iranzamin22.ir






این روزها کرایسلر با شرکت ایتالیایی فیات ادغام شده است اما این اولین باری نیست که کرایسلر با ایتالیایی‌ها همکاری می‌کند زیرا پیشینه این همکاری به دهه ۵۰ میلادی بازمی‌گردد و نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای داشته است. داستان از سال ۱۹۵۱ آغاز می‌شود یعنی زمانی که مدیر طراحی کرایسلر آقای «ویرجیل اکسنر» با شرکت ایتالیایی گیا برای ساخت خودروهای کانسپت همکاری می‌کرد. این همکاری چندین سال به طول انجامید که نتیجهٔ آن ارائهٔ طرح‌های بسیار جذابی بود.

البته همان‌طور که گفته شد بسیاری از خودروهایی که با همکاری بخش طراحی کرایسلر و شرکت گیا ساخته شدند، نمونه‌های کانسپت بودند که تنها یک دستگاه از آن‌ها ساخته شد اما مداخلهٔ «Charles Ladouch» واردکنندهٔ فرانسوی کرایسلر، موجب شد تعدادی از این کانسپت‌ها در تعداد بسیار محدودی تولید شده و به جاده‌ها راه پیدا کنند. یکی از عجیب‌ترین خودروهای کرایسلر که توسط گیا برای خریداران خصوصی ساخته شد، مدل اسپشیال ST بود. از این خودرو تنها چهار دستگاه برای خریداران ثروتمند اروپایی ساخته شد.

ST اسپشیال بر اساس کرایسلر نیویورکر ساخته شده بود و ترکیبی از بهترین‌ها را ارائه می‌کرد یعنی پیشرانهٔ V8 همی کرایسلر را با طراحی باشکوه و باظرافت ایتالیایی ترکیب کرده بود. حال قرار است به‌زودی یک دستگاه کرایسلر ST اسپشیال مدل ۱۹۵۵ به حراج گذاشته شود. این خودرو پس‌ازاینکه در نمایشگاه تورین ۱۹۵۵ به نمایش درآمد، توسط شخصی فرانسوی بنام «Oscar Lacroix» خریداری شد.

این ST اسپشیال طی سال‌های بعد بین چندین مالک دست‌به‌دست شد تا اینکه به ایالات‌متحده برده شد و در سال ۲۰۱۴ مورد بازسازی کلی قرار گرفت. این خودرو در بیرون به رنگ مسی با سقف سفیدرنگ است درحالی‌که در داخل آن نیز به جهت مطابقت با رنگ بیرونی، تریم دورنگ مسی-سفید کار شده است. این کرایسلر ST اسپشیال مدل ۱۹۵۵ ساخته‌شده توسط گیا، بدون شک یکی از خودروهای برجستهٔ حراجی RM Sotheby خواهد بود که در ماه آگوست در مونتری برگزار خواهد شد.

 

معرفی نسخه‌های ۱۰ سالگی لکسس RC F و GS F

بدون دیدگاه






هم‌اکنون ۱۰ سال از آغاز عرضه مدل‌های پرفورمنس F لکسس می گذرد؛ بنابراین این برند برای گرامیداشت این رویداد دو خودروی ویژه را تدارک دیده است که هریک قیمت بالایی دارند.


این نسخه‌های ۱۰ سالگی برای مدل‌های RC F کوپه و GS F سدان در آمریکا عرضه شده‌اند و دارای رنگ بدنه خاکستری مات، رینگ‌های ۱۹ اینچی مشکی، کالیپرهای ترمز آبی‌رنگ برمبو و لاستیک‌های میشلین پایلوت سوپر اسپورت می‌باشند.


داخل هر دو خودرو پوشش چرم آبی با عناصر سفید بکار رفته است. کابین مدل سفارشی RC F دارای پوشش سقف ویژه و تریم آبی می‌باشد؛ و کابین GS F نیز از تریم فیبر کربنی، چرم و جیر سود برده است.


از آنجایی که این دو خودرو نسخه‌هایی پرفورمنس هستند بنابراین از پیشرانه ۸ سیلندر ۵ لیتری تنفس طبیعی با قدرت ۴۶۷ اسب بخار سود می‌برند. این پیشرانه به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل شده و همچنین دارای دیفرانسیل‌های عقب با سیستم هدایت گشتاور، سیستم مدیریت دینامیک یکپارچه و… به منظور کشش و هدایت بهتر می‌باشد.

خب نظرتان به این دو خودرو جلب شد؟ خوب حتی عجله هم فایده ندارد زیرا لکسس تنها ۲۵۰ دستگاه از نسخه سفارشی RC F و ۱۰۰ دستگاه از نسخه GS F را در آمریکا عرضه خواهد کرد. کوپه قیمت ۸۰۸۱۰ دلاری دارد که افزایش قیمت چشمگیر ۱۶۱۶۰ دلاری را نسبت به مدل استاندارد نشان می‌دهد. مدل سدان نیز با قیمت پایه ۸۹۳۵۰ دلاری به فروش می‌رسد که ۵ هزار دلار گران‌تر است. شایان ذکر است پکیج ۱۰ سالگی قیمت ۹ هزار دلاری داشته و البته این خودروها با پکیج پرفورمنس سفارش، چراغ‌های جلوی ویژه و سیستم‌های پارک خلاقانه عرضه می‌شوند.






در سال ۲۰۱۰ بوگاتی اقدام به معرفی نسخه تولید محدود و سفارشی ویرون سوپر اسپورت کرد. این خودرو قدرت ۱۲۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۵۰۰ نیوتون متری داشت و برای مدت‌زمانی کوتاه عنوان سریع‌ترین خودروی تولیدی دنیا را به خود اختصاص داد.


این خودروساز سقف سرعت ویرون سوپر اسپورت را به دلایل ایمنی به ۴۱۵ کیلومتر در ساعت محدود کرده بود هرچند در یک تست پر سرعت دیده شد که این خودرو می‌تواند به سقف سرعت ۴۳۱٫۰۷ کیلومتر در ساعت دست یابد.

اگرچه سقف سرعت بوگاتی شیرون جدید به ۴۲۰ کیلومتر در ساعت محدود شده اما واضح است که این ابر خودرو با پیشرانه ۱۶ سیلندر ۸ لیتری کواد توربوی جدید خود که قدرت ۱۵۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۶۰۰ نیوتون متری دارد در مقایسه با ویرون سوپر اسپورت مزیت‌های واضحی خواهد داشت.

در خلال رویداد اخیر DFC که یک کلوب رانندگی است این دو بوگاتی فوق‌العاده در یک مسابقه خط مستقیم شرکت کرده‌اند.


ذکر این نکته مهم است که بدانید شیرون دارای سیستم توربوی دومرحله‌ای است یعنی فاقد هرگونه تأخیری بوده و همچنین گفته شده کلاچ این خودرو بزرگ‌ترین و پرفورمنس ترین کلاچی است که تاکنون در هر خودروی تولیدی نصب شده است.

در نهایت شما واقعاً شیرون را دوست خواهید داشت و دلایل آن را نیز می‌توانید در ادامه تماشا کنید.

[دانلود ویدئو]






احتمالاً‌ تا به حال این موضوع به گوش‌تان خورده که اتومبیل‌های مجهز به سوپرشارژر، معمولاً‌ مصرف سوخت اعلام شده توسط کمپانی‌های سازنده را ندارند و از این نظر نسبت به مدل‌های با پیشرانه تنفس طبیعی، فاصله زیادی دارند. دلیل این امر را می‌توان در یک تعریف ساده بیان کرد؛ اینکه موتورهای کم‌حجم با توربوشارژر که عملکرد صرفه‌جویانه‌ای در سیکل‌های آزمون‌های سازمان حفاظت محیط زیست امریکا دارند، در شرایط دنیای واقعی و در ترافیک‌ها نیاز به آماده‌سازی کمپرسور و آزاد کردن انژکتورها دارند.


امّا این یک تئوری است که می‌بایست به بوته آزمایش قرار داده شود.

برای بررسی تمام و کمال ماجرا، دو سری داده از ۷۳۰ نمونه رانندگی با وسایل نقلیه بنزینی توربو و با تنفس طبیعی به کار گرفته شده است. اولین سری داده‌ها مربوط به ۳۴۰ وسیله نقلیه از تست مصرف سوخت جاده‌ای مجله Car and Driver بوده که شامل یک مسیر بین‌ایالتی ۲۰۰ مایلی (۳۲۱ کیلومتری) با سرعت متوسط ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت بوده است. بررسی داده‌های مصرف سوخت در دنیای واقعی برای هر خودرو نشان می‌دهد که آنچه EPA برای مصرف جاده‌ای خودروها ارائه می‌کند، نمی‌تواند چندان حقیقت داشته باشد؛ حداقل این موضوع در هنگام حرکت در جاده، درست نیست. داده‌ها حاکی از آن است که به طور متوسط، ۱۹۳ مدل وسیله نقلیه با پیشرانه توربو،  به اندازه ۳٫۱ درصد از مصرف سوخت اعلام شده پیش بوده‌اند. امّا پیشرانه‌های تنفس طبیعی عملکرد بدتری در این زمینه داشته‌اند. نیمی از خودروهای تنفس طبیعی مصرف سوخت بهتری را نسبت به آمار اعلام شده از طرف EPA داشته‌اند و این در حالی است که نیمی دیگر، عملکرد سطح پایین‌تری را به نمایش گذاشته‌اند. ۶۵ درصد از مدل‌های توربو عملکرد بهتری نسبت به مصرف سوخت اعلام‌شده EPA نشان داده‌اند.


مطمئناً عاملی چون سرعت یکنواخت و شرایط کم‌بار در رانندگی بزرگراه، نقش مهمی در عملکرد بهتر پیشرانه‌های جدید و کم‌حجم‌تر ایفا می‌کند؛ چرا که در این حالت، تأثیر توربوشارژر در کاهش مصرف سوخت، چشمگیر است. برای مطالعه بیشتر بر روی عملکرد پیشرانه‌های توربو در هنگام رانندگی دینامیک، از داده‌های «اِمیژن آنالیتیکز» نیز استفاده شده که یک گروه مستقل مطالعاتی و منتشر کننده شاخص مصرف سوخت و آلودگی دنیای واقعی EQUA در وب‌سایت USA.EQUAIndex.com است. این گروه از یک سیستم اندازه‌گیری آلودگی پورتابل برای نمونه‌گیری مصرف سوخت و اگزوز در وسیله نقلیه استفاده می‌کند. در تستی که در کالیفرنیای جنوبی به طول ۸۸ مایل یا ۱۴۱ کیلومتر انجام می‌شود، هم خیابان‌های شهری و بزرگراه‌ها را در بر می‌گیرد. اِمیژن آنالیتیکز آمار EPA را به عنوان یک استاندارد در تحقیقات خود درنظر می‌گیرد.

Sport mode reduces turbo lag
بررسی ۳۹۰ نمونه تست از این گروه نیز مشابه نتایج تست بزرگراهی Car and Driver است. البته در تست‌های اِمیژن آنالیتیکز، خودروهای با پیشرانه مجهز به توربوشارژر، تنها اندکی نسبت به آمار اعلام شده، بهتر بوده‌اند (به طور متوسط ۰٫۶ درصد). همچنین مدل‌های غیر توربو نیز ۲٫۳ درصد با آمار EPA فاصله داشته‌اند. توقف‌‌ و حرکت‌های متعدد در هنگام رانندگی در ترافیک باعث شده کیفیت عملکرد پیشرانه‌های توربو کاهش یابد، امّا این شرایط تأثیر خود را بر پیشرانه‌های تنفس طبیعی نیز داشته است.


نتیجه اینکه وسایل نقلیه‌ای که توربوشارژر دارند، می‌توانند مصرف سوختی معادل آنچه برایشان اعلام شده، داشته باشند، امّا در شرایط دنیای واقعی و در خیابان‌های شهری، با همان مشکلات پیشرانه‌های تنفس طبیعی دست و پنجه نرم می‌کنند.






ب‌ام‌و قرار است نسل جدید کراس‌اوور X5 خود را برای اولین بار در ماه اکتبر در نمایشگاه پاریس به نمایش عمومی درآورَد درحالی‌که رونمایی آنلاین آن نیز در اوایل تابستان صورت خواهد گرفت اما حالا اولین تصاویر رسمی از این خودرو افشا شده است. نسل جدید X5 استایل بیرونی آشنایی دارد و رویکردی تکاملی را در پیش گرفته درحالی‌که در آن ترکیبی از عناصر ظاهری نسل جدید X3 و همین‌طور مدل آیندهٔ X7 هم بکار رفته است. البته این بدان معنا نیست که مونیخی‌ها در X5 جدید ویژگی‌های ظاهری جدیدی را ارائه نکرده‌اند زیرا به‌عنوان‌مثال چراغ‌های عقب X5 فرم کاملاً نو و تازه‌ای دارند.

رویکرد تکاملی در کابین نسل جدید X5 هم دیده می‌شود به‌گونه‌ای که در اینجا هم شاهد همان داشبوردهای آشنای ب‌ام‌و هستیم. درهرحال در اینجا یک نمایشگر به‌عنوان صفحه آمپر دیجیتالی در روبروی راننده قرار گرفته درحالی‌که در سمت راست آن‌هم صفحه‌نمایش لمسی بزرگی برای کنترل تمامی قسمت‌های اطلاعاتی و سرگرمی خودرو تعبیه شده است. در زیر این صفحه‌نمایش مرکزی نیز مجموعه‌ای از کنترلرهای سیستم تهویه و سایر دکمه‌ها کنترلی قرار گرفته‌اند.

اما از طراحی که بگذریم، نسل جدید X5 که با کد G05 شناخته می‌شود، روی پلت‌فرم جدید ب‌ام‌و بنام CLAR ساخته شده که برای اولین بار در نسل جدید سری ۷ بکار رفت. این ماشین همچنین به سیستم تعلیق جدیدی هم مجهز شده است. بر اساس اطلاعات اولیه‌ای که به همراه تصاویر منتشر شده است، X5 جدید ۴٫۹۴ متر طول، ۲٫۰۰ متر عرض و ۱٫۷۹ متر ارتفاع دارد درحالی‌که فاصلهٔ محوری آن نیز برابر با ۲٫۹۷ متر است.

بنابراین نسل جدید این کراس‌اوور لوکس ۳٫۶ سانتیمتر کشیده‌تر، ۶٫۶ سانتیمتر عریض‌تر و ۱٫۹ سانتیمتر بلندتر از نسل قبلی خود بوده و فاصلهٔ محوری آن‌هم ۴٫۲ سانتیمتر بیشتر شده است. با وجود رشد ابعاد نسل جدید X5 که موجب افزایش فضای بار و همین‌طور فضای سرنشینان ردیف دوم و سوم شده است، انتظار می‌رود این ماشین نسبت به نسل قبلی سبک‌تر شده باشد تا جایی که برخی گزارش‌ها کاهش وزنی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم را برای نسل جدید X5 اعلام کرده‌اند.

X5 جدید پیشرانه‌های خود را از نسل جدید سری ۵ قرض خواهد گرفت که شامل نمونه‌های ۲ لیتری چهار سیلندر، ۳ لیتری شش سیلندر خطی و ۴٫۴ لیتری هشت سیلندر بنزینی به همراه ۲ لیتری چهار سیلندر و ۳ لیتری شش سیلندر خطی دیزلی می‌شود. موتور ۳ لیتری شش سیلندر خطی توربوشارژ بنزینی که ۳۴۰ اسب بخار قدرت دارد، در مدل ۴۰i XDrive ارائه می‌شود درحالی‌که مدل ۵۰i XDrive به پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو با ۴۶۲ اسب بخار قدرت مجهز خواهد بود.

موتور ۳ لیتری شش سیلندر توربودیزل با ۲۶۲ اسب بخار قدرت نیز در سینهٔ مدل ۳۰d XDrive قرار خواهد گرفت. قدرتمندترین عضو خانوادهٔ این خودرو یعنی X5 M نیز به همان پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 توئین توربوی M5 جدید مجهز خواهد بود که ۶۰۰ اسب بخار قدرت دارد. بااین‌حال برای تأیید رسمی این اطلاعات و همین‌طور کسب اطلاعات و جزئیات بیشتری از نسل جدید ب‌ام‌و X5 باید تا اوایل تابستان صبر کنیم.

 

 

 

 


سلاح متحرک مک لارن که هم در جاده و هم در پیست خوش می‌درخشد هنوز به‌صورت رسمی معرفی نشده اما تست‌های نهایی آن تقریباً تمام شده و ما این شانس را داشته‌ایم تا نسخه تأیید شده آن را در پیست سیلورستون ملاقات کنیم. مک لارن سنا ۲۰۱۸ ماه آینده عرضه می‌شود.

مک‌لارن سنا
سنا کاربردی بودن برادر کوچک خود یعنی ۷۲۰S را با پرفورمنس و عملکرد وحشیانه‌ای ترکیب کرده است. پیشرانه ۸ سیلندر ۴ لیتری آشنای این کمپانی هم‌اکنون قدرت باورنکردنی ۷۸۹ اسب بخاری داشته و البته موضوع مهم‌تر اینکه وزن این خودروی فوق‌العاده تنها ۱۱۹۸ کیلوگرم است. نتیجه این ترکیب چیست؟! ثبت شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۲٫۸ ثانیه‌ای و شتاب صفر تا ۲۰۰ کیلومتر ۶٫۸ ثانیه‌ای! چه رکوردهای فوق‌العاده‌ای! سقف سرعت مک لارن سنا برابر با ۳۴۰ کیلومتر در ساعت بوده و این خودرو در سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت نیروی رو به پایین (داون فورس) ۸۰۰ کیلوگرمی تولید می‌کند.

مک‌لارن سنا
زمانی که روی صندلی فیبر کربنی سنا بنشینید خود را در محیطی جذاب خواهید یافت. این صندلی به ۴ نقطه متصل است. کابین تجمل زیادی ندارد اما میدان دید آن عالی بوده و صدای پیشرانه ۸ سیلندر یاد شده حتی در حالت دور آرام نیز انسان را به وجد می‌آورد. شاید با اندکی نیش گاز و شنیدن صدای پیشرانه بی‌درنگ به فکر تخت گاز با سنا و هجوم به پیست بیفتید!

مک‌لارن سنا
به لطف گیربکس دوکلاچه مک لارن هیچ فن به خصوصی برای آتش کردن سنا لازم نیست. شما به سادگی دنده یک را با اشاره به پدال شیفتر پشت فرمان انتخاب کرده و پدال گاز را فشار می‌دهید.

مک‌لارن سنا
اما اینجاست که باید گفت سنا نیازمند رانندگی حرفه‌ای و هدفمند است. مک لارن این را ادعا می‌کند زیرا ترمزهای خودرو نسل جدید دیسک‌های سرامیک کربنی را با خود به همراه داشته و برای عملکرد کامل باید گرم شوند.

مک‌لارن سنا
زمانی که از پیت لین خارج می‌شوید سنا با انرژی دراماتیکی سرعت گرفته و پدال ترمز زیر پا سفت احساس می‌شود اما زمانی که در اولین پیچ آن را بفشارید متوجه عملکرد قوی‌اش خواهید شد.

مک‌لارن سنا
پس از اندکی آشنایی با شخصیت سنا نوبت به آزمایش این هیولا می‌رسد. سرعت خودرو در خط مستقیم وحشتناک بوده و تعویض دنده‌ها نیز تقریباً بی‌وقفه است و همین امر باعث می‌شود فقط به فکر افزایش سرعت باشید.

مک‌لارن سنا
اما دو جنبه از خودرو وجود دارند که باعث می‌شوند قدرت سنا را بیشتر از آنچه هست درک کنید. اولین نکته به زمانی مربوط می‌شود که پدال ترمز را بفشارید. دومین موضوع نیز گردش فرمان است. ما هرگز خودروی جاده‌ای با این میزان قدرت پدال ترمز را پیش از این نرانده بودیم. زمانی که در آستانه ورود به پیچ هستید پدال را به‌صورت سنگین بفشارید و علیرغم اینکه سرعت خودرو دیوانه‌وار کاهش می‌یابد، سنا تنها متوقف می‌شود، نه ادایی و نه اذیتی!

مک‌لارن سنا
مک لارن سنا نقاط تحسین بسیار زیادی دارد، از رفتار زیبای فرمان گرفته تا حس چابکی و پایداری شاسی اما این داون فورس پنهان است که یکی از فاکتورهای مهم این سوپر اسپورت بریتانیایی محسوب می‌شود.

مک‌لارن سنا
ما در دورهای بعدی حضور در پیست کمی به هیجان کار افزودیم و پدال ترمز را علیرغم اینکه نصف مغزمان می‌گفت آرام‌تر و نصف دیگر هم می‌گفت پدال گاز را فشار بده، دیرتر فشار دادیم. هرچند فشار وارده به سنا باورنکردنی بود اما چسبندگی بسیار بالا و لاستیک‌های پیرلی تروفئو R این خودرو باعث اطمینان خاطر و پایداری بیشتر خودرو می‌شد.

مک‌لارن سنا

در دور پایانی حضور در پیست سیلورستون کم‌کم احساس خستگی بر ما غلبه کرده و احساس کردیم که باید در پیت استراحت کنیم؛ اما بازهم وسوسه حمله دوباره به پیست ما را رها نمی‌کرد! این تجربه مختصری است که از رانندگی با مک لارن سنا ۲۰۱۸ به دست می‌آورید.

سنا خودروی بسیار شاخصی است و به زودی وارد خیابان‌ها می‌شود. خریداران خوش‌شانسی که خواهند توانست پشت فرمان این هیولا بنشینند به احتمال بسیار بسیار زیاد ناامید نخواهند شد زیرا سواری مک لارن سنا ۲۰۱۸ کاملاً هیجان‌انگیز است. اگرچه سنا رقبای قدرتمندی دارد اما این مک لارن تجربه‌ای را به شما می‌دهد که در کمتر خودرویی نظیر آن را پیدا خواهید کرد…

مشخصات مک لارن سنا جدید ۲۰۱۸

  • قیمت: ۷۵۰ هزار پوند
  • پیشرانه: ۸ سیلندر ۴ لیتری توئین توربوی بنزینی
  • قدرت/گشتاور: ۷۸۹ اسب بخار/۸۰۰ نیوتون متر
  • گیربکس: ۷ سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل عقب
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۲٫۸ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۳۴۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: اعلام نشده

منبع: autoexpress


شرکت آمریکایی استودبیکر در سال ۱۹۶۲ کوپهٔ بزرگ و لوکسی بنام آوانتی را به‌عنوان خودروی اسپرت پرچم‌دار خود معرفی کرد. سازنده، این خودرو را به‌عنوان تنها خودروی چهارنفرهٔ عملکرد بالای آمریکایی توصیف کرده و برخی آن‌را یکی از مهم‌ترین نقاط عطف صنعت خودروسازی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم دانسته‌اند؛ اما درحالی‌که استودبیکر فروش ۲۰ هزار دستگاه آوانتی را در سال ۱۹۶۲ در نظر داشت، تنها ۱۲۰۰ دستگاه از آن‌ به فروش رسید. به همین دلیل و همین‌طور به دلیل مشکلات مالی استودبیکر، این شرکت آمریکایی کارخانهٔ خود در ایندیانا که به تولید آوانتی مشغول بود را در دسامبر سال ۱۹۶۳ تعطیل کرده و بدین ترتیب تولید این کوپهٔ لوکس پس از تنها یک سال خاتمه یافت. هرچند پس از پایان دادن به تولید آوانتی توسط استودبیکر، به نظر می‌رسید این ماشین به تاریخ خودروهای کلاسیک آمریکایی پیوسته است اما شخصی بنام نیت آلتمن (Nate Altman) که نمایندگی فروش استودبیکر در ایندیانا را در اختیار داشت، معتقد بود که آوانتی همچنان پتانسیل تولید را دارد.

Studebaker Avanti 1962

به همین دلیل آلتمن با شراکت شخصی بنام لئو نیومن (Leo Newman) تصمیم گرفت به تولید آوانتی ادامه دهد. برای این کار آن‌ها با خودروسازان بزرگ آمریکا وارد مذاکره شدند اما هیچ‌کدام از خودروسازان پیشنهاد تولید آوانتی را قبول نکردند. حتی شرکت آمریکن موتورز یا AMC که به نظر انتخاب مناسبی می‌رسید هم علاقه‌ای به تولید این کوپهٔ لوکس نداشت. به همین دلیل آلتمن و نیومن حق تولید آوانتی و همین‌طور کارخانهٔ سابق آن در ایندیانا را از استودبیکر خریداری کرده و شرکتی بنام آوانتی موتور را تأسیس کردند تا خود به تولید این خودرو بپردازند. آلتمن همچنین قرارداد شرکت Molded Fiberglass که بدنهٔ آوانتی را تولید می‌کرد را هم تمدید نمود تا همچنان ساخت بدنهٔ این ماشین را ادامه دهد.

Avanti II 1965

سپس این دو شریک تصمیم گرفتند پیشرانهٔ اصلی منسوخ‌شدهٔ آوانتی را با موتور جدیدی جایگزین کنند. برای این کار پیشرانهٔ قدرتمندتر و سبک‌تر ۵٫۴ لیتری V8 شورلت کوروت انتخاب شد که ۳۰۰ اسب بخار قدرت داشت؛ اما ازآنجایی‌که این موتور جدید از پیشرانهٔ ۴٫۷ لیتری V8 اصلی آوانتی کمی بلندتر بود، باید در کاپوت و گلگیرهای جلوی خودرو تغییراتی ایجاد شده و ارتفاع آن‌ها افزایش پیدا می‌کرد. همچنین چون موتور کوروت وزن کمتری داشت، توزیع وزن خودرو بهتر شده و تأثیر مثبتی روی هندلینگ آن گذاشت. بدین ترتیب نهایتاً آوانتی جدید با تغییراتی نسبت به نمونهٔ اولیه در آگوست سال ۱۹۶۴ با مدل آوانتی II معرفی شده و با مدل ۱۹۶۵ به بازار آمد. این نسخهٔ جدید به‌صورت دست‌ساز توسط شرکت آوانتی موتور تولید می‌شد و آلتمن به خریداران این امکان را می‌داد که هر نوع ترکیب داخلی و رنگی که دوست دارند را برای خودروی خود انتخاب کنند. همچنین هرچند آوانتی II روی همان شاسی قدیم استودبیکر ساخته شده بود، اما ساکت‌تر و سریع‌تر از استودبیکر آوانتی بود.

Avanti II 1965

بدین ترتیب درحالی‌که شرکت استودبیکر در سال ۱۹۶۷ به‌طور کامل تعطیل شده، فروپاشید و از بین رفت، اما تولید آوانتی با تلاش‌های آلتمن و نیومن و همین‌طور به لطف نقاط قوت خود همچنان تا چندین دهه بعد ادامه یافت. طی سال‌های بعد تولید آوانتی II کماکان با پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری کوروت ادامه پیدا کرد اما از سال ۱۹۶۹ یک پیشرانهٔ ۵٫۷ لیتری شورلت هم در کنار موتور قبلی ارائه شد و سپس در سال ۱۹۷۳ یک موتور ۶٫۶ لیتری V8 جایگزین دو موتور قبلی شد که آن‌هم از شورلت گرفته شده بود. نهایتاً در سال ۱۹۸۱ اما یک موتور کوچک‌تر ۵ لیتری با ۱۵۵ اسب بخار قدرت جایگزین موتور ۶٫۶ لیتری شد.

Avanti II 1965

در سال ۱۹۷۵ شرکت آوانتی به هفتمین خودروساز ایالات‌متحده تبدیل شد. البته این شرکت تولید بسیار محدودی داشت به‌گونه‌ای که در سال ۱۹۷۸ با فروش تنها ۱۶۵ دستگاه، به بیشترین میزان فروش دست پیدا کرد. این بدان دلیل بود که ساخت هر دستگاه از آوانتی II بسته به سفارشات خاص و تودوزی آن بین ۱۰ تا ۱۲ هفته طول می‌کشید. از سوی دیگر، در آوریل سال ۱۹۷۶، نیت آلتمن از دنیا رفت و سکان هدایت شرکت به برادرش آرنولد آلتمن رسید که از همان ابتدا در آوانتی موتور کار می‌کرد. سپس در سال ۱۹۸۲، آرنولد آلتمن شرکت آوانتی موتور را به شخصی بنام «استفان بلیک» که در زمینهٔ توسعهٔ املاک فعالیت داشت، واگذار نمود.

Avanti II 1965

پس از انتقال مالکیت شرکت آوانتی موتور، مالک جدید به فکر ایجاد یک به‌روزرسانی کلی در آوانتی II افتاد چراکه این خودرو از سال ۱۹۶۵ تقریباً بدون تغییر چندانی در حال تولید بود. به همین دلیل در سال ۱۹۸۲ تولید آوانتی II خاتمه یافته و نسل جدید آن با چراغ‌های جلوی مستطیلی، سپرهای پلاستیکی هم‌رنگ بدنه و تغییرات دیگری معرفی شد درحالی‌که در زیر کاپوت آن همچنان همان موتور ۵ لیتری ساخت شورلت قرار داشت. همچنین با معرفی این نسل، نشان II از نام آوانتی حذف گردید. معرفی نسل جدید آوانتی برای سازنده موفقیت قابل‌توجهی را به همراه داشت چراکه فروش آن در سال ۱۹۸۳ به ۲۸۹ دستگاه افزایش پیدا کرده و  به سال خوبی برای آوانتی تبدیل شد. سپس در سال ۱۹۸۵ نسخهٔ کابریولت آوانتی معرفی گردید و در سال ۱۹۸۷ نیز نسخهٔ ویژه‌ای از آن با نام لاکچری اسپرت کوپه به بازار آمد.

Avanti 1982
Avanti Convertible 1985

در سال ۱۹۸۶ اما به دلیل ایجاد مشکلاتی در رنگ‌آمیزی خودروها، آوانتی موتور ورشکست شده و رئیس آن یعنی استفان بلیک استعفا داد و هیچ خودروی در آن سال توسط این شرکت تولید نشد؛ اما در مارس همان سال آوانتی موتور توسط شخصی بنام «Michael Eugene Kelly» خریداری شد. او نام شرکت را به نیو آوانتی موتور تغییر داده و تولید آوانتی را در همان کارخانهٔ ایندیانا از سر گرفت. این مالک جدید اما قصد مدرن نمودن آوانتی را داشت. به همین دلیل در اولین قدم تصمیم به تغییر پلت‌فرم آن گرفت که برای این کار از پلت‌فرم شورلت مونت‌کارلو استفاده شد. بدین ترتیب آوانتی از سال ۱۹۸۷ روی پلت‌فرم جدید شورلت مونت‌کارلو ساخته شد. سپس در سال ۱۹۸۸، بار دیگر مالکیت شرکت آوانتی موتور جابجا شده و شخصی بنام «John Cafaro» آن‌را خریداری نموده، آن‌را به اوهایو منتقل کرده و نام شرکت را هم به آوانتی اتوموتیو تغییر داد.

Avanti 1982

هرچند پلت‌فرم مونت‌کارلو در آوانتی عملکرد خوبی داشت اما شورلت در سال ۱۹۸۸ به تولید مونت‌کارلو خاتمه داد و به همین دلیل از سال ۱۹۸۹ از پلت‌فرم شورلت کاپریس برای آوانتی استفاده شد؛ اما مالک جدید شرکت آوانتی یعنی جان کافارو، در اواخر دههٔ ۸۰ تصمیم به ساخت نسخهٔ سدان آوانتی گرفت. این خودرو که در سال ۱۹۹۰ با نام آوانتی تورینگ سدان معرفی شد، در ظاهر شباهت بسیار زیادی به نسخهٔ کوپهٔ معمولی آوانتی داشت تا جایی که به نظر می‌رسید تنها دو درب به آن اضافه شده است. بااین‌حال این خودرو اولین و تنها سدان تاریخ آوانتی بود. در انتهای این مطلب بیشتر به آوانتی تورینگ سدان خواهیم پرداخت.

Avanti Touring Sedan 1990

در سال ۱۹۹۲ شرکت آوانتی بازهم درگیر مشکلات مالی شده و بدین ترتیب تولید تمامی محصولات آن خاتمه یافت و تا سال ۱۹۹۶ این شرکت هیچ خودرویی تولید نکرد تا اینکه در سال ۱۹۹۷، طراح اصلی شرکت آوانتی بنام «تام کِلوگ» طراحی نسل کاملاً جدید آوانتی را بر روی پلت‌فرم F-Body جنرال موتورز آغاز کرده و چندی بعد سه پروتوتایپ از نسل جدید این خودرو با نام AVX ساخته شد. این نسل از آوانتی طراحی و استایل کاملاً مدرنی داشت اما درعین‌حال به اصالت و ریشه‌های اصلی خود نیز وفادار مانده بود درحالی‌که همچنان از پیشرانهٔ جنرال موتورز استفاده می‌کرد.

Avanti 2001

در سال ۱۹۹۹ یعنی در زمان توسعهٔ نسل جدید آوانتی، شرکت آوانتی بار دیگر توسط مالک قبلی آن یعنی Michael Eugene Kelly خریداری شد. وی تأسیسات تولید شرکت را از اوهایو به جورجیا منتقل کرده و نهایتاً تولید نسل جدید آوانتی را از سال ۲۰۰۱ آغاز نمود. این خودرو تا سال ۲۰۰۴ همچنان از پلت‌فرم پیشرانهٔ جنرال موتورز استفاده می‌کرد اما از این سال به بعد برای ساخت آوانتی از پلت‌فرم فورد موستانگ استفاده شد که با فاصلهٔ محوری بیشتر، فضای داخلی بیشتر و همین‌طور راحتی بالاتری را برای سرنشینان فراهم می‌کرد. علاوه بر این، آوانتی به پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 موستانگ GT نیز مجهز شده بود که ۳۰۰ اسب بخار قدرت داشت.

Avanti Convertible 2001

در اوایل سال ۲۰۰۶ نیز خط تولید آوانتی به کارخانهٔ جدیدی در مکزیک منتقل شد؛ اما این سال پایانی تولید این خودرو بود چراکه نهایتاً تولید آوانتی در سال ۲۰۰۶ برای همیشه به پایان رسید و آخرین دستگاه آن در ماه مارس این سال از کارخانهٔ مکزیک خارج شد. آخرین نمونه‌های تولیدشدهٔ این خودرو نیز در اوایل سال ۲۰۰۷ به فروش رسیدند و بدین ترتیب پروندهٔ آوانتی که در سال ۱۹۶۲ با استودبیکر آغاز شده بود، پس از فرازوفرود‌های فراوان سرانجام به‌طور کامل بسته شد.

Avanti 2001

حال اما یک دستگاه آوانتی تورینگ سدان برای فروش گذاشته شده است. همان‌طور که گفته شد، این مدل از سال ۱۹۹۰ به بازار آمد اما تنها ۹۰ دستگاه از آن ساخته شد و سپس تولید آن در سال ۱۹۹۰ به پایان رسید؛ بنابراین آوانتی تورینگ سدان خودروی بسیار منحصربه‌فردی است. همان‌طور که در تاریخچهٔ آوانتی به‌طور کامل توضیح داده شد، نسخهٔ سدان این خودرو نیز بر روی همان پلت‌فرم شورلت کاپریس ساخته شده و به همان پیشرانهٔ ۵ لیتری V8 شورلت با ۱۷۰ اسب بخار قدرت مجهز است که نیروی آن توسط یک گیربکس چهار سرعتهٔ اتوماتیک انتقال پیدا می‌کند.

گفته شده این سدان لوکس آمریکایی به ترمزهای دیسکی جلو، سیستم کنترل تهویه، صندلی‌های چرمی، کروز کنترل، باک ۶۸ لیتری، فرمان هیدرولیک، قفل مرکزی، پنجره‌های برقی، آینه‌های جانبی برقی و بازکن برقی درب صندوق بار مجهز است. علاوه بر این، آوانتی تورینگ سدان از سانروف برقی و یک تلویزیون هم در قسمت عقب هم برخوردار است. این خودرویی که برای فروش گذاشته شده است، ۱۴۱ هزار کیلومتر کارکرد داشته و در شرایط بسیار خوبی قرار دارد. آوانتی تورینگ سدان در زمانی که نو و صفرکیلومتر بوده، قیمتی در حدود ۵۲ هزار دلار داشته است.


کادیلاک سی‌اِن

سی‌اِن همان کوروت موتور وسطی نبود که همگان انتظار آن را می‌کشیدند، امّا در عین حال، یک محصول فوق‌العاده بود. این خودرو برای پیشرانه یک موتور میانی V-12 با حجم ۷٫۵ لیتر استفاده می‌کرد که برای این سوپرماشین، قدرتی معادل ۷۵۰ اسب‌بخار به همراه داشت.

فورد GT90

کمپانی فورد قبل از آن که مدل نمادین GT را در سال ۲۰۰۵ عرضه کند، از نمونه GT90 رونمایی کرد. این خودرو که مجموعه‌ای کامل از طراحی‌های گوشه‌دار و همین طور، برخی الگوهای کلاسیک را در خود داشت، مجهز به یک V12 با چهار توربوشارژر در پشت کابین بود و خروجی پیشرانه‌اش به ۷۲۰ اسب‌بخار می‌رسید.

لانچیا استراتوس زیرو

استراتوس زیر یکی از متفاوت‌ترین طراحی‌ها بر روی چهار چرخ است که با ساختار گُوِه‌ای خود، می‌تواند هوا را بشکافد و به پیش برود. بسیاری از کارشناسان این مدل را بهترین کانسپتی می‌دانند که تاکنون از جانب یک خودروساز ارائه شده است.

داج کوپرهد

کوپرهِد که به عنوان یک نسخه مقرون‌به‌صرفه‌تر از «وایبر» به دنیای خودرو معرفی شد، در واقع یک نسخه جمع‌وجورتر از سوپرماشین V10 داج به شمار می‌رفت. در این کانسپت از یک موتور V6 با خروجی ۲۲۰ اسب‌بخار استفاده شده بود و البته هیچ‌گاه به خطّ تولید راه پیدا نکرد.

مرسدس‌بنز C111

با اینکه C111 از نقطه نظر فنی، یک خودروی «مفهومی» محسوب می‌شد، امّا مرسدس‌بنز بیش از ۱۲ نمونه از آن تولید کرد. این خودرو کاملاً برخلاف قواعد مرسوم، به‌ویژه برای خودروسازی مانند «مرسدس» ساخته شده بود و از یک طراحی با موتور وسط، آن هم از نوع «روتاری» بهره می‌گرفت.

مازراتی بریج‌کیج ۷۵th

کانسپت بریج‌کیج در سال ۲۰۰۵ به عنوان ادای دِین به خودروی مسابقه قدیمی مازراتی بریج‌کیج در سال های دهه ۱۹۶۰ میلادی و همین‌طور، به منظور بزرگداشت هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس پینین‌فارینا ساخته شد. در یک طراحی جالب‌توجه در این خودرو، نیمه جلویی کابین بالا می‌رفت و به این وسیله، دسترسی به آن مقدور می‌شد.

جیپ J-12

J-12 که بر اساس یک نسخه اصلاح‌شده از شاسی رنگلر ساخته شده بود، ظاهری شبیه به تراک‌های دوره «کایزر» را داشت که باعث می‌شد تبدیل به یک وسیله نقلیه رؤیایی برای «آفرود» شود. در این خودرو، تمام سخت‌افزارهای مدرن در یک پوسته کلاسیک قرار گرفته بودند.

دام زیرو

در حالی که خودروهای دام (Dome) از سطح همان «رؤیای کودکانه» فراتر نرفتند، امّا کانسپت «زیرو» همچنان به عنوان یکی از برترین کانسپت در اذهان علاقه‌مندان خودرو باقی ماند. این خودرو با استفاده از پیشرانه شش سیلندر ردیفی نیسان و یک گیربکس ۵ سرعته، می‌توانست گزینه خوبی برای قرار گرفتن در خط تولید باشد.

مزدا فورای
Mazda Furai concept
فورای در نمایشگاه اتومبیل دیترویت در سال ۲۰۰۸ معرفی شد که حضورش بیشتر جنبه «نمایشگاهی» داشت. این خودرو برای پیشرانه از یک موتور ۴۵۰ اسب‌بخاری با ۳ رتور بهره می‌گرفت و صدای خارق‌العاده‌ای تولید می‌کرد.

فورد ایندیگو

ایندیگو که در سال ۱۹۹۶ رونمایی شد، از یک طراحی افراطی با بال جلو استفاده می‌کرد. همچنین چراغ‌ها در آینه‌ها جاسازی شده بودند و کابین به صورت روباز طراحی شده بود. طراحان فورد در بال جلو، حتی یک نوار LED نیز به کار برده بودند. از این خودرو، تنها دو نمونه ساخته شد و گفته می‌شود که یکی از آنها، در حالی که در مالکیت فورد نبوده، در یک تصادف کاملاً‌ از بین رفته است.

لامبورگینی میورا

لامبورگینی یک نسخه مدرن از سوپرماشین کلاسیکش، یعنی میورا را در سال ۲۰۰۶ ارائه داد تا به این وسیله چهلمین سال تولد خودروی اولیه را جشن بگیرد. این خودرو که به‌خوبی ظاهر میورای دهه ۱۹۶۰ را در ذهن‌ها یادآوری می‌کرد، در واقع، و در زیر پوسته خود، یک «مورسیه‌لگو» بود.

پونتیاک بَنشی IV

مدل بنشی در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی با اینکه دارای ظاهری قدیمی و ساده بود، امّا طراحی‌های خودروهایی مانند نسل چهارم فایربرد و کامارو را به شدت تحت‌تأثیر قرار داد. پونتیاک در این خودروی کانسپت از یک بدنه فایبرگلاس، یک نمایشگر سر بالا و یک موتور V8 انژکتوری با قدرت ۲۵۰ اسب‌بخار بهره گرفته بود.

منبع: roadandtrack


برخی از خودروهای کلاسیک دههٔ ۷۰ میلادی و قبل از آن‌، از طراحی‌های فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند که بعداً هیچ‌گاه تکرار نشدند. این در حالی است که از طرف دیگر بسیاری از خودروهای مدرن امروزی طراحی‌های بی‌روح و خسته‌کننده‌ای دارند که حتی نزدیک به طراحی‌های جاودانهٔ دههٔ هم ۷۰ نیستند. حال در دنیای رندرها که هیچ‌چیز غیرممکن نیست، طراحی تعدادی از خودروهای پرطرفدار مدرن با طراحی پیشینیان کلاسیک آن‌ها ترکیب شده و نمای جالبی را ایجاد کرده است. برای طراحی این رندرها، از ویژگی‌های ظاهری قدیمی و جدید خودروها استفاده شده تا خودروهای واقعاً منحصربه‌فردی به تصویر کشیده شوند.

دوج چارجر

دوج چارجر کنونی قطعاً سدان خوش استایلی است اما از لحاظ طراحی، نمای عضلانی کلاسیک خود را ارائه نمی‌کند. حال در این رندر شکوه طراحی سابق چارجر با استایل مدرن آن ترکیب شده است. برای طراحی این رندر از عناصر چارجر RT مسابقه‌ای مدل ۱۹۶۸ استفاده شده است و ویژگی‌هایی چون بال عقب بزرگ و قالپاق‌های استیل، نمای بسیار زیبایی را ایجاد کرده‌اند.

بوگاتی شیرون

در این رندر، استایل ظاهری جدیدترین محصول بوگاتی یعنی هایپرکار شیرون با یکی از مشهورترین ساخته‌های کلاسیک این شرکت یعنی تایپ ۵۷ ترکیب شده است؛ بنابراین در شیرون المان‌های کلاسیکی متعلق به سال‌های بسیار دور دیده می‌شود که ازجملهٔ آن‌ها می‌توان به رینگ‌های سیمی، گلگیرهای پوشیدهٔ عقب و شیوهٔ باز شدن برعکس درب‌ها دیده می‌شود.

آئودی R8

در این رندر، سوپراسپرت مدرن آئودی R8 با ویژگی‌های ظاهری مدل کواتروی کلاسیک دههٔ ۸۰ ترکیب شده درحالی‌که در دماغهٔ آن الهاماتی هم از آئودی ۱۰۰ دیده می‌شود. در این رندر، جلوپنجرهٔ پلاستیکی ساده و رینگ‌های چند پره نمایی رترو ایجاد کرده‌اند. آئودی کواترو یکی از محصولات مشهور این شرکت بود که در دههٔ ۸۰ در دو نسخهٔ مسابقه‌ای و جاده‌ای تولید می‌شد.

فراری لافراری

آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که یک فراری F40 هیبریدی می‌تواند چه شکلی باشد؟ این رندر پاسخ خوبی به این سؤال داده است زیرا استایل ظاهری مدل کلاسیک F40 را با هایپرکار لافراری ترکیب کرده است. یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی این رندر، بال ثابت عقب آن است که کاملاً F40 را یادآوری می‌کند درحالی‌که نمای جلویی آن با چراغ‌ها و ورودی‌های هوای مشابه لافراری، بسیار مدرن‌تر است.

آستون‌مارتین DB11

این رندر به‌قدری زیبا و جذاب از آب درآمده است که آرزو داشتیم آستون‌مارتین آن‌را به تولید برساند! البته مطمئناً این اتفاق روی نخواهد داد اما ترکیب استایل ظاهری مدل کلاسیک DB5 با مدل مدرن DB11 بسیار زیبا و هماهنگ جلوه می‌کند زیرا برخی اجزای کلاسیک DB5 به ظاهر زیبای DB11 اضافه شده‌اند که ازجملهٔ زیباترین آن‌ها می‌توان به سپر کرومی جلو، رینگ‌های سیمی و آینه‌های جانبی روی گلگیرهای جلو اشاره کرد.

مرسدس-آام‌گ GT

این رندر زیبا، دو خودروی اسپرت عالی مرسدس بنز را باهم ترکیب کرده است. این رندر بر اساس مدل مدرن AMG GT شکل گرفته درحالی‌که عناصر طراحی مدل افسانه‌ای ۳۰۰ SL گالوینگ سال ۱۹۵۴ به آن اضافه شده است. در نمای جلویی این رندر بیش از هر چیز چراغ‌های بزرگ و مدرن AMG GT به همراه جلوپنجرهٔ بزرگ جلب‌توجه می‌کند درحالی‌که در دیگر قسمت‌ها بیشتر ویژگی‌های ۳۰۰ SL دیده می‌شود.

فورد موستانگ

نسخهٔ فیس‌لیفت شدهٔ نسل کنونی موستانگ اوایل سال جاری معرفی شد اما برخی از طرفداران، چهار جدید این ماسل کار آمریکایی را ناخوشایند توصیف کرده‌اند. حال این رندر راه‌حل خوبی را برای کسانی ارائه کرده که دماغهٔ جدید موستانگ را دوست ندارند. در این رندر، دماغهٔ کاملاً متفاوتی دیده می‌شود که با الهام از سری کلاسیک موستانگ طراحی شده و باید گفت که کاملاً خوب از آب درآمده است. تنها چیزی که به نظر می‌رسد باید در این رندر تغییر کند، دریچهٔ روی کاپوت است که هرچند بد نیست اما با استایل تهاجمی یک موستانگ مدرن هماهنگی ندارد.

نقاط قوت و ضعف نیسان پث فایندر ۲۰۱۸

بدون دیدگاه


نیسان پث فایندر یک اسب کاری خانوادگی است که دقیقاً هر آنچه را که انتظار دارید انجام می‌دهد.
پث فایندر در مدل سال ۲۰۱۷ خود به‌روز شده و در سال جاری نیز برخی تغییرات را تجربه کرده است. این کراس اوور در کلاس خود خیلی برجسته نیست و البته این مشکلی ایجاد نمی‌کند. نیسان می‌داند که مشتریان تنها به دنبال خودرویی راحت و دوستدار خانواده هستند و البته پث فایندر در این دو فاکتور واقعاً خوش می‌درخشد.


یکی از نویسندگان اتو گاید می‌گوید:

اگرچه پث فایندر یک خودروی برجسته نیست اما یک‌چیزی را به خوبی انجام می‌دهد و آن ارائه همه‌چیز با زرق و برق کم و بی حاشیه بودن است.


در ادامه شما را با نقاط قوت و ضعف این کراس اوور ژاپنی آشنا می‌کنیم. با ما همراه باشید.

اولویت بالاتر راحتی:

استفاده از پلتفرم یونی بادی در این نسل از پث فایندر باعث ایجاد یک مزیت شده است. سواری این خودرو برای جذب بدترین دست‌اندازها کاملاً نرم بوده و پیشرانه ۶ سیلندر ۳٫۵ لیتری آن با قدرت ۲۸۴ اسب بخاری باعث می‌شود خودرو با کمترین تلاش و زحمت سرعت بگیرد. گیربکس CVT پث فایندر که رفتار خوبی دارد به انتقال نرم قدرت کمک کرده و باعث می‌شود صدای زیادی از پیشرانه به گوش نرسد.

دوستدار خانواده بودن:

دید وسیع و وجود پورت‌های زیاد USB در سراسر کابین باعث شده این خودرو برای خانواده‌هایی که اکثر وقت خود را در خودرو می‌گذرانند عالی باشد. مدل سال ۲۰۱۸ پث فایندر همچنین دارای سیستم هشدار درب عقبی است که به رانندگان در صورت فراموشی و خروج از خودرو یادآوری می‌کند کودکی در خودرو نشسته است.

محفظه بار جادار:

مأموریت دوستدار خانواده بودن پث فایندر با وجود محفظه بار ۲۲۶۰ لیتری ادامه یابد. قطعاً این میزان فضا برای حمل همه نوع اسباب و وسایل و برآورده ساختن نیازهای یک خانواده کافی بوده و البته با محفظه بار خودروهای بزرگ‌تری همچون هوندا پایلوت و تویوتا هایلندر برابری می‌کند.

ارزش واضح در برابر مبلغ پرداختی:

قیمت مدل پایه S این خودرو از ۳۱۷۶۵ دلار آغاز شده و به ۴۴۹۸۵ دلار در نسخه تمام فول پلاتینیم با سیستم چهار چرخ محرک می‌رسد. این خودرو چند هزار دلار ارزان‌تر از برخی رقبا بوده و حتی برخی از رقبای این خودرو در تریم های فول خود قیمت بالاتر از ۵۰ هزار دلاری دارند.

راحتی بیش از حد:

هیچ خریداری در این کلاس انتظار پرفورمنس بالا از یک کراس اوور را ندارد اما فرمان بسیار سبک پث فایندر هرگز در سرعت‌های بالا سفت نمی‌شود. این امر باعث شده پث فایندر کمی احساس ترسناکی داشته باشد و این احساس در هنگام تغییر جهت‌ها و گردش‌ها تشدید می‌شود. فرمان سبک ترکیب شده با شاسی راحت باعث می‌شود پث فایندر از نظر هیجان رانندگی یک کابوس باشد.

سیستم اطلاعات سرگرمی از مد افتاده:

این خودرو از نظر تکنولوژی صوتی و ایمنی در سطح قابل قبولی قرار دارد اما اینترفیس بکار رفته برای دسترسی به تمامی این موارد از مد افتاده هستند. سیستم اطلاعات سرگرمی پث فایندر که توسط دکمه‌هایی قدیمی احاطه شده‌اند با یک صفحه‌نمایش از مد افتاده همراه بوده و کل تنظیمات آن فاقد نرمی و روانی مشاهده شده در سیستم‌های مدرن‌تر رقباست.

منبع: autoguide

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها