربی بسیار آسان شود. او همیشه سؤال‌های صحیحی می‌پرسد و دور به دور بهتر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها