نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی






تشخیص رادیویی و مسافت یابی که بر اساس عبارت آن در انگلیسی (Radio detection and ranging)، رادار خوانده می‌شود، یکی از فاکتورهای کلیدی در برگرداندن شرایط به نفع متفقین در نبرد «بریتانیا» در جنگ جهانی دوم بوده است. بدون کمک از رادار، نیروی هوایی «لوفت‌وافه» آلمان می‌توانست آن‌چنان این جزیره را تخریب کند که برنامه‌های هیتلر برای حمله زمینی به آن به سرانجام می‌رسید.


امّا رادار تنها طرفین جنگ را تحت‌تأثیر قرار نداد؛‌ بلکه  به سرعت زندگی مردم عادی را دچار تغییر کرد. در دوران پس ‌از‌ جنگ، کنترل‌های ترافیک هوایی مبتنی بر رادار شروع به کار کردند و در نتیجه، مسافرت‌های هوایی با گذشته تفاوت زیادی پیدا کردند. همچنین استفاده از رادارهای هواشناسی توسط کاربران رادار جنگ جهانی دوم ، موجب شد تا در نوع برنامه‌ریزی و آماده‌سازی برای شاریط جوی در روزها و هفته‌های آینده تغییر ایجاد شود. دستگاه‌های رادار پلیس که از رادارهای داپلر برای اندازه‌گیری سرعت اجسام در حال حرکت استفاده می‌کردند، در دهه ۱۹۴۰ میلادی توسعه داده شدند و باعث شدند تا نحوه رانندگی شهروندان و درآمدهای شهری دستخوش تغییر گردد. همین موارد باعث شد تا صنعت تشخیص‌دهنده‌های راداری در دهه ۱۹۶۰ میلادی رشد زیادی پیدا کند و نام‌هایی چون بِر فایندر، سوپر اسنوپر، اسموکی پاترول و فاز بوستر جای خود را در بازار باز کنند.

Adaptive cruise control radar illlustration
امّا رادار تنها تکنولوژی نظامی‌ای نبود که راه خود را به دنیای اتومبیل پیدا کرد. در ادامه به سه نمونه از تکنولوژی‌هایی می‌پردازیم که قبلاً کاربرد نظامی داشته‌اند.

رادار:

ارسال امواج رادیویی الکترومغناطیسی با فرکانس به بالا به محیط اطراف و سپس بازتاب این امواج از اجسام. سپس از یک گیرنده رادیویی برای جمع‌آوری امواج استفاده می‌شود و در نتیجه، فاصله و سرعت جسم متحرک قابل‌محاسبه خواهد بود. خودروهای امروزی از رادار برای سیستم‌هایی چون کروز کنترل هوشمند، هشدار برخورد، مانیتورینگ نقطه کور و برخی عملکردهای جزئی به صورت اتوماتیک استفاده می‌کنند. حسگرهای اولتراسونیک، مشابه آنچه در سپرهای برخی خودروها تعبیه شده، می‌توانند اجسام کوچک نزدیک به اتومبیل را تشخیص دهند و برای این منظور، از اصولی مشابه عملکرد رادار استفاده می‌کنند، امّا تفاوت آنها در استفاده از امواج صوتی به جای امواج رادیویی است.

نمایشگر سربالا:

یکی از عوامل موفقیت جت‌های جنگنده نظامی، توانایی خلبان در اتخاذ تصمیم‌های سریع است. نمایشگر‌های سربالا با توجه به نیاز خلبانان برای دسترسی همیشگی به اطلاعات حساس در جلوی چشمانشان، به وجود آمدند. چشم‌های خلبان می‌بایست بر روی اجسام با فواصل متفاوت تمرکز کند و حتی یک نگاه کوتاه به مجموعه‌ای از دکمه‌ها و عقربه، می‌توانست برابر با مرگ یا زندگی وی باشد.


عملکرد نمایشگرهای HUD در اتومبیل‌ها به این گونه است که تصویر به قسمتی خاص از شیشه جلوی خودرو (یا یک پنل کولیماتور در هواپیمای جنگنده یا مزدا ۳) انتقال داده می‌شود. برای راننده، اطلاعات نمایش داده شده عاری از «شکست نور» هستند و در نتیجه، چشم کمتر خسته می‌شود. جنرال‌موتورز اولین خودروسازی بود که از یک نمایشگر HUD در محصولاتش استفاده کرد؛ موضوعی که به سال ۱۹۸۸ باز می‌گردد.

سیستم موقعیت‌یابی جهانی (GPS):

سیستم موقعیت‌یابی جهانی ایالات متحده بر شبکه‌ای مبتنی بر حداقل ۲۴ ماهواره که با فاصله‌ای ۱۲۵۵۰ مایلی (۲۰۱۹۷ کیلومتری) از سطح زمین در حال گردش هستند، استوار است. این ماهواره‌ها اطلاعات موقعیت خود را به صورت امواج رادیویی به یک گیرنده زمینی منتقل می‌کنند. این گیرنده سپس موقعیت نسبی را با استفاده از روش سه‌پهلوبندی (Trilateration) محاسبه می‌کند.

gps
پس از اینکه یک هواپیمای کره‌ای ۷۴۷ از مسیر خود خارج شد و سپس توسط شوروی در سال ۱۹۸۳ ساقط گردید، «ریگان»، رئیس‌جمهور وقت امریکا مجوّز استفاده شخصی شهروندان از GPS را صادر کرد. امّا حدود ۱۷ سال دیگر طول کشید که «کلینتون»، رئیس‌جمهور دموکرات بعدی ایالات متحده، دقت سیگنال‌های GPS شهروندان را در سال ۲۰۰۰ بالا برد و موجب شد تا سیستم GPS با دقتی مشابه کارکردهای نظامی، در سیستم‌های ناوبری درون‌خودرویی نیز مورد استقاده قرار گیرد. اگر فکر می‌کنید که GPS تأثیر چندانی در دنیای اتومبیل نداشته است، به این فکر کنید که آخرین باری که به سراغ یک نقشه کاغذی از داخل داشبورد رفته‌اید، چه زمانی بوده است.

منبع: caranddriver


در قسمت قبلی سری مطالب ماسل کارها که همچنان به تاریخچهٔ فورد موستانگ اختصاص دارد، به نسل پنجم این خودرو رسیدیم و گفتیم که فورد در این نسل، موستانگ را در حد زیادی به ریشه‌ها و اصالت خود بازگرداند. این موضوع خصوصاً در طراحی و استایل بیرونی موستانگ دیده می‌شد که به‌صورت رترو و با نگاه کاملی به طراحی‌های باشکوه نسل اول، به‌ویژه مدل ۱۹۶۹ شکل گرفته بود. از سوی دیگر، قدرت پیشرانه‌ها نیز در نسل پنجم موستانگ افزایش یافت به‌گونه‌ای که حالا نسخهٔ V6 یا همان پایه ۲۱۰ اسب بخار قدرت داشت و مدل GT هم با موتور V8 به ۳۰۰ اسب بخار رسیده بود.

اما مهم‌ترین خبر در نسل پنجم موستانگ بازگشت مدل محبوب شلبی پس از بیش از سه دهه بود. شلبی GT500 که برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۵ به‌عنوان جایگزین مدل SVT کبرا رونمایی شد، به یک پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ با ۵۰۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود. همچنین گفتیم که در سال ۲۰۰۶ به مناسبت چهل‌سالگی موستانگ شلبی GT350، به سفارش شرکت اجارهٔ خودروی هِرتز، نسخهٔ ویژه‌ای از نسل پنجم موستانگ با نام شلبی GT-H معرفی شد. این مدل که بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود و از همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 استفاده می‌کرد، در دو نسخهٔ کوپه و کابریولت، تنها در تعداد محدود هزار دستگاه تولید شد. حال امروز ادامه تاریخچهٔ نسل پنجم موستانگ را دنبال می‌کنیم.

در سال ۲۰۰۷ اما مدل شلبی دیگری بنام موستانگ شلبی GT معرفی شد. این مدل اساساً نسخه‌ای فروشی از همان موستانگ شلبی GT-H بود. یعنی درحالی‌که شلبی GT-H صرفاً به‌صورت اجاره‌ای عرضه شد، شلبی GT به‌عنوان نمونه‌ای فروشی و برای پُر کردن فاصلهٔ بین موستانگ GT معمولی و شلبی GT500 در نظر گرفته شده بود؛ بنابراین این مدل به همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 با ۳۲۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود اما در کنار گیربکس پنج سرعتهٔ اتوماتیک قبلی، یک گیربکس پنج سرعتهٔ دستی هم برای آن ارائه می‌شد.

Mustang Shelby GT 2007

شلبی GT در ظاهر تقریباً به‌طور کامل با شلبی GT-H یکسان بود و تنها اسپویلر عقب آن حذف شده و کاپوت آن‌هم متفاوت بود و به‌صورت رترو طراحی شده بود. همچنین برخلاف شلبی GT-H که صرفاً با یک ترکیب رنگ بیرونی مشکی-طلایی ارائه می‌شد، شلبی GT در سال ۲۰۰۷ با رنگ‌های مشکی با خطوط سفید یا سفید با خطوط مشکی ارائه شده درحالی‌که در سال‌های بعد رنگ‌های دیگری هم برای آن ارائه شد. این مدل در ابتدا صرفاً به‌صورت کوپه ارائه شد اما در سال ۲۰۰۸ نسخهٔ کابریولت آن‌هم تولید شد.

Mustang Shelby GT Cabriolet 2007

تولید موستانگ شلبی GT نیز به شیوهٔ منحصربه‌فردی صورت می‌گرفت به‌گونه‌ای که همانند موستانگ‌های شلبی دههٔ ۶۰، موستانگ معمولی توسط فورد ساخته شده و به شرکت شلبی در لاس‌وگاس ارسال می‌شد تا تغییرات موردنظر روی آن انجام گیرد. این در حالی بود که شلبی GT500 به‌طور کامل توسط خود فورد در میشیگان تولید می‌شد. تولید شلبی GT در دسامبر ۲۰۰۶ آغاز شد و از ژانویهٔ ۲۰۰۷ به بازار عرضه گردید. برنامه‌ریزی شده بود که از این مدل تعداد محدودی تا ۶ هزار دستگاه ساخته شود.

Mustang Shelby GT 2007

اما در سال ۲۰۰۷ به مناسبت چهل‌سالگی موستانگ شلبی GT500KR مدل ۱۹۶۸ و به‌منظور بزرگداشت این مدل جاودانه، فورد مدلی با همین نام را برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۷ رونمایی کرد. نمونهٔ اولیهٔ شلبی GT500KR در تعداد محدودی در سال ۱۹۶۸ ساخته شد و یکی از نسخه‌های فوق‌العادهٔ نسل اول موستانگ محسوب می‌شد. این مدل به پیشرانهٔ ۷ لیتری V8 کبرا جت مجهز بود که قدرت آن به ۴۰۰ اسب بخار افزایش یافته بود و بنابراین قوی‌ترین نسخهٔ نسل اول موستانگ محسوب می‌شد. حروف KR در انتهای نام این مدل نیز مخفف عبارت «King of the Road» یا سلطان جاده بود.

Mustang Shelby GT500KR 2008

موستانگ شلبی GT500KR جدید اما از همان پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ GT500 استاندارد استفاده می‌کرد ولی با کالیبراسیون منحصربه‌فرد، خروجی آن به ۵۴۰ اسب بخار قدرت و ۶۹۰ نیوتن متر گشتاور افزایش پیدا کرده بود که ۴۰ اسب بخار و ۴۰ نیوتن متر بیشتر از GT500 استاندارد بود. علاوه بر این، به‌منظور بهبود هندلینگ و جبران توزیع وزن نامناسب ناشی از قسمت جلویی سنگین، تعلیق GT500KR توسط SVT با استفاده از کمک‌فنرهای ویژه تنظیم شده و همچنین خودرو به استرس بار مسابقه‌ای فورد و میله‌های تثبیت‌کننده هم مجهز شده بود درحالی‌که لاستیک‌های آن نیز از نوع گودیر ایگل F1 سوپرکار بودند که به‌طور خاص برای شلبی GT500KR توسعه پیدا کرده بودند.

Mustang Shelby GT500KR 2008

فورد در نظر داشت تعدادی از ویژگی‌های ظاهری موستانگ شلبی GT500KR مدل ۱۹۶۸ را هم روی این مدل جدید هم اعمال کند. به همین دلیل شلبی GT500KR جدید به کاپوت فیبر کربنی با ورودی‌های هوای دوگانهٔ منحصربه‌فردی مجهز شده بود که مشابه GT500KR مدل ۱۹۶۸ طراحی شده بودند. همچنین روی خطوط جانبی بدنه هم مثل نمونهٔ قدیمی، نام GT500KR نوشته شده بود. علاوه بر این، این موستانگ ویژه به یک اسپلیتر فیبر کربنی منحصربه‌فرد، قاب فیبر کربنی آینه‌های جانبی و دو مجرای خنک‌کننده برای ترمزهای جلو هم مجهز شده بود. این موارد، شلبی GT500KR را از GT500 معمولی متمایز می‌کردند. این در حالی بود که به لطف کاپوت فیبر کربنی و همین‌طور سیستم اگزوز تجدیدنظر شده، وزن GT500KR هم حدود ۱۰ کیلومتر از موستانگ شلبی GT500 استاندارد سبک‌تر شده بود.

Mustang Shelby GT500KR 2008

همان‌طور که گفته شد، موستانگ شلبی GT500KR برای اولین بار در نمایشگاه نیویورک ۲۰۰۷ رونمایی شده و از بهار ۲۰۰۸ با مدل ۲۰۰۸ به بازار عرضه شد. البته این GT500KR جدید هم مانند مدل قدیمی، نمونه‌ای تولید محدود بود به‌گونه‌ای که شلبی و SVT اعلام کردند در سال ۲۰۰۸ تنها هزار دستگاه از آن‌را تولید خواهند کرد (البته در همین سال ۱۱ دستگاه هم به‌عنوان پروتوتایپ ساخته شده بود). سپس در سال ۲۰۰۹ هم تعداد ۷۱۲ دستگاه دیگر ساخته شده و بدین ترتیب تولید کل این مدل به ۱۷۱۲ دستگاه رسید. از این تعداد، ۱۵۷۱ دستگاه در ایالات‌متحده عرضه شد که دقیقاً با تعداد ساخته شده از GT500KR مدل ۱۹۶۸ یکسان بود. شلبی GT500KR جدید در ابتدا روی خط تولید معمولی موستانگ توسط فورد ساخته می‌شد و سپس به شرکت شلبی ارسال می‌شد تا ساخت و مونتاژ نهایی آن تکمیل گردد. قیمت این مدل از ۱۲۰ هزار دلار شروع می‌شد.

در همین سال اما شلبی قصد داشت یکی دیگر از مدل‌های مشهور در تاریخ موستانگ شلبی یعنی مدل سوپر اسنیک را احیا کند. از این نام برای اولین بار در سال ۱۹۶۷ استفاده شده بود. در آن سال، شلبی یک موستانگ شلبی ویژه را برای شرکت گودیر ساخت. این ماشین یک موستانگ شلبی GT500 بود که به پیشرانهٔ مسابقه‌ای GT40 427 با ۶۵۰ اسب بخار قدرت مجهز شده بود. این ماشین طی آزمایشی که توسط شلبی با لاستیک‌های گودیر انجام گرفت توانست به سرعت ۲۷۰ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند؛ اما GT500 سوپر اسنیک مدل ۱۹۶۷ هیچ‌گاه به تولید نرسید و در حد همان یک پروتوتایپ باقی ماند. این یک دستگاه در سال ۲۰۱۳ در یک حراجی در ایندیاناپلیس به قیمت ۱٫۳ میلیون دلار به فروش رسید.

Mustang Shelby GT500 Super Snake 1967

برای احیای سوپر اسنیک اما موستانگ شلبی GT500 استاندارد به کارخانهٔ ویژهٔ کارول شلبی در لاس‌وگاس فرستاده می‌شد تا تغییراتی روی آن انجام گیرد. طی این فرایند، قدرت پیشرانهٔ ۵٫۴ لیتری V8 سوپرشارژ GT500 استاندارد به ۶۰۵ اسب بخار افزایش پیدا می‌کرد. علاوه بر این، شلبی GT500 سوپر اسنیک تغییراتی عملکردی و ظاهری را هم تجربه می‌کرد که شامل نشان ویژه، رینگ‌های ۲۰ اینچی، دریچهٔ روی کاپوت فایبرگلاس، اسپلیتر فیبر کربنی، ترمزهای بزرگ‌تر با کالیپرهای شش پیستونه و میل‌لنگ آلومینیومی می‌شد.

Mustang Shelby GT500 Super Snake 2008

از مدل‌های شلبی که بگذریم، به نسخهٔ ویژهٔ دیگری از نسل پنجم موستانگ می‌رسیم. پس‌ازاینکه فورد در سال ۲۰۰۱ مدل مشهور بولیت را بر اساس نسل چهارم موستانگ احیا نمود، تصمیم گرفت در سال ۲۰۰۸، این مدل را بار دیگر بر اساس نسل پنجم موستانگ بازگرداند. این مدل که بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود، همچنان با همان رنگ سبز تیرهٔ معروفی ارائه شد که مشابه همان رنگ موستانگ مورداستفاده توسط استیو مک‌کوئین در فیلم بولیت سال ۱۹۶۸ بود؛ اما برای اولین بار علاوه بر این رنگ سبز نمادین، رنگ مشکی هم برای موستانگ بولیت ۲۰۰۸ ارائه شد؛ اما موستانگ بولیت غیرازاین، در ظاهر با ویژگی‌های دیگری ماند حذف مه شکن‌های درون جلوپنجره، رینگ‌های ویژهٔ ۱۸ اینچی آلومینیومی به رنگ خاکستری تیره و سر اگزوزهای بزرگ‌تر، از موستانگ GT معمولی متمایز شده بود. همچنین هرچند پوشش کرکره‌ای روی پنجره‌های عقب به‌صورت استاندارد توسط فورد ارائه نشده بود اما مالکین خود اقدام به نصب آن می‌کردند تا خودرو مشابه موستانگ بولیت اصلی سال ۱۹۶۸ گردد.

Mustang Bullitt 2008

همان‌طور که گفته شد موستانگ بولیت ۲۰۰۸ بر اساس موستانگ GT ساخته شده بود و بنابراین از همان پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 استفاده می‌کرد اما کالیبراسیون این موتور بهبود پیدا کرده بود و همچنین به‌منظور تقلید صدای موستانگ مورداستفاده در فیلم بولیت، در سیستم اگزوز آن‌هم تجدیدنظر شده بود؛ بنابراین حالا این موتور ۳۱۵ اسب بخار قدرت و ۴۴۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد درحالی‌که ردلاین آن‌هم از ۶۲۵۰ rpm در موستانگ GT به ۶۵۰۰ rpm افزایش پیدا کرده بود. برای انتقال نیروی موتور نیز از همان گیربکس پنج سرعتهٔ دستی موستانگ GT استفاده شده بود اما ضریب اکسل عقب آن سنگین‌تر شده بود. علاوه بر این، تعلیق در موستانگ بولیت با استفاده از فنرهای سفت‌تر، بهبود یافته و ارتفاع خودرو هم شش میلی‌متر کاهش پیدا کرد. از موستانگ بولیت مدل ۲۰۰۸ مجموعاً تعداد ۷ هزار دستگاه ساخته شد.

Mustang Bullitt 2008

در سال ۲۰۰۹ اما نسل پنجم موستانگ آخرین به‌روزرسانی‌های خود را پیش از فیس‌لیفت کلی مدل ۲۰۱۰ تجربه نمود. مهم‌ترین تغییر در این سال، ارائهٔ آپشن سقف شیشه‌ای بود درحالی‌که رادیو ماهواره‌ای هم به‌صورت استاندارد برای آن ارائه شد. همچنین در همین سال به مناسبت سالگرد چهل‌وپنج‌سالگی موستانگ، فورد نسخهٔ ویژه‌ای را برای این ماشین تدارک دیده بود. این نسخهٔ ویژهٔ ۴۵ سالگی به نشان مخصوص، دریچهٔ روی کاپوت سفارشی، سر اگزوزهای فولاد ضدزنگ براق، اسپویلر عقب و رینگ‌های ۱۷ اینچی آلومینیومی براق مجهز شده بود. درمجموع از این مدل تعداد ۴۶ هزار دستگاه ساخته شد. در اینجا اما این قسمت از سری مطالب تاریخچهٔ موستانگ هم به پایان رسید. در قسمتی بعدی، تاریخچهٔ این ماشین را با پرداختن به فیس‌لیفت کلی مدل ۲۰۱۰ پی خواهیم گرفت. با ما همراه باشید.

Mustang GT 2009


حق بیمه خودروها در آمریکا از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ به میزان ۳۳ درصد افزایش یافته است و این موضوع فشار مضاعفی به مالکان خودروها مخصوصاً آن‌هایی که اقدام به خرید لیزینگی کرده‌اند وارد کرده است.


حق بیمه بسته به فاکتورهای گوناگونی تعیین می‌شود که از جمله آن‌ها می‌توان به سن راننده، سابقه رانندگی و محل زندگی مالک اشاره کرد. البته یکی دیگر از فاکتورهای مهم نوع خودرو است.


موسسه بیمه ایمنی بزرگراه‌های آمریکا میزان تصادفات و استفاده از بیمه را دسته‌بندی کرده و حق بیمه هر خودرو را تعیین می‌کند. کمپانی‌های بیمه به‌طور متوسط حدود ۹۰۰ دلار را برای خودروهای تصادفی پرداخت می‌کنند ولی گاهی اوقات این میزان پرداختی به بیش از دو برابر مبلغ یاد شده نیز می‌رسد.

در ادامه شما را با ۲۵ خودروی سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ که کمترین حق بیمه سالانه را داشته‌اند آشنا می‌کنیم. این لیست به ترتیب شماره منتشر شده است.

  1. تویوتا سکویا چهار درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۹٫۶۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۹٫۸۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۴۸۴۰۰ دلار
تویوتا سکویا 2018

  1. شورولت تراورس ۴ درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۶٫۶۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۴۷۵۰۰ دلار

  1. جی ام سی آکادیا ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۷۱۲٫۸۳ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۰۴٫۲۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۹۰۰۰ دلار

  1. فورد اِج ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۹۳٫۷۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۰۴٫۲۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۹۳۱۵ دلار

  1. فورد F-150 سوپر کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۹۰٫۹۱ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۷۳٫۰۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۷۷۰۵ دلار

  1. تویوتا ۴ رانر ۴ درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۸٫۱۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۲٫۵۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۴۶۱۰ دلار

  1. فورد F-250 سوپر کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۴٫۵۱ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۹٫۶۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۳۳۱۵۰ دلار

  1. سوبارو XV کراس ترک ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۹۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۸٫۶۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۱۵۹۵ دلار

  1. مینی کانتری من ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۹۴ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۲٫۰۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۶۶۰۰ دلار
Countryman

  1. هوندا اودیسه

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۸۰٫۴۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۶٫۴۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۹۹۹۰ دلار

  1. هوندا CR-V چهار درب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۸٫۴۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۶۹٫۱۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۴۲۵۰ دلار

  1. هوندا پایلوت ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۷٫۳۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۰۹۰۰ دلار
Honda Pilot Elite

  1. نیسان لیف

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۵٫۰۳ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۹٫۸۰ دلار
نوع خودرو: ۴ درب کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۹۹۹۰ دلار
نیسان لیف 2018

  1. شورولت کوروت کانورتیبل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۷۱٫۵۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۴۱۷٫۳۰ دلار
نوع خودرو: خودروی اسپورت میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۵۵۴۹۵ دلار
2016 Chevrolet Corvette Z06 convertible

  1. سوبارو لگاسی ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۷٫۷۹ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۹۶٫۴۰ دلار
نوع خودرو: ۴ درب میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۲۱۹۵ دلار

  1. ولوو XC60 چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۵٫۲۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۳۱۵٫۹۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۴۱۵۰۰ دلار

  1. فورد اکسپدیشن ۴ درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۰٫۱۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۴٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۵۱۷۹۰ دلار
فورد اکسپدیشن 2018

  1. آکورا MDX چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۶۰٫۰۶ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۸۰٫۸۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۴۴۲۰۰ دلار
آکورا MDX اسپورت هیبرید

  1. مزدا CX-5 چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۹٫۷۸ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۵٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۴۱۵۰ دلار
مزدا سی ایکس 5

  1. جیپ رانگلر دو درب SWB چهار چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۷٫۸۵ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۰۶٫۷۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۳۹۹۵ دلار

  1. سوبارو فارستر چهار درب ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۴۵٫۸۵ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۷۳٫۰۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۲۷۹۵ دلار

  1. جی ام سی کانیون کرو کب ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۳۳٫۷۰ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۵۷٫۴۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ کوچک
قیمت خرده فروشی: ۲۱۱۰۰ دلار

  1. شورولت سیلورادو ۱۵۰۰ ۴ چرخ محرک

حق بیمه متوسط سالانه: ۶۲۰٫۴۷ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۵۳٫۵۰ دلار
نوع خودرو: پیکاپ بزرگ
قیمت خرده فروشی: ۲۸۳۰۰ دلار

  1. آکورا RDX چهار درب تک دیفرانسیل

حق بیمه متوسط سالانه: ۵۹۰٫۹۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۴۹٫۶۰ دلار
نوع خودرو: شاسی‌بلند لوکس میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۳۶۰۰۰ دلار
آکورا RDX

  1. سوبارو اوت بک ۴ چرخ محرک با بسته ایمنی Eyesight

حق بیمه متوسط سالانه: ۵۳۹٫۳۲ دلار
مبلغ پرداختی متوسط توسط بیمه در تصادف: ۲۲۲٫۳۰ دلار
نوع خودرو: مینی ون/استیشن میان سایز
قیمت خرده فروشی: ۲۵۸۹۵ دلار

تصاویر ارسالی کاربران (هفته چهارم)

بدون دیدگاه


چهارمین هفته از انتشار مجموعه عکس‌های ارسالی شما کاربران عزیز به پدال را با شما به تماشا می‌نشینیم. باز هم شاهد تصاویر متنوعی از خودروها در داخل و خارج از کشور از خودروهای محبوب هستیم. لازم به ذکر است که در ترتیب تصاویر منتشر شده، اولویت خاصی لحاظ نشده و برای تنوع، بدون ترتیب می‌باشد.

با سپاس از دوستانی که ما را در تجربه خود شریک نموده‌اند، این شما و این سری چهارم تصاویر برگزیده ارسالی کاربران عزیز پدال:

امیرحسین مرشدی از شهریار: سیمرغ با چراغ های کامارو
امیرحسین مرشدی: پارکینگ deals and wheels
امیرحسین مرشدی: برابوس راکت ۹۰۰ گلد را بیابید

امیرحسین مرشدی از دبی
امیرحسین مرشدی از دبی

سایر تصاویر ارسالی امیرحسین مرشدی از دبی:

سامان آذری از استانبول: آلفارومئو
سامان آذری از استانبول: نیسان GTR
سامان آذری از استانبول: فراری
سامان آذری از استانبول: مازراتی
سامان آذری از استانبول: رولز رویس

سایر تصاویر ارسالی سامان آذری از استانبول:

مرتضی باقری: نمایشگاه ایران کلاسیکا ۲۰۱۷
مرتضی باقری: نمایشگاه ایران کلاسیکا ۲۰۱۷
مهران عسکری: دانشگاه شمال‎

لطفاً تصاویری که خود گرفته‌اید را با ذکر نام خود، مکان و زمان تصویربرداری به ایمیل رسمی پدال (pedal.ir@gmail.com) یا کانال تلگرامی پدال pedalir@ و آی دی مدیر کانال (Pedal_ir@) ارسال فرمایید. همچنین خوشحال می‌شویم اگر تجارب رانندگی، مطالب تست و بررسی خود را با ما و سایر کاربران در میان بگذارید.






قهرمان چهار دوره مسابقات موتو جی پی مارک مارکز که در بحث مسابقات موتورسیکلت رانی یکی از حرفه‌ای‌ها می‌باشد اخیراً وارد یک چالش کاملاً متفاوت شده است.


مارکز دست از موتورسیکلت رپسول هوندای خود کشیده و پشت فرمان خودروی فرمول ۱ تیم اسکودریا تورو روسو نشسته و البته چند دوری را نیز در پیست ردبول ریسینگ اتریش طی کرده است و البته فوراً استعداد بالای خود را نیز نشان داده است. این در حالی است که مارکز برای اولین بار پشت فرمان یک خودروی فرمول ۱ نشسته است.


مارکز درباره این تجربه منحصربه‌فرد می‌گوید:

نشستن پشت فرمان سریع‌ترین خودروهای مسابقه‌ای جهان همیشه رویای من بوده است. من احترام فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها قائل هستم و در نهایت هم تجربه‌ای باورنکردنی به دست آوردم. حضور در فرمول ۱ یکی از برجسته‌ترین موارد کارنامه کاری من بوده است.


این موتورسوار باتجربه در ادامه می‌افزاید:

فرمول ۱ تفاوت بزرگی با موتو جی پی دارد. دید محدود یک چالش قابل‌توجه است. شما احساس می‌کنید در کاکپیت حبس شده‌اید. فاصله‌های ترمزگیری و زمان‌بندی عبور از پیچ‌ها کاملاً متفاوت است. یک خودروی فرمول ۱ داون فورس بیشتری داشته و این موضوع به ویژه در پیچ‌ها هیجان زیادی ایجاد می‌کند.


زمانی که از مارکز درباره احتمال حضور در فرمول ۱ پرسیده شده او گفته که در سال‌های آینده کاملاً روی موتو جی پی تمرکز داشته اما خب این احتمال را به طور کامل رد نکرده است.

اما به همراه مارکز نیکی لائودای افسانه‌ای که ۳ بار قهرمان فرمول ۱ شده و هم‌چنین مارک وبر نیز در این پیست حضور داشته‌اند.

راننده اسبق تیم ردبول ریسینگ یعنی مارک وبر می‌گوید:

مارکز در زمان صبحانه کاملاً ساکت بود. به محض اینکه در کاکپیت قرار گرفت تمرکزی ۱۰۰ درصدی روی کار خود داشت و حداکثر عملکردش را به نمایش گذاشت. فرمول ۱ و موتو جی پی کاملاً متفاوت هستند. مارک باعث شد کار من به عنوان یک مربی بسیار آسان شود. او همیشه سؤال‌های صحیحی می‌پرسد و دور به دور بهتر می‌شود.







حالا که نسل جدید ب‌ام‌و M5 F90 تولید شده و از پیشرانه و سیستم چهار چرخ محرک جدید سود می‌برد همه می‌خواهند این محصول باواریایی را تست کنند. این خودرو نه تنها با عضلانی‌های صنعت خودرو روبرو شده بلکه به عنوان سنگ محکی ۳۰ ساله در مقابل رقبای سرسخت دیگری نیز قرار گرفته است. از آنجایی که مدیران آئودی هنوز روی تولید RS6 جدید کار می‌کنند بنابراین تنها خودرویی که باید شکست داده شود مرسدس-ای‌ام‌جی E63 S است.


البته این مقایسه چندان منصفانه نیست. رقیب واقعی M5 باید مرسدس-ای‌ام‌جی E63 باشد زیرا نسخه S دارای قدرت و گشتاور بیشتر است. مدل E63 قدرت ۵۷۱ اسب بخاری و گشتاور ۷۵۰ نیوتون متری داشته درحالی‌که برادر S آن از خروجی ۶۱۲ اسبی و گشتاور ۸۵۰ نیوتون متری سود می‌برد. هر دو خودرو با سیستم چهار چرخ محرک عرضه شده و تفاوت شتاب آن‌ها تنها یک‌دهم ثانیه است. البته این تفاوت در شتاب گیری با توجه به تفاوت خروجی پیشرانه‌ها کمی عجیب به نظر می‌رسد.


با این وجود همه افراد روی E63 S تمرکز کرده‌اند. این سوپر سدان اشتوتگارتی نشان داده که در خط مستقیم می‌تواند با سوپرکارهای کامل رقابت کند و همچنین به راحتی بتواند ۴ سرنشین را حمل کند. M5 هم داستان مشابهی دارد اما وزن کمتر آن با قدرت کمتر همراه شده است.


پیشرانه ۸ سیلندر ۴٫۴ لیتری توئین توربوی این سوپر سدان باواریایی قدرت ۶۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۷۵۰ نیوتون متری داشته ولی به نظر می‌رسد از نظر اعداد و ارقام کمی زیر سایه مرسدس قرار می‌گیرد.


سیستم چهار چرخ محرک هم‌اکنون به M5 اجازه می‌دهد تا در خط مستقیم با AMG سرشاخ شود و همان‌گونه که ویدئو هم نشان می‌دهد این کار چیزی بیشتر از یک رقابت ساده است به گونه‌ای که M5 هر دو درگ را پیروز می‌شود. البته رقابت بین این دو رقیب همیشگی بسیار نزدیک و فشرده است. تا به اینجا ویدئوهای مشابهی را تماشا کرده‌ایم که در برخی از آن‌ها E63 S و در برخی هم M5 پیروز شده اما در این ویدئو M5 است که حرف اول و آخر را می‌زند. با ورود مدل M5 کامپتیشن ۶۲۵ اسب بخاری به میدان، روزهای سختی در انتظار مرسدس خواهد بود! در ادامه تعدادی از درگ‌ها و مسابقات بین این دو حریف قدر را مرور می‌کنیم.

[دانلود ویدئو]

[دانلود ویدئو]

[دانلود ویدئو]

[دانلود ویدئو]

[دانلود ویدئو]






درحالی‌که طرح کراس‌اوور کوپه در جهان اتومبیل مفهومی بحث‌برانگیز است، اعداد دروغ نمی‌گویند چراکه کراس‌اوورهای کوپه ثابت کرده‌اند که خودروهای بسیار محبوبی در سراسر جهان هستند و حالا برند دیگری هم به این بخش پرطرفدار وارد شده است. این آئودی Q8 است یعنی خودرویی که ظاهر آن به‌هیچ‌وجه غافلگیرکننده نیست زیرا تقریباً با نسخه‌های کانسپت خود یکسان است. البته وفاداری Q8 به نسخهٔ کانسپت به این معنای تحسین‌برانگیز نبودن استایل این کراس‌اوور جدید آلمانی نیست که این موضوع می‌تواند کار را برای رقبای مستقیم Q8 یعنی ب‌ام‌و X6 و مرسدس بنز GLE کوپه سخت کند. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب این سه کراس‌اوور کوپهٔ آلمانی را باهم مقایسه کنیم.

استایل بیرونی

ب‌ام‌و با معرفی نسل نخست X6 در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار کلاس کراس‌اوورهای کوپه را بنیان گذاشت که این نشان می‌دهد چند سال طول کشیده تا آئودی نهایتاً به ب‌ام‌و پاسخ مستقیمی دهد. این خودرو هم‌اکنون در نسل دوم خود قرار دارد که به لطف پروفیل عضلانی، لبهٔ صندوق بزرگ و خطوط خمیدهٔ کمتر، پویاتر از نسل قبلی به نظر می‌رسد. به‌طورکلی ب‌ام‌و X6 خودرویی تهاجمی به نظر می‌رسد که آمادهٔ حمله است. از سوی دیگر مرسدس بنز هم با GLE کوپه رویهٔ مشابهی را دنبال کرده است و در آن‌هم خط سقف کاملاً شیب‌داری دیده می‌شود که به زیبایی در قسمت عقب، به سمت پایین حرکت کرده است درحالی‌که ستون C در GLE شیک‌تر از X6 به نظر می‌رسد؛ اما آئودی Q8 شیوهٔ کاملاً متفاوتی را پیش گرفته است چراکه این خودرو بجای یک کراس‌اوور کوپه، بیشتر شبیه به یک استیشن بلندقامت به نظر می‌رسد و از ستون B به عقب، فرم بسیار متعارف‌تری نسبت به رقبای هم‌وطن خود دارد. به همین دلیل Q8 را می‌توان یک کراس‌اوور معمولی دانست.

البته مطمئناً سقف Q8 شیب کمی دارد اما این شیب کم در سقف نسل جدید فولکس‌واگن توآرگ هم دیده می‌شود و سقف این دو کراس‌اوور گروه فولکس‌واگن بسیار شبیه به هم به نظر می‌رسد درحالی‌که توآرگ کراس‌اوور کوپه نیست؛ اما بااین‌حال آئودی کراس‌اوور جدید Q8 را به‌عنوان رقیب ب‌ام‌و X6 و مرسدس بنز GLE کوپه معرفی کرده و به همین دلیل Q8 را علیرغم استایل متفاوت، باید رقیب این دو کراس‌اوور کوپه دانست. درهرحال ازجملهٔ دیگر ویژگی‌های ظاهری قابل‌توجه Q8 می‌توان به جلوپنجرهٔ هشت‌ضلعی، اسپویلر تهاجمی، گلگیرهای عضلانی و نوار مشکی‌رنگی در عقب اشاره کرد. به‌طورکلی استایل بیرونی Q8 را می‌توان اسپرت، مدرن و تا حدودی تهاجمی توصیف کرد که کمتر به یک کراس‌اوور کوپه شباهت دارد.

کابین

داخل Q8 اما برای کسانی که به تکنولوژی علاقهٔ زیادی دارد مکان بسیار خوبی است. در اینجا سازندهٔ آلمانی همانند دیگر محصولات جدید خود، سه نمایشگر بزرگ را ارائه کرده است. دو عدد از این نمایشگرها برای سیستم اطلاعاتی-سرگرمی در نظر گرفته شده‌اند که نمونهٔ بزرگ‌تر ۱۰٫۱ اینچی در بالا قرار گرفته و نمونهٔ ۸٫۶ اینچی در قسمت پایین برای کنترل سیستم تهویه و سایر تجهیزات رفاهی خودرو قرار گرفته است. در مقابل راننده هم یک نمایشگر بزرگ ۱۲٫۳ اینچی به‌عنوان صفحه آمپر کابین مجهزی آئودی تعبیه شده است. در مقایسه، کابین GLE کاملاً قدیمی است به‌گونه‌ای که در برابر کابین پر از تکنولوژی Q8 همانند دایناسور به نظر می‌رسد! البته این موضوع تعجبی ندارد چراکه کابین GLE چیزی بیشتر نسخهٔ بروز شدهٔ کابین مرسدس ML سال ۲۰۱۱ نیست. در همین حال هرچند کابین X6 هم رنگ و بوی کهنگی گرفته و در برابر Q8 قدیمی احساس می‌شود اما وضعیت بهتری نسبت به GLE دارد.

ابعاد و پیشرانه

آئودی فعلاً برای Q8 دو موتور مختلف را ارائه کرده است که هردو از نوع ۳ لیتری V6 توربوشارژ هستند ولی یکی دیزلی بوده و دیگری بنزینی است. این موتورها به ترتیب در مدل‌های ۵۵ TDI و ۵۵ TFSI ارائه می‌شوند. از پیشرانهٔ دیزلی مشخصات بیشتری اعلام شده است اما موتور بنزینی از سال آینده عرضه خواهد شد و به همین دلیل فعلاً تنها قدرت و گشتاور آن مشخص بوده و اطلاعات دیگری از آن منتشر نشده است. بااین‌حال نزدیک‌ترین نمونه از مرسدس بنز GLE کوپه و ب‌ام‌و X6 به آئودی Q8 55 TFSI، مدل‌های GLE400 و X6 35i هستند؛ بنابراین مشخصات فنی و همین‌طور ابعاد این سه خودرو را در جدول زیر مقایسه کرده‌ایم:

 

آئودی Q8 55 TFSI

مرسدس GLE400

ب‌ام‌و X6 35i

پیشرانه ۳ لیتری V6 ۳ لیتری V6 ۳ لیتری I6
تنفس توربوشارژ بای‌توربو توربوشارژ
قدرت ۳۴۰ اسب بخار ۳۳۳ اسب بخار ۳۰۵ اسب بخار
گشتاور ۵۰۰ نیوتن متر ۴۸۰ نیوتن متر ۴۰۰ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ۹ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ عقب/چهارچرخ
فاصلهٔ محوری ۳٫۰۰ متر ۲٫۹۱ متر ۲٫۹۳ متر
طول ۴٫۹۸ متر ۴٫۹۰ متر ۴٫۹۲ متر
عرض ۲٫۰۰ متر ۲٫۰۰ متر ۱٫۹۹ متر
ارتفاع ۱٫۷۱ متر ۱٫۷۲ متر ۱٫۷۰ متر
وزن ۲۱۴۵ کیلوگرم ۲۱۰۵ کیلوگرم ۲٫۹۳ متر
صندوق بار ۶۰۵ لیتر ۶۵۰ لیتر ۵۸۰ لیتر

در پایان باید گفت ازآنجایی‌که آئودی Q8 جدیدترین خودروی این رقابت است، مطمئناً پیشرفته‌ترین عضو این گروه محسوب می‌شود؛ بنابراین تعیین کردن خودروی برتر این رقابت سه‌نفره کار بسیار دشواری است. همچنین انتخاب زیباترین خودرو از بین این سه کراس‌اوور کوپهٔ آلمانی نیز امری سلیقه‌ای است؛ بنابراین تعیین خودروی برتر این رقابت را به شما واگذار می‌کنیم.

 

منبع: CarScoops

 






این روزها کرایسلر با شرکت ایتالیایی فیات ادغام شده است اما این اولین باری نیست که کرایسلر با ایتالیایی‌ها همکاری می‌کند زیرا پیشینه این همکاری به دهه ۵۰ میلادی بازمی‌گردد و نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای داشته است. داستان از سال ۱۹۵۱ آغاز می‌شود یعنی زمانی که مدیر طراحی کرایسلر آقای «ویرجیل اکسنر» با شرکت ایتالیایی گیا برای ساخت خودروهای کانسپت همکاری می‌کرد. این همکاری چندین سال به طول انجامید که نتیجهٔ آن ارائهٔ طرح‌های بسیار جذابی بود.

البته همان‌طور که گفته شد بسیاری از خودروهایی که با همکاری بخش طراحی کرایسلر و شرکت گیا ساخته شدند، نمونه‌های کانسپت بودند که تنها یک دستگاه از آن‌ها ساخته شد اما مداخلهٔ «Charles Ladouch» واردکنندهٔ فرانسوی کرایسلر، موجب شد تعدادی از این کانسپت‌ها در تعداد بسیار محدودی تولید شده و به جاده‌ها راه پیدا کنند. یکی از عجیب‌ترین خودروهای کرایسلر که توسط گیا برای خریداران خصوصی ساخته شد، مدل اسپشیال ST بود. از این خودرو تنها چهار دستگاه برای خریداران ثروتمند اروپایی ساخته شد.

ST اسپشیال بر اساس کرایسلر نیویورکر ساخته شده بود و ترکیبی از بهترین‌ها را ارائه می‌کرد یعنی پیشرانهٔ V8 همی کرایسلر را با طراحی باشکوه و باظرافت ایتالیایی ترکیب کرده بود. حال قرار است به‌زودی یک دستگاه کرایسلر ST اسپشیال مدل ۱۹۵۵ به حراج گذاشته شود. این خودرو پس‌ازاینکه در نمایشگاه تورین ۱۹۵۵ به نمایش درآمد، توسط شخصی فرانسوی بنام «Oscar Lacroix» خریداری شد.

این ST اسپشیال طی سال‌های بعد بین چندین مالک دست‌به‌دست شد تا اینکه به ایالات‌متحده برده شد و در سال ۲۰۱۴ مورد بازسازی کلی قرار گرفت. این خودرو در بیرون به رنگ مسی با سقف سفیدرنگ است درحالی‌که در داخل آن نیز به جهت مطابقت با رنگ بیرونی، تریم دورنگ مسی-سفید کار شده است. این کرایسلر ST اسپشیال مدل ۱۹۵۵ ساخته‌شده توسط گیا، بدون شک یکی از خودروهای برجستهٔ حراجی RM Sotheby خواهد بود که در ماه آگوست در مونتری برگزار خواهد شد.

 

معرفی نسخه‌های ۱۰ سالگی لکسس RC F و GS F

بدون دیدگاه






هم‌اکنون ۱۰ سال از آغاز عرضه مدل‌های پرفورمنس F لکسس می گذرد؛ بنابراین این برند برای گرامیداشت این رویداد دو خودروی ویژه را تدارک دیده است که هریک قیمت بالایی دارند.


این نسخه‌های ۱۰ سالگی برای مدل‌های RC F کوپه و GS F سدان در آمریکا عرضه شده‌اند و دارای رنگ بدنه خاکستری مات، رینگ‌های ۱۹ اینچی مشکی، کالیپرهای ترمز آبی‌رنگ برمبو و لاستیک‌های میشلین پایلوت سوپر اسپورت می‌باشند.


داخل هر دو خودرو پوشش چرم آبی با عناصر سفید بکار رفته است. کابین مدل سفارشی RC F دارای پوشش سقف ویژه و تریم آبی می‌باشد؛ و کابین GS F نیز از تریم فیبر کربنی، چرم و جیر سود برده است.


از آنجایی که این دو خودرو نسخه‌هایی پرفورمنس هستند بنابراین از پیشرانه ۸ سیلندر ۵ لیتری تنفس طبیعی با قدرت ۴۶۷ اسب بخار سود می‌برند. این پیشرانه به یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک متصل شده و همچنین دارای دیفرانسیل‌های عقب با سیستم هدایت گشتاور، سیستم مدیریت دینامیک یکپارچه و… به منظور کشش و هدایت بهتر می‌باشد.

خب نظرتان به این دو خودرو جلب شد؟ خوب حتی عجله هم فایده ندارد زیرا لکسس تنها ۲۵۰ دستگاه از نسخه سفارشی RC F و ۱۰۰ دستگاه از نسخه GS F را در آمریکا عرضه خواهد کرد. کوپه قیمت ۸۰۸۱۰ دلاری دارد که افزایش قیمت چشمگیر ۱۶۱۶۰ دلاری را نسبت به مدل استاندارد نشان می‌دهد. مدل سدان نیز با قیمت پایه ۸۹۳۵۰ دلاری به فروش می‌رسد که ۵ هزار دلار گران‌تر است. شایان ذکر است پکیج ۱۰ سالگی قیمت ۹ هزار دلاری داشته و البته این خودروها با پکیج پرفورمنس سفارش، چراغ‌های جلوی ویژه و سیستم‌های پارک خلاقانه عرضه می‌شوند.






در سال ۲۰۱۰ بوگاتی اقدام به معرفی نسخه تولید محدود و سفارشی ویرون سوپر اسپورت کرد. این خودرو قدرت ۱۲۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۵۰۰ نیوتون متری داشت و برای مدت‌زمانی کوتاه عنوان سریع‌ترین خودروی تولیدی دنیا را به خود اختصاص داد.


این خودروساز سقف سرعت ویرون سوپر اسپورت را به دلایل ایمنی به ۴۱۵ کیلومتر در ساعت محدود کرده بود هرچند در یک تست پر سرعت دیده شد که این خودرو می‌تواند به سقف سرعت ۴۳۱٫۰۷ کیلومتر در ساعت دست یابد.

اگرچه سقف سرعت بوگاتی شیرون جدید به ۴۲۰ کیلومتر در ساعت محدود شده اما واضح است که این ابر خودرو با پیشرانه ۱۶ سیلندر ۸ لیتری کواد توربوی جدید خود که قدرت ۱۵۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۶۰۰ نیوتون متری دارد در مقایسه با ویرون سوپر اسپورت مزیت‌های واضحی خواهد داشت.

در خلال رویداد اخیر DFC که یک کلوب رانندگی است این دو بوگاتی فوق‌العاده در یک مسابقه خط مستقیم شرکت کرده‌اند.


ذکر این نکته مهم است که بدانید شیرون دارای سیستم توربوی دومرحله‌ای است یعنی فاقد هرگونه تأخیری بوده و همچنین گفته شده کلاچ این خودرو بزرگ‌ترین و پرفورمنس ترین کلاچی است که تاکنون در هر خودروی تولیدی نصب شده است.

در نهایت شما واقعاً شیرون را دوست خواهید داشت و دلایل آن را نیز می‌توانید در ادامه تماشا کنید.

[دانلود ویدئو]

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها