نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


در بازار خودروی جهانی و به‌ویژه بازار ایالات‌متحده رقابت سختی بین خودروسازان لوکس در جریان است و هرکدام سعی دارند سهم بیشتری از این بازار رقابتی را به خود اختصاص دهند. در بخش خودروهای لوکس بازار ایالات‌متحده بیشترین رقابت میان برندهای آلمانی، ژاپنی و آمریکایی وجود دارد و هرکدام سهم قابل‌توجهی از این بازار را در اختیار دارند. حال در این مطلب قصد داریم پرفروش‌ترین برندهای لوکس در بازار ایالات‌متحده طی شش‌ماههٔ نخست سال جاری را معرفی کنیم.

۱۰- ولوو

فروش: ۴۷,۶۲۲ دستگاه

برند سوئدی ولوو با تغییراتی کلی که در سبد محصولات خود ایجاد کرده توانسته فروش خود را تا حد زیادی افزایش دهد. فروش این شرکت در شش‌ماههٔ نخست سال جاری در ایالات‌متحده نسبت به مدت مشابه سال قبل نیز رشد چشمگیر ۳۹ درصدی را تجربه کرده است.

۹- لینکلن

فروش: ۵۰,۲۶۹ دستگاه

لینکلن به‌عنوان برند لوکس فورد اخیراً محصولات قابل‌توجهی را به بازار عرضه کرده و قصد دارد بیش‌ازپیش خود را در بین برندهای لوکس مطرح کند اما بااین‌حال فروش آن در نیمهٔ اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۰٫۷ درصد کاهش داشته و به همین دلیل ولوو بسیار به آن نزدیک شده و ممکن است تا پایان امسال جایگاه لینکلن را تصاحب کند.

۸- اینفینیتی

فروش: ۷۲,۱۷۰ دستگاه

برند لوکس نیسان یعنی اینفینیتی با اختلاف بسیار جزئی کمتر از ۵۰۰ دستگاه نسبت به آکورا، در جایگاه هشتمین برند لوکس پرفروش بازار ایالات‌متحده قرار گرفته است. فروش اینفینیتی هم طی شش‌ماههٔ نخست امسال نسبت به سال قبل نزدیک به ۹ درصد کاهش داشته است.

۷- آکورا

فروش: ۷۲,۶۵۳ دستگاه

هم‌وطن اینفینیتی یعنی آکورا که برند لوکس هوندا محسوب می‌شود با اختلافی در حدود تنها ۵۰۰ دستگاه عنوان دومین برند لوکس ژاپنی پرفروش بازار ایالات‌متحده را به خود اختصاص داده است. البته در نیمهٔ اول امسال فروش آکورا هم مانند اینفینیتی نسبت به قبل کاهش داشته اما این کاهش کمتر بوده و حدود ۳ درصد است.

۶- کادیلاک

فروش: ۷۵,۹۴۹ دستگاه

کادیلاک که طی چند سال اخیر در بازار ایالات‌متحده همواره با کاهش فروش مواجه بوده است، طی شش‌ماههٔ نخست سال جاری توانسته فروش خود را افزایش دهد. در این مدت فروش کادیلاک در ایالات‌متحده با بیش از ۵ درصد افزایش به نزدیک ۷۶ هزار دستگاه رسیده است.

۵- آئودی

فروش: ۱۰۷,۹۴۲ دستگاه

فروش آئودی از سال ۲۰۰۹ در ایالات‌متحده همواره افزایش یافته و سال گذشته رکورد بیشترین فروش را در این کشور به ثبت رساند. فروش این برند لوکس آلمانی در نیمهٔ نخست سال جاری هم ۴٫۸ درصد افزایش داشته و با اختلافی کمتر از دو هزار دستگاه نسبت به بیوک در جایگاه پنجمین برند پرفروش بازار ایالات‌متحده قرار گرفته است.

۴- بیوک

فروش: ۱۰۹,۶۹۵ دستگاه

دومین برند لوکس جنرال موتورز یعنی بیوک، چهارمین خودروساز لوکس پرفروش در بازار ایالات‌متحده محسوب می‌شود. طی نیمه اول سال جاری فروش این شرکت نسبت به مدت مشابه سال قبل تغییر چندانی نداشته و تنها ۶۲۰ دستگاه کاهش داشته که برابر با ۰٫۵ درصد است.

۳- لکسس

فروش: ۱۳۴,۹۹۴ دستگاه

لکسس که پرفروش‌ترین برند لوکس ژاپنی در بازار ایالات‌متحده محسوب می‌شود، در بین تمامی برندهای لوکس، از لحاظ فروش جایگاه سوم را در اختیار دارد. فروش این شرکت طی شش‌ماههٔ نخست امسال نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایشی جزئی برابر با ۰٫۸ درصد داشته است.

۲- ب‌ام‌و

فروش: ۱۵۳,۳۸۶ دستگاه

فروش ب‌ام‌و طی سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ در بازار ایالات‌متحده کاهش داشته است اما در نیمهٔ نخست امسال این برند آلمانی افزایش ۲٫۹ درصدی را در فروش خود تجربه کرده و همچنان عنوان دومین برند لوکس پرفروش بازار ایالات‌متحده را در اختیار دارد.

۱- مرسدس بنز

فروش: ۱۷۵,۷۵۸ دستگاه

همانند آئودی، فروش مرسدس بنز هم از سال ۲۰۰۹ در ایالات‌متحده همواره افزایش داشته است اما این شرکت در شش‌ماههٔ نخست سال جاری با کاهشی ۳٫۷ درصدی در فروش خود مواجه شده است. البته این کاهش فروش آن‌قدر نیست که جایگاه مرسدس بنز به‌عنوان پرفروش‌ترین برند لوکس بازار ایالات‌متحده را به خطر بیندازد.

 

در جدول زیر نیز می‌توانید آمار فروش تمامی برندهای لوکس در ایالات‌متحده را طی شش‌ماههٔ نخست سال ۲۰۱۸ به همراه میزان کاهش یا افزایش نسبت به مدت مشابه سال قبل مشاهده کنید.

 

رتبه

برند

فروش

کاهش/افزایش

۱ مرسدس بنز ۱۷۵,۷۵۸ دستگاه ۳٫۷ درصد کاهش
۲ ب‌ام‌و ۱۵۳,۳۸۶ دستگاه ۲٫۹ درصد افزایش
۳ لکسس ۱۳۴,۹۹۴ دستگاه ۰٫۸ درصد افزایش
۴ بیوک ۱۰۹,۶۹۵ دستگاه ۰٫۵ درصد کاهش
۵ آئودی ۱۰۷,۹۴۲ دستگاه ۴٫۸ درصد افزایش
۶ کادیلاک ۷۵,۹۴۹ دستگاه ۵٫۳ درصد افزایش
۷ آکورا ۷۲,۶۵۳ دستگاه ۲٫۹ درصد کاهش
۸ اینفینیتی ۷۲,۱۷۰ دستگاه ۸٫۸ درصد کاهش
۹ لینکلن ۵۰,۲۶۹ دستگاه ۱۰٫۷ درصد کاهش
۱۰ ولوو ۴۷,۶۲۲ دستگاه ۳۹٫۶ درصد افزایش
۱۱ لندروور ۴۴,۷۷۹ دستگاه ۲۴٫۹ درصد افزایش
۱۲ پورشه ۲۹,۴۲۱ دستگاه ۸٫۴ درصد افزایش
۱۳ جگوار ۱۴,۷۸۷ دستگاه ۲۸٫۴ درصد کاهش
۱۴ آلفارومئو ۱۲,۲۶۵ دستگاه ۲۲۹٫۷ درصد افزایش
۱۵ جنسیس ۷,۲۶۲ دستگاه ۲۶٫۷ درصد کاهش
۱۶ مازراتی ۵,۴۱۳ دستگاه ۱۹٫۴ درصد کاهش

 






ام جی با معرفی کراس اوور جدید HS درصدد است فروش خود در بازار بزرگ چین را افزایش دهد. این خودرو که توسط سایک، برند مادر ام‌جی معرفی شده حداقل فعلاً در مقطع کنونی مختص بازار چین می‌باشد.


طراحی ظاهری این خودرو تعدیل شده‌ی کانسپت X-Motion می‌باشد که اوایل سال جاری و در نمایشگاه خودروی پکن رونمایی شده بود. مدل تولیدی نهایی ما را به یاد دو کراس اوور دیگر این برند یعنی ZS و GS می‌اندازد.


داخل کابین این خودرو شاهد صندلی‌هایی برای ۵ نفر و همچنین ویژگی‌های پریمیوم زیاد همچون تریم چرم، سانروف پانورامیک، سیستم صوتی Bose و نورپردازی زیبا با ۶۴ رنگ گوناگون در تریم های فول تر هستیم.


سیستم اطلاعات سرگرمی این خودرو که دارای صفحه‌نمایش شناور می‌باشد از ابعاد ۱۰٫۱ اینچی برخوردار بوده و البته پشت آمپرهای سنتی نیز جای خود را به پشت آمپرهای دیجیتالی ۱۲٫۳ اینچی داده‌اند.


لیست کامل تجهیزات ایمنی و رفاهی ام جی HS جدید هنوز منتشر نشده اما به نظر می‌رسد مشتریان شاهد طیف وسیعی از سیستم‌های کمک‌راننده همچون پایش نقاط کور، دستیار حفظ خودرو بین خطوط، کروز کنترل تطبیقی و سیستم نیمه خودران ام جی خواهند بود.


نیروبخش نسخه پرچم‌دار HS پیشرانه ۴ سیلندر توربو با قدرت ۲۳۱ اسب بخار و گشتاور ۳۶۰ نیوتون متر خواهد بود. این نسخه همچنین از حالت رانندگی سوپر اسپورت و سیستم چهار چرخ محرک سود خواهد برد.

قیمت و مشخصات فورد رنجر ۲۰۱۹

بدون دیدگاه


فورد رنجر ۲۰۱۹ تا اوایل سال آینده در بازار آمریکا عرضه نخواهد شد اما این خودروساز ظاهراً در حال تست پیکربندی قیمت و مشخصات آن می‌باشد.


این پیکربندی آنلاین نشان دهنده جزئیات جدید این پیکاپ می‌باشد. ظاهراً قیمت نسخه سوپرکب رنجر از ۲۴۳۰۰ دلار آغاز می‌شود. فورد اعلام کرده نسخه کابین عادی این خودرو را عرضه نخواهد کرد و شاید پیکربندی یاد شده شاید حاوی برخی اطلاعات نادرست باشد.


با بررسی بیشتر این پیکربندی به نظر نمی‌رسد که چیز زیادی در دسترس نبوده اما هنوز هم برخی اطلاعات را می‌توان کسب کرد. البته همان‌گونه که اشاره کردیم شاید این اطلاعات خیلی دقیق نباشند و باید منتظر بیانیه رسمی فورد دراین‌باره باشیم.


از آنجایی که فورد تأیید کرده نسخه کابین عادی رنجر عرضه نخواهد شد بنابراین مدل پایه احتمالاً از نوع سوپر کب XL خواهد بود. این خودرو قیمت پایه ۲۴۳۰۰ دلاری دارد. این قیمت شاید تغییر کند اما اگر صحیح باشد رنجر به‌طور قابل‌توجهی گران‌تر از شورولت کلرادو با قیمت آغازین ۲۱۱۹۵ دلاری خواهد بود.


علیرغم وجود احتمال نادرست بودن قیمت اعلامی، رنجر XL ظاهراً به اندازه کافی پایه خواهد بود. در پیکربندی این خودرو می‌بینیم که رنجر پایه دارای رینگ‌های فولادی، سپر جلوی پلاستیکی و مشکی و جلوپنجره مشکی پایه می‌باشد. در کابین هم شاهد صندلی‌های پارچه‌ای و سیستم صوتی ساده با چهار بلندگو خواهیم بود.

اما مدل فول تر XLT سوپر کب قیمت پایه ۲۷۹۴۰ دلاری داشته و به نظر می‌رسد تجهیزات بیشتری خواهد داشت. در بخش بیرونی سپر جلوی همرنگ بدنه، محیط اطراف کرومی برای جلوپنجره و رینگ‌های ۱۷ اینچی آلومینیومی را می‌توان ذکر کرد. در لیست تجهیزات نیز مواردی همچون مه شکن‌ها، سیستم اطلاعات سرگرمی SYNC و بسته کو پایلوت ۳۶۰ به چشم می‌خورد.

رنجر لاریات یک پله بالاتر قرار داشته و از چراغ‌های جلوی LED، آینه‌های همرنگ بدنه با چراغ راهنمای یکپارچه و جلوپنجره خاص با کروم اضافی بهره می‌برد. قیمت این نسخه ۳۲۲۱۰ دلار بوده و از صندلی‌های چرمی و همچنین سیستم دسترسی هوشمند با استارت دکمه‌ای برخوردار است.


جدای از نسخه‌های سوپر کب فورد رنجر، گفته شده مدل سوپر کرو چهار درب هم در دسترس خواهد بود. این خودرو در سه تریم عرضه می‌شود و قیمت پایه ۲۶۵۲۰ دلاری دارد.


پیکربندی رنجر همچنین نشان دهنده طیفی از آپشن ها از جمله پکیج‌های کرومی و اسپورت و همچنین پکیج FX4 آفرود می‌باشد. گفته شده سیستم صوتی سفارشی بنگ اند اولوفسن در نسخه لاریات به صورت سفارشی در دسترس بوده و پکیج تکنولوژی هم شامل کروز کنترل تطبیقی و ناوبری جی‌پی‌اس است.

هنوز بیانیه رسمی فورد درباره رنجر منتشر نشده اما قبلاً می‌دانستیم که تمامی مدل‌های آمریکایی این پیکاپ از پیشرانه ۴ سیلندر ۲٫۳ لیتری اکوبوست و گیربکس ۱۰ سرعته اتوماتیک استفاده خواهند کرد.






ب‌ام‌و کاملاً مطمئن است که دومین نسل شاسی‌بلند X4 در هر زمینه‌ای بهتر از نسل قبلی می‌باشد.


نسل جدید این خودرو جادارتر بوده اما در عین حال ۵۰ کیلوگرم سبک‌تر از نسل قبلی بوده و دارای کابینی بهتر و مدرن‌تر و همچنین ظاهری عضلانی‌تر می‌باشد. از جمله ویژگی‌های با ابهت ظاهری این خودرو می‌توان به جلوپنجره بزرگ‌تر و چراغ‌های عقب گیرا با طراحی سه‌بعدی اشاره کرد.


البته که مشتریان تنها به تغییرات کارخانه‌ای اکتفا نخواهند کرد. برای مثال این نمونه X4 M40i را در نظر بگیرید که در یک نمایندگی در ابوظبی به نمایش درآمده است. خودروی یاد شده به پکیج M پرفورمنس و پوشش آینه‌های جانبی فیبر کربنی و همچنین بال عقب و اسپویلر جلوی AC اشنیتزر مجهز شده است.


خوشبختانه از آنجایی که این خودرو نسخه M40i است بنابراین عبارت “فقط نمایش بده و حرکت نکن” در مورد آن صدق نمی‌کند. پیشرانه ۶ سیلندر ۳ لیتری توربوی X4 قدرت ۳۵۵ اسب بخاری و گشتاور ۵۰۰ نیوتون متری داشته و باعث ایجاد شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت ۴٫۶ ثانیه‌ای می‌شود. این خودرو پیش از این با فرمان اسپورت، سیستم تعلیق و ترمزهای M اسپورت و… در دسترس بوده است.

اما درباره کابین حرف زیادی نمی‌توان گفت زیرا تغییراتی در آن اعمال نشده است. فضای داخلی این شاسی‌بلند لوکس با صندلی‌های چرمی قرمز، دوخت‌های متضاد و تریم فیبر کربنی روی داشبورد و پانل درب‌ها تزئین شده است.


آکورا RDX و اینفینیتی QX50 هردو کراس‌اوورهای جدید برندهای خود بوده و هردو خودروهای واقعاً خوبی هستند. در گذشته، این کراس‌اوورهای لوکس ژاپنی رقیب قابل‌توجهی برای خودروهایی چون ب‌ام‌و X3 و آئودی Q5 محسوب نمی‌شدند اما حالا دلایلی جدی برای انتخاب آن‌ها در برابر رقبای آلمانی وجود دارد. هردوی این خودروها دارای معماری جدیدی هستند، به فناوری‌های پیشرفته‌ای مجهز شده‌اند و در زیر کاپوت خود موتورهای توربوشارژ دارند. این ویژگی‌ها موجب شده که آکورا RDX و اینفینیتی QX50 از گزینه‌های نسبتاً فراموش‌شده به رقبایی جدی تبدیل شوند؛ اما کدام‌یک از این دو کراس‌اوور تازه‌نفس ژاپنی بهتر است؟

استایل بیرونی

آکورا: حتی بدون پکیج A-Spec که رینگ‌های رنگی و تزئینات مشکی‌رنگ را ارائه می‌کند، RDX خودروی زیبایی است. این خودرو استایل تیزی داشته و حجم‌پردازی‌ها در همهٔ قسمت‌ها به‌طور مناسب انجام گرفته است. در نمای جلویی خودرو نیز جلوپنجرهٔ جدید آکورا دیده می‌شود که طراحی آن از دیگر ساخته‌های این شرکت بهتر است؛ اما سقف شناور یکی از ویژگی‌های سؤال‌برانگیز RDX است ولی با این جود این خودرو یکی از بهترین طراحی‌های بیرونی را دارد.

اینفینیتی: نسل جدید QX50 هم مانند رقیب هم‌وطنش خودروی بسیار زیبایی است. در استایل این خودرو، طراحان ویژگی‌های ظریف محصولات اینفینیتی را به‌خوبی اعمال کرده‌اند. علاوه بر این، عدم استفاده از طرح سقف شناور نیز موجب برتری QX50 نسبت به RDX شده است.

خودروی برتر: اینفینیتی QX50

کابین

آکورا: به دلیل وجود دکمه‌های بیش‌ازحد و نبود یک طراحی منسجم، کابین RDX به‌هم‌ریخته احساس می‌شود؛ اما بدترین ویژگی در اینجا، دکمهٔ شیفتر دنده است که در تمامی محصولات هوندا و آکورا به همین شکل بوده و در همهٔ آن‌ها بسیار ناخوشایند به نظر می‌رسد؛ اما از طرف دیگر کیفیت متریال داخلی RSX عالی است خصوصاً در نمونهٔ مورد آزمایش ما که در کابین آن ترکیبی از چرم مشکی و آلکانترای نرم در داشبورد به همراه‌تریم نقره‌ای در رو دری‌ها، غربیلک فرمان و کنسول مرکزی کار شده بود؛ اما صندلی‌ها با وجود قابلیت تنظیم در دوازده جهت مختلف، خیلی راحت نیستند به‌گونه‌ای که دائماً به دنبال موقعیت بهتر صندلی بودیم. البته آکورا گفته است در بالاترین تیپ RDX صندلی‌هایی با قابلیت تنظیم در شانزده جهت ارائه می‌شوند که ممکن است بهتر باشند اما به اعتقاد ما، این فرم کلی صندلی‌ها است که با اندام افراد بلندقد سازگاری ندارد نه نوع تنظیمات آن‌ها.

اینفینیتی: QX50 مورد آزمایش ما از تیپ بالا ردهٔ Essential بود که ویژگی‌های دوست‌داشتنی زیادی در کابین آن وجود داشت. این خودرو همچنین به پکیج ۲ هزار دلاری اتوگراف هم مجهز بود که ‌تریم جیر آبی‌رنگ منحصربه‌فردی را به همراه چرم سفید و قهوه‌ای به کابین اضافه می‌کند. علاوه بر این، در اینجا تریم چوبی هم ارائه شده است. البته مجموع این ویژگی‌ها کمی گران تمام می‌شود. صندلی‌های QX50 نیز ارتقاء بزرگی را نسبت به RDX نشان می‌دهند. این صندلی‌ها بسیار بزرگ و راحت بوده و قابلیت تنظیم بالایی دارند. حتی صندلی‌های عقب QX50 هم مکان خوبی برای نشستن هستند درحالی‌که کابین آن نیز ساکت بوده و صدای ناخوشایند موتور در آن شنیده نمی‌شود.

خودروی برتر: اینفینیتی QX50

تکنولوژی

آکورا: سیستم اطلاعاتی-سرگرمی جدید آکورا بنام True Touchpad یکی از بهترین سیستم‌های بازار است. این سیستم از دو قسمت تشکیل شده است که شامل یک صفحه‌نمایش ۱۰٫۲ اینچی و یک کنترلر لمسی لپ‌تاپ مانند می‌شود که به‌طور مستقیم به نمایشگر متصل است. این ویژگی موجب تسریع کار در منوهای اصلی شده است؛ اما هنگامی‌که نیاز به انجام کارهای دقیق‌تری است، True Touchpad کمی ضعیف می‌شود. مثلاً در کارپلی یا اندروید اتو قابلیت کلیک وجود نداشته و به اسکرول نیاز است. بااین‌حال این سیستم از سیستم اطلاعاتی-سرگرمی تمامی محصولات حال حاضر اینفینیتی بهتر است.

اینفینیتی: QX50 خودرویی است که از بیرون خوب به نظر میرید و در داخل مدرن احساس می‌شود؛ بنابراین انتظار می‌رود در بخش تکنولوژی هم همین ویژگی‌ها وجود داشته باشند اما این‌طور نیست. صفحه‌نمایش دوتایی این خودرو از جذابیت و سهولت استفادهٔ کمتری نسبت به رقبا برخوردار است درحالی‌که گرافیک سیستم ناوبری که در نمایشگر هشت اینچی بالایی ارائه می‌شود، منسوخ شده است. علاوه بر این، حساسیت لمس در نمایشگر هفت اینچی پایینی که کنترل سیستم تهویه، رادیو و اتصال تلفن همراه را انجام می‌دهد هم ضعیف بوده و هنگام حرکت کار با آن دشوار است.

خودروی برتر: آکورا RDX

کارایی

آکورا: هنگامی‌که این دو کراس‌اوور در کنار هم قرار می‌گیرند می‌تواند گفت که RDX خودروی بزرگ‌تری است. فاصلهٔ محوری این خودرو نسبت به نسل قبلی ۶٫۶ سانتیمتر افزایش پیدا کرده و حالا با ۹۷ سانتیمتر، بهترین فضای پای عقب در این کلاس را ارائه می‌کند. در پشت ردیف دوم صندلی‌ها نیز فضای باری به حجم ۸۳۵ لیتر قرار دارد که با خواباندن صندلی‌ها به ۱۶۶۷ لیتر افزایش پیدا می‌کند. RDX همچنین از یک محفظهٔ بار مخفی کوچک هم برخوردار است که در زیر کف‌پوش صندوق بار قرار داشته و برای پنهان کردن چیزهایی مانند کیف پول یا مواد غذایی مناسب است.

اینفینیتی: هرچند RDX بزرگ‌تر به نظر می‌رسد اما درواقع QX50 کمی جادارتر است. البته فضای پای عقب این خودرو با نزدیک به ۹۰ سانتیمتر، در پس آکورا قرار می‌گیرد اما در عوض در صندوق بار آن ۸۸۰ لیتر فضا وجود دارد که با خواباندن صندلی‌های عقب به ۱۸۲۳ لیتر افزایش پیدا می‌کند. درب صندوق بار QX50 هم برقی بوده و امکان کنترل آن‌هم از طریق کلید و هم از طریق دکمهٔ کنار راننده وجود دارد.

خودروی برتر: اینفینیتی QX50

سیستم‌های ایمنی

اینفینیتی: سیستم ProPilot اینفینیتی یکی از بهترین سیستم‌های ایمنی بازار است. این سیستم در کنار پکیج ۵۵۰ دلار ProAssist و پکیج ۲۰۰۰ دلاری ProActive مجموعهٔ کاملی را فراهم آورده است؛ بنابراین QX50 به‌راحتی در بزرگراه‌ها حرکت می‌کند و خیلی کم به مداخلهٔ راننده نیاز دارد. همچنین خودرو در تمام طول مسیر بین خطوط حرکت می‌کند. البته با وجود اینکه سیستم ProPilot به‌نوعی یک سیستم رانندگی خودکار است اما هنوز هم راننده باید دقت کافی را داشته باشد.

آکورا: در مقابل اینفینیتی، آکورا هم سیستم ایمنی خود بنام AcuraWatch را در RDX ارائه کرده است. این سیستم هم مجموعهٔ خوبی است که شامل سیستم‌هایی چون جلوگیری از برخورد، کروز کنترل تطبیقی و سیستم کمک به حفظ حرکت میان خطوط می‌شود. این سیستم در تمامی تیپ‌های RDX به‌صورت استاندارد ارائه می‌شود. با وجود اینکه ProPilot سیستم خوبی است اما هنوز هم تعیین کردن برندهٔ قطعی از بین این دو سیستم دشوار است. بااین‌حال هرچند AcuraWatch هم سیستم قابل‌احترامی است اما در ترافیک‌های سنگین به‌خوبی QX50 کار نمی‌کند.

خودروی برتر: اینفینیتی QX50

عملکرد

آکورا: نسل جدید RDX به یک پیشرانهٔ ۲ لیتری چهار سیلندر توربو به همراه گیربکس ۱۰ سرعتهٔ اتوماتیک مجهز شده که اساساً از هوندا آکورد گرفته شده است. این موتور ۲۷۵ اسب بخار قدرت و ۳۸۰ نیوتن متر گشتاور دارد که ۵ اسب بخار کمتر از موتور ۳٫۵ لیتری V6 تنفس طبیعی نسل قبلی است اما به‌طور عجیبی کافی بوده و احساس ناخوشایندی ندارد. RDX حتی بدون پکیج اختیار A-Spec، خودروی خشک و سریعی است که موجب می‌شود QX50 نرم احساس شود. همچنین پاسخ پدال گاز و تعلیق هم به‌طور اسپرت و خاص تنظیم شده اما RDX هنوز هم با یک کراس‌اوور عملکردی واقعی فاصله دارد و به‌عنوان‌مثال هرگز توانایی رقابت با آلفارومئو استلویو کوادروفولیو را ندارد. بااین‌حال در حالت اسپرت و اسپرت پلاس، پاسخ پدال گاز تهاجمی‌تر شده و گیربکس ۱۰ سرعته بدون درنگ به دنده‌های پایین می‌رود.

اینفینیتی: اینفینیتی هم مانند آکورا در نسل جدید QX50 پیشرانهٔ ۳٫۷ لیتری V6 تنفس طبیعی قبلی را با یک موتور ۲ لیتری چهار سیلندر توربو مجهز کرده که اولین موتور با ضریب تراکم متغیر محسوب می‌شود. این موتور که ۲۷۰ اسب بخار قدرت و ۳۸۰ نیوتن متر گشتاور دارد، کشش مناسبی را بدون هرگونه تأخیر توربوی قابل‌توجه ارائه می‌کند. QX50 جدید خودروی سریعی است آن‌هم نه‌فقط در کلاس خود بلکه واقعاً خودروی سریعی است درحالی‌که سواری آن نیز مانند یک هاچ‌بک بلندقد احساس می‌شود. QX50 تقریباً به همان اندازهٔ RDX در یک خط مستقیم سریع است اما گیربکس CVT آن چندان موردعلاقه نیست. البته همین گیربکس CVT عملکرد بسیار روانی دارد درحالی‌که تعلیق خودرو نیز فوق‌العاده راحت بوده و مانند بسیاری از برادرانش از سیستم فرمان با سیم استفاده می‌کند.

خودروی برتر: آکورا RDX

مصرف سوخت

اینفینیتی: پیشرانهٔ توربوشارژ ضریب تراکم متغیر اینفینیتی یکی از کارآمدترین موتورهای غیر هیبریدی در این کلاس است به‌گونه‌ای که تنها لکسس NX و جگوار F-Pace مصرف سوخت بهتری نسبت به آن دارند. طی کل مسافت ۶۲۰ کیلومتری آزمایش ما، QX50 در هر صد کیلومتر در شهر ۹٫۸ لیتر، در بزرگراه ۷٫۸ لیتر و در حالت ترکیبی ۹٫۰ لیتر بنزین مصرف کرد.

آکورا: با وجود اینکه RDX کمی قدرتمندتر از QX50 است اما مصرف سوخت بسیار بیشتری دارد. موتور ۲ لیتری توربوشارژ این خودرو در هر صد کیلومتر در شهر ۱۱٫۲ لیتر، در بزرگراه ۹٫۰ لیتر و در حالت ترکیبی ۱۰٫۲ لیتر بنزینی مصرف می‌کند. با چنین مصرفی، RDX در میانهٔ کلاس خود قرار می‌گیرد اما کاملاً در پس اینفینیتی قرار دارد.

خودروی برتر: اینفینیتی

قیمت

آکورا: در تیپ پایه، QX50 با قیمت ۳۶,۵۵۰ دلار ارزان‌تر از RDX با قیمت ۳۷,۳۰۰ دلار است اما اجازه ندهید اینفینیتی شما را فریب دهد که کراس‌اوور ارزان‌قیمتی است زیرا RDX مورد آزمایش ما با پکیج A-Spec تنها ۴۶,۴۹۵ دلار قیمت داشت و کاملاً هم مجهز بود. در این ماشین سیستم Acurawatch، رینگ‌های ۲۰ اینچی و تریم چرمی استاندارد هستند درحالی‌که در QX50 برای سفارش آن‌ها باید هزینه‌های زیادی پرداخت کرد.

اینفینیتی: QX50 مورد آزمایش ما از تیپ بالا ردهٔ Essential فول آپشن بود و ۵۹,۵۸۵ دلار قیمت داشت که حدود ۱۳ هزار دلار بیشتر از RDX است. این در حالی است که سفارش پکیج‌هایی چون سیستم صوتی پریمیوم ۹۰۰ دلاری، پکیج ایمنی ProAssist به قیمت ۵۵۰ دلار و پکیج ایمنی دیگری بنام ProActive که شامل سیستم هشدار خروج از خط، نوربالای خودکار و… می‌شود به قیمت ۲ هزار دلار، بازهم به قیمت آن اضافه می‌کند؛ بنابراین قیمت ۶۰ هزار دلار در این کلاس کار را برای QX50 سخت خواهد کرد.

خودروی برتر: آکورا RDX

نتیجه

هردوی این کراس‌اوورهای لوکس ژاپنی خودروهای جذاب، چشمگیر و مجهزی هستند اما بااین‌حال اینفینیتی QX50 با اختلافی نه‌چندان زیاد آکورا RDX را مغلوب می‌کند. هرچند RDX رانندگی سرگرم‌کننده‌ای دارد و کمی از لحاظ تکنولوژی بهتر است اما پیشرانهٔ ضریب تراکم متغیر QX50 بسیار چشمگیر است و سیستم ایمنی ProPilot یکی از بهترین‌های این کلاس محسوب می‌شود. البته برای به دست آوردن این ویژگی‌ها باید مبلغ بیشتری پرداخت نمود اما QX50 هنوز به‌اندازهٔ کافی خوش استایل و راحت هست که RDX را مغلوب کند.

خودروی برنده: اینفینیتی QX50

 

منبع: Moror1






کادیلاک اسکالید از سال ۲۰۱۴ تغییرات چندانی نداشته است اما در آیندهٔ این اس‌یووی فول سایز لوکس آمریکایی تغییرات بزرگی رخ خواهد داد. کار توسعهٔ نسل جدید اسکالید برای سال ۲۰۲۰ در حال انجام است و هم‌اکنون جاسوسان صنعتی نیز تصاویری جاسوسی از نسل جدید پسرعموی ارزان‌قیمت اسکالید یعنی شورلت سابربن گرفته‌اند. کادیلاک از انتشار اطلاعاتی از نسل جدید اس‌یووی لوکس خود خودداری کرده است اما گزارش جدیدی در این رابطه منتشر شده که نشان می‌دهد نسل آیندهٔ اسکالید با سه پیشرانهٔ مختلف عرضه خواهد شد.

درحالی‌که هنوز هیچ‌چیز رسمی نیست، انجمن کادیلاک گفته است که منابعی آگاه از برنامه‌های آیندهٔ این شرکت به آن‌ها گفته‌اند که نسل جدید اسکالید با سه گزینهٔ موتوری مختلف ارائه خواهد شد. البته این منابع اشاره‌ای به نوع این موتورها نکرده‌اند. این در حالی است که نسل کنونی اسکالید صرفاً با یک موتور ۶٫۲ لیتری V8 تولید می‌شود که ۴۲۰ اسب بخار قدرت و ۶۲۵ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. احتمالاً در نسل آیندهٔ اسکالید هم همچنان این موتور ارائه خواهد شد زیرا همین پیشرانه برای نسل جدید پیکاپ‌های شورلت سیلورادو و جی‌ام‌سی سی‌یرا هم ارائه شده است.

اما دو پیشرانهٔ دیگر نسل آیندهٔ اسکالید فعلاً نامعلوم هستند. البته ممکن است یکی از این موتورها، پیشرانهٔ ۴٫۲ لیتری V8 توئین توربوی جدید کادیلاک باشد که به‌تازگی در مدل CT6 V-Sport ارائه شده است. این موتور ۵۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور دارد که پیشرفت چشمگیری را نسبت به موتور ۶٫۲ لیتری V8 نشان می‌دهد. گفته شده که ممکن است این موتور در اسکالید V یا V-Sport ارائه گردد. پیشرانهٔ سوم اسکالید جدید اما نامشخص‌تر است ولی بااین‌حال می‌تواند یک قوای محرکهٔ پلاگین‌هیبریدی باشد. درهرحال صرف‌نظر از موتورهایی که زیر کاپوت اسکالید قرار خواهد گرفت، نسل آیندهٔ این خودرو به لطف برخورداری از تعلیق مستقل عقب، سواری راحت‌تری خواهد داشت. این تغییر همچنین موجب مسطح شدن کف بخش عقب خودرو هم خواهد شد.






انجمن خودروی بریتانیا با ذوب کردن یک سگ شکلاتی داخل یکی از ون‌های گشت خود خطرات رها کردن حیوانات در خودروهایی با دمای بالای کابین را گوشزد کرده است.


این سگ شکلاتی ۷ کیلوگرمی که کوکو نام دارد در یکی از روزهای گرم تابستان داخل کابین ون گشت رها شده است.

کوکو که روی صندلی جلوی این ون قرار داشته تجربه ناخوشایند قرار گرفتن در معرض دمای ۴۲٫۸ سانتی گرادی را داشته است. از این سگ شکلاتی در تمامی مراحل آزمایش فیلم‌برداری شده است.

این آزمایش که در کل سه و نیم ساعت طول کشیده به منظور نشان دادن فضای کاملاً ناخوشایند داخل کابین خودرو در شرایطی که هوای بیرون گرم است صورت گرفته و مالکان خودروها حتماً باید این مورد را در نظر بگیرند.

در طی نیم ساعت دماغ و دهان کوکو ذوب شده و اندکی بعد نیز گوش‌ها و صورت او ناپدید می‌شوند. پلیس بریتانیا وینس کرین و یوگی که یک لابرادور شکلاتی بوده روی آزمایش موردبحث نظارت داشته‌اند.

این پلیس می‌گوید:

صاحبان سگ‌ها دوست دارند آن‌ها را بیرون بیاورند اما من هنوز هم از مالکان می‌خواهم حیوانات خانگی خود را هرگز در خودروهایی که درب‌هایشان قفل شده رها نکنند. اگرچه ذوب شدن کامل سگ شکلاتی ما سه ساعت و نیم طول کشید اما یک سگ واقعی در کسری از این زمان استرس‌های زیادی را تحمل کرده و در کمتر از ۲۰ دقیقه حتی می‌تواند جان خود را از دست دهد.

او ادامه می‌دهد:

باز کردن شیشه‌ها یا پارک خودرو در سایه برای حفاظت از سگ‌ها کافی نبوده بنابراین بهترین کار این است که حتی برای زمان کوتاه هم حیوان خانگی خود را داخل خودرو ول نکنید. کوکو به حدی واقعی طراحی شده بود که ذوب شدن آن واقعاً شرمساری داشت اما این آزمایش میزان خطرناک بودن رها کردن حیوانات و مهمتر از ان کودکان را در داخل کابین خودروها در روزهای داغ سال به خوبی نشان می‌دهد.

[دانلود ویدئو]






تبدیل رنو ساندرو معمولی به استپ وی

ساندرو در گروه خودروهای رنو، یکی از محبوب ترین خودروها در بازار ایران می باشد. به طوری که با باز شدن سایت فروش شرکت سایپا در کمترین زمان ظرفیت ثبت نام این خودرو تکمیل می شود.

رنو ساندرو اتومات در نوع ساندرو ساده و ساندرو استپ وی در بازار عرضه می شود. ساندرو استپ وی در بازار آزاد معمولاً با اختلاف قیمت حدود ۱۰ الی ۱۵ میلیون تومان نسبت به ساندرو معمولی خرید و فروش می شود. به زعم مشتریان این اختلاف قیمت غیرمنصفانه و ناعادلانه می باشد.

به دلیل اینکه ساندرو معمولی و استپ وی از لحاظ اتاق، موتور و گیربکس شبیه یکدیگر می باشند، تنها تفاوت این دو خودرو در قیمتشان می باشد که با هزینه ای نزدیک به یک میلیون تومان تا حد زیادی این دو خودرو شبیه هم می شوند.

تبدیل رنو ساندرو معمولی به استپ وی

ساندرو استپ وی به دلیل داشتن ظاهری مدرن طرفداران بیشتری در بازار دارد. ساندرو سواران با هزینه حدود یک میلیون تومان و نصب این آپشن ها می توانند از لذت ظاهری ساندرو استپ وی برخوردار شوند.

اختلاف ظاهری ساندرو استپ وی و معمولی شامل موارد زیر است:

  1. فلاپ دور گلگیر
  2. روف ریل
  3. رکاب
  4. دیفیوزر (محافظ سپر جلو)
  5. دیفیوزر (محافظ سپر عقب)
  6. برچسب STEPWAY روی درب خودرو

اکثر مشتریان بر این باور هستند که خرید رنو ساندرو معمولی و نصب این آپشن ها بر روی آن و تبدیل رنو ساندرو معمولی به رنو ساندرو استپ وی بسیار اقتصادی بوده و باعث صرفه جویی مبلغ ۱۰ الی ۱۵ میلیون تومانی می شود.

کیت کامل تبدیل ساندرو به استپ وی که حدود یک میلیون تومان هزینه دارد را می توانید از شرکت رنو پخش تهیه نمایید.

 

شماره کارشناسان شرکت جهت مشاوره تلفنی

۳۳۹۶۹۸۱۳ – ۰۲۱

۳۳۹۶۸۸۹۶ – ۰۲۱

رنوپخش توزیع قطعات یدکی محصولات رنو

نماینده انحصاری برند فارو در ایران

 

پایان رپورتاژ آگهی


سوزوکی جیمنی اس‌یووی کوچکی است که محبوبیت بسیار زیادی دارد به‌گونه‌ای که اگر اکنون یک دستگاه از آن‌را در ژاپن سفارش دهید برای تحویل آن باید تا اوایل سال آینده منتظر بمانید. حال سوزوکی به‌تازگی نسل جدید این اس‌یووی کوچک را معرفی کرده و گفته است انتظار دارد در بازارهای خارج از ژاپن نیز تقاضای نسبتاً زیادی برای آن وجود داشته باشد.

اما چرا جیمنی تا این حد محبوب است؟ شاید یکی از دلایل این موضوع استایل رترو و سنتی آن باشد که هنوز هم کاملاً به نسل اول خود که در سال ۱۹۷۰ به بازار آمد وفادار باقیمانده است. البته جیمنی جدید نسبت به نسل قبلی خود پیشرفت چشمگیری داشته است و پس از بیست سال، اولین جیمنی کاملاً جدید محسوب می‌شود. ظاهر جعبه‌ای شکل این خودرو که ویژگی‌های نمادین اس‌یووی‌هایی چون مرسدس بنز G کلاس و لندروور دیفندر در آن دیده می‌شود، بزرگ‌تر آنچه هست به نظر می‌رسد.

اما تنها استایل بیرونی محافظه‌کارانه چنین محبوبیتی را ایجاد نکرده است بلکه به گفتهٔ مهندس ارشد جیمنی آقای «Hiroyuki Yonezawa»، تقریباً تمامی قسمت‌های جیمنی دقیقاً همان چیزی است که بازار می‌خواهد. به گفتهٔ وی، در این ماشین همه‌چیز ساده نگه‌داشته شده اما کیفیت و عملکرد بهتر شده است؛ اما بالاتر از همهٔ این‌ها، توانایی‌های آفرود این سوزوکی کوچک است. پس از رانندگی در جاده و در نزدیکی کوه فوجی با نسخهٔ اولیهٔ جیمنی که مخصوص بازار داخلی ژاپن بود، باید بگوییم آقای یونزاوا به هدف خود رسیده است.

این در حالی است که نسخه‌های مخصوص بازارهای خارجی مثل بریتانیا که سی‌یرا نام دارد، ۵ سانتیمتر کشیده‌تر بوده و ۴٫۵ سانتیمتر هم ارتفاع بیشتری دارد اما فاصلهٔ عرضی و طولی بین محورهای آن تفاوتی با نسخهٔ ژاپنی ندارد. بجای پیشرانهٔ ۱٫۳ لیتری نسل قبلی نیز سوزوکی یک موتور ۱٫۵ لیتری چهار سیلندر تنفس طبیعی را ارائه کرده که ۱۰۰ اسب بخار قدرت و ۱۳۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند؛ بنابراین این موتور جدید ۱۴ اسب بخار قدرت و ۱۲ نیوتن متر گشتاور بیشتری نسبت به موتور قدیمی دارد که این برای خودرویی که تنها ۱۰۷۰ کیلوگرم وزن دارد افزایش قابل‌توجهی محسوب می‌شود.

این موتور جدید سبک‌تر، قدرتمندتر و اقتصادی‌تر بوده و برای انتقال نیروی آن‌هم امکان انتخاب گیربکس‌های پنج سرعتهٔ دستی یا چهار سرعتهٔ اتوماتیک وجود دارد. هرچند عملکرد این پیشرانه انفجاری نیست اما تحویل قدرت آن به‌ویژه در دورهای بالاتر از ۳ هزار rpm تدریجی و کافی است. گشتاور دور پایین جیمنی نیز به آن کمک می‌کند تا از هر تپه‌ای بالا رفته و از هر گودالی عبور کند. شاسی نردبانی جدید این ماشین ۵۰ درصد از مستحکم‌تر شده و تعلیق سه اتصالی آن نیز به‌گونه‌ای تنظیم شده که هم در جاده‌های آنرود و هم در مسیرهای آفرود هندلینگ مناسبی را ارائه کند.

درنتیجهٔ انجام این اقدامات، کیفیت سواری جیمنی یک جهش بزرگ به سمت جلو داشته است؛ بنابراین حالا عملکرد خودرو در جاده بسیار بهبود یافته و درحالی‌که هنوز هم حرکات گهواره‌ای در آن وجود دارد اما در پیچ‌ها خط خود را حفظ می‌کند. همچنین هرچند تأخیری جزئی در پاسخگویی فرمان وجود دارد اما به‌طورکلی جیمنی کنترل دقیقی را ارائه می‌کند. پاسخگویی ترمز نیز به میزان قابل‌توجهی بهتر شده و هنگام ترمز گیری در مقایسه با نسل قبلی، دماغهٔ خودرو کمتر به سمت پایین حرکت می‌کند.

اما جایی که جیمنی واقعاً نسبت به رقبای شهری خود برتری دارد، در آفرود است. در این آزمایش، خودرو در مسیرهای گِلی، خاکی و شیب‌های ۳۵ درجه به چالش کشیده شد اما جیمنی حتی بدون نیاز به استفاده از گیربکس کمکی ضریب سنگین، به‌راحتی هر قسمت از مسیر آزمایش آفرود را به‌راحتی پشت سر گذاشت. این واقعاً یک تویوتا لندکروزر کوچک است. در این خودرو همچنین سیستمی تعبیه شده که در صورت هرز گردی هریک از چرخ‌ها، بلافاصله ارسال نیرو به آن چرخ را متوقف کرده و برای حفظ حرکت خودرو، کشش را به چرخ‌های طرف دیگر ارسال می‌کند. علاوه بر این، این آفرودر کوچک به سیستم کمکی پایین آمدن از شیب جدیدی به همراه سیستم کمک به آغاز حرکت در شیب دوثانیه‌ای هم مجهز شده که این سیستم‌ها بدون زحمت کار می‌کنند تا خودرو در دامنه‌های شیب‌دار ثابت بماند؛ بنابراین در این رنج قیمتی، حتی داچیا داستر هم نمی‌تواند از لحاظ توانایی‌های آفرود با جیمنی برابری کند.

جیمنی جدید در داخل نیز با نشانگرهای واضح و بزرگ به همراه نمایشگر سیستم اطلاعاتی-سرگرمی الهام گرفته از مدل ایگنس، مدرن‌تر از قبل شده است. در سراسر کابین خودرو همچنین از پلاستیک و متریال با کیفیت بالا استفاده شده و جزئیات آفرودی مانند دستگیرهٔ سرنشینان نیز فراموش نشده است. علاوه بر این، این اس‌یووی ژاپنی ساکت‌تر و راحت‌تر از قبل شده است. در جیمنی جدید دید به بیرون در همهٔ جهات بسیار عالی است اما دوربین دید عقب در لیست آپشن‌ها وجود ندارد؛ اما بااین‌حال سوزوکی برای آن کروز کنترل، ترمز اضطراری خودکار و سیستم هشدار خروج از خط را ارائه کرده است.

نتیجه

هرکس سوزوکی جیمنی قدیمی را دوست داشته حتماً این نسخهٔ جدید را هم دوست خواهد داشت. این ۴×۴ کوچک با استایل رترو جذاب، پالایش بهتر و بهبود قابل‌توجه هندلینگ آفرود، تعریف جدیدی از یک مینی اس‌یووی ارائه کرده است. جیمنی خودرویی فوق‌العاده است که می‌توان آن‌را یک لندروور دیفندر ارزان‌قیمت دانست.

مشخصات فنی سوزوکی جیمنی ۲۰۱۹

Suzuki Jimny 2019

قیمت ۱۳,۵۰۰ پوند
پیشرانه ۱٫۵ لیتری ۴ سیلندر
قدرت ۱۰۰ اسب بخار
گشتاور ۱۳۰ نیوتن متر
گیربکس پنج سرعته دستی
محور محرک چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۱۲ ثانیه
حداکثر سرعت ۱۴۵ کیلومتر/ساعت
مصرف سوخت ۶٫۸ لیتر
تولید آلایندگی ۱۵۴ گرم/کیلومتر

 

منبع: AutoExpress







زمانی که درباره خودروهای ایتالیایی صحبت می‌کنید اولین نام‌هایی که به ذهن می‌رسند برندهایی همچون فراری، لامبورگینی، مزراتی و آلفارومئو هستند. محصولات این برندها معمولاً دارای قوای محرکه قوی و خیره کننده است که باعث می‌شود خودروهایشان به سرعت‌های بالایی برسند.


البته یک کمپانی ایتالیایی دقیقاً در نقطه مقابل برندهای مشهور حرکت کرده است. کمپانی یاد شده خودرویی با نام Spice-X را معرفی کرده که حاصل همکاری چند شرکت در پیدمونت ایتالیا می‌باشد. هدف این کمپانی تولید یک مدل مسابقه‌ای الکتریکی با ساختار سبک‌وزن است که فاقد متریال گران‌قیمت به منظور کاهش هزینه‌ها می‌باشد. به‌طور خلاصه باید گفت آن‌ها درصدد ساخت خودرویی مسابقه‌ای برای همه هستند.


این خودرو که توسط شرکت Mastery دیزاین و شخص فابریزیو پپه طراحی شده طول غیرعادی ۳۸۲۷ میلی‌متری و پهنای ۱۶۹۵ میلی‌متری دارد. متریال بکار رفته در این خودرو که البته نامی از آن‌ها به میان نیامده به حدی سبک هستند که باعث می‌شوند وزن کلی خودرو تنها ۶۰۰ کیلوگرم باشد. این موضوع باعث می‌شود Spice-X SX1 یکی از سبک‌ترین خودروهای الکتریکی عصر مدرن باشد. در واقع این خودرو ما را به یاد لوتوس می‌اندازد.


هنوز مشخصات Spice-X منتشر نشده اما برخی از جزئیات آن به دست ما رسیده است. جدای از ابعاد جمع‌وجور و تک‌نفره بودن، این خودرو از دو پیشرانه الکتریکی برای دو چرخ عقب استفاده می‌کند. هر دو پیشرانه می‌توانند ۸۰ اسب بخار را تولید کنند که باعث ایجاد سقف سرعت ۱۶۰ یا ۲۱۰ کیلومتر در ساعتی بسته به نسخه سفارش داده شده می‌شود. گشتاور این پیشرانه نیز بسته به مجموعه باتری‌های ۳۳۰ یا ۴۵۰ ولتی برابر با ۱۶۰ و ۴۰۰ نیوتون متر می‌باشد.


فعلاً خبری از قیمت Spice-X منتشر نشده اما کمپانی ایتالیای قول داده این خودرو قیمت ارزانی برای همه خواهد داشت. رندرهای منتشر شده از این خودرو نیز محصولی شگفت‌انگیز را نشان می‌دهند.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها