نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


هاچبک های اسپورتی همچون هوندا سیویک تایپ R و فورد فوکوس RS ترکیب بسیار خوبی از پرفورمنس و فضای خوب کابین و محفظه بار را ارائه می‌کنند؛ اما اگر شما خودرویی بزرگ‌تر با قدرت بیشتر بخواهید چه؟! در گذشته شاید این یک مشکل بود اما این روزها خوش‌شانس هستید! در ادامه شما را ۱۵ شاسی‌بلند پرفورمنسی آشنا می‌کنیم که حتی قوی‌تر از فورد موستانگ GT با قدرت ۴۶۰ اسب بخار هستند.

  • داج دورانگو SRT


پس از سال‌ها شایعه‌سازی و گمانه‌زنی سرانجام داج اقدام به معرفی دورانگو SRT کرد. بدین ترتیب شما هم‌اکنون می‌توانید این شاسی‌بلند سه ردیفه آمریکایی را با پیشرانه ۸ سیلندر ۴۷۵ اسب بخاری سفارش دهید. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت این خودرو تقریباً ۲ ثانیه سریع‌تر از دورانگو R/T با قدرت ۳۶۰ اسب است.

  • مرسدس-ای ام جی GLC 63 S


اگر خواهان یک شاسی‌بلند ۴۶۹ اسبی هستید مرسدس مفتخر به ارائه GLC 63 است؛ اما اگر بخواهید حداکثر ظرفیت این کراس اوور لوکس را ببینید باید نسخه S را بخرید که تنها در فرم کوپه عرضه می‌شود. این خودرو قدرت ۵۰۳ اسبی دارد.

  • آلفارومئو استلویو کوادروفولیو


بسیاری از طرفداران با شنیدن اینکه آلفارومئو تصمیم گرفته نسل بعدی هاچبک جیولیا را نسازد سرخورده شدند؛ اما پس از نشستن پشت فرمان استلویو کوادروفولیو دیگر این ناامیدی نمایان نخواهد شد. پیشرانه ۶ سیلندر توئین توربوی این شاسی‌بلند قدرت ۵۰۵ اسبی دارد که برای ایجاد شتاب ۳٫۳ ثانیه‌ای کافی است.

  • پورشه کاین توربو


به خاطر اینکه پورشه اخیراً کاین جدید را معرفی کرده بنابراین هنوز نسخه توربو S آن در دسترس نیست. البته کابین توربو با پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی ۵۴۱ اسبی کاملاً خودنمایی کرده و پورشه می‌گوید شتاب آن ۳٫۹ ثانیه است.

  • لندروور رنجروور SVAutobiography


همانند رنجروور اسپورت کوچک‌تر، دوقلوهایی از رنجروور با قدرت بیشتر از ۴۶۰ اسب بخار وجود دارند. البته پیشرانه ۸ سیلندر سوپرشارژردار ۵۵۷ اسبی مدل SVAutobiography قوی‌ترین نسخه لقب می‌گیرد. این خودرو اگرچه به اندازه مدل SVR توانا نیست اما برای اعطای شتاب ۵٫۲ ثانیه‌ای به این شاسی‌بلند لوکس فول سایز کافی است.


ب ام و اساساً نیازی به ساخت نسخه‌های M از شاسی بلندهای X5 و X6 نداشت اما نتیجه به دست آمده کاملاً خوب است. هر دو خودرو از پیشرانه ۸ سیلندر ۵۶۷ اسبی سود برده و نیرو را به چهار گوشه می‌فرستند. این دو خودرو کاملاً سریع بوده و در عرض ۳٫۷ ثانیه از سکون به تندی ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رسند.

  • لندروور رنجروور اسپورت SVR


در واقع نسخه‌های معدودی از رنجروور اسپورت با قدرت بیشتر از ۴۶۰ اسب بخاری وجود دارند و البته پادشاه همه آن‌ها مدل SVR است. این خودرو که توسط بخش محصولات ویژه جگوار لندروور توسعه یافته دارای پیشرانه ۸ سیلندر سوپرشارژردار ۵۷۵ اسبی است. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت SVR در ۴٫۳ ثانیه ثبت می‌شود.

  • مرسدس-ای ام جی G 63


خبر بد اینکه با ورود G کلاس به نسل جدید نسخه پرچم‌دار G 65 دیگر وجود ندارد. بدین ترتیب دیگر پیشرانه ۱۲ سیلندر ۶۳۰ اسبی هم در دسترس نیست؛ اما خبر خوب هم اینکه شما هنوز می‌توانید پشت فرمان یک هیولا با پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی ۵۷۷ اسبی بنشینید.

  • مرسدس-ای ام جی GLE 63 S


با قدرت ۵۵۰ اسب بخاری، مرسدس GLE 63 قطعاً قدرتمندتر از موستانگ GT ظاهر می‌شود؛ اما قبل از اینکه مدیران AMG به همین نقطه بسنده کنند آن را با X5 M و X6 M مقایسه کرده و مدل GLE 63 S با خروجی ۵۷۷ اسبی را ارائه کرده‌اند.

  • مرسدس-ای ام جی GLS 63


برخلاف دیگر محصولات AMG در این لیست، GLS 63 فاقد نسخه اسپورت تر S است. مرسدس باید هم ‌چنین تصمیمی بگیرد زیرا مدل عادی قدرت ۵۷۷ اسبی دارد. آخرین باری که GLS 63 را تست کردیم به شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت ۴٫۳ ثانیه‌ای دست یافتیم.

  • مزراتی لوانته تروفئو


اولین کراس اوور مزراتی خودرویی شیک و هیجان‌انگیز است و پیشرانه ۴۲۴ اسب بخاری آن نیز راضی‌کننده نشان می‌دهد؛ اما مدل تروفئو یک قدم جلوتر گذاشته و پیشرانه ۸ سیلندر توئین توربوی آن خروجی ۵۹۰ اسبی دارد.

  • بنتلی بنتایگا ۱۲ سیلندر


اگر می‌خواهید بیش از ۱۵۰ هزار دلار برای یک شاسی‌بلند خرج کنید بهتر است قدرت بیشتری هم به دست آورید. خوشبختانه بنتلی بنتایگا اکثر انتظارات را برآورده می‌کند. پیشرانه ۸ سیلندر ۵۴۲ اسبی و نسخه ۱۲ سیلندر ۶۰۰ اسب بخاری پیش روی شما هستند و قلب تپنده دوم باعث ایجاد شتاب ۳٫۵ ثانیه‌ای می‌شود.

  • لامبورگینی اوروس


پس از ۲۵ سال وقفه لامبورگینی سرانجام با شاسی‌بلند اوروس وارد بازار قدبلندها شد. این خودرو همانند لامبو رامبو از پیشرانه ۱۲ سیلندر استفاده نمی‌کند اما پیشرانه ۸ سیلندر ۴ لیتری توئین توربوی آن هنوز هم قدرت ۶۴۱ اسبی را دارد که باعث ایجاد شتاب ۳٫۵ ثانیه‌ای می‌شود.


ما هنوز این خودرو را تست نکرده‌ایم اما مدل P90D قبلی قدرت ۵۳۲ اسبی و شتاب ۳٫۲ ثانیه‌ای داشت. حدس می‌زنیم مدل قوی‌تر P100D با قدرت ۶۸۰ اسبی خود سرعت و شتاب بیشتری را به ارمغان بیاورد.

  • جیپ گرند چروکی تراک هاوک


تمامی شاسی بلندهای حاضر در این لیست قدرت زیادی دارند اما هیچ‌کدام از قدبلندان بازار کنونی قوی‌تر از گرند چروکی تراک هاوک نیستند. با پیشرانه ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار قرض گرفته شده از دوقلوهای هلکتی، تراک هاوک خروجی ۷۰۷ اسبی دارد. همچنین به لطف سیستم چهار چرخ محرک، این خودرو نیم ثانیه سریع‌تر از آخرین هلکتی بوده که تست کرده‌ایم.

منبع: motortrend






نسل سوم ب‌ام‌و سری ۶ برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ معرفی شد درحالی‌که یک سال قبل، نسخهٔ کانسپت آن در نمایشگاه پاریس رونمایی شده بود. سری ۶ جدید با وجود استایل محافظه‌کارانه، خودروی خوش‌تیپی به نظر می‌رسید. این نسل از سری ۶ متأسفانه یا خوشبختانه توسط گریس بنگل طراحی نشده و طراحی آن توسط «Adrian van Hooydonk» صورت گرفته بود. حال همین اتفاق برای کوپهٔ کاملاً جدید ب‌ام‌و یعنی سری ۸ رخ داده است اما تقریباً بلافاصله بعد از معرفی سری ۸ جدید، طرفداران عصبانی ب‌ام‌و در اینترنت ناامیدی خود را از طراحی این خودرو اعلام کردند. البته هرچند بسیاری از سایت‌های خودرویی دنیا، سری ۸ را خودروی زیبایی دانسته‌اند اما بسیاری از طرفداران نیز معتقدند که سری ۸ در طراحی پیشرفت چندانی نسبت به سری ۶ که در اصل جایگزین معنوی آن محسوب می‌شود نداشته است تا جایی که با وجود تغییر نام، سری ۸ بیشتر یک بازطراحی تکاملی از سری ۶ محسوب می‌شود. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب طراحی این دو کوپهٔ لوکس ب‌ام‌و را باهم مقایسه کنیم تا ببینیم آیا سری ۸ توانسته راه موفق سری ۶ را ادامه دهد یا نه؟

در ابتدا قبل از آنکه به بحث طراحی بپردازیم، باید بگوییم سری ۸ از لحاظ ابعاد با سری ۶ متفاوت است به‌گونه‌ای که از برادر قدیمی خود کوتاه‌تر، عریض‌تر و کم‌ارتفاع‌تر است. به همین دلیل است که سری ۸ باوجوداینکه خودرویی لوکس‌تر و گران‌تر است اما اسپرت‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد؛ اما پیش از مقایسهٔ این دو خودرو، بهتر است به‌طور خلاصه اشاره کنیم که سری ۸ به‌طورکلی چه خودرویی است. بسیاری فکر می‌کنند که این کوپهٔ جدید صرفاً جایگزینی برای سری ۶ است اما این‌گونه نیست زیرا سری ۶ از نظر شاسی، فناوری، پیشرانه‌ها و قیمت، اساساً نسخهٔ کوپهٔ سری ۵ بود اما سری ۸ پرچم‌دار ب‌ام‌و است و به همین دلیل سازندهٔ آلمانی بهترین شاسی، قوای محرکه، عملکرد و تکنولوژی کابین را برای آن در نظر گرفته است؛ بنابراین سری ۸ صرفاً جایگزینی برای سری ۶ با تغییر نام نیست؛ و حالا بپردازیم به مقایسه.

از جلو کاملاً مشخص است که سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر از سری ۶ است. همچنین هرچند جلوپنجرهٔ سری ۸ به بزرگی و زاویه‌داری نسخهٔ کانسپت نیست و چراغ‌های جلوی آن نیز به‌اندازهٔ نسخهٔ کانسپت تهاجمی نیستند اما نمای جلویی آن خشن‌تر و وحشی‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد. در این قسمت، سری ۸ از چراغ‌های زاویه‌دارتر، تهاجمی‌تر و زیباتر، جلوپنجرهٔ عریض‌تر و کاپوت تهاجمی‌تر و عضلانی‌تری برخوردار است؛ بنابراین هرچند سری ۶ هنوز هم خودروی زیبایی است اما از لحاظ جذابیت و هیجان حرفی برای گفتن در برابر کوپهٔ کاملاً جدید سری ۸ ندارد.

در پروفیل جانبی، خصوصاً در قسمت عقبی، سری ۸ عضلانی‌تر و اسپرت‌تر به نظر می‌رسد که این بیشتر به خاطر گلگیرهای عقب برجسته است. این برجستگی از زیر ستون C آغاز شده و به درب صندوق بار ختم می‌شود. این ویژگی، نمای قدرتمندی به خودرو بخشیده است. همچنین در سری ۸ خبری از خط شانهٔ سری ۶ که از گلگیر جلو آغاز شده و به چراغ‌های عقب می‌رسد هم نیست. علاوه بر این، شیب سقف نیز در سری ۸ تندتر و تهاجمی‌تر از سری ۶ است؛ بنابراین کاملاً واضح است که ب‌ام‌و قصد داشته در سری ۸ تعادلی بین یک خودروی اسپرت و یک گرند تورر لوکس ایجاد کند یعنی چیزی که سری ۶ هرگز قادر به ارائهٔ آن نبود. به همین دلیل در این بخش نیز قطعاً سری ۸ خودروی زیباتری است.

استایل زیباتر سری ۸ نسبت به سری ۶ در نمای عقبی هم دیده می‌شود. البته در اینجا چراغ‌های عقب هردو خودرو L شکل بوده و فرم تقریباً مشابهی دارند اما شباهت‌ها در همین‌جا به پایان می‌رسد زیرا علیرغم شباهت فرم کلی، چراغ‌های عقب سری ۸ خیره‌کننده و بسیار زیباتر از چراغ‌های سری ۶ هستند. علاوه بر این، در اینجا هم سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر است که نمای بسیار اسپرت‌تری به آن بخشیده و موجب شده بسیار شبیه به یک GT اسپرت به نظر برسد. البته نمای عقبی سری ۶ هم به‌اندازهٔ کافی تهاجمی هست و نمای خوبی دارد اما درحالی‌که سری ۸ همانند یک گرند تورر پرچم‌دارِ شایسته به نظر می‌رسد، سری ۶ صرفاً مانند یک ب‌ام‌و کوپه احساس می‌شود.

کابین خودروها جایی است که در آن برتری‌های سری ۸ کاهش میابد زیرا کابین سری ۶ با طرح آبشاری یک‌طرفهٔ کنسول میانی، تریم مشکی‌رنگ داشبورد و آمپرهای سنتی، هنوز هم بسیار زیبا به نظر می‌رسد؛ اما بااین‌حال بازهم سری ۸ در کابین کمی بهتر ظاهر شده است چراکه صفحه آمپر دیجیتالی آن نمایی عالی دارد، دکمه‌ها و سوئیچ‌های آلومینیومی آن پریمیوم‌تر به نظر می‌رسند و طراحی کلی کابین خودرو از انسجام بیشتری برخوردار است. البته کابین سری ۶ هم به خاطر طرح منحنی داشبورد، راننده محورتر به نظر می‌رسد؛ بنابراین در این قسمت به‌طور قطعی نمی‌توان خودروی برتر را انتخاب کرد و باید قضاوت را به سلیقهٔ افراد واگذار کرد.

در پایان به‌عنوان نتیجهٔ این مقایسه می‌توان گفت که ب‌ام‌و سری ۸ تقریباً از همه لحاظ خودروی برتری است. البته این به معنای زشت بودن سری ۶ نیست زیرا درواقع سری ۶ زیباترین محصول ب‌ام‌و بود اما تا پیش از معرفی سری ۸٫ همچنین قطعاً بین این دو کوپهٔ لوکس شباهت‌هایی هم وجود دارد زیرا ب‌ام‌و همواره نشانه‌های سنتی خود را در کوپه‌های بزرگش حفظ می‌کند؛ اما بااین‌حال سری ۸ پیشرفت بسیار زیادی را نسبت به سری ۶ تجربه کرده و پیشرفت فوق‌العادهٔ مونیخی‌ها از سال ۲۰۱۱ تاکنون را نشان می‌دهد.

 

مقایسهٔ مشخصات فنی

 

ب‌ام‌و M650i

ب‌ام‌و M850i

پیشرانه ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۴۵۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۶۵۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۴٫۴ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۴٫۸۹ متر ۴٫۸۴ متر
عرض ۱٫۸۹ متر ۱٫۹۰ متر
ارتفاع ۱٫۳۷ متر ۱٫۳۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۸۵ متر ۲٫۸۲ متر

 

 

منبع: BMWBlog

دوئل هیوندای i20 و کیا ریو

بدون دیدگاه


مرحلهٔ یک‌هشتم نهایی، دور دوم، قسمت سوم، دومین دوئل از گروه هاچ‌بک‌های ساب‌کامپکت

نتیجهٔ دوئل قبلی بین سیتروئن C3 و پژو ۲۰۸

مجموع آرا: ۸۴۵

آراء پژو ۲۰۸: ۳۱۹

آراء سیتروئن C3: 526

پیروز دوئل: سیتروئن C3 با کسب ۶۲ درصد از کل آراء

 

هیوندای i20

کیا ریو

؟

سیتروئن C3

پژو ۲۰۸

سیتروئن C3

آئودی A1

مینی کوپر

؟

فولکس‌واگن پولو

تویوتا یاریس

؟

مزدا ۲

نیسان میکرا

؟

فورد فی‌یستا

رنو کلیو

؟

 

هیوندای i20

تاریخ معرفی: نمایشگاه پاریس ۲۰۱۴

نسل کنونی: دوم

پلت‌فرم: GB هیوندای-کیا

امتیاز از کاربایر: ۳٫۵ از ۵

فروش سال ۲۰۱۷ در اروپا: ۱۰۰,۵۷۱ دستگاه

فروش چهارماههٔ نخست ۲۰۱۸ در اروپا: ۳۳,۲۵۳ دستگاه

رتبهٔ ایمنی از یوروانکپ

حفاظت از بزرگسالان: ۸۵ درصد

حفاظت از کودکان: ۷۳ درصد

حفاظت از عابر پیاده: ۷۹ درصد

سیستم‌های ایمنی: ۶۴ درصد

امتیاز کلی: چهار ستاره

 

کیا ریو

تاریخ معرفی: نمایشگاه پاریس ۲۰۱۶

نسل کنونی: چهارم

پلت‌فرم: GB هیوندای-کیا

امتیاز از کاربایر: ۳٫۹ از ۵

فروش سال ۲۰۱۷ در اروپا: ۷۰,۳۰۹ دستگاه

فروش چهارماههٔ نخست ۲۰۱۸ در اروپا: ۱۷,۲۵۹ دستگاه

رتبهٔ ایمنی از یوروانکپ

حفاظت از بزرگسالان: ۸۵ درصد

حفاظت از کودکان: ۸۴ درصد

حفاظت از عابر پیاده: ۶۲ درصد

سیستم‌های ایمنی: ۲۵ درصد

امتیاز کلی: سه ستاره

 

مقایسهٔ مشخصات فنی

کیا ریو

هیوندای i20

پیشرانه ۱٫۴ لیتری ۴ سیلندر ۱٫۴ لیتری ۴ سیلندر
تنفس طبیعی طبیعی
قدرت ۱۰۰ اسب بخار ۱۰۰ اسب بخار
گشتاور ۱۳۵ نیوتن متر ۱۳۵ نیوتن متر
گیربکس ۶ سرعته دستی ۶ سرعته دستی
محور محرک جلو جلو
شتاب صفرتاصد ۱۲٫۲ ثانیه ۱۱٫۶ ثانیه
حداکثر سرعت ۱۷۵ کیلومتر/ساعت ۱۸۵ کیلومتر/ساعت
مصرف سوخت ۵٫۰ لیتر (ترکیبی) ۵٫۴ لیتر (ترکیبی)
تولید آلایندگی ۱۱۴ گرم/کیلومتر ۱۲۴ گرم/کیلومتر
ظرفیت باک ۴۵ لیتر ۵۰ لیتر
وزن ۱۱۳۰ کیلوگرم ۱۰۶۰ کیلوگرم
طول ۴٫۰۶ متر ۴٫۰۳ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۵۸ متر ۲٫۵۷ متر
حجم صندوق بار ۳۲۵ لیتر ۳۲۶ لیتر
ظرفیت سرنشین ۵ نفر ۵ نفر
قیمت پایه بریتانیا ۱۱,۹۹۵ پوند ۱۱,۷۵۵ پوند

 

این دوئل‌ها، مقایسه‌هایی برای دریافت و شناخت خودروهای برتر نیستند بلکه نظرسنجی برای شناخت خودروهای محبوب‌تر بین شما کاربران ایرانی می‌باشند؛ بنابراین با توجه به جمیع جهات، جذابیت، طراحی بدنه و کابین، برند، ویژگی‌های فنی، قیمت و مقرون‌به‌صرفه بودن و حتی تجربه کاربری، کدام خودرو را ترجیح می‌دهید؟ دلایل و معیارهای انتخاب خود را نیز لطفاً در بخش نظرات بیان فرمایید.

بررسی تویوتا لندکروزر پرادو VX-L

بدون دیدگاه


فیس لیفت یکی از محبوب‌ترین محصولات تویوتا یعنی لندکروزر پرادو تغییراتی در بخش فنی نداشته است اما این موضوع خوبی است…

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
اگر بخواهیم مثالی بسیار واضح برای عبارت “اگر خراب نشده تعمیرش نکن” پیدا کنیم باید تویوتا لندکروزر پرادو را نام ببریم. این خودرو که به خاطر سرسختی و قابلیت اطمینان بالا شناخته شده حدود ۹ سال است که با نسل J150 خود پذیرای مشتریان وفادار بوده و هم‌اکنون دومین فیس لیفت خود را تجربه کرده است.

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
بله برخی افراد انتقاداتی را درباره استفاده از تکنولوژی قدیمی‌تر در برخی محصولات تویوتا دارند اما غالباً دلیل خوبی برای این کار وجود دارد. اگر بخواهیم کلی صحبت کنیم باید بگوییم خودروسازان ژاپنی در مقایسه با خودروسازان اروپایی بیشتر نگران بحث‌های فنی بوده و ترجیح می‌دهند سخت‌افزارهای خودرویی را پیش از تولید چندین و چند بار تست کنند. اگر کار به خوبی پیش برود که موضوع حل شده است و آن‌ها به فرمول برنده دست پیدا کرده‌اند.

به عنوان خریداری که به دنبال خودرویی بی‌آزار و مناسب سفرهای طولانی و گاها آفرود هستیم همیشه این سؤال وجود داشته است: آیا شما خودرویی می‌خواهید که کاراتر، قوی‌تر و راحت‌تر و آرام‌تر باشد اما ریسک خراب شدن نیز داشته باشد؟ یا اینکه خواهان خودرویی ایمن هستید که امتحان خود را به خوبی پس داده و البته فاقد جدیدترین زرق‌وبرق‌های دنیای مدرن است؟

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
با توجه به محبوبیت بالای پرادو واضح است که مردم گزینه دوم را انتخاب می‌کنند و به همین دلیل است که تویوتا همچنین از پیشرانه D-4D و همچنین گیربکس ۵ سرعته اتوماتیک سنتی برای پرادو استفاده می‌کند. درحالی‌که این روزها شاهد عرضه گیربکس‌های ۶، ۷، ۸، ۹ و حتی ۱۰ سرعته هستیم اما گیربکس‌های ۵ سرعته درصورتی‌که تنظیمات صحیحی داشته باشند کاربرد مناسبی خواهند داشت؛ و البته این گیربکس با در نظر گرفتن دنده‌های سنگین به نوعی ۱۰ سرعته محسوب می‌شود.

شاید پرادو از نظر تکنولوژی‌های بکار رفته حرف اول را نزند اما ترکیب قوای محرکه آن به خوبی خود را ثابت کرده است. کافی است از مالکان این خودرو درباره ظرفیت یدک کشی و آفرود پرادو بپرسید و آن موقع خواهید فهمید که هایلوکس ها، فورچونرها و پرادوهای D-4D به ندرت در لیست خراب شده‌ها قرار دارند. دلیل دیگر محبوبیت بالای پیشرانه D-4D توانایی آن در همخوانی با سوخت‌هایی است که گوگرد بالایی دارند و بنابراین پرادو را به یک خودروی مخصوص سفر تبدیل می‌کند.


خب پس اگر جزئیات فنی این نسخه پرچم‌دار VX-L تغییری نداشته پس چه چیزی بازنگری شده است؟ خب واضح‌ترین تغییر پرادو دماغه و چراغ‌های جلوی جدید است. هم‌اکنون با اصلاحاتی که در بخش جلو و کاپوت صورت گرفته جذابیت ظاهری این خودرو بهبود یافته است. همچنین اصلاحاتی در سپر عقب و چراغ‌ها صورت گرفته است.

تویوتا لندکروزر پرادو VX-L
داخل کابین شاهد صندلی‌های جلوی گرم و سرد شونده به همراه صندلی‌های ردیف دوم گرم شونده خواهید بود. همچنین صندلی‌های ردیف سوم به‌صورت برقی باز و بسته می‌شوند. موضوع جالب اینکه صندلی‌های ردیف سوم فضای سر و پای کافی برای سرنشینان بالغ را داشته و این در صورتی است که فضای پای سرنشینان ردیف دوم کاهش نمی‌یابد. همچنین لاستیک زاپاس نیز به منظور دسترسی راحت‌تر روی درب پشتی نصب شده است.

این نسخه از پرادو صورت استاندارد دارای سانروف بوده و حتی در سرعت‌های بالاتر نیز نسبتاً ساکت است. از دیگر تجهیزات استاندارد مدل VX-L می‌توان به سیستم ناوبری ماهواره‌ای، دوربین، هشدار نقاط کور، سیستم تهویه مطبوع سه ناحیه‌ای، چراغ‌های جلوی LED و… اشاره کرد.

زمانی که در کشوری همچون آفریقا رانندگی کنید شتاب گیری سریع یک فاکتور اساسی نخواهد بود اما پیشرانه D-4D که قدرت ۱۶۱ اسب بخاری و گشتاور ۴۰۰ نیوتون متری دارد ظرفیت یدک کشی بالایی را برای پرادو به ارمغان می‌آورد.

با توجه به ابعاد و وزن چنین شاسی‌بلند بزرگی، مصرف سوخت پرادو قابل‌قبول است. این خودرو در صد کیلومتر بین ۱۰ تا ۱۱ لیتر سوخت مصرف می‌کند و اگر در بزرگراه رانندگی آرامی داشته باشید به مصرف ۸ تا ۹ لیتر هم خواهید رسید. در کل ما به مصرف متوسط بسیار قابل‌احترام ۱۰ لیتر رسیدیم.


البته تست‌های پرفورمنس ما نشان دادند که پرادو در بحث عملکرد ترمز چندان قوی نبوده و ما در زمان ترمزهای شدید کمی نافرمانی و ناهنجاری را مشاهده کردیم. زمان ترمز این خودرو از سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت تا حالت سکون ۳٫۱۸ ثانیه بود.

احساس فرمان پرادو خوب است اما به دلیل ابعاد بزرگ خودرو، این خودرو تحت تأثیر باد قرار می‌گیرد. سیستم تنظیم هیدرومکانیکی KDSS و میله‌های ضد لغزش اجازه می‌دهند ارتفاع خودرو در آفرود افزایش یافته و همچنین بر سفتی سواری خودرو افزوده شود. این کار با دکمه‌هایی که روی کنسول تعبیه شده صورت می‌گیرد.

شما برای آفرود سنگین‌تر باید قفل دیفرانسیل‌های مرکزی و عقب را از طریق دکمه‌های کنار اهرم دنده‌سنگین انتخاب کنید. کمک حال شما در آفرود رینگ‌های ۱۸ اینچی پوشیده شده با لاستیک‌های بریجستون خواهند بود. اگرچه این لاستیک‌ها برای آفرودهای سنگین بهترین گزینه ممکن نیستند اما حالت پایدار مناسبی داشته و پروفایل ۶۰/۲۶۵ آن‌ها برای آفرود مناسب است.


بررسی نسخه فیس لیفت شده پرادو VX-L تنها مهر تأیید دیگری بود بر قابلیت اطمینان و سرسختی یکی از خودروهایی که به بهترین وجه ممکن آن را می‌شناسیم. البته شاید شما به دنبال خرید مدل مدرن‌تری باشید اما این پرادوی سنتی و تواناست که حس اطمینان را در هر جایی به راننده منتقل می‌کند. پرادو خودرویی برای سفرهای طولانی و سنگین است، منظور ما سفرهای طولانی هم از نظر زمانی و هم از نظر مسافتی است.

امتیاز کلی از ۱۰۰: ۷۶

مشخصات تویوتا لندکروزر پرادو ۳٫۰D VX-L

  • قیمت پایه: ۷۳۹۰۰دلار
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۱۱٫۷ ثانیه
  • قدرت/گشتاور: ۱۶۱ اسب بخار/۴۰۰ نیوتون متر
  • حداکثر سرعت: ۱۷۵ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت ادعایی: ۸٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر
  • آلایندگی: ۲۲۶ گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر







پیدا کردن رقیب مستقیم در بین محصولات مرسدس-آام‌گ برای ب‌ام‌و M850i کمی دشوار است زیرا از یک سو ب‌ام‌و این ساختهٔ جدید خود را خودرویی اسپرت می‌داند که بنابراین می‌توان آن‌را رقیبی برای مرسدس-آام‌گ GT دانست اما از سوی دیگر M850i یک کوپهٔ ۲+۲ یا همان گرند تورر محسوب می‌شود که آن‌را در برابر مرسدس-آام‌گ S63 کوپه قرار می‌دهد. بااین‌حال نهایتاً ما مورد دوم را انتخاب کردیم زیرا M850i و S63 کوپه هردو گرند توررهای اسپرتی هستند که قیمت و اندازهٔ یکسانی باهم دارند درحالی‌که AMG GT یک خودروی اسپرت دونفره است و در کلاس این دو کوپهٔ لوکس قرار نمی‌گیرد؛ اما پیش از آغاز مقایسه بین ب‌ام‌و M850i و مرسدس-آام‌گ S63 باید گفت که فعلاً نمی‌دانیم کدام‌یک از این خودروها سریع‌تر بوده، سرگرم‌کننده‌تر است و رانندگی بهتری دارد زیرا ب‌ام‌و به‌تازگی معرفی شده و حتی با نمونهٔ پروتوتایپ آن‌هم تجربهٔ رانندگی نداشته‌ایم؛ بنابراین در رابطه با این کوپهٔ باواریایی هیچ اطلاعاتی نداریم. به همین دلیل در این مطلب این دو کوپهٔ آلمانی را صرفاً از لحاظ طراحی بیرونی، داخلی و مشخصات فنی روی کاغذ مقایسه می‌کنیم.

این مقایسه را می‌توان یکی از سخت‌ترین مقایسه‌هایی دانست که تاکنون انجام داده‌ایم زیرا هردو خودرو استایل بسیار زیبایی دارند و همچنین استایل آن‌ها بسیار باهم متفاوت است که این موضوع، انتخاب خودروی برتر را واقعاً دشوار می‌کند. بااین‌حال نهایتاً تصمیم گرفتیم دست بکار شده و انتخاب را آغاز کنیم. در نمای جلویی، هردو خودرو واقعاً زیبا هستند اما اگر مجبور به انتخاب یکی از آن‌ها باشیم، آن خودرو M850i خواهد بود زیرا این کوپهٔ باواریایی کمی هیجان‌انگیزتر است درحالی‌که S63 نمای آرامی دارد. جلوپنجرهٔ سری ۸ نیز کمی بزرگ‌تر است اما خوب به نظر می‌رسد درحالی‌که چراغ‌های آن جلوهٔ بیشتری داشته و کاپوت آن نیز عضلانی‌تر به نظر می‌رسد که نمای اسپرت‌تر و تهاجمی‌تری به خودرو بخشیده‌اند؛ بنابراین در نمای جلویی ب‌ام‌و با اختلافی جزئی پیروز می‌شود.

در پروفیل جانبی اما انتخاب بسیار سخت‌تر می‌شود زیرا ما همیشه طرفدار طراحی S کلاس کوپه بوده‌ایم. این ماشین در نمای جانبی همانند تیری احساس می‌شود که در کمانی کشیده شده قرار داشته و آمادهٔ پرتاب است. این در حالی است که نمای جانبی سری ۸ زرق‌وبرق بیشتری دارد. S63 AMG در این نما کلاسیک‌تر به نظر می‌رسد و بیشتر به یک گرند تورر سنتی شباهت دارد درحالی‌که M850i نمایی ورزشکاری، اسپرت‌تر و عضلانی‌تر دارد؛ بنابراین در این قسمت نمی‌تواند خودروی برتر را انتخاب نمود.

در نمای عقبی اما انتخاب آسان‌تر است زیرا هرچند طراحی کلی قسمت عقبی S63 زیبا است اما در برابر M850i حرف چندانی برای گفتن ندارد. این موضوع در مورد زبان طراحی مرسدس بنز در همهٔ محصولاتش وجود دارد به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد طراحی خودرو در قسمت عقبی افت داشته است. این در حالی است که سری ۸ از عقب خودروی خیره‌کننده‌ای است. این ماشین از یکی از برترین چراغ‌های عقب در صنعت خودروسازی برخوردار بوده و نمای کلی عقب آن نیز عضلانی و فوق‌العاده است؛ بنابراین در این قسمت هم ب‌ام‌و برتر است.

در داخل کار دوباره سخت می‌شود. M850i با کنسول میانی آبشاری، انتخاب‌کنندهٔ دندهٔ روی کنسول مرکزی و طراحی ساده، اسپرت‌تر و هیجان‌انگیزتر به نظر می‌رسد درحالی‌که S63 AMG با لیور دوار دنده، نمایشگرهای ادغام‌شده و دریچه‌های تهویهٔ دایره‌ای، کمی کلاسیک‌تر و لوکس‌تر به نظر می‌رسد؛ بنابراین نهایتاً می‌توان گفت از دید یک بینندهٔ صرف، در این قسمت S63 خودروی بهتری است اما در شرایطی که ما رانندگی می‌کنیم، M850i برنده است. برای این انتخاب دو دلیل داریم. اول اینکه صفحه‌نمایش‌های دوگانهٔ ادغام‌شدهٔ مرسدس کمی ارزان‌قیمت به نظر می‌رسند و گویی دو تبلت بزرگ به هم چسبانده شده و روی داشبورد قرار داده شده است. دلیل دوم هم لیور انتخاب‌کنندهٔ دنده است که همانند بیوک‌های قدیمی به نظر می‌رسد نه محصولات اسپرت و مدرن AMG.

در بخش قوای محرکه اما فعلاً اطلاعات چندان زیادی از سری ۸ منتشر نشده است. بااین‌حال ب‌ام‌و این کوپهٔ جدید خود را در ابتدا تنها در دو مدل مختلف بنام‌های ۸۴۰d XDtive و M850i XDrive عرضه می‌کند که اولی دیزلی و دومی بنزینی است و همان‌طور که گفته شده برای این مقایسه مدل بنزینی را انتخاب کرده‌ایم. این مدل به یک پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو مجهز است که ۵۳۰ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. از سوی دیگر، مرسدس S کلاس کوپه در چهار مدل مختلف ارائه می‌شود که دو مدل آن‌ها از انواع اسپرت AMG هستند. از بین این چهار مدل، نزدیک‌ترین مدل به M850i مدل S63 AMG است که از یک پیشرانهٔ ۴ لیتری V8 توئین توربو با ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۹۰۰ نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند که کاملاً قدرتمندتر از موتور ب‌ام‌و است. همچنین انتقال نیرو در S63 نیز توسط یک گیربکس ۹ سرعتهٔ اتوماتیک صورت می‌گیرد درحالی‌که این کار در M850i بر عهدهٔ یک گیربکس ۸ سرعتهٔ اتوماتیک است؛ اما درحالی‌که S63 به‌صورت استاندارد به سامانهٔ چهارچرخ محرک ۴Matic مجهز است، M850i هم از سیستم XDrive استفاده می‌کند.

درنهایت به‌طورکلی ب‌ام‌و M850i به‌عنوان پیروز این مقایسهٔ انتخاب می‌شود (صرفاً از لحاظ طراحی ظاهری و داخلی) اما اختلاف و حاشیهٔ پیروزی آن زیاد نیست. مرسدس-آام‌گ S63 کوپه، خودرویی جلوه‌گر است که برای رانندگی روزانه مناسب است اما ب‌ام‌و M850i کوپه‌ای هیجان‌انگیزتر و جذاب‌تر است که به رانندگی با آن بیشتر علاقه داریم پس برندهٔ این رقابت لقب می‌گیرد.

 

مقایسه مشخصات فنی

 

مرسدس-آام‌گ S63

ب‌ام‌و M850i

پیشرانه ۴ لیتری V8 توئین توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۶۱۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۹۰۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۹ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۳٫۵ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۵٫۰۵ متر ۴٫۸۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۹۴ متر ۲٫۸۲ متر

 

 

منبع: BMWBlog

تکنولوژی ساخت پیشرفته‌ی پولستار ۱

بدون دیدگاه






خریداران مشتاق پیش از این می‌توانستند اولین مدل تولیدی تاریخ پولستار یعنی کوپه هیبریدی پولستار ۱ را با سپرده ۲۵۰۰ دلاری خریداری کنند. البته این خودرو تا سال آینده وارد بازار نخواهد شد بنابراین این برند تا زمان عرضه خودرو درصدد است برخی اطلاعات جالب را با ما در میان بگذارد.


این کمپانی سوئدی مفتخر است اعلام کند در ساختار پولستار ۱ استفاده وسیعی از پلیمر تقویت شده با فیبر کربن CFRP داشته و البته این کار مزیت‌هایی با خود به همراه داشته است. اول اینکه وزن خودرو در مقایسه با ساختاری که از شاسی فولادی استفاده کند ۲۲۶ کیلوگرم کاهش یافته است. مهم‌تر اینکه پولستار می‌گوید چند پانل اصلی بدنه از این متریال سبک وزن تشکیل یافته و باعث شده هندلینگ خودرو بهتر باشد.

Polestar 1
پولستار ۱ در واقع اولین محصول تاریخ ولوو است که از عناصر فیبر کربنی شامل کاپوت، صندوق‌عقب، پانل‌های جانبی، درب‌ها و کل ساختار سقف سود می‌برد. این برند همچنین با افتخار اعلام کرده این تکنولوژی در محصولات آینده نیز بکار خواهد رفت.


کریستین سامسون مدیر تولید پولستار می‌گوید: “پولستار ۱ ساختار سنجاقکی دارد که از CFRP ساخته شده است.” بنا به گفته این شرکت، این مواد به‌طور چشمگیری استحکام پیچشی این کوپه جدید را در کف و بخش عقبی بالا برده است. این بخش‌ها یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های ساختار خودرو محسوب می‌شوند.


از طرف دیگر استفاده از فیبر کربن در سقف باعث می‌شود به لطف ساختار ضخیم‌تر و قوی‌تر در مقایسه با فولاد از پروفایل نرم‌تری سود برده است. یک پانل شیشه‌ای کل پهنای سقف را شامل می‌شود و کمترین پیش‌آمدگی روی سقف را ایجاد می‌کند تا بدین ترتیب یک دید پانورامیک واقعی ایجاد شود.


این کمپانی به منظور ساخت پولستار ۱ با تمامی قطعات فیبر کربنی از مرکز ساخت ویژه‌ای را می‌سازد که تا اوایل سال ۲۰۱۹ به‌صورت کامل عملیاتی خواهد شد.







مثلث آلونسو، ناکاجیما و بوئمی…
تویوتا سرانجام به قهرمانی مسابقات استقامتی ۲۴ ساعته لمانز دست یافت و فرناندو آلونسو یک قدم به کسب سه‌گانه موتور اسپورت نزدیک شد.

قهرمانی تویوتا در مسابقات 24 ساعته لمانز
این راننده اسپانیایی که با همکاری راننده اسبق فرمول ۱، سباستین بوئمی و کازوکی ناکاجیما پیش از خودروی شماره ۷ تویوتا TS050 کاموئی کوبایاشی، مایک کونوای و خوزه ماریا لوپز از خط پایان عبور کرده و پیروز لمانز نام گرفتند.


اگرچه خودروی شماره ۸ تویوتا با رانندگی این سه راننده مشهور کار را از پل پوزیشن آغاز کردند اما از همان ابتدا تا آخر مسابقه در رده اول قرار نداشتند. بخش اعظم ۶ ساعت اول مسابقه شاهد جابجایی رتبه‌های اول و دوم بین دو خودروی تویوتا بودیم و در ساعت هفتم مسابقه این خودروی شماره ۷ بود که بیش از ۲ دقیقه از تیم آلونسو پیش افتاده بود.


اما پس از این فاصله بود که آلونسو پشت فرمان نشست. این راننده که دو بار قهرمان فرمول ۱ شده از ساعت ۱٫۳۰ تا ۴ صبح رانندگی کرد و معمولاً ۵ ثانیه در هر دور سریع‌تر از راننده خودروی شماره ۸ تویوتا یعنی لوپز نشان داد. به لطف تلاش‌های آلونسو هم‌تیمی او یعنی ناکاجیما توانست کوبایاشی را در خودروی دیگر تویوتا پشت سر بگذارد.


زمانی که پرچم پایان مسابقه به اهتزاز درآمد این خودروی شماره ۸ تویوتا بود که ۳۸۸ دور را به پایان رسانده بود و دو دور بیشتر از خودروی شماره ۷ طی کرده بود.

از آنجایی که بعد از خروج پورشه، تویوتا تنها تیم خودروساز حاضر در کلاس LMP1 رقابت‌های امسال بود بنابراین واضح بود که قهرمانی به این تیم خواهد رسید. دیگر خودروهای حاضر در این کلاس به تیم‌های شخصی تعلق داشتند. خودروی ریبلیون-گیبسون شماره ۳ با رانندگی توماس لائورنت، ماتیاس بش و گوستاوا منز رتبه سوم را به دست آورد و ۱۲ دور کمتر از تویوتا را طی کرد.

در کلاس LMP2 این جین اریک ورگن، آندره پیزیتولا و رومان روسینف بودند که با تیم جی درایو ریسینگ قهرمان شدند. در کلاس GTE Pro نیز پورشه ۹۱۱ RSR رتبه‌های اول و دوم را به دست آورد و در کلاس GTE AM نیز پیروزی به پورشه ۹۱۱ رسید.






سرانجام پس از تقریباً دو دهه، ب‌ام‌و نسل دوم سری ۸ را به‌عنوان گرند تورر پرچم‌دار خود معرفی کرده است. با توجه به اینکه نسل اول سری ۸ خودرویی منحصربه‌فرد و جذاب بود، طرفداران ب‌ام‌و مدت‌زمانی طولانی منتظر بازگشت آن بودند و حالا که نهایتاً معرفی شده است، به نظر می‌رسد بهتر از آن چیزی است که بسیاری از طرفداران انتظار داشتند؛ اما آیا سری ۸ جدید توانسته پا جای پای پدر پرافتخار خود بگذارد؟ برای پاسخ به این مقایسه‌ای تصویری بین نسل قدیم و جدید ب‌ام‌و سری ۸ انجام داده‌ایم.

در نمای جلویی انتخاب خودروی زیباتر بسیار سخت است زیرا این پدر و پسر در برخی موارد مشابه و در بعضی قسمت‌ها کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. به‌عنوان‌مثال دماغهٔ هردو خودرو شیب زیادی دارد به‌گونه‌ای که از بالاترین نقطه یعنی از انتهای ستون A به سمت پایین شیب پیدا کرده است؛ اما سری ۸ قدیم و جدید در قسمت‌های دیگر کاملاً باهم تفاوت دارند مانند جلوپنجرهٔ کلیوی شکل که در نسل اول بسیار کوچک است و در نسل جدید بسیار بزرگ. همچنین چراغ‌های خودروی قدیمی از نوع مخفی است اما چندین سال است که چراغ‌های مخفی منسوخ شده‌اند و به همین دلیل سری ۸ جدید از چراغ‌های معمول با تکنولوژی پیشرفتهٔ لیزری استفاده می‌کند.

در پروفیل جانبی، سری ۸ جدید کاملاً از سلف خود فاصله گرفته است چراکه در این نما به‌مراتب عضلانی‌تر و تهاجمی‌تر است. البته سری ۸ قدیمی هم به لطف فرم گوه‌ای شکل کلاسیکش، نمای جذابی دارد اما نسل جدید بسیار زیباتر و درعین‌حال اسپرت‌تر بوده و از استایل خیره‌کننده‌ای برخوردار است؛ اما نکتهٔ جالب اینکه نسبت‌های این دو خودرو در پروفیل جانبی تقریباً مشابه است.

در نمای عقبی هم سری ۸ جدید برنده است چراکه چراغ‌های عقب آن نازک، پرزرق‌وبرق و مثل قطعه‌ای تراش‌خورده است درحالی‌که چراغ‌های ماشین قدیمی مسطح، ساده و بسیار بزرگ هستند. سری ۸ جدید همچنین از گلگیرهای پف‌کرده‌ای برخوردار است که از پشت نمای اسپرتی به آن بخشیده‌اند درحالی‌که سری ۸ قدیمی فرمی ساده و معمولی دارد اما بااین‌حال هنوز هم جذاب به نظر می‌رسد.

هرچند دو نسل سری ۸ در نمای بیرونی شباهت چندانی با یکدیگر نداشته و تقریباً می‌توان گفت به‌طور کامل باهم متفاوت‌اند هستند اما واقعاً شگفت‌انگیز است که این دو کوپهٔ لوکس با فاصلهٔ سنی نزدیک به بیست سال، در داخل شباهت زیادی باهم دارند. البته طرفداران ب‌ام‌و اعتراضات زیادی به کابین نسل جدید سری ۸ داشته و آن‌را بیش‌ازحد نرم و محافظه‌کارانه می‌دانند اما وقتی به کابین سری ۸ قدیمی نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که کابین این خودرو الهام‌بخش طراحی نسل جدید بوده است.

به همین دلیل، در سری ۸ جدید همه‌چیز از کنسول مرکزی گرفته تا فرم کلی داشبورد و حتی شکل رو دری‌ها، همگی با الهام از نسل اول طراحی شده‌اند اما در محلی که در نسل قدیم دریچه‌های تهویه قرار گرفته‌اند، حالا در نسل جدید صفحه‌نمایش سیستم اطلاعاتی-سرگرمی iDrive قرار گرفته است؛ بنابراین می‌توان گفت نسل جدید سری ۸ در داخل کاملاً به نسل قبلی خود وفادار باقی ‌مانده است به‌گونه‌ای که کابین دو خودرو بسیار به هم شباهت دارد با این تفاوت که کابین نسل جدید بسیار جدیدتر و مدرن‌تر شده است.

به‌طورکلی نسل جدید سری ۸ نمای بهتری دارد. این ماشین زیباتر بوده و درعین‌حال عضلانی‌تر و اسپرت‌تر به نظر می‌رسد. البته ما هنوز هم دوست داریم یک سری ۸ قدیمی در پارکینگ خود داشته باشیم اما نسل جدید سری ۸ خودروی بشدت خواستنی‌تری است.

 

منبع: BMWBlog


خودروسازان خودرو می‌سازند. برخی مشغول تولید کامیون و موتورسیکلت نیز هستند. دیگر بخش‌ها نیز طیف وسیعی از محصولات از مبلمان گرفته تا ساعت و موبایل و لوازم شخصی برای مشتریان می‌سازند؛ و اکثر آن‌ها دارای تیم‌های مسابقه‌ای و لوازم و وسایل مسابقات نیز بوده و آن‌ها را هم عرضه می‌کنند؛ اما برخی از خودروسازان در بخش‌های کاملاً متفاوتی نیز مشغول به کار بوده و همه‌چیز از سوسیس گرفته تا جت‌های جنگنده نیز تولید می‌کنند.

اکثر این محصولات جانبی هم‌اکنون به اندازه تولید خودرو سودده بوده و معمولاً همان نام خودروسازی را به همراه دارند. نیازی نیست که به دنبال این محصولات باشید زیرا ما در یک لیست مفصل برخی از این محصولات جانبی را خدمت شما عزیزان معرفی کرده‌ایم. با ما همراه باشید!


آلمان‌ها سوسیس را بسیار دوست دارند. بسیار زیاد! به همین خاطر دانستن اینکه بزرگ‌ترین خودروساز این کشور اقدام به تولید سوسیس هم می‌کند خیلی تعجب‌برانگیز نیست. البته اگر بخواهیم دقیق باشیم باید به سوسیس Currywurst اشاره کنیم که در آلمان بسیار محبوب است. فولکس‌واگن امسال چهل و پنجمین سالگرد تولید این سوسیس را جشن می‌گیرد. این شرکت سالانه چند میلیون تن از این سوسیس را در بازار داخلی آلمان عرضه کرده و البته برخی نمایندگی‌های فولکس‌واگن نیز بسته‌های ۵ تایی آن را به عنوان هدیه به خریداران اهدا می‌کنند. این سوسیس‌ها حتی در کاتالوگ فولکس‌واگن دارای شماره ویژه خود هستند.


برای بسیاری از طرفداران صنعت خودرو هیچ‌چیز نمی‌تواند به اندازه نشستن پشت فرمان یک پورشه لذت‌بخش و شیرین باشد؛ اما این خودروساز خوش‌نام چیزی شیرین‌تر هم تولید می‌کند! تأسیسات لایپزیک پورشه خانه‌ی پروژه‌ای مشهور است و در آن ۳ میلیون زنبورعسل زندگی می‌کنند. هر ساله به اندازه وزن یک پورشه ۹۱۱ کلاسیک عسل تولید می‌شود. این عسل به عموم مردم فروخته می‌شود اما آن را در فروشگاه‌ها نخواهید یافت. این عسل تنها در فروشگاه پورشه در مرکز مشتریان در دسترس بوده و معمولاً سرعت فروش آن به اندازه سرعت GT3 RS در پیست نوربرگ رینگ است!

  • فلفل خردکن‌های پژو


خودروساز فرانسوی پژو یکی از معدود کمپانی‌هایی است که محصولات دو و چهار چرخ تولید می‌کند؛ اما فرانسوی‌ها فلفل خردکن هم می‌سازند! PSP پژو SAS نام این شرکت بوده و نام برند آن نیز پژو Saveurs است. این شرکت آسیاب‌هایی برای فلفل، نمک و قهوه و همچنین طیف وسیعی از وسایل جانبی همچون لیوان و… می‌سازد. اگرچه این شرکت قرابت نزدیکی با خودروساز پژو نداشته اما در اختیار خانواده پژو است. پس از اینکه میزان سهام این خانواده در گروه خودروسازی پژو-سیتروئن از ۲۵ به ۱۴ درصد رسید، این خانواده روی تجارت قدیمی خود سرمایه‌گذاری کرد. البته برند دوچرخه‌سازی پژو همچنان تحت تملک شرکت خودروسازی است.

  • مشروبات الکلی آلپینا


شرکت آلپینا که معمولاً به عنوان تیونر محصولات ب ام و شناخته می‌شود یک تجارت کاملاً مجزا در مشروبات الکلی نیز دارد؛ اما آلپینا خودش این محصولات را نمی‌سازد بلکه از تأمین‌کنندگان اروپایی و آمریکایی و حتی آمریکای جنوبی آن‌ها را تهیه می‌کند. بیش از سی سال است که آلپینا مشغول صادرات و توزیع بطری‌های مشروبات الکلی بوده و آن‌ها را به رستوران‌ها و فروشگاه‌های ویژه در آلمان و سراسر جهان می‌فروشد.

  • ماشین چمن‌زنی هوندا


خودروسازان ژاپنی معمولاً خود را تنها به تجارت خودرو محدود نکرده و در زمینه‌های متنوعی حضور دارند. برای مثال یاماها را در نظر بگیرید که همه‌چیز از موتورسیکلت گرفته تا طبل و پیانو می‌سازد. یا مثلاً هوندا که علاوه بر خودرو و تراک اقدام به ساخت موتورسیکلت، پیشرانه‌های دریایی، ربات‌های پیشرفته و حتی هواپیما کرده است؛ و البته هوندا وسایل برقی متنوعی می‌سازد که از جمله آن‌ها می‌توان به ژنراتورهای برق، برف پاش و ماشین چمن‌زن اشاره کرد؛ و البته هوندا تنها در ژاپن فعال نیست؛ و از سال ۱۹۷۳ تاکنون هوندا بیش از ۴۰ میلیون محصول برقی در آمریکا فروخته است. این میزان فروش تقریباً دو برابر فروش سیویک در سراسر جهان بوده است؛ و سیویک با بیش از ۲۴ میلیون دستگاه فروش پرفروش‌ترین نام خودرویی این شرکت می‌باشد.

  • قایق‌های موتوری تویوتا


برخلاف برخی رقبای هم‌وطن، تویوتا تقریباً روی خودروها و تراک ها تمرکز داشته اما یک استثنای مهم وجود دارد. تویوتا مارین هم‌اکنون سه قایق موتوری کروزر عرضه می‌کند که همگی با نام پونام شناخته شده و طول‌های متفاوتی دارند. اگرچه این قایق‌ها در مقایسه با قایق‌های آمریکایی‌ای همچون کارور یا سی ری کم می‌آورند اما شما نمی‌توانید آن‌ها را همه‌جا بیابید. پونام ها تقریباً مختص بازار ژاپن هستند.

  • پانل‌های خورشیدی تسلا


تسلا سال پیش پسوند “موتورز” را از نام خود برداشت و دلیل این کار تولید محصولات گوناگون است. این شرکت تنها به ساخت پیشرانه‌های الکتریکی و خودرو مشغول نیست بلکه تجهیزات برقی و الکتریکی همچون مجموعه باتری‌های صنعتی نیز می‌سازد؛ و البته پس از خرید شرکت سولار سیتی اقدام به تولید پانل‌های خورشیدی نیز کرده است؛ بنابراین نه تنها شما می‌توانید یکی از خودروهای این شرکت را برانید بلکه می‌توانید در خانه و محل کار از تجهیزات برقی تسلا نیز استفاده کنید.

  • تراکتورهای لامبورگینی


همه‌ی ما داستان را می‌دانیم! لامبورگینی پیش از حضور در تجارت سوپر اسپورت ها به ساخت تراکتور مشغول بوده است؛ اما آیا می‌دانید که هنوز هم می‌توانید تراکتور لامبورگینی را بخرید؟ فروچیو لامبورگینی در سال ۱۹۴۸ کارخانه لامبورگینی Trattori را تأسیس کرد و در سال ۱۹۶۳ هم شرکت خودروسازی آن به وجود آمد. پس از یک دهه تولید مشترک، لامبورگینی تأسیسات تولید تراکتورها را به گروه SDF فروخت. این شرکت هنوز هم با نام لامبورگینی اقدام به تولید تراکتورها می‌کند. پرچم‌دار تراکتورهای این شرکت نمونه ماک VRT 250 است که از پیشرانه ۶ سیلندر ۶ لیتری استفاده کرده و با گشتاور عظیم ۹۸۰ نیوتون متری می‌تواند بیش از ۶ دستگاه اوراکان را بلند کند.


بنتلی معمولاً هر سال حدود ۱۱ هزار دستگاه خودروی لوکس می‌سازد؛ اما در سال ۲۰۰۹ و همزمان با رکورد اقتصادی تنها ۳۶۰۰ دستگاه خودرو فروخت؛ بنابراین برای حفظ وضعیت خود، این شرکت اقدام به ساخت مبلمان منزل کرد که دارای همان استاندارد کابین محصولات لوکس شرکت بود. این خودرو هنوز هم مبلمان های فوق لوکس را ارائه می‌کند؛ اما ازآنجایی‌که بریتانیایی‌ها با عرضه کانتیننتال و بنتایگا ساعات کاری شلوغ‌تری دارند بنابراین با گروه لوکس Living همکاری کرده‌اند تا این اسباب و وسایل خانگی را بسازند. یک دست مبل ساخته شده از همان چرم بکار رفته در کابین مولسان را می‌خواهید؟ خب پس باید ۲۹ هزار دلار بپردازید که بیشتر از قیمت دستگاه فولکس‌واگن گلف GTI جدید می‌باشد.

  • جت‌های جنگنده ساب


زمانی را که ساب خودرو می‌فروخت را به یاد دارید؟ متأسفانه ساب دیگر به خاطره‌ها پیوسته است اما در سال ۱۹۶۸ این شرکت بخشی از گروه ساب AB بود که اقدام به ساخت جت‌های جنگنده می‌کرد. از جمله این جنگنده‌ها می‌توان به مدل JAS 39 Gripen اشاره کرد که اساس نیروی هوایی کشورهایی همچون سوئد و آفریقای جنوبی را تشکیل می‌دهد. اگرچه بخش خودروسازی ساب چندی سالی است که تعطیل شده اما ساب AB هنوز هم هواپیما و دیگر سخت‌افزارهای نظامی را می‌سازد.

  • پیشرانه‌های هواپیمای رولزرویس


ساب تنها خودروسازی نیست که در بحث هوانوردی صاحب تاریخچه است. رولزرویس نیز اقدام به ساخت پیشرانه‌های هواپیمایی می‌کند. بخش خودروسازی و هوایی رولزرویس از زمان تأسیس در سال ۱۹۰۶ تا سال ۱۹۷۳ یک شرکت بودند اما در آن زمان بخش خودروسازی جدا شد و در سال ۱۹۸۰ به ویکرز فروخته شد. فولکس‌واگن در سال ۱۹۹۸ بنتلی را خرید و رولزرویس نیز به ب ام و رسید. به همین ترتیب بخش هوایی نیز که هم‌اکنون با نام هولدینگ رولزرویس شناخته می‌شود به یکی از بزرگ‌ترین سازنده‌های پیشرانه‌های هواپیمایی بدل گردید. یکی از پیشرانه‌های جت رولزرویس به نوعی در خودروی Bloodhound SSC بکار رفته است. این خودرو تلاش داشته رکورد سرعت جدیدی را ثبت کند. پیشرانه EJ200 توربوفن این خودرو در جنگنده یوروفایتر تایفون نیز دیده می‌شود.






پس‌ازاینکه هیوندای بخش عملکردی خود بنام N را تأسیس کرد، این زیربرند به‌سرعت توسعهٔ مدل‌های i30 N و ولوستر N را آغاز نمود. این دو خودرو به‌منظور سنجش واکنش بازار به ساخته‌های اسپرت هیوندای ارائه شدند؛ اما بخش عملکردی N این شرکت کره‌ای جاه‌طلبی‌های بزرگ‌تری نسبت به صرفاً یک زیربرند بودن دارد و می‌خواهد خود را بیشتر مطرح کند. دراین‌ارتباط، رئیس سابق بخش M ب‌ام‌و آقای «آلبرت بیرمن» که چندی است ریاست بخش N هیوندای را بر عهده گرفته است، اوایل سال جاری اعلام کرد که او و تیمش در حال کار بر روی کانسپت هیوندای Racing Midship یا همان سری RM هستند.

این کانسپت یک هاچ‌بک موتور وسط بود که در اصل بر اساس مدل ولوستر ساخته شده بود و اولین نمونهٔ آن با نام RM14 در سال ۲۰۱۴ رونمایی شد. سپس نسخهٔ دیگری از این خودرو با نام RM15 در نمایشگاه خودروی سئول ۲۰۱۵ معرفی گردید. در این کانسپت نیز همچنان ظاهر ولوستر دیده می‌شد اما در زیر پوستهٔ آن تغییراتی زیادی انجام شده بود که مهم‌ترین آن‌ها کاهش ۱۹۵ کیلوگرمی وزن خودرو بود. RM15 به یک پیشرانهٔ ۲ لیتری چهار سیلندر توربو مجهز شده بود که در پشت سر راننده نصب شده و ۳۰۰ اسب بخار قدرت و ۳۸۳ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. این نیرو توسط یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی به چرخ‌های عقب منتقل شده و خودرو را ظرف ۴٫۷ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت می‌رساند.

Hyundai RM15 Concept

سپس نهایتاً سومین کانسپت از این خانواده که RM16 نام گرفته بود نیز در نمایشگاه خودروی بوسان ۲۰۱۶ رونمایی گردید. هرچند در این کانسپت هم همچنان استایل کلی ولوستر قابل‌تشخیص بود اما تغییراتی خصوصاً در نمای جلویی آن انجام گرفته بود که شامل گلگیرهای عریض‌تر، چراغ‌های جدید و ورودی‌های هوای بزرگ‌تر می‌شد که آن‌را از ولوستر کاملاً متمایز کرده بود. از بین این سه کانسپت، مدل آخر یعنی RM16 مهم‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود چراکه از یک سو با بیشترین واکنش مثبت و استقبال مواجه شد و از سوی دیگر چندی بعد نمونه‌ای از آن با پوشش‌های استتاری در حال آزمایش در پیست نوربرگ‌رینگ دیده شد.

Hyundai RM16 Concept

حال با توجه به اظهارات بیرمن و همین‌طور مشاهدهٔ نمونهٔ در حال آزمایش RM16، امیدها برای احتمال تولید این هاچ‌بک موتور وسط افزایش یافته است زیرا خودروسازان معمولاً کانسپت‌های خود را در نوربرگ‌رینگ مورد آزمایش قرار نمی‌دهند چراکه خودروهای کانسپت و نمایشی، صرفاً به ظاهر خوب نیاز دارند و کارایی و عملکرد آن‌ها اهمیت چندانی ندارد. به همین دلیل آزمایش RM16 در نوربرگ‌رینگ می‌تواند به معنای احتمال تولید آن باشد. در همین حال، آلبرت بیرمن گفته است که بخش N هیوندای در آینده دو محصول جدید را به بازار عرضه خواهد کرد که امیدواریم یکی از آن‌ها RM16 باشد.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها