نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


نشریه اتواکسپرس زمانی که دی اس ۷ کراس‌بک برای اولین بار معرفی شد آن را بهترین خودروی این برند دانست. این خودرو بهتر از دیگر محصولات دی اس بوده اما هنوز هم نتوانسته در مقایسه قبلی از پس ولوو XC40 برآید.


البته آن تست زمانی انجام شد که مدل‌های بنزینی در دسترس نبودند بنابراین یک‌بار دیگر این دو خودرو را در برابر یکدیگر قرار داده‌ایم تا ببینیم کدام‌یک پیروز از میدان خارج می‌شوند. بسیار از خریداران مصرف سوخت را یک فاکتور مهم می‌دانند. این روزها خریداران خودروهای دیزلی کمتر شده و بیشتر به مدل‌های بنزینی روی آورده‌اند.

خب اگر به دنبال خودرویی بنزینی باشید، دی اس ۷ کراس‌بک را باید انتخاب کنید یا ولوو XC40 را؟ برای یافتن پاسخ با ما همراه باشید.

ولوو XC40 T5 AWD اینسکریپشن پرو

دی اس ۷ کراس‌بک پیورتک ۲۲۵ پرستیژ

مدل

۳۷۶۲۰

۳۸۹۹۰ قیمت (پوند)
۴ سیلندر ۲ لیتری توربوی بنزینی ۴ سیلندر ۱٫۶ لیتری توربوی بنزینی

پیشرانه

۲۴۴/۳۵۰

۲۲۲/۳۰۰ قدرت/گشتاور (اسب بخار/نیوتون متر)
۸ سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک ۸ سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل جلو

گیربکس

۶٫۸

۸٫۳ شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت (ثانیه)
۲۲۵ ۲۲۷

حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت)

۸

۹٫۳ مصرف سوخت (لیتر در هر صد کیلومتر)
رنگ بدنه (۷۵۰ پوند)، پکیج نایت ویژن دی اس (۱۴۰۰ پوند)، پکیج ایمنی پریمیوم (۵۰۰ پوند)

آپشن ها

 

  • دی اس ۷ کراس بک

نقاط قوت: کابین جادار، طراحی نامعمول کابین، تجهیزات استاندارد زیاد

نقاط ضعف: کیفیت سواری نه چندان خوب، هیجان رانندگی پایین، قیمت بالا


این خودرو اولین محصولی نیست که از پلتفرم EMP2 استفاده می‌کند اما اولین محصول سفارشی برند دی اس است که بر پایه یک سیتروئن قدیمی بنا نشده است.


این خودرو نیز همانند رقیب سوئدی از تنظیمات مک فرسون در جلو و چند اتصالی در عقب استفاده می‌کند اما تکنولوژی سیستم تعلیق فعال و هوشمند باعث تفاوت آن با ولوو می‌شود.


این سیستم جاده پیش رو را اسکن کرده و می‌تواند سیستم دامپینگ خودرو را به‌صورت خودکار تنظیم کند تا دی اس ۷ کراس‌بک خود را با شرایط جاده وفق دهد. این سیستم از دوربین پشت شیشه جلو و همچنین چهار حسگر و سه شتاب‌سنج استفاده می‌کند تا درباره میزان نیروی دامپینگ تصمیم‌گیری نماید.


همه‌ی این‌ها امیدبخش به نظر می‌رسند اما در عمل می‌بینیم که نتیجه به دست آمده یک سواری متناقض و ناپایدار است. گاهی اوقات خودرو به خوبی از دست‌اندازها عبور می‌کند اما در برخی جاده‌ها نمی‌تواند ناهمواری را مخفی کند و با لرزش و تکان از روی چاله‌ها و دست‌اندازها عبور می‌کند. همچنین سیستم تعلیق بخش عقبی نیز نمی‌تواند با دامپینگ بخش جلویی برابری کند.


سیستم تعلیق نرم هم باعث شده خودرو در زمان‌های ترمز و شتاب به پایین و بالا برود بنابراین در صندلی‌هایی که حمایت چندانی از بدن به عمل نمی‌آورند این ور آن ور خواهید رفت. در کل تجربه رانندگی با دی اس ۷ کراس‌بک نه چندان خوب بوده و لذت‌بخش نیست.


گیربکس این خودروی فرانسوی نیز تعویض‌های کندی داشته و در تست‌های شتاب بین دنده‌ای آن را عقب می‌اندازد. همچنین تعویض‌های این گیربکس نیز به نرمی حریف نیست.


نسخه دیزلی قبلی که تست شده بود در زمان حرکت آرامش خوبی داشته و این مدل بنزینی اندکی بهتر است اما ولوو XC40 نیز همین عملکرد را داشته و در جاده ساکت‌تر می‌باشد.


دی اس ۷ کراس بک از تجهیزات استاندارد زیادی سود می‌برد که در بسیاری از جنبه‌ها با ولوو برابری کرده و در برخی موارد نیز از آن‌ها پیش می‌افتد. رینگ‌های ۱۹ اینچی، صندلی‌های چرمی گرم شونده، چراغ‌های LED، درب پشتی برقی، شارژ بی‌سیم و ارتباط گوشی هوشمند در تریم پرستیژ به چشم می‌خورند.


این خودرو همچنین دارای پشت آمپرهای دیجیتالی ۱۲٫۳ اینچی است که می‌تواند جهت‌های ناوبری و اطلاعات رانندگی زیاد را نشان دهد. دی اس از این نظر با ولوو برابری می‌کند اما صفحه‌نمایش ۱۲ اینچی کراس‌بک به اندازه صفحه‌نمایش ۹ اینچی XC90 پاسخگو و خلاقانه نیست.

البته کابین دی اس ۷ پذیرفتنی بوده و طراحی بصری جالبی دارد. البته فضای آن در مقایسه با رقیب کمی تنگ به نظر آمده اما این به دلیل استفاده از متریال تیره‌تر و شیشه‌های کوچک‌تر است. در عمل کراس‌بک خودروی بزرگ‌تری است و فضای محفظه کاملاً جادارتری نیز دارد.

نظرات آزمایش‌کنندگان

ارتباطات: این خودرو به‌صورت استاندارد دارای اپل کارپلی و اندروید اتو بوده و صفحه‌نمایش بزرگ آن با سیستم‌های مبتنی بر گوشی‌های هوشمند هماهنگی بسیار خوبی دارد.

طراحی: طراحی کابین منحصربه‌فرد بوده و البته باب میل همه نیست. حداقل اینکه این بخش کلافه کننده نبوده و بسیاری از خریداران آن را دوست دارند.

متریال: کیفیت کابین خوب بوده اما اکثر تریم ها کیفیت بالایی در مقایسه با ولوو ندارند و کیفیت ساخت آن کمی پایین‌تر از XC40 می‌باشد.

نقاط قوت: تجهیزات استاندارد زیاد، کابین عالی، پیشرانه قوی و ساکت، گیربکس و سواری خوب

نقاط ضعف: کابین تنگ‌تر از دی اس ۷ کراس بک، برخی مشکلات سیستم اطلاعات سرگرمی

پلتفرم جدید این خودرو به معنی استفاده از زیرساخت متفاوت در مقایسه با برادران بزرگ‌تر XC60 و XC90 می‌باشد. این دو خودرو از معماری SPA استفاده می‌کنند اما XC40 بر پایه پلتفرم CMA ساخته شده است.


این خودرو از پیشرانه بنزینی T5 با قدرت ۲۴۴ اسب بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتون متر سود برده و کاملاً در مقایسه با دی اس دست برتر را دارد. پیشرانه ۲ لیتری ولوو کاملاً توانا نشان می‌دهد.


این خودرو به‌طور قابل‌توجهی سنگین‌تر از دی اس بوده به گونه‌ای که وزن ۱۶۴۶ کیلویی آن در مقایسه با وزن ۱۴۲۵ کیلویی دی اس به چشم می‌آید. علیرغم این موضوع، گیربکس سریع و پیشرانه قوی باعث می‌شود ولوو در تست‌های پرفورمنس سریع‌تر باشد.


در شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت XC40 برتری خود را دیکته کرده است. اگرچه پیشرانه‌های بنزینی این خودروها پرفورمنس مناسبی دارند اما جذابیت آن‌ها بیشتر حول رفاه و ساکتی می‌چرخد. ولوو سروصدای کمتری داشته و در سرعت‌های بالا آرام می‌باشد. قلب آهنین بنزینی T5 نرم‌تر بوده و صدای جذاب‌تری نیز دارد.


سواری راحت یکی از مهم‌ترین فاکتورها بوده و ولوو در آن پیروز است. حتی با وجود رینگ‌های ۱۹ اینچی، عبور از دست‌اندازها در سرعت‌های پایین ناراحتی زیادی در پی ندارد اما رقیب راحتی کمتری داشته و XC40 نیز در سرعت‌های بالاتر خیلی پایدارتر است.


ولوو همچنین در پیچ‌ها آرامش و پایداری بیشتری داشته و فرمان سبک و میدان دید خوب در جلو باعث شده‌اند سواری آن در مقایسه با دی اس ۷ کراس‌بک بهتر و آسان‌تر باشد. صندلی‌ها و موقعیت رانندگی ولوو نیز راحت‌تر هستند.


فاکتور دیگری که باعث تمایز این دو شاسی‌بلند می‌شود کابین‌های لوکس است. XC40 طراحی تر و تمیز و ساده‌تری داشته و از متریال باکیفیتی سود برده است. کابین کراس‌بک طراحی خوبی داشته اما خیلی با کاربر رابطه دوستانه‌ای ندارد.

از جمله تجهیزات استاندارد ولوو XC40 می‌توان به صفحه لمسی ۹ اینچی، سیستم ناوبری، رادیوی DAB و اتصال بلوتوث، سیستم تهویه مطبوع و کروز کنترل، چراغ‌های جلوی LED و صندلی‌های گرم شونده اشاره کرد.

نظرات آزمایش‌کنندگان

داشبورد: متریال باکیفیت و طراحی جالب به این معنی هستند که ولوو در بحث کیفیت کابین از دی اس ۷ کراس‌بک پیشی بگیرد.

سیستم اطلاعات سرگرمی: صفحه‌نمایش تبلت مانند همانند یک گوشی هوشمند کار می‌کند. البته صفحه‌نمایش گاها کند می‌شود.

فضای ذخیره‌ای: ولوو دارای کابینی منعطف بوده و فضای زیادی بین درب‌ها و کنسول مرکزی وجود دارد.

رتبه اول: ولوو XC40

این خودرو چه در فرم بنزینی و چه در فرم دیزلی بهتر از دی اس ۷ کراس بک است. ولوو اگرچه فضای کابین کمتری از حریف دارد اما به خاطر سواری نرم، کابین باکیفیت‌تر و تجهیزات استاندارد بیشتر پیروز میدان لقب می‌گیرد. سواری XC40 هم بهتر بوده و هزینه‌های مالکیت کمتری دارد.

رتبه دوم: دی اس ۷ کراس بک

این خودرو انتخاب اول نیست. کراس بک فضای کابین زیادی داشته و چیزی متفاوت در مقایسه با رقبا ارائه می‌کند اما سواری ناپایدار و هزینه‌های سواری زیاد آن را در مرتبه‌ای پایین قرار می‌دهند. کنترل ضعیف حرکات بدنه روی راحتی تأثیر منفی داشته و باعث کاهش لذت سواری می‌شوند.

منبع: autoexpress






کشور مکزیک از نظر جرم و جنایت حال‌وروز خوشی ندارد و همین امر باعث شده تجارت خودروهای ضدگلوله در این کشور بسیار داغ باشد به گونه‌ای که تولید این‌گونه خودروها در سال جاری افزایش چشمگیری داشته است.


در سال ۲۰۱۷ بیش از ۲۵ هزار قتل در مکزیک رخ داده و این امر باعث شده این کشور بالاترین نرخ جنایت سالانه را داشته باشد. متأسفانه اوضاع در سال جاری بدتر هم شده است.


به همین دلیل است که تأسیسات تولید خودروهای ضدگلوله با افزایش تولید ۱۰ درصدی مواجه شده‌اند و نرخ تولید آن‌ها در سال جاری به ۳۲۸۴ دستگاه رسیده که رکورد بیشترین میزان تولید در سال ۲۰۱۲ را شکسته است.

bullet-proof-car
در واقع تقاضا برای خودروهای ضدگلوله به حدی افزایش یافته که خودروسازان شروع به تولید این‌گونه خودروها در کارخانه‌های خود در مکزیک کرده‌اند. برای مثال آئودی اقدام به تولید نسخه ضدگلوله Q5 کرده است. این خودرو قیمت ۸۷ هزار دلاری در مکزیک داشته و هنوز هم ارزان‌تر از قیمت نسخه افترمارکتی ضدگلوله می‌باشد. یکی از کارشناسان این صنعت تخمین می‌زند یک Q5 ضدگلوله افترمارکتی قیمت بیش از ۹۵ هزار دلاری خواهد داشت و البته گارانتی کارخانه را نیز لغو خواهد کرد.


مالک یکی از کمپانی‌های امنیتی که چندین بار تجربه سرقت و تهدید را داشته می‌گوید هم‌اکنون در مکزیکوسیتی فقط با خودرویی ضدگلوله تردد می‌کند. او می‌گوید: “یکی از جرم‌هایی که ما را تهدید می‌کند آدم‌ربایی است. به همین دلیل است که می‌ترسیم.” او می‌گوید هر دو سال یک‌بار خودروی خود را تعویض می‌کند.


از طرف دیگر کمپانی‌های امنیتی مکزیکی اقدام به گسترش پیشنهادهای اجاره‌ای و لیزینگی خودروهای ضدگلوله خود کرده‌اند زیرا محبوبیت این‌گونه خودروها افزایش یافته است.

انستیتوی بین‌المللی مطالعات استراتژیک در سال پیش مکزیک را دومین شهر خطرناک دنیا نامیده است.

بررسی بیوک لاکراس Avenir مدل ۲۰۱۸

بدون دیدگاه


بیوک برندی است که خودروهای نسبتا لوکس در امریکای شمالی تولید می‌نماید و تصمیم گرفته تا جایگاه خود را در بازار ارتقا دهد. سال گذشته این شرکت خط تولید محصولات لوکس خود موسوم به Avenir را راه اندازی نمود. در سری تولیدات avenir مدلهایی با تزئینات لوکس، کابین بسیار با کیفیت و طراحی خارجی ویژه تولید می‌شوند.

بیوک لاکراس Avenir
انکلیو نخستین مدلی بود که به نسخه Avenir مجهز شد و برای سال ۲۰۱۸، بیوک مدل لاکراس را نیز به آن اضافه نموده است. آیا بیوک لاکراس اونیر نسبت به کیا کادنزا، تویوتا آوالون و یا حتی لکسوس es برتری دارد؟ با ما همراه باشید تا به پاسخ این سوال آگاه شوید.

بیوک لاکراس Avenir
در پیست مخصوص، شتاب صفر تا صد لاکراس اونیر معادل ۵٫۶ ثانیه بوده و نتایج حاصل از آزمون یک چهارم مایل برابر ۱۴.۲ ثانیه و با سرعت ۱۶۰٫۵ کیلومتربرساعت همراه بوده است. یک چنین شتابی ما را واقعا هیجان زده نموده است. همچنین گیربکس اتوماتیک ۹ سرعته نیز بسیار سریع واکنش نشان داده و از ضریب دنده‌های مناسبی برخوردار است.

بیوک لاکراس Avenir
ضمنا مسافت مورد نیاز برای توقف این خودرو از سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت معادل ۳۷٫۵ متر است و کمی لرزش نیز در پدال ترمز احساس می شود. همچنین لاکراس مسیر ۸شکل را در مدت زمان ۲۶.۴ ثانیه و با متوسط چسبندگی ۰٫۶۸g به پایان رسانده است. میزان شتاب جانبی آن نیز برابر با ۰٫۸۴جی است.

بیوک لاکراس Avenir
سیستم تعلیق نسبتا نرم بوده و مقداری کم فرمانی در حین پیچیدن مشاهده می‌شود. آن گونه که ما در آزمایشات خود پی بردیم، لاکراس یک سدان اسپرت نیست و بیشتر مناسب گشت و گذار در بزرگراه است، سواری بسیار دلنشینی دارد و سیستم تعلیق به خوبی ضربات جاده را جذب می‌کند. سرنشینان نیز نسبت به محیط بیرون کاملا ایزوله هستند.

بیوک لاکراس Avenir
از سوی دیگر در جاده‌های پر پیچ و خم، به طرز غیر عادی لاکراس با کم فرمانی مواجه می‌شود که اصلا از خودرویی در این سطح انتظار نمی‌رود. غربیلک فرمان نیز نسبتا نرم است اما خیلی درگیر کننده نیست. سیستم تعلیق بسیار نرم و آسایش بخش است و بر روی ناهمواریها حالتی شناور به کابین دست می‌دهد البته نه آن طور که خیال کنید از روی یک تکه ابر به روی دیگری جهش می کنید.

بیوک لاکراس Avenir
دامپرهای فعال از طریق سفارش پکیج «رانندگی دینامیک» قابل سفارش هستند. همچنین رینگ‌های ۲۰ اینچی و حالت رانندگی اسپرت نیز در بسته مذکور گنجانده شده‌اند. پیشرانه ۳٫۶ لیتری V-6 جنرال موتورز در این خودرو به کار گرفته شده که توانی معادل ۳۱۰ اسب بخار تولید می‌نماید. همچنین گشتاور حاصل از آن نیز معادل ۳۶۳ نیوتن متر است. گیربکس ۹ سرعته بسیار نرم عمل می‌کند و در صورت لزوم، به اندازه یک تا سه دنده معکوس می‌کشد تا عملکرد خودرو در مواقع نیاز دچار ضعف نگردد.

بیوک لاکراس Avenir
قابلیت تعویض دستی دنده‌ها نیز وجود دارد اما بهتر است تا اجازه دهید خود گیربکس وظیفه‌اش را به صورت اتوماتیک انجام دهد. میزان مصرف سوخت لاکراس در سطح شهر و جاده به ترتیب معادل ۱۱٫۲ و ۷٫۸ لیتربر ۱۰۰ کیلومتر است.

بیوک لاکراس Avenir
در مقام مقایسه، کیفیت سواری کیا کادنزا تقریبا به همین نرمی است، آسایش کابین نسخه‌های XLE و لیمیتد تویوتا آوالون ۲۰۱۹ هم در شرایطی مشابه با بیوک لاکراس اونیر قرار دارد.

بیوک لاکراس Avenir
کیفیت ساخت لاکراس اونیر در سطح مناسبی بوده اما جای پیشرفت همچنان باقیست. در برخی نقاط کابین از پلاستیک با کیفیت و مقاوم استفاده شده و هر چیزی که قابل لمس است، حس خوبی را به انسان منتقل می‌کند. تریم چوبی به کار رفته در کابین درجه لوکس بودن آن را افزایش می‌دهد. البته برخی از اجزای داشبورد خوب به هم متصل نشده‌اند. صندلی‌های ردیف عقب بسیار جادار هستند و فضای کافی برای سه سرنشین را حتی در مسافرت‌های طولانی فراهم می‌کنند. گنجایش صندوق عقب معادل ۴۲۵ لیتر است که در صورت خواباندن صندلی‌ها افزایش خواهد یافت. لاکراس اونیر به طور استاندارد به گرمکن، ماساژور و تهویه صندلی‌های جلو مجهز شده است.


دید به بیرون کابین به ویژه از سمت شیشه عقب در حد مطلوبی قرار دارد؛ صفحه نمایش ۸ اینچی سیستم اطلاعات سرگرمی وضوح مناسبی داشته و کار با آن آسان است. اندرویداتو، اپل کارپلی و سیستم صوتی Bose با ۱۱ اسپیکر، جزء امکانات لاکراس اونیر محسوب می‌شوند. همچنین سری اونیر از نظر ظاهری توسط تزیینات کرومی بیرونی، جلوپنجره خاص با الگوی مشبک و نوارهای کرومی در دوطرف لوگوی بیوک، متمایز می شوند.

در نسخه پریمیوم امکاناتی نظیر سانروف بزرگ، هشدار ترافیک پشت سر، سیستم هشدار نقاط کور نیز موجود خواهد بود. همچنین نمونه مورد بررسی به پکیج موسوم به «اطمینان رانندگی» مجهز بوده که امکاناتی مانند: ترمز خودکار در مواقع اضطراری، تشخیص عابر پیاده، کروز کنترل تطبیق‌پذیر و سامانه کمکی پارک را به خودرو ضمیمه می نماید. بهای نمونه مورد بررسی معادل ۴۷,۴۸۰ دلار است.

در پایان باید گفت که شاخصه هایی نظیر سیستم مالتی مدیای کاربر پسند، کابین ساکت، صندلی‌های فراخ و یک پیشرانه V-6 قدرتمند، بیوک لاکراس اونیر را نسبت به سایرین متمایز نموده است. هر چند که متاسفانه عدم توجه به برخی جزئیات در کابین مانع از قرارگیری این خودرو در رده سدان‌های کاملا لوکس می‌شود.


منبع: motortrend


پس از انتشار یک تیزر، دوج نهایتاً به‌طور رسمی نسخهٔ بروز شدهٔ خانوادهٔ مدل چلنجر خود را معرفی کرده است. طی این به‌روزرسانی، در کل اعضای خانوادهٔ چلنجر تغییراتی ایجاد شده و همین‌طور مدل جدیدی هم به خانوادهٔ این ماسل کار اصیل آمریکایی اضافه شده است؛ بنابراین در ادامهٔ این مطلب تغییرات هریک از مدل‌های چلنجر را به‌طور مجزا بررسی خواهیم کرد.

چلنجر RT و GT AWD

مدل‌های RT و GT AWD (مدل GT AWD نسخهٔ چهارچرخ محرک چلنجر است) به‌صورت استاندارد به پکیج Super Track مجهز شده‌اند که شامل تعلیق عملکردی، کاپوت اسپرت، اسپلیتر جلو و رینگ‌های ۲۱ اینچی کریستالی می‌شود درحالی‌که در داخل هم صندلی‌های پارچه‌ای تقویت‌شده و پدال‌های تعویض دندهٔ پشت غربیلک فرمان (در مدل‌های اتوماتیک) را به خودرو اضافه می‌کند. علاوه بر این، برای هردو مدل امکان سفارش پکیج Performance Handling هم وجود دارد.

این پکیج به مدل GT AWD ترمزهای برمبو، میلهٔ آنتی رول بزرگ‌تر و رینگ‌های ۲۰ اینچی عریض‌تر را اضافه می‌کند. ویژگی‌های این پکیج در مدل RT اما متفاوت بود و شامل تنظیم مجدد تعلیق با فنرهای ارتقاءیافته، میلهٔ آنتی رول تجدیدنظر شده و کمک‌های Bilstein می‌شود. برای RT جدید همچنین پکیج پرفورمنس پلاس هم قابل سفارش است که دیفرانسیل لغزش محدود و رینگ‌های ۲۰ اینچی آلیاژی فورج‌کاری شده با لاستیک‌های پیرلی P-Zero را ارائه می‌کند.

چلنجر RT Scat Pack

هرچند پرچم‌دار خانوادهٔ چلنجر مدل هلکت است اما دوج مدل RT Scat Pack را ارائه کرده تا خریداران بتوانند برخی از ویژگی‌های هلکت را با قیمتی پایین‌تر به دست آورند. قیمت این مدل از کمتر از ۴۰ هزار دلار آغاز شده و به یک پیشرانهٔ ۶٫۴ لیتری V8 همی با ۴۸۵ اسب بخار قدرت و ۶۴۳ نیوتن متر گشتاور مجهز است. این مدل در جلو از یک کاپوت آلومینیومی با دریچه‌های دوگانهٔ اختصاصی سود می‌برد. دیگر ویژگی‌های مدل RT Scat Pack نیز شامل نشان‌های Scat Pack و کابین تجدیدنظر شده با تریم تیتانیومی می‌شود.

علاوه بر این، همانند هلکت، برای این مدل هم پکیج Widebody قابل سفارش است که شامل اسپلیتر جلو و اسپویلر عقب متعلق به هلکت به همراه بچه گلگیرهای عریض‌تر می‌شود که نمای عضلانی‌تری به خودرو می‌بخشد؛ اما این پکیج علاوه بر گلگیرهای عریض‌تر، کمک‌فنرهای تطبیقی با فنرهای سفت‌تر جلو، تنظیم مجدد کمک‌ها و میلهٔ آنتی رول بزرگ‌تری را هم به چلنجر اضافه می‌کند.

چلنجر هلکت

چلنجر هلکت استاندارد هم‌اکنون به نسخهٔ ارتقاءیافته‌ای از همان پیشرانهٔ ۶٫۲ لیتری V8 سوپرشارژ مجهز شده که خروجی آن با افزایشی جزئی به ۷۱۷ اسب بخار قدرت و ۸۸۸ نیوتن متر گشتاور رسیده و افزایشی ۱۰ اسب بخاری و ۸ نیوتن متری را نسبت به قبل تجربه کرده است؛ اما علاوه بر پیشرانهٔ ارتقاءیافته، نسخهٔ جدیدی از پکیج Widebody هم برای هلکت ارائه شده است که همان‌طور که در بالا گفته شد، بچه گلگیرهایی را به خودرو اضافه می‌کند که عرض کلی آن‌را نزدیک به ۹ سانتیمتر افزایش می‌دهد. این پکیج همچنین شامل یک اسپویلر مشکی‌رنگ جدید هم می‌شود.

هلکت روی رینگ‌های سبک‌وزن مشکی‌رنگ ۲۰ اینچی قرار گرفته درحالی‌که نمونه‌های ۲۰ اینچی پنج پره هم برای آن قابل سفارش است. در نمونه‌های مجهز به پکیج Widebody اما این رینگ‌های آلومینیومی فورج‌کاری شده با لاستیک‌های پیرلی P-Zero پوشیده می‌شوند تا عملکرد ماشین را بهبود بخشند. تمامی مدل‌های هلکت جدید همچنین به کمک‌فنرهای تطبیقی، ترمزهای برمبو و سیستم کمکی لانچ هم مجهز شده‌اند.

این سیستم که برای اولین بار در مدل دیمن معرفی شد، از سنسورهای سرعت درون چرخ‌ها استفاده می‌کند تا از چسبندگی لاستیک‌ها اطمینان حاصل کند. اگر سیستم لغزش یا هرزگردی را تشخیص دهد، ماجول کنترل پیشرانه به‌طور موقت گشتاور را کاهش می‌دهد تا حداکثر کشش بدون نیاز به اینکه راننده پای خود را از روی پدال گاز بردارد ارائه گردد.

هلکت جدید در داخل هم به غربیلک فرمان D شکل با پوشش چرمی، دوخت متضاد نقره‌ای‌رنگ و صندلی‌های پارچه‌ای عملکردی مجهز شده است. البته خریداران می‌توانند صندلی‌های چرمی ناپا، آلکانترا یا لاگونا را هم سفارش دهند.

چلنجر هلکت Redeye

و نهایتاً به برترین و جذاب‌ترین مدل چلنجر جدید رسیدیم که نسخهٔ جدیدی بنام هلکت Redeye است. این مدل به همان پیشرانهٔ ۶٫۲ لیتری V8 سوپرشارژ هلکت استاندارد مجهز است اما خروجی این موتور با افزایشی چشمگیر به ۷۹۷ اسب بخار قدرت و ۹۵۷ نیوتن متر گشتاور رسیده است. برای رسیدن به این خروجی قابل‌توجه، پیشرانهٔ Redeye همانند دیمن به ۲۵ قطعهٔ ارتقاءیافته مجهز شده است. این قطعات جدید شامل سوپرشارژر بزرگ‌تر ۲٫۷ لیتری، پیستون‌ها و شاتون‌های تقویت‌شده، سوپاپ‌های سرعت‌بالا، سیستم روغن‌کاری ارتقاءیافته و سیستم انژکتور ویژه می‌شود.

به لطف این افزایش قدرت، حالا چلنجر هلکت Redeye به قدرتمندترین و سریع‌ترین ماسل کار دنیا تبدیل شده است به‌گونه‌ای که می‌تواند ظرف تنها ۳٫۴ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت رسیده و نهایتاً به حداکثر سرعت ۳۲۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. دوج این ماشین را همچنین سریع‌ترین گرند تورر تولیدی دنیا هم می‌دارند زیرا می‌تواند در عرض ۱۰٫۸ ثانیه مسافت ۴۰۰ متر یا همان یک‌چهارم مایل را طی کند؛ بنابراین هرچند مدل دیمن نمونه‌ای تولید محدود بود که چندی است تولید آن به پایان رسیده اما حالا هلکت Redeye کاملاً می‌تواند جای خالی دیمن را خانوادهٔ چلنجر پُر کند.

تولید دوج چلنجر جدید مدل ۲۰۱۹ از پاییز امسال آغاز شده و اولین نمونه‌های آن از سه‌ماههٔ پایانی سال جاری به خریداران تحویل داده خواهد شد.


این موضوع که میتسوبیشی اوت لندر PHEV هنوز هم به عنوان یک شاسی‌بلند پلاگین هیبریدی با قیمت مناسب در بازار حضور دارند باعث سورپرایز و شگفتی ما شده است.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
این خودرو از سال ۲۰۱۳ تاکنون در بازار حضور داشته و هیچ خودروساز دیگر نتوانسته یا نخواسته رقیب مستقیمی برای کلاس قیمتی زیر ۴۰ هزار پوند تولید کند. با توجه به اینکه اوت لندر پلاگین هیبریدی در اروپا فروش بالایی دارد بنابراین خودروسازان دیگر یک فرصت بسیار بزرگ را از دست داده‌اند.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
اما این موضوع به زودی تغییر می‌یابد. گزینه‌های گران‌تری همچون ولوو XC60 T8 وجود داشته‌اند و کیا نیروی پلاگین نیز استایل یک شاسی‌بلند را در مقیاسی کوچک‌تر ارائه می‌کند؛ اما به نظر نمی‌رسد اوت لندر PHEV در این کلاس نگرانی زیادی داشته باشد.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
این خودرو از نظر قوای محرکه هیبریدی برخی تغییرات بزرگ را تجربه کرده و تنها پیشرانه الکتریکی جلو است که از مدل قبلی به نسخه فیس لیفت راه یافته است. یک پیشرانه الکتریکی جدید در عقب، ژنراتور نوین، باتری با ظرفیت بیشتر و پیشرانه بنزینی جدید همه و همه برای اولین بار در اوت لندر ۲۰۱۸ دیده می‌شوند. این پیشرانه بنزینی ۲٫۴ لیتری جای نسخه ۲ لیتری قبلی را گرفته و قدرت ۱۳۳ اسبی آن کاملاً به خروجی ۱۱۹ اسبی مدل قبلی برتری دارد. همچنین گشتاور نیز از ۱۹۰ به ۲۱۱ نیوتون متر افزایش یافته است. بعلاوه قدرت پیشرانه الکتریکی عقبی نیز از ۸۱ به ۹۴ اسب بخار رسیده است.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
اوت لندر همچون قبل به‌صورت چهار چرخ محرک الکتریکی عمل می‌کند و پیشرانه بنزینی تنها چرخ‌های جلو را در شتاب‌گیری‌های سنگین به حرکت درمی‌آورد. در اکثر زمان‌ها این پیشرانه احتراق داخلی به عنوان یک ژنراتور و کمک‌حال باتری کار می‌کند.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
گفته می‌شود این بهینه‌سازی‌ها باعث افزایش راندمان مجموعه شده و پرفورمنس خودرو را نیز بهبود بخشیده است. بر پایه تست‌های NEDC انجام شده، میزان آلایندگی خودرو کاهش یافته و مصرف سوخت آن نیز کمتر از ۱٫۹ لیتر در هر صد کیلومتر است. البته در تست‌های واقعی‌تر WLTP شاهد آلایندگی ۴۶ گرمی دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر و مصرف سوخت ۲ لیتری هستیم. میتسوبیشی ادعا می‌کند اوت لندر PHEV در حالت الکتریکی بُرد ۴۵ کیلومتری دارد.

میتسوبیشی اوت لندر PHEV
در تست‌های مقایسه‌ای با نسخه پیش از فیس لیفت واضح است که قوای محرکه جدید بهتر عمل می‌کند. خودرو در حالت تمام الکتریکی چابک‌تر بوده و گشتاور بیشتر پیشرانه‌ای بزرگ‌تر باعث شده اوت لندر در شتاب‌گیری سنگین کم نیاورد.

فرایند جدید جوشکاری، شاسی این خودرو را محکم‌تر کرده و سیستم تعلیق نیز برای بهبود سواری و راحتی بازنگری شده است. فرمان اصلاح شده اوت لندر هم‌اکنون سبک‌تر، دقیق‌تر و سریع‌تر از قبل است.


صرف‌نظر از به‌روزرسانی‌های صورت گرفته، اوت لندر PHEV هنوز هم خودروی پرسرعتی نیست. این خودرو در پیچ‌ها بسیار سنگین حس شده و تکان‌های بدنه بیشتری در مقایسه با اکثر شاسی بلندهای دیگر دیده می‌شود. سواری خودرو در سرعت‌های بالا کاملاً شناور بوده و در سطوح ناهموار نیز ناهنجاری از خود بروز می‌دهد.


برخلاف بازنگری‌های فنی، اوت لندر از نظر طراحی خارجی خیلی تغییر نکرده است. مه شکن‌ها هم‌اکنون گوشه‌دار بوده و جلوپنجره نیز کمی تغییر کرده است. همچنین رینگ‌ها طراحی جدیدی داشته و بال عقب نیز بزرگ‌تر است؛ اما میتسوبیشی می‌گوید نتایج نظرسنجی از مشتریان کنونی نشان می‌دهد که آن‌ها خواهان تغییرات بزرگ در طراحی نبوده‌اند و شرکت هم همین کار را انجام داده است.


اما تغییرات صورت گرفته در کابین واضح‌تر به چشم می‌آیند. یک صفحه‌نمایش دیجیتال متفاوت بین پشت آمپرها وجود داشته و تریم جدیدی نیز بکار رفته است. همچنین جای دکمه‌های کابین تغییر یافته است. مدل‌های فول اوت لندر PHEV دارای صندلی‌های بسیار راحتی هستند. طراحی این خودرو در مقایسه با دیگر شاسی بلندها کاملاً از مد افتاده به نظر می‌رسد. کیفیت ساخت کابین به اندازه کافی خوب بوده اما هنوز هم پلاستیک‌های ارزان‌قیمت در جعبه‌داشبورد و کنسول مرکزی به چشم می‌خورند.


میتسوبیشی اوت لندر پلاگین هیبریدی برای بسیاری از خریداران گزینه خوبی است و این به‌روزرسانی‌ها جذابیت آن را حفظ کرده‌اند. اگر خواهان شاسی‌بلندی کم‌مصرف و بی‌دردسر هستید کمتر خودرویی می‌تواند به میتسوبیشی نزدیک شود اما اگر خودرویی هیبریدی می‌خواهید که شاسی‌بلند نیست و یا هم کلاً شاسی‌بلندی پلاگین هیبریدی نمی‌خواهید جایگزین‌های زیادی وجود دارند که سواری بهتری در مقایسه با این خودرو ارائه می‌کنند.

مشخصات میتسوبیشی اوت لندر PHEV 4h

  • قیمت: ۳۹۵۰۰ پوند (تخمینی)
  • پیشرانه: ۴ سیلندر ۲٫۴ لیتری بنزینی به همراه دو پیشرانه الکتریکی
  • قدرت: ۱۳۳ اسب بخار پیشرانه بنزینی، ۸۱ اسب بخار پیشرانه الکتریکی جلویی، ۹۴ اسب بخار پیشرانه الکتریکی عقبی
  • گیربکس: CVT اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۱۰٫۵ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۱۷۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۲ لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress






در برخی خودروها می‌بینیم که طراحی بر عملکرد پیشی می‌گیرد و در برخی دیگر نیز این امر به‌صورت معکوس دیده می‌شود. پیکاپ ها معمولاً در دسته دوم قرار می‌گیرند اما خودرویی شبیه تویوتا C-HR بیشتر محصولی مربوط به دنیای مد است. هم‌اکنون نسخه جدیدی از این کراس اوور با نام دیزاین ادیشن معرفی شده است.


تویوتا C-HR دیزاین ادیشن که در بریتانیا عرضه شده دارای رینگ‌های ۱۸ اینچی آلیاژی، شیشه‌های عقب تیره، آینه‌های تاشونده برقی و گرم شونده، ورود و استارت بدون کلید، سیستم اطلاعات سرگرمی با صفحه لمسی، نورپردازی کابین، حسگرهای پارک، سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای و… می‌باشد.


تویوتا علاوه بر معرفی مدل سفارشی دیزاین ادیشن اقدام به ارتقای نسخه اکسل نیز کرده به گونه‌ای که این خودرو هم‌اکنون دارای پوشش چرم مشکی و چراغ‌های عقب LED می‌باشد. نسخه دینامیک نیز دارای رینگ‌های آلیاژی مشکی و کابین پارچه‌ای مشکی با تریم نقره‌ای بوده و در طرف دیگر نیز نسخه آیکن دارای پکیج سفارشی تکنولوژی است که سطح وسیعی از تجهیزات ایمنی و رفاهی را دربرمی گیرد. همچنین رنگ بدنه جدید آبی به همراه آپشن های بیشتر همچون تریم متضاد رکاب‌های جانبی، عناصر سپر جلو، درب پشتی، اطراف مه شکن‌ها و پوشش آینه‌های جانبی نیز در نظر گرفته شده است.

این خودروساز ژاپنی می‌گوید C-HR به سرعت به یکی از موفق‌ترین خودروهای شرکت تبدیل شده است.
این خودرو ماه پیش در آمریکا فروش ۴۳۶۶ دستگاهی را داشته که در مقایسه با فروش ۳۸۲۰۲ دستگاهی راو ۴ و فروش ۲۱۳۱۲ دستگاهی هایلندر خیلی به چشم نمی‌آید.


نسل قبلی سوزوکی جیمنی در سال ۱۹۹۸ معرفی شد. پس از ۲۰ سال زمان پدیدار شدن نسل جدید فرا رسیده است…


نسل جدید سوزوکی جیمنی بالاخره از راه رسید. این خودروساز تصمیم بسیار عجیبی گرفته و اول از همه گالری تصاویر این خودرو را منتشر کرده اما این تصاویر با اطلاعات کامل جزئیات قوای محرکه همراه نشده‌اند. تصمیم سوزوکی برای انتشار جداگانه تصاویر و مشخصات فنی خیلی توجیه‌پذیر نیست اما خب هم‌اکنون فرصت مناسبی برای مقایسه نسل جدید و قدیم این خودرو از نظر طراحی ایجاد شده است.

  • نمای جلو

سوزوکی جیمنی هرگز خودروی نرم و روانی از نظر طراحی نبوده اما نسل پیشین حداقل دارای برخی خطوط منحنی روی کاپوت و گلگیرها بوده است. نسل جدید خودرویی کاملاً جعبه‌ای شکل بوده و خطوط مستقیمی دارد. کاپوت هم‌اکنون تخت بوده و تنها دو خیز بسیار کوچک دارد. پکیج دو رنگ این خودرو باعث می‌شود جلوپنجره، بخش پایینی دماغه و سقف مشکی شوند. چراغ‌های جلوی گرد هنوز هم در نسل جدید حفظ شده‌اند اما محفظه جعبه‌ای اطراف چراغ‌ها که در نسل قبلی وجود داشت حذف شده است بنابراین نسل جدید ظاهر رترو را نشان می‌دهد. گلگیرها نیز در بخش بالایی تخت بوده و به نظر می‌رسد ارتفاع بیشتری از سطح زمین برای آفرود ایجاد کرده‌اند.

  • پروفایل جانبی: یک جیپ رنگلر کوچولو

استایل جعبه‌ای و رتروی جیمنی جدید در پروفایل جانبی نیز مشهود است. پوشش‌های پلاستیکی بخش پایینی بدنه که در نسل قبل وجود داشت حذف شده‌اند. نتیجه این کار ایجاد ظاهری خشن‌تر در نسل جدید جیمنی است. اگر دقت کنید خواهید دید که پنجره عقبی نسل پیش جیمنی یک پیچ در گوشه داشته درحالی‌که نسل جدید طراحی مربعی را انتخاب کرده است.

  • نمای عقبی

سوزوکی در عقب با قرار دادن تمامی چراغ‌ها در سپر، طراحی یک دست و تمیزی را ایجاد کرده است. بدین ترتیب درب پشتی می‌تواند پهن‌تر باشد زیرا طراحان دیگر مجبور به ایجاد فضا برای چراغ‌های ترمز نیستند؛ اما لاستیک زاپاس هنوز هم‌ روی درب جا خوش کرده است. لولاهای بزرگ درب و قلاب‌های یدک کشی همرنگ بدنه تأکید می‌کنند که این آفرودر کوچک خودرویی تجاری است نه لوکس!

  • کابین: آینده در زمان حال

کابین نسل جدید سوزوکی جیمنی ظاهر بسیار مدرن‌تری دارد. صفحه‌نمایش لمسی سیستم اطلاعات سرگرمی در بالای کنسول نشسته و یک صفحه کوچک نیز بین پشت آمپرها وجود دارد. سوئیچ‌های سنتی هنوز هم کار تنظیم سیستم تهویه را انجام می‌دهند اما تریم فلزی باعث شده این اهرم‌ها ظاهر شیک‌تری داشته باشند. در تصاویر دیده می‌شود که نسل جدید این خودرو با گیربکس ۵ سرعته دستی یا ۴ سرعته اتوماتیک در دسترس است. سیستم چهار چرخ محرک با جعبه انتقال دو سرعته قطعاً آفرودی قابل را خواهند ساخت.

  • زیر کاپوت


سوزوکی گفته نسل جدید جیمنی با پیشرانه‌های متنوعی عرضه خواهد شد اما هنوز اطلاعاتی دراین‌باره نداریم. این شاسی‌بلند کوچک در ژاپن با پیشرانه ۶۶۰ سی‌سی عرضه خواهد شد تا با قوانین kei ها همخوانی داشته باشد. همچنین یک پیشرانه ۱٫۵ نیز در دسترس خواهد بود. اروپایی‌ها می‌توانند پیشرانه بزرگ‌تر ۴ سیلندر ۱٫۲ لیتری و ۳ سیلندر ۱ لیتری توربو را انتخاب کنند.


در سال‌هایی نه‌چندان دور که مفهوم کراس‌اوور تا این حد گسترده نشده بود، خودروسازان اقدام به تولید اس‌یووی‌هایی واقعی با ساختار بدنه روی شاسی می‌کردند که بسیاری از آن‌ها بر پایهٔ شاسی تراک‌ها و پیکاپ‌ها ساخته شده بودند؛ اما طی سال‌های اخیر با افزایش شدید محبوبیت کراس‌اوورها، خودروسازان سراسر جهان بسیاری از اس‌یووی‌های بدنه روی شاسی خود را به کراس‌اوورهایی با ساختار یکپارچه تبدیل کردند که بر اساس پلت‌فرم خودروهای سواری ساخته شده‌اند. هرچند کراس‌اوورها عمدتاً خودروهای کم‌مصرف‌تر و سبک‌تری بوده و تجربهٔ رانندگی راحت‌تری را ارائه می‌کنند اما از توانایی‌های آفرود اس‌یووی‌ها بهره‌مند نیستند چراکه کراس‌اوورها در اصل سواری‌های قدبلندی هستند که بسیاری از آن‌ها حتی به‌صورت دیفرانسیل جلو ارائه می‌شوند و از سامانهٔ چهارچرخ محرک در آن‌ها خبری نیست؛ اما بااین‌حال این روزها رویه و تقاضای بازار، بسیاری از اس‌یووی‌های واقعی را به کراس‌اوورهای دیفرانسیل جلو تبدیل کرده است. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب به معرفی اس‌یووی‌های بپردازیم که به کراس‌اوور تبدیل شده‌اند.

شورلت بلیزر

شورلت در سال ۱۹۶۹ مدل بلیزر K5 را معرفی کرد که کوچک‌ترین خودروی ساخته شده بر اساس شاسی تراک‌های سری CK محسوب می‌شد. بلیزر یک اس‌یووی آفرود سرسخت بود که برای رقابت با فورد برانکو که سه سال قبل به بازار آمده بود در نظر گرفته شده بود؛ اما در سال ۱۹۹۴ بلیزر K5 از سبد محصولات شورلت کنار رفته و مدل تاهو جایگزین آن شد. البته نام بلیزر همچنان تا سال ۲۰۰۹ در قالب مدل‌های S10 بلیزر و تریل‌بلیزر در سبد محصولات شورلت وجود داشت اما بلیزر اصلی همان مدل K5 بود که در سال ۱۹۹۴ از خط تولید کنار گذاشته شد. حال اما شورلت از نام بلیزر برای یک کراس‌اوور جدید استفاده کرده است. البته شباهت میان بلیزر K5 و بلیزر ۲۰۱۹ صرفاً در نام آن‌ها خلاصه می‌شود زیرا بلیزر جدید یک کراس‌اوور دیفرانسیل جلو است که بر اساس پلت‌فرم C1XX جنرال موتورز مشترک با کادیلاک XT5 و جی‌ام‌سی آکادیا ساخته شده است.

فورد اکسپلورر

فورد در سال ۱۹۹۰ مدل اکسپلورر را به‌عنوان جایگزینی برای مدل برانکو II معرفی کرد. اکسپلورر که ساختاری بدنه روی شاسی داشت، در دو نسخهٔ دودر و چهاردر تولید می‌شد. هرچند این خودرو روی شاسی پیکاپ فورد رنجر ساخته شده بود و توانایی‌های آفرود بالایی داشت اما درعین‌حال برای استفاده‌های خانوادگی هم مناسب بود. در سال ۱۹۹۵ نیز نسل دوم اکسپلورر به بازار آمد که همچنان ریشه‌های آفرود خود را حفظ و پالایش و راحتی بیشتری را به آن اضافه کرده بود. اکسپلورر همچنان تا سال ۲۰۱۰ یعنی تا پایان تولید نسل چهارم ساختار بدنه روی شاسی مبتنی بر پیکاپ خود را حفظ کرد اما فورد نسل پنجم این ماشین را بر روی پلت‌فرم D4 خود مشترک با سدان تاروس و کراس‌اوور فلکس تولید کرد و بدین ترتیب اکسپلورر از یک اس‌یووی دیفرانسیل عقب به یک کراس‌اوور دیفرانسیل جلو تبدیل شد.

نیسان پث‌فایندر

در سال ۱۹۹۶ نیسان با مدل پث‌فایندر به بازار اس‌یووی‌ها وارد شد. این اس‌یووی که بر اساس پلت‌فرم پیکاپ D21 نیسان ساخته شده بود، با فورد برانکو، شورلت بلیزر و جیپ چروکی به رقابت پرداخت. پث‌فایندر اولیه یک آفرودر جان‌سخت بود که در ایالات‌متحده کسانی که خواهان یک آفرودر توانا از خودروسازان غیر داخلی بودند را به سمت خود جذب نمود؛ اما درحالی‌که نسل اول پث‌فایندر ساختاری بدنه روی شاسی داشت، در نسل دوم که در سال ۱۹۹۶ به بازار آمد، از ساختار یکپارچه استفاده شده بود. سپس در سال ۲۰۰۵ در نسل سوم، پث‌فایندر بار دیگر به ساختار بدنه روی شاسی بازگشت که بر اساس شاسی پیکاپ ناوارا ساخته شده بود. اما در نسل کنونی یا چهارم پث‌فایندر، یک‌بار دیگر از ساختار یکپارچه استفاده شده است. این نسل روی پلت‌فرم یکسانی با مدل‌های مورانو و ماکسیما ساخته شده و رسماً یک کراس‌اوور فول سایز دیفرانسیل جلو محسوب می‌شود که از ریشه‌های آفرود خود بسیار فاصله گرفته است.

جیپ چروکی

بین سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷ جیپ، مدل فول سایز واگنییر را در دو نسخهٔ دودر و چهاردر تولید می‌کرد اما این شرکت در سال ۱۹۷۴ نسخهٔ دودر واگنییر را بازطراحی کرده و آن‌را با نام چروکی معرفی نمود. چروکی یک اس‌یووی جان‌سخت با توانایی‌های آفرود بی‌نظیرِ مورد انتظار از یک جیپ بود که درعین‌حال ویژگی‌های اسپرتی داشت. نام چروکی تا به امروز از سبد محصولات جیپ کنار نرفته اما نسل‌های سوم و چهارم آن در ایالات‌متحده با نام لیبرتی عرضه شدند درحالی‌که در بازارهای خارج از آمریکا با همان نام چروکی ارائه می‌شدند. سپس در سال ۲۰۱۳ جیپ نسل کنونی یا پنجم چروکی را معرفی کرد که بر روی پلت‌فرم یکسانی با کرایسلر ۲۰۰ و مینی‌ون پاسیفیکا ساخته شده است؛ بنابراین چروکی هم نمونهٔ دیگری از یک محصول جدید است که تنها از نام اسلاف خود استفاده می‌کند و هیچ شباهتی به آن‌ها ندارد.

کیا اسپورتیج

تاریخچهٔ کیا اسپورتیج به سال ۱۹۹۳ یعنی زمان اتحاد کیا با فورد و مزدا بازمی‌گردد. در آن سال کیا برای ساخت یک اس‌یووی کامپکت از پلت‌فرم و بسیاری از قطعات فنی ون مزدا بونگو استفاده کرد. نسل اول اسپورتیج با پیشرانه‌های چهار سیلندر بنزینی و دیزل، گیربکس‌های دستی و اتوماتیک و سیستم‌های انتقال قدرت دیفرانسیل عقب و دو دیفرانسیل به بازار عرضه شد؛ اما با معرفی نسل دوم اسپورتیج در سال ۲۰۰۵، دوران اس‌یووی بودن آن به پایان رسید چراکه در این نسل کیا برای ساخت اسپورتیج از پلت‌فرم دیفرانسیل جلوی سدان هیوندای الانترا استفاده کرده بود. این رویه در نسل‌های بعدی هم ادامه یافت و بنابراین اسپورتیج که هم‌اکنون در نسل چهارم خود قرار دارد به یک کراس‌اوور کامپکت تبدیل شد.

کیا سورنتو

دومین شاسی‌بلند کیا یعنی سورنتو هم کار خود را به‌عنوان یک اس‌یووی آغاز کرد. نسل اول این خودرو که در سال ۲۰۰۲ معرفی شد، یک اس‌یووی سنتی با ساختار بدنه روی شاسی مبتنی بر پیکاپ بود که با پیشرانه‌های مختلف چهار و شش سیلندر و به‌صورت دیفرانسیل عقب یا دو دیفرانسیل (سفارشی) به بازار عرضه شد؛ اما سورنتو هم در نسل دوم به یک کراس‌اوور دیفرانسیل جلو با ساختار یکپارچه تبدیل شد. این نسل که در سال ۲۰۱۰ به بازار آمد، پلت‌فرم مشترکی یا هیوندای سانتافه و وراکروز داشت. سورنتو هم‌اکنون در نسل سوم قرار دارد که همچنان با ساختار یکپارچه ساخته شده و اساس سیستم انتقال قدرت آن از نوع دیفرانسیل جلو است.

لینکلن اویاتور

لینکلن در سال ۲۰۰۲ اس‌یووی متوسطی بنام اویاتور را معرفی کرد که بر اساس فورد اکسپلورر آن زمان ساخته شده بود و بنابراین ساختاری بدنه روی شاسی داشت؛ اما اویاتور تنها به مدت سه سال تولید شد و لینکلن در سال ۲۰۰۵ به علت فروش پایین به تولید آن خاتمه داد. سپس در سال ۲۰۰۷ لینکلن کراس‌اوور جدیدی را به‌عنوان جایگزینی برای اویاتور معرفی نمود که طبق شیوهٔ نام‌گذاری جدید این شرکت، MKX نام گرفته بود؛ اما درحالی‌که اویاتور یک اس‌یووی با ساختار بدنه روی شاسی بود، MKX روی پلت‌فرم دیفرانسیل جلوی CD3 فورد ساخته شده بود که با فورد فیوژن، مرکوری میلان و لینکلن زفیر مشترک بود. البته لینکلن قصد دارد نام اویاتور را بار دیگر احیا کرده و به‌زودی نسل کاملاً جدید آن‌را معرفی کند. هرچند اویاتور جدید روی پلت‌فرم دیفرانسیل عقب جدیدی ساخته می‌شود اما به‌احتمال‌زیاد ساختاری یکپارچه خواهد داشت و به همین دلیل نمی‌توان آن‌را یک اس‌یووی دانست.

شورلت تریل‌بلیزر / شورلت تراورز

تریل‌بلیزر در ابتدا در سال ۱۹۹۹ به‌عنوان یک نسخهٔ خاص برای اس‌یووی بلیزر ارائه شد اما در سال ۲۰۰۲ شورلت آن‌را به یک مدل مجزا و مستقل تبدیل کرد. هرچند بلیزر و تریل‌بلیزر روی پلت‌فرم‌های متفاوتی ساخته شده بودند، اما هردو ساختاری بدنه روی شاسی داشته و باهم همپوشانی داشتند. به همین دلیل تولید بلیزر در سال ۲۰۰۵ خاتمه یافت درحالی‌که تولید تریل‌بلیزر همچنان ادامه یافت تا اینکه سرانجام پس از هفت سال، شورلت در سال ۲۰۰۹ به تولید تریل‌بلیزر هم پایان داد. سپس سازندهٔ آمریکایی در همین سال مدل جدید تراورز را به‌عنوان جایگزین تریل‌بلیزر معرفی کرد؛ اما تراورز یک کراس‌اوور فول سایز با ساختار یکپارچه بود که هرچند امکان سفارش سامانهٔ چهارچرخ محرک برای آن وجود داشت اما هسته و ترکیب اصلی آن دیفرانسیل جلو بود؛ بنابراین اس‌یووی دیفرانسیل عقب تریل‌بلیزر هم به یک کراس‌اوور دیفرانسیل جلو تبدیل شد.

 

منبع: Motor1







قطعاً همه‌ی ما لامبورگینی اوراکان پرفومنته را به عنوان یک گاو بسیار وحشی بولونیایی قبول داریم و از عملکرد آن کاملاً راضی هستیم اما نوویتک تلاش داشته ثابت کند این خودرو می‌تواند وحشی‌تر از این‌ها نیز باشد! تغییرات بصری این خودرو کاملاً مناسب بوده و اتفاقاتی نیز روی پیشرانه ۱۰ سیلندر تیز و بز لامبورگینی خواهد افتاد.


تمامی قطعات سفارشی ساخته شده توسط این تیونر آلمانی در تونل باد بهینه شده‌اند تا بهترین راندمان آئرودینامیکی حاصل شود. همچنین قطعات افترمارکتی این خودرو از همان کامپوزیت‌های فیبر کربنی توسعه یافته توسط لامبورگینی و شرکت کالاوی ساخته شده‌اند. این‌گونه قطعات برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ و در خودروی بسیار نادر سستو المنتو بکار رفته‌اند.


نمای جلوی اوراکان پرفورمنته هم‌اکنون دارای قطعات جدید در چپ و راست بوده و همچنین لبه‌ی اسپویلر مرکزی باعث کاهش ارتفاع خودرو در سرعت‌های بالا می‌شود. در نمای جانبی نیز ورودی‌های هوای یکپارچه بکار رفته‌اند. افرادی که خواهان خرج کردن پول بیشتری هستند می‌توانند قطعات کامپوزیتی یاد شده را برای نصب روی قوس چرخ‌های جلو سفارش دهند تا به این ترتیب خودرویی عصبی‌تر تحویل بگیرند.


ورودی‌های بزرگ‌تر نه تنها باعث بهبود خنک شدن ترمزها می‌شوند بلکه پروفایل جانبی خشن‌تری را ایجاد می‌کنند. این قطعات نیز از همان متریال سبک‌وزن یاد شده ساخته شده‌اند و البته جنس پوشش آینه‌های جانبی نیز از همین مواد است. همین موضوع درباره دیفیوزر و سایر قطعات بخش عقب نیز صدق می‌کند.


تکمیل کننده تغییرات یک دست رینگ های سبک‌وزن ۲۰ و ۲۱ اینچی در جلو و عقب و همچنین فنرهای اسپورت سیستم تعلیق به منظور کاهش ۳۵ میلی‌متری ارتفاع پرفورمنته است. همچنین یک سیستم اگزوز از جنس فولاد ضدزنگ برای ایجاد صدای بهتر پیشرانه ۵٫۲ لیتری روی خودرو نصب شده است.


نوویتک می‌گوید هم‌اکنون در حال کار روی کیت ارتقای قدرت پیشرانه است. این قلب آهنین در حالت استاندارد قدرت ۶۳۰ اسب بخاری و گشتاور ۶۰۰ نیوتون متری دارد.


اما در بحث کابین هیچ محدودیتی وجود نداشته و آپشن های متنوعی در دسترس هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به آلکانترا و چرم با هر رنگ دلخواه اشاره کرد.






شاید ناوگان خودروی پلیس ایتالیا Carabinieri به اندازه ناوگان پلیس دوبی چشمگیر نباشد اما آن‌ها هم کلکسیون قابل توجهی از خودروهای شاخص همچون لوتوس اوورا S، آلفارومئو جیولیا کوادروفولیو و حتی لامبورگینی را دارند.


جدیدترین خودرویی که به این ناوگان اضافه می‌شود جیپ رانگلر اصلاح شده است که در مراسمی توسط مدیرعامل فیات-کرایسلر آقای سرجیو مارکیونه به مقامات پلیس ایتالیا اهدا شده است.


این خودرو که به عنوان خودروی پلیس سواحل Romagna انجام‌وظیفه خواهد کرد برای تأمین امنیت توریست‌ها و شهروندان به خصوص در فصول پرتردد سال استفاده خواهد شد. علیرغم نقش تأمینی، رانگلر دارای پوشش ویژه پلیس ایتالیا یعنی ترکیب رنگ سفید و آبی و عناصر قرمزرنگ می‌باشد.


جدای از طراحی چشم‌نواز، رانگلر به پکیج موپار وان که شامل کیت افزایش ارتفاع و رینگ های ۱۷ اینچی مشکی به همراه لاستیک‌های ۳۲ اینچی است مجهز شده است. این خودرو همچنین از تجهیزات معمول ناوگان پلیس همچون چراغ‌های اضطراری، نگه‌دارنده اسلحه، رادیوی پلیس و… سود می‌برد.

یک پیشرانه ۲٫۸ لیتری توربودیزل با قدرت ۱۷۹ اسب بخار و گشتاور ۴۶۰ نیوتون متر زیر کاپوت خفته است و با یک گیربکس اتوماتیک و سیستم چهار چرخ محرک همکاری می‌کند.


در مراسم تحویل رانگلر به نیروی پلیس ایتالیا، جدای از این خودرو دیگر محصولات فیات-کرایسلر که در نیروی پلیس ایتالیا فعالیت می‌کنند هم حضور داشتند. این خودروها شامل آلفارومئو جیولیتا و جیولیا کوادروفولیو و همچنین چندین محصول فیات از جمله دوبلو، دوکاتو و پاندا می‌باشند.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها