iranzamin22.ir






قیمت کادیلاک XT5 برای مدل سال ۲۰۱۹ با افزایش قابل‌توجهی روبرو بوده و در مقایسه با نسخه سال پیش شاهد افزایشی تا ۲۵۰۰ دلار هستیم.


بنا به گزارش کارز دایرکت این خودرو هم‌اکنون قیمت پایه ۴۲۶۹۰ دلاری دارد که شامل هزینه تحویل در مقصد نیز می‌باشد. بدین ترتیب قیمت مدل ۲۰۱۹ این خودرو در مقایسه با سال پیش افزایش ۱۱۰۰ دلاری را تجربه کرده است.

2018 Cadillac XT5 Platinum
اگر مشتریان تریم لاکچری را انتخاب کنند باید حداقل قیمت ۴۹۴۹۰ دلار را بپردازند درحالی‌که نسخه پریمیوم لاکچری XT5 2019 هم‌اکنون بهای آغازین ۵۵۱۹۰ دلاری دارد که ۱۱۰۰ دلار بیشتر از مدل سال قبل است. نسخه پرچم‌دار پلاتینیم نیز افزایش قیمت ۲۵۰۰ دلاری داشته و هم‌اکنون با ۶۶۸۹۰ دلار در دسترس است.


یکی از دلایل اصلی افزایش قیمت مدل‌های گوناگون XT5 افزودن تجهیزات ایمنی جدید به این خودرو است. برای مثال مدل لاکچری به‌صورت استاندارد از پکیج هشدار و آگاهی راننده سود می‌برد. این پکیج قبلاً با پرداخت ۷۷۰ دلار در دسترس بود.


مدل پلاتینیم نیز دارای پکیج کمک‌راننده پیشرفته‌تری است که قبلاً یک آپشن ۱۵۹۵ دلاری محسوب می‌شد. این پکیج دارای کروز کنترل تطبیقی، ترمز اضطراری خودکار و دستیار پارک می‌باشد.

2018 Cadillac XT5 Platinum
جدای از تجهیزات ایمنی جدید، قیمت بالاتر به کادیلاک اجازه می‌دهد تا فاصله قیمتی مناسبی بین نسخه‌های فول XT4 با نسخه‌های پایه XT5 ایجاد شود. گران‌ترین نسخه XT4 در سال ۲۰۱۸ قیمت پایه ۴۲۷۹۰ دلاری داشت که ۱۲۰۰ دلار بیشتر از قیمت پایه XT5 بود. با افزایش قیمت برادر بزرگ‌تر این خودروساز آمریکایی هم‌اکنون XT4 را تنها ۱۰۰ دلار گران‌تر از XT5 2019 عرضه می‌کند.


کیا هم‌اکنون یک خودروساز با اعتمادبه‌نفس بالاست. سدان اسپورت استینگر اینک یک رقیب برای محصولات ژرمنی بوده و سومین نسل سید نیز هم وارد بازار می‌شود تا بتواند در برابر فولکس‌واگن گلف، نسل جدید مرسدس A کلاس و فورد فوکوس آینده قد علم کند.

کیا سید 2018
ظاهر جدید سید حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این خودرو کم ارتفاع‌تر و پهن‌تر از قبل بوده و جلوپنجره دماغه ببر آن به همراه چراغ‌های عقب خاص باعث شده‌اند کیا مطمئن‌تر از همیشه درباره سواری درگیر کننده این خودرو حرف بزند. هرچند این ادعاها باید در عمل ثابت شوند.

کیا سید 2018
اگرچه طول کلی سید جدید تغییری نداشته اما اورهنگ عقب به منظور ایجاد فضای بیشتر در کابین رشد داشته و کابین نیز از طراحی جدیدترین محصولات این خودروساز کره‌ای بهره‌مند شده است.

کیا سید 2018
از نظر کیفیت ساخت می‌توان کابین سید را با فولکس گلف مقایسه کرد. متریال و سطوح لوکس و نرمی در روی داشبورد و درب‌ها وجود داشته و حس و ظاهر دکمه‌ها و صندلی‌ها مشابه مدل‌های آلمانی است. اگرچه سیستم اطلاعات سرگرمی این خودرو ابعاد ۷ اینچی دارد اما نسخه‌های فرست ادیشن صفحه‌نمایش ۸ اینچی داشته که در روی داشبورد قرار گرفته است.

کیا سید 2018
ما پشت فرمان خودرویی نشستیم که پیشرانه ۱٫۴ لیتری T-GDi جدید در بطن آن می‌تپید. احتمال می‌دهیم این نسخه پرفروش‌تر از دو مدل دیگر که دارای پیشرانه‌های دیزلی ۱٫۶ لیتری هستند باشد. شما همچنین می‌توانید پیشرانه ۳ سیلندر ۱ لیتری ۱۱۹ اسبی را که در مدل پایه بکار رفته خریداری کنید.

کیا سید 2018
خودروی حاضر در تست کمی گران‌تر از ۲۰۵۰۰ پوند بوده و بیش از ۱۵۰۰ پوند ارزان‌تر از فولکس گلف با پیشرانه ضعیف‌تر می‌باشد. کیا لیست قیمت و تریم های سید جدید را تأیید نکرده اما انتظار داریم سیستم‌های اپل کارپلی و اندروید اتو به‌صورت استاندارد در نسخه‌های پایه وجود داشته باشند و ویژگی‌های رانندگی خودکار و چراغ‌های LED نیز ارائه شوند. اگر سید از نظر تجهیزات فراتر از گلف ظاهر شود خیلی تعجب نخواهیم کرد.

کیا سید 2018
اما آیا این خودرو می‌تواند در جاده هم رقیب بسیار سرشناس خود را شکست دهد؟ پیشرانه جدید سید نرم و قوی بوده اما شاید مهم‌ترین موضوع درباره آن میزان کم ‌صدای تولیدی باشد. اولین باری که پیشرانه را روشن کنید تحت تأثیر نرمی و بی‌صدایی آن قرار خواهید گرفت. همچنین مصرف سوخت آن نیز کاملاً پذیرفتنی جلوه می‌کند.

کیا سید 2018
احتمالاً گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه اتوماتیک با بهای حدود ۸۰۰ پوند در دسترس خواهد بود اما ما استفاده از گیربکس دستی با تعویض‌های لذت‌بخش آن را ترجیح می‌دهیم. شاید گیربکس اتوماتیک واکنش‌های کندی داشته باشد اما نسخه دستی استفاده خوب و لذت بخشی دارد.

کیا سید 2018
اما فکر نکنید که کیا در حال بازی کردن با واژه راحتی است. واژه درگیر کننده را به یاد دارید؟ این خودروساز کره‌ای از پلتفرم جدیدی استفاده کرده است. سواری خودرو قطعاً اسپورت است اما این موضوع با سفتی همراه شده و البته هرگز ناهنجاری نشان نمی‌دهد بنابراین بهتر است بررسی دقیق‌تری در آینده صورت گیرد تا بتوانیم نظر قطعی درباره راحتی سواری آن بدهیم. خودروی حاضر در تست از رینگ‌های زیبای ۱۷ اینچی استفاده می‌کند و شاید نسخه‌های پایه‌تر از این نظر عملکرد بهتری داشته باشند.

کیا سید 2018
اگرچه فرمان خودرو حس مستقیم و فربه بودن را به راننده منتقل می‌کند اما بدنه در عبور از پیچ‌ها تخت باقی مانده ولی از این موضوع که چسبندگی بخش جلویی به اندازه انتظارات نیست ناامید شدیم.

کیا سید 2018

البته این یک هاچبک خانوادگی است و کابین باکیفیت آن فضای خوبی در عقب برای بزرگ‌سالان فراهم می‌کند. محفظه بار بزرگ‌تر آن نیز فضای ۳۹۵ لیتری داشته و با خواباندن صندلی‌ها این فضا به ۱۲۹۱ لیتر می‌رسد که هر دو ظرفیت بیشتر از گلف می‌باشد.

خوش‌شانسی بار سوم؟ کیا سید جدید هنوز هم نمی‌تواند در همه‌ی بخش‌ها با گلف فوق‌العاده برابری کند اما جایگزین شایسته‌ای برای آن بوده و احتمالاً ارزش بهتری هم خواهد داشت. ما کیفیت، نرمی و تجهیزات سید را دوست داشته و البته آن را انتخابی کاربردی نیز می‌دانیم؛ اما مطمئن شوید که می‌توانید با سواری کمی ناهنجار آن کنار بیایید.

مشخصات کیا سید ۱٫۴ T-GDI 3

  • قیمت: ۲۰۵۰۰ پوند (تخمینی)
  • پیشرانه: ۴ سیلندر ۱٫۴ لیتری بنزینی
  • قدرت/گشتاور: ۱۳۸ اسب بخار/۴۲۴ نیوتون متر
  • گیربکس: ۷ سرعته دوکلاچه، دیفرانسیل جلو
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۸٫۹ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۲۱۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۵٫۶ لیتر در هر صد کیلومتر
  • لیست تجهیزات: صفحه لمسی ۷ اینچی با اپل کارپلی و اندروید اتو، ترمز اضطراری هوشمند، رینگ‌های آلیاژی، گارانتی هفت‌ساله

منبع: autoexpress


خودرویی که مشاهده می‌کنید نسل جدید تویوتا کراون و به عبارتی پانزدهمین نسل از این سدان بزرگ ژاپنی می‌باشد.

تویوتا کراون
تویوتا می‌گوید کراون جدید اولین نسل از خودروهای ارتباطی این برند بوده و تمامی محصولات این شرکت در آینده با مدول ارتباطی داده عرضه خواهند شد. این سیستم به‌صورت استاندارد سرویس‌های ارتباطی کامل با تمرکز روی ایمنی، امنیت، راحتی و… را ارائه می‌کند.

تویوتا کراون
نسل جدید تویوتا کراون که بر پایه پلتفرم TNGA ساخته شده دارای سیستم تعلیق چند اتصالی در جلو و عقب بوده و با سیستم چهار چرخ محرک نیز در دسترس است. این خودروی جدید قول داده که هندلینگ برجسته و پرفورمنس رانندگی پاسخگو را به لطف توسعه در نوربرگ رینگ عرضه کند.


آکیرا آکیاما مهندس ارشد توسعه کراون جدید می‌گوید:

من لذت دورانی را که اولین نسل کراون تولید شد به ارث بردم و خواستم دنیا ببیند که مغزها و بازوهای ژاپنی چگونه این خودرو را توسعه می‌دهند. همین حس بود که ما را به تولید این خودرو سوق داد. من احساس می‌کنم نسل جدید کراون خودرویی است که از هر جنبه‌ای نفس را در سینه حبس می‌کند.

تویوتا کراون
مشتریان ژاپنی با سه پیشرانه روبرو خواهند بود که نسخه اولی از نوع دیفرانسیل عقب ۴ سیلندر ۲ لیتری توربو می‌باشد. این پیشرانه که قدرت ۲۴۱ اسبی و گشتاور ۳۵۰ نیوتون متری دارد به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل شده است.

تویوتا کراون
اما دو نمونه دیگری از نوع هیبریدی هستند. اولین نسخه دارای پیشرانه ۲٫۵ لیتری دینامیک فورس بنزینی با قدرت کل ۲۲۲ اسبی بوده و می‌توان آن را به‌صورت دیفرانسیل عقب یا چهار چرخ محرک سفارش داد. نمونه دوم از پیشرانه ۶ سیلندر ۳٫۵ لیتری بنزینی ۲۹۴ اسبی و یک پیشرانه الکتریکی ۱۷۷ اسب بخاری استفاده می‌کند. قدرت کل این مجموعه برابر با ۳۵۴ اسب بخار بوده و این نسخه پرچم‌دار تنها به‌صورت دیفرانسیل عقب در دسترس است.

اگر می‌خواهید حداکثر پرفورمنس تویوتا کراون جدید را به دست آورید باید تریم های RS را انتخاب کنید که با همه‌ی پیشرانه‌ها در دسترس بوده و دارای برخی ویژگی‌ها همچون میله‌های پایدارکننده جلوی ویژه، دامپرهای متفاوت، رینگ‌های ۱۸ اینچی آلیاژی و اسپویلر عقب می‌باشد. مدل‌های ۲ لیتری توربوی RS همچنین دارای دامپرهای عقب پرفورمنس برای پاسخ بهتر فرمان و کاهش لرزش‌ها می‌باشند.

تویوتا کراون
کابین نیز با داشبورد تر و تمیز که دارای سیستم صفحه‌نمایش دوگانه جدید تویوتاست به شما خوشامد می‌گوید. یک صفحه‌نمایش ۸ اینچی بالای صفحه‌نمایش ۷ اینچی نشسته تا راننده دسترسی بهتری به هر دو داشته باشد. تمامی مدل‌ها دارای سیستم انتخاب حالت رانندگی بوده و نسخه‌های RS دارای یک حالت سفارشی اضافی هستند که باعث می‌شود راننده مطابق سلیقه خود تنظیمات گوناگونی را اعمال کند.

تویوتا کراون
نسل جدید تویوتا کراون همچنین به‌صورت استاندارد از دومین نسل بسته ایمنی این خودروساز که شامل سیستم پیشگیری از برخورد با تشخیص عابران پیاده، کروز کنترل دینامیک، دستیار ردیابی خطوط جاده، دستیار تشخیص علائم ترافیکی و… می‌باشد عرضه می‌شود.

قیمت تویوتا کراون جدید در ژاپن از ۴۱۲۰۰ دلار برای مدل ۲ لیتری توربوی پایه آغاز می‌شود. این خودروساز هدف‌گذاری فروش ۴۵۰۰ دستگاهی کراون جدید در هر ماه را اعلام کرده است.


اگر قرار باشد شخصیتی مانند جیسون استاتهام با یک اتومبیل SUV قیاس شود و یا برای او ساخته شود تا در فیلم های خاص از آن استفاده کند، شاید هیچ خودرویی از نظر ظاهری به اندازه آکورا RDX مجهز به سامانه چهارچرخ محرک، برازنده او نباشد.

آکورا RDX
RDX اولین محصول جدید آکورا مبتنی بر فلسفه کلاسیک این برند یعنی «عملکرد صنعتی دقیق» است. در شخصیت این خودرو ویژگی‌هایی نظیر دقت، آرامش، خونسردی و در عین حال آتشی مزاج بودن بازتاب دارد.

آکورا RDX
متاسفانه این خودرو سرعت آنچنان بالا و هیجان انگیزی ندارد اما به عنوان یک SUV کوچک این خودرو سریع تر از تصورات شما عمل خواهد نمود. پیشرانه دو لیتری توربوشارژ چهار سیلندر، مستقیما از دیگر عموزاده این خودرو یعنی هوندا آکورد وام گرفته شده است. اگرچه حداکثر توان خروجی این پیشرانه در قیاس با نمونه V-6 قبلی کاهش یافته اما در عوض شاهد افزایش گشتاور حاصل از پیشرانه چهار سیلندر هستیم. در نتیجه مقدار زیادی نیرو همواره در مواقع نیاز آماده به خدمت هستند، حتی در حالت کامفورت.

آکورا RDX
گیربکس ده سرعته اتوماتیک نیز دنده‌ها را به نرمی کره بادام زمینی تعویض نموده و حتی اگر لازم باشد قادر است تا به اندازه چهار دنده در آن واحد و بر حسب تقاضای شما، معکوس بکشد و یا آنها را جا بگذارد و به دنده‌های بالاتر برود.

آکورا RDX
آکورا تصور می کند که به تدریج مشتریانش از سمت سدان‌های اسپرت به سوی کراس اوورهای اسپرت تمایل پیدا خواهند کرد در نتیجه بیشتر هوای محصولات کراس اوور خود را خواهد داشت.

آکورا RDX
خریداران RDX نسبت به واکنش‌های نسبتا سریع آن در حالت رانندگی اسپرت، متشکر خواهند بود. در حالت اسپرت پلاس نیز واکنش‌های پیشرانه و گیربکس اندکی سریعتر از حالت اسپرت خواهد بود.

آکورا RDX
اگرچه حرکت RDX در جاده بسیار رضایت بخش و اطمینان آفرین است اما چندان لذت بخش نیست. عبور RDX از پیچ‌ها به گونه‌ای است که انگار پیچی وجود ندارد. بدنه خودرو حین عبور از پیچ‌ها کاملا تخت باقی می‌ماند. RDX دقیقا همان کاری را که از او خواسته باشید انجام می‌دهد و سپس به سراغ مرحله بعد می‌رود. غربیلک فرمان در حالت اسپرت کمی سفت می شود و مقداری از واکنش‌های چرخ ها با سطح جاده را به دستان راننده منتقل می‌کند که البته برای حالت اسپرت چندان موضوع بعدی به نظر نمی‌رسد.

آکورا RDX
سیستم چهار چرخ محرک RDX موسوم به «سیستم محرک تمام چرخ سوپر هندلینگ» آنقدرها که نامش دهان پرکن است، سنخیتی با واقعیت ندارد.
عملکرد این سیستم چندان فوق العاده نبوده و هرگز به پای سیستم‌های توزیع گشتاور عملکرد-بالا نخواهد رسید و اگر کسی انتظار عملکرد مساحره آمیز را از این سیستم دارد، در واقع خودش را فریب داده است.

برخی افراد ممکن است واکنش های دقیق و غیر لذتبخش RDX را خسته کننده بیابند، اما اگر صرفا قرار بر انتخاب یک کراس اوور لوکس باشد که همانند خودروهای اسپرت بتوان با آن رانندگی کرد، بازار باید مملو از آلفا استلویو می‌شد.

هر کس که RDX را خریداری کند، می‌تواند از رفاه و حس اطمینان بخشی در در حین حرکت با سرعت نسبتاً بالا برخوردار شود. عملکرد پدال ترمز نیز به گونه‌ای است که هیچ واکنشی خاصی را به پای راننده منتقل نمی‌کند و با کمی احساس عدم اطمینان همراه است؛ البته کار خود را به موقع انجام می‌دهد و خودرو را از حرکت باز می‌دارد. آکورا اعلام کرده که این کار را به منظور جلوگیری از حرکت ناگهانی سرِ سرنشینان به جلو در حین ترمزهای شدید انجام داده است. برخلاف کابین ساکت و آرامش بخش RDX، صدای نویز ناشی از تماس تایرها با سطح جاده در بیرون خودرو، تا حدودی زیاد است.

آکورا RDX

آکورا RDX
سیستم صوتی آکورا موسوم به ELS Studio 3D با ۱۶ بلندگو و توان ۷۱۰ وات، کیفیت فوق‌العاده‌ای دارد. همچنین صندلی‌های جدید آکورا RDX، یکی دیگر از نقاط قوت کابین این خودرو است. آنها علاوه بر فراهم نمودن نشیمن‌گاهی مرفه، بدن را به خوبی حمایت می‌کنند، کیفیت دوخت بالایی دارند و به خوبی با بدن شما تطابق پیدا می کنند. این موضوع به خصوص در صندلی‌های ردیف عقب نمود بالاتری دارد، چرا که اغلب خودروسازان رفاه صندلی‌های عقب را کمتر مورد توجه خود قرار می دهند. روکش صندلی ها از جنس چرم بسیار باکیفیت و نرم بوده که بسیاری از نقاط دیگر کابین را نیز پوشش داده است. تزییناتی از جنس چوب زیتون و آلومینیوم نیز در کابین آکورا RDX به چشم می‌خورد.

آکورا RDX
یکی دیگر از شاخصه‌های مثبت کابین RDX وجود یک اینترفیس تاچ پد واقعی است. با وجود یک دکمه چرخان و یا صفحه نمایشگر لمسی، این تاچ پد به همراه نمایشگر سیستم اطلاعات سرگرمی ۱۰٫۲ اینچی ارائه شده است؛ البته عادت کردن به آن به کمی صرف وقت و تجربه نیاز دارد. در سیستم اطلاعات سرگرمی هر یک از کارکردهای مختلف به صورت یک اپلیکیشن جداگانه طراحی شده‌اند. همچنین شما می توانید هر یک از اپلیکیشن ها را به هدآپ دیسپلی اضافه نمایید و از طریق تاچ پد به کنترل آنها بپردازید.

آکورا RDX
تنها نکته منفی به عدم وضوح کافی تصاویر ضبط شده توسط دوربین ۳۶۰ درجه و دوربین عقب باز می گردد که اصلا برازنده این خودرو نیست.

به هر حال این داستان آکورا RDX بود. آکورا RDX به امکانات و تجهیزات جدید به همراه پیشرانه و گیربکس رضایت بخش مجهز شده و تناسب خوبی میان قیمت و قابلیت‌های آن برقرار است. آکورا RDX مانند یک شخصیت بدون احساس مطلق نیست، او دارای ابعاد شخصیتی جذابی است شما را وادار به شناختن خود می‌کنند.

مشخصات فنی آکورا RDX

  • قیمت پایه: ۳۸,۲۹۵ دلار
  • قوای محرکه: ۲٫۰L/272-hp/380 n.m
  • وزن: ۱۷۲۴ تا ۱۸۶۰ کیلوگرم
  • شتاب (۰ – ۹۶): ۶ ثانیه
  • ابعاد( طول، عرض، ارتفاع): ۴۷۴٫۵، ۱۹۰، ۱۶۷ سانتی‌متر
  • مصرف سوخت(لیتربر۱۰۰کیلومتر): ۱۰٫۹(شهر)، ۸٫۷(بزرگراه)، ۱۰(ترکیبی)
  • موعد فروش: هم اکنون

آکورا RDX
منبع: motortrend


از شاسی بلندها گرفته تا سوپرکارها، از سدان ها تا کوپه‌ها، خریداران انتخاب‌های فراوانی به منظور دست‌یابی به کم‌مصرف‌ترین خودروهای پلاگین هیبریدی دارند؛ اما اگرچه خریداران این دسته از خودروها معمولاً به دنبال محصولی کم‌مصرف هستند اما شاید برخی نیز بخواهند قدرت بیشتری را با مصرفی کم ترکیب نمایند.


با در نظر گرفتن این موضوع ما لیستی ۱۵ تایی از سریع‌ترین و قوی‌ترین خودروهای پلاگین هیبریدی بازاری را گردآوری کرده‌ایم. خودروسازانی همچون ب‌ام‌و، ولوو و مرسدس بنز بیشترین حضور را در این لیست دارند اما برخی خودروهای جالب‌توجه نیز در زمره قوی‌ترین‌ها هستند. با ما همراه باشید!

  1. ولوو XC60 T8 پلاگین

قدرت/گشتاور: ۳۲۰ اسب بخار/۶۴۰ نیوتون متر

با وجود یک پیشرانه ۴ سیلندر سوپرشارژر و توربوشارژرداری که با یک مجموعه باتری لیتیوم-یونی ۱۰٫۴ کیلووات ساعتی ترکیب شده، ولوو XC60 قدرت ۳۲۰ اسبی داشته و به لیست ما راه یافته است. این شاسی‌بلند خانوادگی شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت ۵٫۵ ثانیه‌ای داشته و می‌تواند به سقف سرعت ۲۲۸ کیلومتر در ساعت دست یابد.

  1. ب‌ام‌و ۷۴۰e xDrive iPerformance

قدرت/گشتاور: ۳۲۲ اسب بخار/۵۰۰ نیوتون متر

این سدان بزرگ و لوکس قدرت قابل‌احترام ۳۲۲ اسب بخاری دارد. پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری بای توربوی ۷۴۰e xDrive iPerformance با یک مجموعه باتری لیتیوم-یونی ۹٫۱ کیلووات ساعتی ترکیب شده و باعث می‌شود این خودرو تنها در عرض ۵٫۱ ثانیه از سکون به تندی ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد و تا حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت نیز به راه خود ادامه دهد.

  1. کادیلاک CT6 PHEV

قدرت/گشتاور: ۳۵۵ اسب بخار/۵۸۳ نیوتون متر

اگر دنبال خودرویی آمریکایی هستید می‌توانید این سدان لوکس با قدرت ۳۵۵ اسبی را بخرید. CT6 پلاگین هیبریدی ۳۲ اسب بخار بیشتر از ب‌ام‌و داشته و می‌تواند در ۵٫۲ ثانیه از سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد.

  1. ب‌ام‌و i8 کوپه و رودستر

قدرت/گشتاور: ۳۶۹ اسب بخار/۵۶۹ نیوتون متر

اگرچه این خودرو یکی از معدود محصولات اسپورت حاضر در لیست است اما به‌طور سورپرایز کننده‌ای رتبه نازل ۱۲ را به دست آورده است. با قدرت بیشتری که برای سال ۲۰۱۸ به دست آمده، این بیمر اسپورت هم‌اکنون قدرت ۳۶۹ اسب بخاری دارد.

  1. ولوو S60 T8

قدرت: ۴۰۰ اسب بخار
ولوو S60
هنوز رنگ بدنه نسل جدید S60 خشک نشده اما نسخه پایه پلاگین هیبریدی این خودرو به لیست ما راه یافته است. این سدان تیز همه‌ی قدرت ۴۰۰ اسب بخاری خود را به لطف سیستم هیبریدی توئین انجین T8 به چهارگوشه می‌فرستد اما این قوی‌ترین نسخه S60 نیست. شایان ذکر است هنوز میزان گشتاور این خودرو اعلام نشده است.

  1. ولوو XC90 T8

قدرت/گشتاور: ۴۰۰ اسب بخار/۶۴۰ نیوتون متر
2016 Volvo XC90 T8
یک‌بار دیگر ولوو با محصولی دیگر برتری خود در دنیای پلاگین هیبریدی‌های قوی را دیکته کرده است. شاسی‌بلند فول سایز XC90 با قوای محرکه تقریباً مشابه S60 در این لیست حضور دارد. این خودرو قدرت ۴۰۰ اسبی و گشتاور ۶۴۰ نیوتون متری دارد.

  1. ولوو S90 T8

قدرت/گشتاور: ۴۰۲ اسب بخار/۶۵۱ نیوتون متر

این سدان فول سایز قوی‌تر از دو برادر دیگر خود بوده و از همان قوای محرکه هیبریدی T8 مشهور سود می‌برد اما این تنظیمات در سدان S90 خروجی ۴۰۲ اسبی دارد.

  1. کارما رورو

قدرت/گشتاور: ۴۰۳ اسب بخار/۱۳۳۰ نیوتون متر

این برند جدید که ریشه‌های فیسکر کارما را نشان می‌دهد از همان استایل جذاب مدل کارمای قبلی و البته قوای محرکه قوی‌تر سود می‌برد. کارما روروی جدید از پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری توربو و یک جفت پیشرانه الکتریکی سود برده و قدرت قابل‌توجه ۴۰۳ اسب بخاری دارد.

  1. ولوو S60 T8 طراحی پولستار

قدرت: ۴۱۵ اسب بخار

قوی‌ترین محصول ولوو در این لیست نسل جدید S60 T8 است که به پکیج سفارشی پولستار مجهز شده است. با برخی بازنگری‌های طراحی، سیستم تعلیق اسپورت تر و افزایش خروجی پیشرانه به ۴۱۵ اسب بخار، این سدان شیک و جذاب قوی‌ترین و گیراترین S60 تاریخ است. هنوز گشتاور تولیدی این پیشرانه اعلام نشده است.

  1. پورشه کاین S E-Hybrid

قدرت/گشتاور: ۴۱۶ اسب بخار/۵۹۰ نیوتون متر

با وجود یک پیشرانه ۶ سیلندر قوی که قدرت ۳۳۳ اسبی داشته و از مجموعه باتری لیتیوم-یونی سود می‌برد، کاین S E-Hybrid خروجی کل ۴۱۶ اسبی دارد. این خودرو عنوان قوی‌ترین شاسی‌بلند پلاگین هیبریدی پورشه را یدک می‌کشد.

  1. مرسدس بنز S550e

قدرت/گشتاور: ۴۳۶ اسب بخار/۶۴۹ نیوتون متر

اگر به دنبال یک مرسدس بنز لوکس، قوی و پلاگین هیبریدی هستید باید S550e را انتخاب کنید. با پیشرانه ۶ سیلندر ۳ لیتری و باتری لیتیوم-یونی ۱۳٫۵ کیلووات ساعتی، این خودروی لوکس قدرت ۴۳۶ اسبی دارد. این خودرو می‌تواند به حداکثر سرعت ۲۱۰ کیلومتر در ساعت دست یابد.

  1. مرسدس بنز GLE 500e

قدرت/گشتاور: ۴۳۶ نیوتون متر/۶۴۹ نیوتون متر

یکی از سورپرایزهای این لیست حضور مرسدس بنز GLE 500e 4Matic پلاگین هیبریدی در رتبه چهارم است. این خودرو که از یک پیشرانه ۶ سیلندر ۳ لیتری بای توربو و واحدی الکتریکی سود می‌برد خروجی ترکیبی ۴۳۶ اسب بخار داشته و تنها در عرض ۵٫۲ ثانیه می‌تواند از سکون به تندی ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد.

  1. پورشه پانامرا ۴ E-Hybrid

قدرت/گشتاور: ۴۶۲ اسب بخار/۷۰۰ نیوتون متر

اگرچه این خودرو نسخه توربو S نیست اما به لطف پیشرانه ۶ سیلندر ۲٫۹ لیتری بای توربو و مجموعه باتری لیتیوم-یونی ۱۴٫۱ کیلووات ساعتی خروجی ۴۶۲ اسب بخاری دارد. پانامرای مورد بحث در عرض ۴٫۴ ثانیه از سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رسد و حداکثر سرعت ۲۷۷ کیلومتر در ساعتی دارد.

  1. پورشه پانامرا S E-Hybrid

قدرت/گشتاور: ۶۸۰ نیوتون متر/۸۴۹ نیوتون متر

این خودرو یکی از قوی‌ترین محصولات پلاگین هیبریدی بازار بوده و بسیار سریع است. با وجود یک پیشرانه ۸ سیلندر ۴ لیتری بای توربو و مجموعه باتری ۱۴٫۱ کیلووات ساعتی، این پورشه‌ی قدرتمند می‌تواند تنها در ۳٫۲ ثانیه به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت شلیک شود و سقف سرعت ۳۰۹ کیلومتر در ساعتی داشته باشد.

  1. کونیگ زگ رگرا


طبیعتاً قوی‌ترین خودروی پلاگین هیبریدی یک کونیگ زگ رگرای چند میلیون دلاری خواهد بود. این خودرو در سال ۲۰۱۶ معرفی شده و تنها ۸۰ دستگاه از آن ساخته خواهد شد. سازنده رگرا می‌گوید این خودرو قوی‌ترین و سریع‌ترین خودروی تولیدی تاریخ خواهد بود؛ و البته با قدرت ۱۵۰۰ اسب بخاری چه کسی می‌تواند به این گفته‌ها شک کند؟

نیروی تولیدی این هیولا از پیشرانه ۸ سیلندر ۵ لیتری بای توربو که قدرت ۱۱۰۰ اسب بخاری داشته و سه پیشرانه الکتریکی حاصل می‌شود. سه مجموعه باتری ۴٫۵ کیلووات ساعتی و ۸۰۰ ولتی نیز نیروبخش این سه پیشرانه الکتریکی هستند. یک سیستم ریکاوری انرژی جنبشی نیز در رگرا بکار رفته است.

منبع: insideevs


کمپانی تازه‌کار NIO در حال افزایش سرعت تحویل شاسی‌بلند تمام الکتریکی ES8 به مشتریان چینی بوده و برنامه‌هایی برای تحویل حدود ۳۰۰ دستگاه از این خودرو به مشتریان تا پایان ماه جاری دارد.

NIO ES8

این خودروساز که اولین بار با سوپرکار الکتریکی EP9 خبرساز شده در آوریل سال ۲۰۱۷ اقدام به رونمایی ES8 به عنوان یک شاسی بلند ۷ نفره پرفورمنس که تسلا مدل X را هدف گرفته کرد. این خودرو که در چین ساخته می‌شود پیش از اعمال تخفیف‌ها و مشوق‌ها قیمت ۶۹ هزار دلاری دارد.

NIO ES8

NIO ES8
در مقام مقایسه باید گفت یک دستگاه تسلا مدل X وارداتی با قیمت دو برابری در دسترس چینی‌ها می‌باشد؛ بنابراین جای تعجب زیادی وجود ندارد که چرا این خودروساز که در سال ۲۰۱۴ تأسیس شده ۱۵ هزار سفارش خرید با سپرده ۷۷۰ دلاری را دریافت کرده است.


جک چنگ از بنیان‌گذاران این شرکت در مصاحبه با اتوموتیونیوز گفته که دلیل NIO برای ساخت این خودرو نبود رقیب بوده است.
او می‌گوید:

به خاطر اینکه هیچ شرکتی در این کلاس حضور ندارد، شما با نصف قیمت یک تسلای وارداتی خودرو می‌سازید، تجربه کاربری بسیار خوبی را با بهترین مشخصات و امکانات ارائه می‌دهید و آن را پیش از اعمال مشوق‌ها با قیمت ۷۰ هزار دلاری می‌فروشید. هیچ‌کسی نمی‌تواند به این نقطه برسد و سود هم بکند. این یک فاکتور کلیدی است.

نیروبخش NIO ES8 دو پیشرانه الکتریکی با مجموع قدرت ۶۴۳ اسب بخار بوده و البته یک باتری ۷۰ کیلووات ساعتی نیز پیشرانه‌ها را حمایت می‌کند. این شاسی بلند محدوده حرکتی ۵۰۰ کیلومتری داشته و شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت آن تنها ۴٫۴ ثانیه می‌باشد. حداکثر سرعت این خودرو نیز ۱۸۰ کیلومتر در ساعت اعلام شده است.

NIO ES8
در روی کاغذ می‌توان ES8 را یک رقیب بسیار قدر برای تسلا مدل X دانست. این شرکت تلاش دارد تا سال ۲۰۲۰ تعداد ۱۱۰۰ جایگاه شارژ را در چین بسازد. در حال حاضر NIO روی بازار چین تمرکز دارد اما چنگ می‌گوید شاید در آینده با یک کراس اوور وارد بازار آمریکا شوند.






این همه‌چیز سوزوکی است! یک خودروی کی، یا ون یا تراک یا آنچه که قبلاً به عنوان Carry خوانده می‌شد. این خودرو اندکی بزرگ‌تر از یک اسمارت بوده اما فضای داخلی زیادی دارد؛ و سوزوکی تعداد بسیار زیادی از آن‌ها را در بازار ژاپن به فروش می‌رساند.


در واقع تنها در این کشور که بازار اصلی مینی ون سوزوکی است، بیش از ۳ میلیون دستگاه از این خودرو به فروش رسیده است. این میزان فروش شامل همه نوع مدل با هر نوع فرم بدنه‌ای است که برای اولین بار از سال ۱۹۶۴ معرفی شده‌اند.


البته همین حالا فروش سه میلیون دستگاهی باعث نمی‌شود که مینی ون سوزوکی در میان پرفروش‌ترین خودروهای جهان قرار بگیرد. تویوتا بیش از ۴۰ میلیون دستگاه از کرولا را تقریباً از همان زمان تاکنون به فروش رسانده است. ولی باید گفت کرولا طیف مشتریان و جذابیت وسیع‌تری داشته و این آمار در سراسر جهان به دست آمده است.


اما برای مثال در نظر داشته باشید که پورشه تنها یک میلیون دستگاه ۹۱۱ به فروش رسانده است. مرکوری هرگز این میزان فروش را برای گرند مارکیس (محبوب‌ترین خودروی این برند) در کل تاریخش تجربه نکرده است. ولوو هم با سری ۲۰۰، لندروور با دیفندر، لینکلن با خودروی تاون و اسمارت با فورتو به این رکورد نزدیک نشده‌اند؛ و همه‌ی این خودروها جزو محبوب‌ترین محصولات برندهای یاد شده بوده‌اند.


موضوع مهم‌تر و احساس‌برانگیزتر چگونگی افزایش میزان تولید سوزوکی در خلال این سال‌هاست. رسیدن به رکورد تولید یک میلیون دستگاه از این مینی ون ۲۷ سال (از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۱) طول کشیده اما تنها ۱۵ سال بعد رکورد تولید دو میلیون دستگاه ثبت شده و حالا نیز در مدت‌زمانی بسیار کوتاه‌تر رکورد سه میلیونی گزارش شده است. با این سرعت تولید سوزوکی هم‌اکنون پرفروش‌ترین خودروساز بازار ژاپن مخصوصاً در کلاس خودروهای تجاری سبک است. شاید سوزوکی در آینده بازار خودروهای آمریکای شمالی را ترک کند اما هنوز هم بازیگری بزرگ در ژاپن به شمار می‌رود.

مقایسه نسل جدید و قدیم ولوو S60

بدون دیدگاه


با اینکه دومین نسل ولوو S60 در تست‌های مقایسه‌ای صورت گرفته پیروزی چشمگیری به دست نیاورده اما تصویر کلی درباره آن یک خودروی خوش‌ساخت، ایمن و خوش‌ترکیب بوده است.


البته این‌گونه قضاوت‌ها به حدود یک دهه قبل تعلق داشته زیرا نسل پیشین S60 که در اواخر سال ۲۰۰۹ معرفی شده بود جای خود را به نسل کاملاً جدید S60 2019 داده است. زمان کاملاً تغییر کرده زیرا این کلاس هم‌اکنون در قبضه آئودی A4، مرسدس C کلاس و BMW سری ۳ است.

ولوو S60 در سال ۲۰۱۴ ارتقا یافت اما مرسدس و BMW نسل‌های جدید C کلاس W205 و سری ۳ کد F30 را قبلاً معرفی کردند بنابراین حالا زمان لذت بردن از نسل جدید این سدان اجرایی جمع و جور سوئدی می‌باشد.

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، به‌روزرسانی سال ۲۰۱۴ این خودرو کاملاً وسیع بوده زیرا S60 از کاپوت، گلگیرهای جلوی جدید، جلوپنجره بزرگ‌تر، چراغ‌های جدید متفاوت، دیلایت های LED نوین، سیستم اطلاعات سرگرمی تغییر یافته و تجهیزات ایمنی جدید همچون پایش نقاط کور مبتنی بر رادار سود می‌برد.

حتی با تغییرات وسیع ظاهری، نسل قبلی ولوو S60 در مقایسه با ظاهر ظریف و با ابهت نسل جدیدش به تقلا می‌افتد. نسل جدید این خودرو از زبان طراحی نوین ولوو سود می‌برد. این طراحی قبلاً در سدان پرچم‌دار S90 و دیگر محصولات سوئدی‌ها دیده شده است.

نمای جلوی S60 جدید تیز و ظریف بوده درحالی‌که نمای نسل قبلی کمی پیش پا افتاده بوده و خیلی جلب‌توجه نمی‌کند. زمانی که به پروفایل جانبی نگاه کنید اوضاع بهتری را در نسل پیشین S60 شاهد خواهید بود زیرا قوس‌های عقب عضلانی باعث ایجاد ظاهری دینامیک شده‌اند. چراغ‌های عقب L شکل نسل قبلی حتی امروز نیز خوب به نظر می‌رسند درحالی‌که چراغ‌های لابستر مانند نسل جدید کمی سنتی و مرسوم به چشم آمده و در اکثر محصولات امروزی هم دیده می‌شوند.

اما فراموش نکنید که نسل جدید ولوو S60 طویل‌تر بوده و فاصله بین محوری بیشتری دارد به همین دلیل طراحان آزادی عمل بیشتری برای ایجاد تناسبات جذاب داشته‌اند.

هر فردی که در کابین نسل قبلی S60 نشسته باشد به خوبی می‌داند که این خودرو کابینی خوش‌ساخت داشته و از متریال لوکس مناسبی بهره برده است. کابین خودرو راحت بوده و جدای از موقعیت رانندگی که به خوبی سری ۳ یا A4 نیست، شما احتمالاً شکایت زیادی درباره کابین نسل پیشین نخواهید داشت.

نسل جدید یک جانور کاملاً متفاوت بوده و از روش S90 و V60 پیروی کرده است. برخلاف S90 که دارای برخی متریال پلاستیکی بیشتر در کنسول مرکزی است شما شاهد کیفیت بالاتری در مقایسه با نسل قبلی S60 خواهید بود.

جدای از متریال باکیفیت، نسل جدید S60 همچنین دارای طراحی داشبورد ظریف‌تری بوده و از دکمه‌های کمتری استفاده کرده است. این خودرو همچنین دارای سیستم اطلاعات سرگرمی مدرنی است.

در کل اگرچه نسل قبلی ولوو S60 همچنان یک خودروی باکیفیت و نسبتاً جذاب است اما نسل جدید دقیقاً همان چیزی است که ولوو به منظور رقابت با حریفان سرشناس نیاز دارد.

سؤال اصلی این است: در کلاس سدان های لوکس کامپکت، شما نسل جدید ولوو S60 2019 را به سه حریف ژرمنی ترجیح می‌دهید؟


زمان انتخاب فرا رسیده است…

سرانجام ب‌ام‌و سری ۸ معرفی شد. باواریایی ها این خودرو را ترکیب غیرقابل‌رقابت از اسپورت و لوکس بودن توصیف می‌کنند. زمان زیادی از به چالش کشیده شدن مرسدس توسط یک ب‌ام‌و دو درب در کلاس‌های سطح بالا می‌گذرد اما با معرفی سری ۸ جدید می‌خواهیم ببینیم رقابت این دو برند چگونه پیش خواهد رفت؛ و البته یک حریف دیگر هم وجود دارد: لکسس LC.


خب پیش از آنکه برخی از افراد بگویند لکسس LC رقیب مستقیم سری ۸ و S کلاس کوپه نیست باید بگوییم مشتریانی واقعی که به دنبال پرداخت ۱۰۰ هزار دلار برای خرید خودرو هستند به احتمال زیاد بین این سه خودرو مردد خواهند بود.

لکسس LC500
بله شاید ژرمن‌ها فضای کابین بیشتری در مقایسه با لکسس داشته باشند اما در دنیای گرند توررهای لوکس دو درب، راحتی سرنشینان عقب یک اولویت حیاتی نیست. چیزی که مهم است طراحی چشم‌نواز، فاکتور احساس خوب و توازن بین دینامیک سواری و راحتی فوق‌العاده در فواصل طولانی می‌باشد.


ب‌ام‌و سری ۸ جدید کاراکتر اسپورت خود را با استایلی عضلانی که از نسخه مفهومی خود به ارث رسیده ترکیب کرده است.

جلوپنجره کلیوی پهن این خودرو به خوبی با چراغ‌های جلوی نازک ترکیب شده است. همچنین شیشه عقب بسیار خمیده پشتی به نمایی رسیده که کاملاً در تسلط چراغ‌های عقب بسط یافته و دو خروجی اگزوز حجیم می‌باشد.


حریف بعدی این میدان مرسدس S کلاس کوپه است که ظاهر آرام بخشی دارد و خشن بودن هرگز در لیست منوهای این مرسدس دو درب بزرگ نبوده است.

بجای این حرکات، خطوط بدنه مرسدس بسیار ظریف‌تر و تر و تمیزتر بوده و تلاش دارند این خودرو را باابهت نشان دهند و تصویری جذاب از مرسدس در کلاسی سطح بالا بر جای بگذارند. S کلاس کوپه در کل خودرویی گران‌قیمت و زیبا به نظر می‌رسد.


و بالاخره به لکسس LC می‌رسیم. این خودروی ژاپنی همه‌ی آن چیزی را که یک محصول اسپورت بزرگ باید داشته باشد ارائه می‌کند که از جمله آن‌ها می‌توان به پهنای قابل‌توجه، خط سقف کم ارتفاع و جزئیات آینده‌نگرانه در نقاط کلیدی اشاره کرد.

چراغ‌های شلوغ لکسس هماهنگی خوبی با کلیت بدنه داشته و جلوپنجره دوکی‌شکل خاص لکسس به بهترین شکل ممکن با خودرو ترکیب شده است. این یک GT لوکس برجسته با حس خاص یک سوپرکار است.


هر سه خودرو در کابین نیز افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. ب‌ام‌و با یک جفت صفحه‌نمایش که برای پشت آمپرها و سیستم اطلاعات سرگرمی می‌باشد به شما خوشامد می‌گوید. همچنین جزئیات فولادی و کاربرد شیشه در برخی بخش‌ها و کنترل‌ها به همراه کابینی تمام چرمی از دیگر ویژگی‌های بخش داخلی سری ۸ می‌باشند.


مرسدس S کلاس کوپه نیز با دو صفحه‌نمایش بزرگ یکپارچه و متریال چوب و چرم و فلز فوق‌العاده در فضایی مدرن‌تر شما را جذب می‌کند.


با باز کردن درب لکسس LC وارد یکی از خاص‌ترین کابین‌های بازار خواهید شد. فضای داخلی این خودرو ترکیبی از تکنولوژی‌های مدرن و چرم و آلکانتراست. کابین لکسس از نظر ترکیب رنگ‌های روشن بی‌شک جزو جذاب‌ترین‌ها می‌باشد.


خب زمان انتخاب فرا رسیده است. شما کدام خودرو را ترجیح می‌دهید؟ ب‌ام‌و سری ۸، مرسدس S کلاس کوپه یا لکسس LC؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.







موتورسواری بسیار امن‌تر خواهد شد…

همه‌ی ما با جدیدترین سیستم‌ها و تکنولوژی‌های ایمنی و کمک راننده در خودروهای مدرن آشنا هستیم؛ اما در موتورسیکلت‌ها چنین تکنولوژی‌هایی وجود نداشته و البته به نظر می‌رسد سیستم‌هایی همچون پایش نقاط کور و دوربین‌های پشتی برای این دسته از وسایل نقلیه کاملاً ضروری بوده و به عنوان یکی از تجهیزات ایمنی اصلی برای راننده محسوب می‌شود. هیچ‌کدام از ما مشکلی با یک جفت چشم اضافی در پشتمان نداریم و این چشم‌های جدید می‌توانند دید ۳۶۰ درجه ایجاد کنند.


یکی از استارت آپ های تازه‌کار در این بخش یک سیستم دوربین جدید را توسعه داده که می‌تواند موتورسوار را در هر زاویه و موقعیتی آگاه کرده و این کار را با کمک چراغ‌های هشدار انجام می‌دهد. ایده‌ی کار ساده است اما تبدیل آن به واقعیت این‌گونه نبوده است. زمانی که بحث نصب سیستم جدید در موتورسیکلت پیش می‌آید فاکتورهای زیادی را باید در نظر گرفت. به خاطر ابعاد محدود موتورسیکلت، این سیستم باید جمع و جور باشد و در حالت ایده‌آل وزنی به وسیله افزوده نشود.


همچنین پوشش تمامی زوایای ممکن در یک موتورسیکلت نیز چالش دیگری محسوب می‌شود. این تکنولوژی باید ویژه‌ی موتورسیکلت باشد زیرا به عنوان مثال شما نمی‌توانید یک سیستم لیدار خودرو را در موتور جای دهید و آن را سیستم نایت ویژن بنامید.

نوع خطر، اطلاعات موردنیاز و روش واکنش موتورسیکلت کاملاً با خودرو تفاوت دارد. به همین خاطر سیستم ایمنی خاص موتورسیکلت باید از صفر برای چنین وسیله‌ای توسعه یابد.


به همین دلیل است که استارت آپ یاد شده امیدوار به تبدیل ایده خود به واقعیت و عبور از چالش‌های یاد شده است. تکنولوژی دوری از برخورد این شرکت تاکنون تنها سرمایه‌گذاری ۲٫۵ میلیون دلاری را جذب کرده است.

[دانلود ویدئو]

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها